تازه های آسمونی
صفحه اصلی > گردشگری > کشور هندوستان > ازدواج در آیین هندو
تبلیغات اینترنتی

ازدواج در آیین هندو

 marriage in hinduism ازدواج در آیین هندو

 

ازدواج دو خانواده و نه فقط دو فرد. در”سیخ فیت”(sikh faith) در شرق هند برخی ازدواج‌ها از قبل تعیین‌شده و برخی بر اساس عشق و علاقه است. وقتی دو نفر خواهان ازدواج با هم هستند این بدین‌معنا است که دو خانواده با هم ازدواج می‌کنند ونه فقط آن دو فرد. عروس نیز طبق سنت قرمز می‌پوشد (سفید در فرهنگ هند بیانگر مرگ است) و داماد کت کرم‌رنگی را که “اتچکین”نامیده می‌شود همراه با عمامه قرمزرنگی می‌پوشد. 

پدر دختر، عروس و داماد را از طریق قراردادن یک گوشه از لباس عروس در دستان داماد به یک دیگر منتقل می‌کند. 
داماد چهار مرتبه با کمک برادران عروس و سه عمو‌ها عروس را به دور کتاب مقدس می‌چرخاند. بعد از اتمام چهارمرتبه چرخش آن دو زن و شوهر محسوب می‌شوند. کشیش را یا دعای خیرشان را نثار آن دو می‌کند و بعد به زوج نصیحت می‌کنند که چگونه زندگی کنند و چگونه در زندگی جدید مشترکشان عشق بورزند. این زوج دو بدن با یک روح هستند.
در هند سنت‌های ازدواج متفاوتی وجود دارد و در نواحی مختلف هند سنت‌های متفاوتی وجود دارد و با این حال در تمام نواحی ازدواج عمل بزرگی در زندگی هر فرد در هر مکان و با هر سنتی می‌باشد.

 

ازدواج در هند تنها ایجاد ارتباط بین دختر و پسر نیست بلکه ایجاد ارتباط دو خانواده با یکدیگر می‌باشد و معمولاً خانواده‌ها که با هم وصلت می‌کنند در یک قشر قرار دارند و یکی از شرایط ازدواج جهاز است که خانواده‌ها برای آن بر سر گفتگو می‌نشینند و از دیگر شرایط ازدواج مشاوره با اخترشناسی است که از طریق آن متوجه شوند این دختر و پسر در زندگی زناشویی خود توافق دارند و در صورت مثبت بودن روز ازدواج هم به همین منوال تعیین می‌شود.

 

در ازدواج‌های مذهبی هند دعای خیر پدر و مادر و رضایت آنها بسیار مهم است و خانواده دختر است که وعده غذایی شب عروسی را تدارک می‌بینند و مهمان‌ها را دعوت می‌کنند.
گرچه در مورد اعتقاد به سنت ازدواج و رسومات آن، نظرات گوناگونی در هند وجود دارد، اما نهاد ازدواج در میان تمامی هندوها و سایر ادیان از درجه اهمیت واحدی برخوردار است و در همین ارتباط ازدواج در اکثر متون مذهبی هند به مثابه یک فریضه مذهبی آمده است. 

 

متون مذهبی «وداها»، «حماسه‏ها»، «یورانا» و همچنین متون مذهبی «بودائیسم» و«جِینیسم» ازدواج را یک فریضه مذهبی قلمداد می‏کنند. ازدواج که در لغت هندو «ویواه» خوانده می‏شود، به عنوان یک وظیفه اساسی برای هر «هندو» محسوب می‏گردد. بر اساس اعتقادات مذهب هندوئیسم، هر انسان بایستی پنج قربانی بزرگ انجام بدهد. انجام این پنج قربانی تنها زمانی ممکن است که فرد ازدواج کرده باشد. بنابراین زن یا مرد تا زمانی که ازدواج نکرده باشد نمی‏تواند این پنج فرض بزرگ را انجام دهد. زندگی مشترکی که زن و مرد تشکیل می‏دهند در هندوئیسم، «گرهیاستا» خوانده می‏شود و پنج قربانی مذکور تقدیم به خالق هستی «براهما» خدایان هندو، اجداد، عناصر و همنوعان می‏گردد. 

 

بنابراین دختر و پسر هر دو، جایگاه خاصی در مذهب هندوئیسم دارند. هندوها برای تولد فرزند پسر، اهمیت ویژه‏ای قائل‏اند، زیرا معتقدند که تولد فرزند پسر منجر به رستگاری یا آزادی می‏شود. بر اساس اعتقادات هندوئیسم، زنان خلق شده‏اند که وظیفه مادری را به عهده بگیرند و مردان آفریده شده‏اند که بتوانند پدر شوند. ازدواج در هندوئیسم از لحاظ نظری یکی از مراسم مذهبی چندگانه مبنی بر «اهدای بدن» یا «قربانی بدن» است که زن و مرد هندو بایستی در یک مقطع از زندگی‏شان آن را انجام دهند. 

 

بر اساس اعتقادات مذهب هندوئیسم، باید دختر را به محض رسیدن به سن مناسب برای ازدواج به خانه بخت فرستاد و اگر پدر و یا قیم دختری که به سن ازدواج رسیده، تا سه سال پس از این مقطع او را به خانه بخت نفرستد، گناه بزرگی مرتکب شده است و در همین حال اگر والدین، دختر را در این مدت به خانه بخت نفرستند، دختر آزاد است که زوج خود را به دلخواه خود انتخاب کرده و با او ازدواج کند. 

 

گرچه سن ازدواج در مناطق شهری هند رو به افزایش است، اما ازدواج کودکان و ازدواج در سنین پایین‏تر هنوز هم در روستاهای هند مرسوم است. سنین ازدواج در هند از نوزاد 6 ماهه شروع می‏شود و تا سنین بالا ادامه می‏یابد. هم‏اکنون در بسیاری از مناطق روستایی هند، نوزادان کوچک دختر و پسر را با برگزاری مراسم مذهبی همانند سایر مراسم ازدواج به عقد یکدیگر در می‏آورند و سپس نوزاد دختر به خانه شوهرش یعنی منزل پدر پسر خواهد رفت و در حقیقت مابقی عمر را تا رسیدن به بلوغ جسمی و عقلی در آنجا خواهد گذراند. هدف این نوع ازدواج که بیشتر در ایالتهای راجستان و مناطق جنوبی هند رواج دارد، وابسته کردن دختر و پسر به زندگی مشترک از ابتدای دوران کودکی است.

 

marriage in hinduism1 ازدواج در آیین هندو

 

تشریفات ازدواج د ر هند

عروسی هندوها مثل تمام آداب و رسوم دیگرشان با تشریفات زیادی همراه است. پانزده مرحله مهم برای برگزاری این جشن را می‌توان بیان کرد. 

مرحله 1: روز خواستگاری را با اجازه بزرگترها تعیین می‌کنند. در این مراسم حضور و نظر بزرگترهای فامیل بسیار مهم است.

 مرحله 2: با یک منجم مشورت می‌کنند تا روزو محل مراسم مناسب با طالع زوجین برای برگزاری این جشن مشخص شود.

 مرحله 3: تصمیم‌گیری راجع به پذیرایی از مهمان‌ها به شیوه سنتی که باید روی زمین بنشینند یا تهیه میز و صندلی برای برگزاری مهمانی به شیوه مدرن.

 مرحله 4: تصمیم‌گیری راجع به اجرای 15 مرحله از تشریفات مذهبی رایج در خانواده‌های سنتی و یا انتخاب و به جاآوردن گزینه‌هایی که برای زوجین معنا و مفهوم ویژه‌ای دارد.

 مرحله 5: خرید لباس سنتی هندی (ساری) توسط داماد برای تعویض لباس عروس در روز مراسم. این تعویض لباس از جمله تشریفات مهم به حساب می‌آید و به معنای واگذاری مسوولیت و سرپرستی عروس از والدین به داماد است. 

 مرحله 6: تهیه تدارکات پذیرایی از جمله غذا، میوه و … (خوردن، آشامیدن و صحبت کردن در طول مراسم عروسی هندوها مانعی ندارد)

 مرحله 7: سفارش حلقه‌های گل عروس و داماد که باید از دست همدیگر بگیرند و بر گردن یکدیگر بیاویزد. 

 مرحله 8: سفارش یک گردن بند طلا که داماد بر گردن عروس می‌آویزد.

 مرحله 9 : در این مرحله عروس و داماد 7 قدم در کنار هم برمی‌دارند که نماد ازدواج فرخنده، آرزوی ثروت، شادی، قدرت و … است.

 مرحله 10: درست‌کردن معجونی از ماست و عسل که عروس باید به داماد تعارف کند. این معجون سمبل تضمین سلامت جسمی و شیرینی آغاز ازدواج برای داماد است. 

 مرحله 11: اهدای غذا و سایر نذورات به خدایان و طلب دعای خیر و برکت. (در آیین هندو یک قدرت مطلق وجود دارد و سایر خدایان تنها صورت‌های دیگر آن خدا هستند) 

 مرحله 12: تهیه یک سنگ که عروس به رسم وفاداری و صداقت بر آن می‌ایستد و داماد حلقه‌ای را در انگشت پای او قرار می دهد. 

 مرحله 13: پاشیدن برنج و گل بر سر عروس و داماد بعد از اعلام پیمان ازدواج در جمع.

 مرحله 14: در این مرحله داماد با گذاشتن علامتی بر پیشانی عروس به وسیله ی پودر نارنجی یا sedhu به حضار متأهل شدن عروس را اعلام می‌کند. بعد از آن زوجین باید پای والدینشان را لمس کرده و از آن طلب دعای خیر کنند.

 مرحله 15: برگزاری یک مهمانی مفصل برای حضار و مدعوین به صرف انواع غذا و نوشیدنی.

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=17229
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

Goa

گوا و جاذبه های دیدنی آن

گوا نام شهری بندری و ایالتی در حاشیه جنوب غربی هندوستان است. گوا شامل بندر …

2 نظرات

  1. نیلوفراشرفی

    بخوان ما را
    منم پروردگارت
    خالقت از ذره ای ناچیز
    صدایم کن مرا، آموزگار قادر خود را
    قلم را، علم را، من هدیه ات کردم

    بخوان ما را

    منم معشوق زیبایت
    منم نزدیک تر از تو به تو
    اینک صدایم کن
    رها کن غیر مارا، سوی ما بازا
    منم پروردگار پاک بی همتا
    منم زیبا، که زیبا بنده ام را دوست می دارم
    تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید
    تو را در بیکران دنیای تنهایان
    رهایت من نخواهم کرد
    بساط روزی خود را به من بسپار
    رها کن غصه ی یک لقمه نان و آب فردا را
    تو راه بندگی طی کن
    عزیزا، من خدایی خوب می دانم
    تو دعوت کن مرا بر خود
    به اشکی، یا خدایی، میهمانم کن
    که من چشمان اشک آلوده ات را دوست می دارم
    طلب کن خالق خود را
    بجو ما را
    تو خواهی یافت
    که عاشق می شوی بر ما
    و عاشق می شوم بر تو
    که وصل عاشق و معشوق هم
    آهسته می گویم خدایی عالمی دارد
    قسم بر عاشقان پاک با ایمان
    قسم بر اسب های خسته در میدان
    تو را در بهترین اوقات آوردم
    قسم بر عصر روشن
    تکیه کن بر من
    قسم بر روز هنگامی که عالم را بگیرد نور
    قسم بر اختران روشن، اما دور
    رهایت من نخواهم کرد

    بخوان ما را

    که می گوید که تو خواندن نمی دانی؟
    تو بگشا لب
    تو غیر از ما خدای دیگری داری؟
    رها کن غیر ما را
    آشتی کن با خدای خود
    تو غیر از ما چه می جویی؟
    تو با هرکس به جز با ما چه می گویی؟
    و تو بی من چه داری؟ هیچ!
    بگو با ما چه کم داری عزیزم؟ هیچ!
    هزاران کهکشان و کوه و دریا را
    و خورشید و جهان و نور و هستی را
    برای جلوه ی خود آفریدم من
    ولی وقتی تو را من آفریدم
    بر خودم احسنت می گفتم
    تویی زیباتر از خورشید زیبایم
    تویی والاترین مهمان دنیایم
    که دنیا بی تو، چیزی چون تو را کم داشت
    تو ای محبوب تر مهمان دنیایم
    نمی خوانی چرا ما را؟
    مگر آیا کسی هم با خدایش قهر می گردد؟
    هزاران توبه ات را گرچه بشکستی
    ببینم، من تو را از درِگهم راندم؟
    اگر در روزگار سختی ات خواندی مرا
    اما به روز شادیت یک لحظه هم یادم نمی کردی
    به رویت بنده ی من هیچ آوردم؟
    که می ترساندت از من؟
    رها کن آن خدای دور
    آن نامهربان معبود
    آن مخلوق خود را
    این منم، پروردگار مهربانت، خالقت
    اینک صدایم کن مرا، با قطره ی اشکی
    به پیش آور دو دست خالی خود را
    با زبان بسته ات کاری ندارم
    لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم
    غریب این زمین خاکیم !
    آیا عزیزم، حاجتی داری؟
    تو ای از ما
    کنون برگشته ای اما
    کلام آشتی را تو نمی دانی؟
    ببینم چشم های خیست آیا گفته ای دارند؟
    بخوان ما را
    بگردان قبله ات را سوی ما
    اینک وضویی کن
    خجالت می کشی از من؟
    بگو، جز من کس دیگر نمی فهمد
    به نجوایی صدایم کن
    بدان آغوش من باز است
    برای درک آغوشم
    شروع کن
    یک قدم با تو
    تمام گام های مانده اش با من

    ممنونم عالی بود

  2. محمد رضا

    سایت شما بسیار عالی بود.من ک از دیدنش لذت بردم.
    با تشکر…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.