تازه های آسمونی
صفحه اصلی > گردشگری > آداب و رسوم > قرآن و آداب و رسوم ایرانیان
تبلیغات اینترنتی

قرآن و آداب و رسوم ایرانیان

iranian quran and customs1 قرآن و آداب و رسوم ايرانيان

 

با ظهوراسلام و ورود قرآن کریم در جامعه ی ایرانی و حضور آن در زندگی مردم، بسیاری از رسم ها و آداب ایرانی، رنگ و بوی قرآنی به خود گرفتند. قرآن کریم، تأثیرات شگرفی را در این وادی از خود بر جای گذاشته است. این کتاب آسمانی، بسیاری از آداب و رسوم آن جامعه را به صورت بنیادی، تغییر داده و برخی از سنت ها را تعدیل کرده است.
تأثیر قرآن بر فرهنگ عامه ی ایران را می توان در زمینه های متفاوتی چون آیین ها، سنت ها، معاشرت ها، داد و ستدها، مثل ها و متل ها، دعاها و نفرین ها و سوگندها و… جستجو و بررسی کرد.
هر چند که بر شمردن آداب و رسوم ایرانی ـ قرآنی، در این نوشته ی کوتاه، ممکن نیست، و لیکن:
آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید.
پس اینک چند نمونه از آداب و رسوم ایرانی را که قرآن کریم در آن جلوه گری می کند، به تماشا می نشینیم:

ضرب المثل های قرآنی 

مثل های قرآنی، مثل هایی است که مانند بسیاری از گونه های کلامی دیگر در ادبیات فارسی و فرهنگ شفاهی مردم، تحت تأثیر فرهنگ و آموزه های قرآن کریم، قرار گرفته است. به مثل هایی مثل قرآنی گفته می شود که رایحه ای از قرآن کریم در آن استشمام شود و به گونه ای، اشاره به یکی از نام ها، سوره ها و آیه های قرآن داشته یا بخشی از متن یا ترجمه یا محتوای آیات، در آن ظهور داشته باشد.
در این جا، بخش کوچکی از امثال فارسی ای را که تأثیر پذیرفته از قرآن کریم اند، تقدیم می داریم:
1 ـ اول بسم الله و غلط: مثلی است بر گرفته از این که کسی در ابتدای قرائت قرآن و در جمله ی بسم الله الرحمن الرحیم، دچار اشتباه شود و آن را غلط تلفظ کند. این مثل، برای کسی به کار می رود که در ابتدای کاری، دچار اشتباه و خطا شود.
2 ـ جا به جاک نعبد جا به جاک نستعین: مثلی است به مفهوم این که هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد و گاه به معنای این که گاهی این و گاهی آن و هر کاری جای خود را دارد، استعمال می شود. اصل این مثل، از آن جاست که از دانشمندی ظریف ـ به مزاح ـ پرسیدند: سبب چیست که لفظ « ایاک » در آیه « ایاک نعبد و ایاک نستعین » تکرار شده است، در صورتی که به رعایت ایجاز و اختصار، ممکن بود گفته شود: « ایاک نعبد و نستعین ». دانشمند، جواب داد: « برای این که اگر ایاک تکرار نشده بود، معنی اش این بود که عبادت و استعانت، همیشه باهم باشد، در صورتی که بعضی جاها خدا را عبادت می کنیم و بعضی اوقات از خدا استعانت می جوییم که به عبادت اشتغال نداریم » و آن گاه بر سبیل ظرافت گفت: « ایاک نعبد و ایاک نستعین، یعنی جا به جاک نعبد و جا به جاک نستعین ».
3 ـ یک قلش هم بگیرد، بس است: مثلی است که با استفاده از سوره های چهار قل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) ساخته شده است. منشأ مثل، حکایتی است که شخص، بنا بر معمول، برای رفع چشم زخم و شر حسودان و… چهار قل می خواند. گفتند: تا کی چهار قل می خوانی؟ به نظر نمی آید که چهار قلت اثر کند. گفت: یک قلش هم بگیرد، کافی است !
معنای مثل، این است که اگر یک تدبیر از تدابیر هم پیش برود و مؤثر افتد، کافی است.
4 ـ قرآن خدا غلط بشود، کار او غلط نمی شود: مثلی است، برداشته از این که امکان وجود غلط و نادرستی در قرآن کریم وجود ندارد. گوینده ی مثل، با این فرض می گوید بر فرض اگر در قرآن خدا هم غلط وجود داشته باشد، در کار فلانی، غلط وجود ندارد و این جمله را دلیل بر صحت اقوال او قرار می دهند. معنای مثل، این است که شخص، بر این کار مواظبت دارد و احتمال این که در این کار خطا کند، بسیار کم است.
5 ـ لا تقربوا الصلوه را می شنود و انتم سکاری را نمی شنوند:
مثلی است برگرفته از آیه ی43 سوره ی نساء، به این معنا که هنگام مستی، نماز نگزارید. این مثل، با تغییر ضمایر در حالات مختلف به کار می رود و مراد مثل، این است که از مطلبی، تنها به بخش مفید به حال یا منظور خود بچسبند و به نکات و توضیحات دیگر آن توجه نکنند و نیز به معنای ناشنیده گرفتن جمله ی دوم و سند گرفتن از جمله ی اول است.

 کنایه های قرآنی 

کنایه های قرآنی، ترکیب هایی هستند که در ساختار اصلی تشکیل دهنده ی آنها، اشاره ی کلمه، ترکیب متن یا ترجمه ای از سوره ها و آیه های قرآن کریم پدیدار باشد. این کاربرد، ممکن است در متون نظم و نثر یا در محاورات روزمره، صورت پذیرد. چند نمونه از این کنایه ها چنین است:
1ـ آیه از آسمان نازل شدن: کنایه از لزوم قطعی انجام یافتن امری است، به حدی که پنداری در تأکید انجام دادن آن، آیه ای نازل شده است و در مواردی، به معنای سخت مصرانه پای فشردن و نسبت به امری نه چندان لازم، به شدت اصرار ورزیدن و برای انجام دادن آن، پایمردی نمودن است، مانند « مگر آیه از آسمان نازل شده که حتماً می خواهی بروی » و « انگار آیه نازل شده که حتماً همین خانه را بخریم ». چنان که از شواهد مثال بر می آید، اصطلاح، معمولاً به صورت منفی می آید یا به صورت مثبت و در معنای منفی.
2 ـ پیراهن یوسف آوردن: کنایه ای برگرفته از داستان آوردن پیراهن یوسف برای پدرش یعقوب است که موجب بازیافتن روشنایی چشم نابینای او شد و کنایه از انجام دادن کاری فوق العاده و ارجمند و سزاوار آفرین و مرحبای بسیار است. البته گاهی عبارت را در مفهوم مخالف می آورند و در مورد کسی می گویند که کار مختصری انجام داده و ناز و منت بسیار دارد.
3 ـ فاتحه ی کسی (یا چیزی) را خواندن: به معنای از کسی یا چیزی، صرف نظر کردن است. در محاورات عامیانه، در صورتی به کار می رود که بخواهند مفهوم چیزی را نابود شده، از دست رفته و به اتمام رسیده بدانند که تعبیرات « فاتحه اش را خواندند » و « باید فاتحه اش را خواند » را به کار می برند.
4 ـ بضاعت مزجات آوردن: بضاعت، به معنای سرمایه و مال است و بضاعت مزجات، به معنای مالی اندک و سرمایه ی کم است. بضاعت مزجات آوردن، کنایه از آوردن یا داشتن سرمایه و توشه ای اندک در برابر مالی فراوان یا عظمتی بسیار است. این کنایه، برداشته شده از آیه ی88 سوره یوسف است که به عزیز مصر می گویند که ما به نزد تو بضاعت مزجات آوردیم.
5 ـ کوس لمن الملک زدن: کوس در این کنایه، همان نگاره و طبل بزرگ است که در هنگام هزیمت سپاه یا اعلان خبر مهم، نواخته می شود و کوس لمن الملک زدن، به معنای خود را دارای قدرت و نیروی عظیم دیدن و کنایه از ادعای مالکیت و تسلط مطلق کردن است. این کنایه، بر گرفته از آیه ی شانزده سوره ی غافر است که خداوند در آن، ندای لمن الملک، سر داده است. هر گاه شخصی، بی دلیل، خود را دارای قدرت و سلطنت فراوان معرفی کند، می گویند فلانی کوس لمن الملک می زند.

 قرآن و عید نوروز 

با تأیید پیشوایان دینی، نوروز ایرانی، به رسمی ایرانی ـ اسلامی تبدیل شد. سنت های نیک گذشته با آموزه های دینی، قرین گشت و آموزه های نو، به زیبایی و غنای بیشتر آن یاری رساند.
یکی از سنت های نیکو که در گذشته و امروز، در اقوام مختلف ایرانی مرسوم بوده و هست، حضور قرآن کریم در آیین های نوروزی است و اینک چند نمونه از این دست:
1 ـ قرآن سفره ی هفت سین: یکی از جلوه های زیبای حضور قرآن در آیین های نوروزی، گذاشتن قرآن، روی سفره ی هفت سین است. در این رسم که می توان گفت: کم ترین گونه ی ارتباط با قرآن در این ایام است. قرآن را روی سفره ی هفت سین ویژه ی تحویل سال نو قرار می دهند. البته لازم به گفتن است که روی سفره ی هفت سین، فقط چیزهایی مانند سیب، سمنو، سنجد و… را که حرف سین در ابتدای آن است، نمی گذارند ؛ بلکه از چیزهای دیگری که از آن، امید رحمت و برکت دارند نیز استفاده می کنند. در « فرهنگ عامیانه ی » هدایت آمده است: « چیزهایی که در سفره ی هفت سین می گذارند، از این قرار است: قرآن، نان، آب و… ».
2 ـ قرائت قرآن در هنگام تحویل سال: عده ای از متدینان، در دقایق پایانی سال و پیش از آغاز سال جدید، قرآن کریم را در دست می گیرند و در کنار سفره ی هفت سین، آیاتی از قرآن را تلاوت می کنند. از این طریق، پایان سال و هنگام تحویل سال و دقایق نخستین سال جدید را با قرآن و در کنار قرآن هستند و سال نو را با قرائت قرآن آغاز می کنند و از این راه، برای زندگی خود، برکت و معنویت را فراهم می آورند.
3 ـ ورود به منزل با قرآن: رسمی است که در آغازین لحظه های ورود به سال جدید خورشیدی، انجام می شود. در این رسم و اعتقاد دیرین ـ که در برخی از مناطق ایران رایج است ـ ورود نخستین فرد به فضای خانه، در اولین روز سال و پس از تحویل سال را بسیار با اهمیت می دانند و آن را مدار برکت و خوش آمد در طول سال می دانند. در این رسم، ازفردی از اعضای خانواده یا شخص دیگری که خوش قدم، پاک و درستکار است، خواسته می شود تا نخستین وارد شونده به فضای خانه باشد. پس از انتخاب و قرار قبلی، این فرد، با یک جلد قرآن، برای رحمت و برکت، سبزه، به نشانه ی بهار و سرسبزی و طراوت، آب، به نیت روشنایی و پاکی و آینه، برای راست نمایی و زلالی، در حالی که با پای راست وارد خانه می شود، جمله بسم الله الرحمن الرحیم را بر زبان می آورد و مقداری آب بر جای پای خود یا چهار گوشه ی اتاق یا حیات می ریزد.
4 ـ پول عیدی لای قرآن: در روز عید، جنب و جوش و شادی بچه ها، از بقیه بیشتر است و یکی از دلایل آن هم عیدی گرفتن از بزرگ ترهاست. در ایام عید نوروز، بزرگ ترهای فامیل، به کوچک ترها عیدی می دهند. این عیدی که معمولا اسکناس های نو است، شور و شادی بیشتری را برای آنها ایجاد می کند.
بعضی از بزرگ ترهای متدین، این پول ها را لای قرآن خود می گذارند و هنگام عیدی دادن، قرآن را گشوده و پول را از لای قرآن بیرون می آورند و به بچه ها می دهند.این کار برای آموزش ایجاد ارتباط بهتر و بیشتر با قرآن کریم است و از این راه برای پول های عیدی، تبرکجویی می کنند.

 قرآن در مراسم ازدواج 

یکی از جلوه های حضور قرآن در جامعه ی ایرانی، استفاده از قرآن در آیین های ازدواج است. ایرانیان، در مراسم ازدواج نیز سعی دارند تا ضمن اعلام بنای بنیان خانواده، بر آموزش های قرآنی، قرآن شریف را در مراسم ها ی مختلف عقد و عروسی خود حضور دهند. در این جلوه ی ارزشمند قرآن، پایبندی خود را به قرآن و آموزه های آن در شادترین لحظات زندگی نشان می دهند و تصمیم خود را برای پیروی از قرآن کریم در طول زندگی خود، استوار می سازند. ارتباط با قرآن کریم در مراسم ازدواج، به چند گونه است که تعدادی از آنها را بر می شمریم:
1 ـ قرآن سر سفره ی عقد: هنگامی که سفره ی عقد ازدواجی چیده می شود، همه ی بستگان با آرزوی خوش بختی عروس و داماد، سعی می کنند به هر چه با شکوه تر شدن این مراسم کمک کنند و در این راه، از جمع کردن اسباب شادی، مهم، بکرت و… بر سر سفره ی عقد، از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند. آب، آیینه، نان و سبزی، شیرینی، عسل و… از لوازم سفره ی عقد است ؛ اما آنچه این سفره را رنگین و نورانی می کند، حضور قرآن کریم است که در سفره ی عقد، به عنوان یکی از عوامل برکتجویی از زندگی عروس و داماد، گذاشته می شود. خانواده های ایرانی، قرآن سفره ی عقد را از زیباترین و بهترین قرآن ها انتخاب می کنند و آن را در سفره ی عقد قرار می دهند.
2 ـ قرائت قرآن، هنگام اجرای خطبه ی عقد: هنگامی که عروس و داماد، برای اجرای خطبه ی عقد بر سر سفره ی عقد می نشینند، با دلی پر از زیباترین آرزوها و در پی رسیدن به سعادت، از هر عاملی که آنها را در رسیدن به هدفشان یاری می رساند، مدد می جویند.
زوج های با ایمان و دیندار نیز از همان آغازین لحظه های پیمان ازدواج، با خویش و با یکدیگر عهد می بندند تا پیرو قرآن باشند و آموزش های قرآن را در زندگی خود به کار گیرند. این تصمیم را با نگریستن به متن قرآن کریم و قرائت آن در لحظات اجرای خطبه ی عقد و آغازین لحظه های زندگی مشترک، نشان می دهند.
3 ـ قرآن همراه جهیزیه ی عروس: در بسیاری از مناطق ایران و در بین اقوام مختلف، مرسوم است که خانواده ی عروس، لوازم ابتدایی و مورد نیاز آغاز زندگی مشترک را ـ کم باشد یا زیاد ـ به عروس و داماد اهدا می کنند. این لوازم ـ که جهیزیه یا جهاز نام دارد ـ معمولاً لوازمی است که مورد احتیاج آنهاست. هنگامی که خانواده ی عروس، در ضمن مراسم های خاص هر منطقه، جهیزیه را روانه ی خانه ی داماد می کنند، پیشاپیش همه ی وسایل، یک جلد قرآن را به عنوان نخستین و اساسی ترین مورد نیاز زوج جوان، به خانه ی آنها می فرستند. ایشان با این کار، نشان می دهند که پیشاپیش همه ی کارهای ما و اصلی ترین عنصر خوش بختی، قرآن است و باید در زندگی، به آن عمل کرد تا خوش بختی به دست آید.
4 ـ قرآن همراه عروس: زمانی که خانواده ی داماد برای بردن عروس، به خانه ی آنها می آیند و عروس، آماده ی رفتن به خانه ی شوهر می شود، با فامیل و خانواده، به ویژه پدر و مادر خود خداحافظی می کند. در برخی مناطق ایران، مرسوم بوده و هست که هنگام خداحافظی، پدر عروس، بخشی از قرآن یا مجلدی کوچک از قرآن را در پارچه ای سفید می پیچد و به کمر یا بازوی عروس می بندد و بدین وسیله، عروس را در پناه قرآن قرار می دهد.
5 ـ رد شدن عروس و داماد از زیر قرآن: هنگامی که عروس، از خانه ی پدر به خانه ی شوهر راهی می شود ـ مانند هر سفری ـ عروس و داماد را از زیر قرآن رد می کنند. این کار را معمولاً پدر عروس انجام می دهد. عروس و داماد نیز با بوسیدن قرآن، از زیر آن رد می شوند تا در پناه و امان قرآن، زندگی امن و آسوده ای را برای یکدیگر بسازند. در این رسم ـ که گاهی، از زیر آینه و قرآن رد شدن، نام دارد ـ عروس و داماد، از زیر قرآن رد می شوند و بر می گردند و قرآن را می بوسند و دوباره، از زیر آن رد می شوند.
6 ـ قرآن مهریه ی عروس: یکی از چیزهایی که در مهریه ی دختران ایرانی، به عنوان یک مورد جدایی ناپذیر حضور دارد، قرار دادن یک جلد کلام الله مجید، به عنوان مهریه است. در حقیقت، زوج ایرانی، با قرار دادن یک جلد قرآن به عنوان مهریه، آن را مهر خوش بختی خود قرار می دهند.

 نامگذاری قرآنی 

نامگذاری قرآنی فرزندان، به دو شیوه ی کلی از قرآن کریم انجام می شود. در روش نخست، با مطالعه در آیات قرآنی، نام یا کلمه ای از آیات الهی، به عنوان نام انتخاب می شود و در روش دوم، با تفأل و انتخاب جایی از قرآن به صورت اتفاقی و قرعه ای و باز کردن صفحه ی باز شده، نامی از آن صفحه برگزیده می شود. نام های قرآنی، به چند گروه تقسیم می گردند:
1 ـ نامها و لقب های شخصیت ها: نام بیش از بیست پیامبر الهی، در قرآن آمده که جزو بهترین نام هاست ؛ زیرا نامگذار آنها خداوند بوده است. در سخنان پیشوایان معصوم (علیه السلام)، به نامگذاری به نام های انبیا، سفارش شده است.
از نام ها و لقب های پیامبران که در قرآن آمده، می توان این نام ها را برشمرد: آدم، ابراهیم، نوح، موسی، عیسی، محمد، هود، یوسف، یونس، داود، الیاس، سلیمان، خلیل، روح الله، رسول، مسیح، یاسین و…
نام شخصیت های دیگری که در قرآن به گونه ای نقش آفرین بوده و در جریانی از جریانات قرآنی، شرکت جسته اند، بخش دیگری از نام های قرآنی است که خانواده ها برای فرزندان خود بر می گزینند. مانند: مریم، هارون، لقمان، جبرئیل و…
2 ـ نام ها و صفات خداوند: در قرآن کریم، نام ها و صفات زیادی از خداوند آمده که بسیاری از آنها قابل استفاده برای نامگذاری است. این نام ها که بهترین نام هاست، گاه به همان صورت که در قرآن آمده، برای فرزندان به کار برده می شود، مانند: حمید، مجید، مبین، معین، علی، عزیز، قدیر، غفار.
بخشی از نام های الهی در قرآن نیز با ترکیبی از کلمه ی « عبد » به اضافه ی آن نام به عنوان نام افراد انتخاب می گردد. این گونه نام ها ـ که نشانه ی عبودیت و بندگی است ـ در حقیقت، نشاندار کردن زندگی به نشان بندگی است. از ترکیب عبد با بسیاری از نام های زیبای خداوند در قرآن، نام های عبودیت به دست می آید که از جمله ی آنهاست: عبدالله، عبدالرحیم، عبدالرحمان، عبدالحمید، عبدالأعلی، عبدالحکیم و…
3 ـ کلمات مقدس قرآنی: نام های دیگری از کلمات نورانی و زیبای متن آیات قرآنی یا نام سوره ها برگزیده می شوند که می توان آنها را به چند دسته تقسیم کرد:
الف: نام هایی که به همان شکل ساختاری و درستی که در قرآن آمده، به کار می روند، مانند: هدی، بشری، رضوان، مصباح، آیت، برهان و…
ب) نام هایی که به شکل موجود در قرآن، بدون توجه به شکل صرفی یا اعرابی آن به کار می رود، مانند: مبینا، مسیحا، طهورا.
ج) نام هایی که شکلی از آنها در قرآن آمده و با تغییری به عنوان نام استفاده می شود، مثل: عاکف، اشراق.

سوگندهای قرآنی 

یکی از مسایلی که در زندگی رخ می دهد، قبولاندن اندیشه، اثبات ادعا، گرفتن حق، دفاع از ستم دیده و رساندن حق به حقدار و… است. برا ی دستیابی به این مهم، راه حل هایی چند وجود دارد. مدعیان حق، گاه با دلیل و برهان وگاه با آوردن شاهد و… دیدگاه خود را به اثبات می رسانند. یکی از این راه حل ها، قسم خوردن یا سوگند یاد کردن است. موارد سوگند و اموری که به آن سوگند یاد می شود، بسیارند. یکی از مواردی که به آن سوگند یاد می شود، قرآن کریم است. خداوند، خود در قرآن کریم، پنج بار به قرآن، سوگند یاد کرده و از این راه، عظمت قرآن را به پیروانش نمایانده است. در فرهنگ عامیانه ی مردم ایران، قسم به قرآن، گاهی با الفاظ قسم به اضافه ی نام کتاب شریف الهی و یا صفاتی از آن بیان می شود و گاه با کارهایی که نشانگر قسم خوردن است و به اصطلاح، سوگند عملی است، انجام می شود.

چند نمونه از سوگندهای قرآنی مرسوم چنین است:
1 ـ به قرآن: از رایج ترین قسم هایی است که در همه ی مناطق ایران استفاده می شود و به معنای « به قرآن قسم می خورم » است. گاهی صفتی از صفات قرآن، مانند: مجید، کریم، عزیز و… نیز به آن اضافه می شود.
2 ـ به سی جزءکلام الله: سوگندی است که در آن، به تعداد جزءهای قرآن، اشاره شده است و برای تأکید بیشتر در قسم است. گاهی با شدت بیشتر و هماره با قسم های جلاله و به صورت « و الله بالله به سی جزء کلام الله » به کار می رود.
3 ـ به قرآنی که در سینه ی محمد است: نوعی قسم، همراه با اشاره به جایگاه تحمل وحی ـ که سینه ی مبارک پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ـ است. گویا با همراه کردن نام پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اشاره به جایگاه حمل قرآن، تأکید بیشتری برای قسم، اراده می شود.
4 ـ به آیه های قرآن: قسم خورنده، با اشاره به آیه های قرآن و فراوانی آن، می خواهد شدت بیشتری به قسم خود بدهد. در عبارتی دیگر که نزدیک به این قسم است، شخص، با سوگند به آیه آیه ی قرآن، نوعی تکثیر در تعداد قسم ها ایجاد می کند و تأکید بیشتری برای آن فراهم می سازد.
5 ـ به روح قرآن: در این جا به روح و جان مایه ی حقیقی یا به عبارتی، به محتوای قرآن، قسم یاد می شود. گویا در این گونه قسم، شخص می خواهد بگوید که من با ظاهر قرآن ـ که کتابی مشتمل بر کاغذ و جوهر است ـ قسم نمی خورم ؛ بلکه به روح و محتوای قرآن قسم می خورم.
با مطالعه در عباراتی که در فرهنگ عامه متدوال است، می توان سوگند واره هایی را یافت که هر چند نامی از قسم در آن یافت نمی شود، ولی در حقیقت، نوعی توسل به قرآن، جهت اثبات ادعا و گرفتن حق است.

 

 

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=11997
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

yalda-night

شمارش معکوس تا شب یلدا

شب یَلدا یا شب چله یکی از کهن ترین جشن‌های ایرانی است و از آن …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.