آسمونی
عاشقانه

دروغ چرا ، حال من خوب نیست اصلا

جایزه ملی یادگیری الکترونیکی

Im not good at all دروغ چرا ، حال من خوب نیست اصلا

آسمونی در این بخش برای علاقمندان به شعر، چند شعر زیبا با مضمون عاشقانه را برای شما عزیزان تهیه کرده است که پیشنهاد می کنیم حتما این اشعار زیبا را مطالعه نمایید.

حالم اصلا خوب نیست

ساقی امشب حالم اصلا خوب نیست

جام عشقت بر دلم مطلوب نیست

یا که عشقت رنگ خود را باخته

یا من بیچاره را محبوب نیست

***

حالِ ما اصلا خوب نیست

دوستان ازشما چه پنهان , حالِ ما اصلا خــوب نیست

این جهان بهرِزیستن مکانـــــــــــی مرغــــوب نیست

ازکارآن جــــــــــــــــــــهان هم , کسی ندارد خـبـری

رویای بهشت وجهنم , جزخـــــــــیالی مطلوب نیست

سالهاست ما را می کوبــــــــــــند با چوب دفاع ازحق

این جسم بی جان را بیش ازین طـــاقت پاکوب نیست

گمان ندارم این اوضاع حکم الــــــــــــــــــــــهی باشد

آدمی عالم به اسرار علام الغــــــــــــــــــــیوب نیست

انسان از ترس انسان گشته ویـــــــلان وسرگــــردان

کسی را امید پـــــــــــــناهی جز غـفارالذنـوب نیست

مراد ازخلقت انسان این نـــــــــــــــبود که حال هست

دنــیا جای صلح وصفاست جای جنگ وآشوب نیست

گناه جهل خود را به پای تـقـــــــــد یـــــــــر نیاندازیم

کارماعیب دارد کار حق معــــــــــــــــــــــیوب نیست

زمین را می توان چنان ساخت که جــای زیستن باشد

عـزم وعلمـی همـی خواهد, بشرخودش طَـلوب نیست.

***

حالم اصلا خوب نیست…

یک نگاه مست داری جان من این خوب نیست؟

سر کشم جام نگاهت را ؟ بگو مشروب نیست؟

این همه “جانم فدایت “را به پایت ریختم

مرده ام تا این رسیدن،عاشقی محبوب نیست؟

دوستت دارم از اینرو، خاطرم آشفته است

گرچه با تو بودنم هم،کمتر از آشوب نیست!

در میانه مانده ام ، راهی ندارم جز سکوت

هیچ کس در پای عشقش اینچنین محجوب نیست

ای پلنگ تیز دندان با شکارت مانده ای؟

میزنی تیر خلاصم؟صبر من ایوب نیست!

آخرین جام شرابت را کشیدم سر بیا

بُرده ای قلب مرا جز من کسی مغلوب نیست

وصف تو در اینچنین شعری نگنجد مرحبا

حال این مست از نگاهت را ببین، مطلوب نیست

***

اهل ایرانم.

حالم اصلا خوب نیست.

تکه مغزی دارم ، خرده جانی ،سر سوزن پولی.

دوستانی ، همه آشفته روان.

توی هر کوچه و پارکی نگران.

و بوتیکی که در این نزدیکیست.

پره جنسای قشنگ، شیر و خرگوش و نهنگ.

این جوانان همه شاد ، همگی مست و ملنگ.

روی این نیمکت ها، زیر آن کاج بلند.

با لبی پر خنده ، مخفیانه دادند ، بوسه را با هدیه.

به چه می اندیشی؟

این جماعت خوابند؟ روز عشق است امروز.

هر چه باشد باشد. چه؟ والنتاین؟ بد است؟

خب سپندارمذگان.

تو چرا درگیری؟ تو که از عشق گریزان شده ای.

تو که از روح جوانی ، حراسان شده ای.

همه ی جویای یه نامیم.

تو بخوان ، آزادی.

ما نه بی فرهنگیم و نه دلداده ی غرب.

ما هنوز در پی کورش هستیم.

در پی پاکی این خاک عزیز.

در پی خود هستیم.

دیر گفتی تو چرا؟ میمردی؟

دیر و زودش به درک ، راست بگو.

صادق باش.

هر چه باشد. بپذیریم. فقط راست بگو.

از چه می ترسی تو؟

که سپندار مذگان

روز دلدادگی فرهاد است.

روز عاشق شدن لیلی و شیرین عزیز.

روز مجنون شدن مجنون است.

روز شیلا و نگین و نرگس

روز مهرداد و علی و ناصر.

گر نه این است. نمی خواهیمش.

نه

نمی خواهیمش.

تازه های مرتبط

خیلی دوسش دارممممم

ندا رحیمی

عشق من

طاهره رضایی

اولین بار که دیدمت…

آسمونی

عاشقانه ای برای تو

آسمونی

عشق یعنی مستی و دیوانگی

آسمونی

کادوی روز عشق یا سپندارمذگان چی بخریم؟

آسمونی

درج نظر