تازه های آسمونی
خانه > خواندنی > شعر > بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم
ثبت نام لاتاری
اخبار تکنولوژِی

بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم

شعر بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم یکی از زیباترین و معروف ترین اشعار مخزن الاسرار نظامی است. آسمونی در این مقاله متن شعر بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم به همراه معنی ابیات بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم را برای شما عزیزان منتشر میکند.

متن شعر بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم

بسم‌الله الرحمن الرحیم

هست کلید در گنج حکیم

فاتحه فکرت و ختم سخن

نام خدایست بر او ختم کن

پیش وجود همه آیندگان

بیش بقای همه پایندگان

سابقه سالار جهان قدم

مرسله پیوند گلوی قلم

پرده گشای فلک پرده‌دار

پردگی پرده شناسان کار

مبدع هر چشمه که جودیش هست

مخترع هر چه وجودیش هست

لعل طراز کمر آفتاب

حله گر خاک و حلی بند آب

پرورش‌آموز درون پروران

روز برآرنده روزی خوران

مهره کش رشته باریک عقل

روشنی دیده تاریک عقل

داغ نه ناصیه داران پاک

تاج ده تخت نشینان خاک

خام کن پخته تدبیرها

عذر پذیرنده تقصیرها

شحنه غوغای هراسندگان

چشمه تدبیر شناسندگان

اول و آخر بوجود و صفات

هست کن و نیست کن کاینات

با جبروتش که دو عالم کمست

اول ما آخر ما یکدمست

کیست درین دیر گه دیر پای

کو لمن الملک زند جز خدای

بود و نبود آنچه بلندست و پست

باشد و این نیز نباشد که هست

پرورش آموختگان ازل

مشکل این کار نکردند حل

کز ازلش علم چه دریاست این

تا ابدش ملک چه صحراست این

اول او اول بی ابتداست

آخر او آخر بی‌انتهاست

روضه ترکیب ترا حور ازوست

نرگس بینای ترا نور ازوست

کشمکش هر چه در و زندگیست

پیش خداوندی او بندگیست

هر چه جز او هست بقائیش نیست

اوست مقدس که فنائیش نیست

منت او راست هزار آستین

بر کمر کوه و کلاه زمین

تا کرمش در تتق نور بود

خار زگل نی زشکر دور بود

چون که به جودش کرم آباد شد

بند وجود از عدم آزاد شد

در هوس این دو سه ویرانه ده

کار فلک بود گره در گره

تا نگشاد این گره وهم سوز

زلف شب ایمن نشد از دست روز

چون گهر عقد فلک دانه کرد

جعد شب از گرد عدم شانه کرد

زین دو سه چنبر که بر افلاک زد

هفت گره بر کمر خاک زد

کرد قبا جبه خورشید و ماه

زین دو کله‌وار سپید و سیاه

زهره میغ از دل دریا گشاد

چشمه خضر از لب خضرا گشاد

جام سحر در گل شبرنگ ریخت

جرعه آن در دهن سنگ ریخت

زاتش و آبی که بهم در شکست

پیه در و گرده یاقوت بست

خون دل خاک زبحران باد

در جگر لعل جگرگون نهاد

باغ سخا را چو فلک تازه کرد

مرغ سخن را فلک آوازه کرد

نخل زبانرا رطب نوش داد

در سخن را صدف گوش داد

پرده‌نشین کرد سر خواب را

کسوت جان داد تن آب را

زلف زمین در بر عالم فکند

خال (عصی) بر رخ آدم فکند

روی زر از صورت خواری بشست

حیض گل از ابر بهاری بشست

زنگ هوا را به کواکب سترد

جان صبا را به ریاحین سپرد

خون جهان در جگر گل گرفت

نبض خرد در مجس دل گرفت

خنده به غمخوارگی لب کشاند

زهره به خنیاگری شب نشاند

ناف شب از مشک فروشان اوست

ماه نو از حلقه به گوشان اوست

پای سخنرا که درازست دست

سنگ سراپرده او سر شکست

وهم تهی پای بسی ره نبشت

هم زدرش دست تهی بازگشت

راه بسی رفت و ضمیرش نیافت

دیده بسی جست و نظیرش نیافت

عقل درآمد که طلب کردمش

ترک ادب بود ادب کردمش

هر که فتاد از سر پرگار او

جمله چو ما هست طلبگار او

سدره نشینان سوی او پر زدند

عرش روان نیز همین در زدند

گر سر چرخست پر از طوق اوست

ور دل خاکست پر از شوق اوست

زندهٔ نام جبروتش احد

پایه تخت ملکوتش ابد

خاص نوالش نفس خستگان

پیک روانش قدم بستگان

دل که زجان نسبت پاکی کند

بر در او دعوی خاکی کند

رسته خاک در او دانه‌ایست

کز گل باغش ارم افسانه‌ایست

خاک نظامی که بتایید اوست

مزرعه دانه توحید اوست

معانی ابیات بِسْمِ ٱللّٰهِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلرَّحِیمِ هست کلید درگنج حکیم به صورت فارسی روان :

دربیت اول حکیم یا خود نظامی و گنج مخزن الاسرار یا کتابش

یا حکیم خداوند گنج قران کریم و مجید باشد…

بیت دوم:

شروع هر اندیشه و پایان سخن با نام خداوند است تو نیز اندیشه و سخنت را با نام او پایان ببر

معنی ابیات از بیت سوم:

بیت سوم:خداوند واجب الوجود بوده و هست و او پیش از همه بوده است

بیت چهارم:خداوند سابق بر ازلیت و اوست که گلوی قلم را با کلمه و کلام زینت داده است

بیت پنجم:خداوند پرده و حجابی را که بر این فلک زده شده را می تواند باز کند و باز کرده و خداوندی که از نظر عرفا و پیامبران در پرده است.

بیت ششم:او مبدا هر چشمه ایست که عطا می کندو مخترع هر چه که وجود دارد می باشد

بیت هفتم:خداوند کمر خورشید با لعل (نور)زینت داده و اوست که خاک را با گیاهان و گل ها زیبا کرده و با سنگ ریزه ها نقوشی در آب ایجاد کرده و زیبا می کند

بیت هشتم:خداوند عرفا ، پیامبران و اولیا را تربیت کرده و روز را برای بدست آوردن روزی آفریده است

بیت نهم:خداوند خداوند گوهر عقل را کنار هم قرار داده و در وجود انسان قرار داده و اوست که روشنی دهنده عقل است(با عقل میتوان خوب و بد را تشخیص داد)

بیت دهم:خداوند داغ بندگی رابر پیشانی بندگان نهاده و انسان بر دیگر موجودات بزرگ گردانیده

بیت یازدهم:هنگامی که مردم می ترسند و غوغا میکنند او نگهبان است و چشمه ای و منبعی است برای تدبیر داران و تدبیر شناسان

بیت دوازدهم:

معنی ابیات از بیت دوازدهم به بعد:

خداوند از ابتدا تا پایان وجود و صفات نیکش در وی وجود دارد و او میتواند موجودات و کاینات را ببرد و یا آنها را نگه دارد.

بیت سیزدهم:بزرگی و عظمت او برای این دو عالم (دنیا و آخرت )کم است و تدبیر او برای جهان ها نامحدود است.و او دو عالم را زیر نظر دارد در حالی که ما اول و آخر می میریم و بود و نبودمان به یک دم است.

بیت چهاردهم:چه کسی در این دنیای دیرپای و بی ارزش و زود گذر می تواند ادعای مالکیت کند جز خداوند

بیت پانزدهم:آنچه هست و نیست و آنچه بزرگ است و کوچک است ممکن است باشند ممکن است نباشند اما خداوند همیشه هست

بیت شانزدهم:پیامبران و عرفا و اولیا در ابتدا این مشکل را حل نکردند

بیت هفدهم:که علم خداوندی چه دریای بی کرانی است و ملک و پادشاهی او چقدر بزرگ است ، انتهای آن پیدا نیست

بیت هجدهم:خداوند از ابتدا بوده و ازلی است و تا انتها بوده و ابدی است

بیت نوزدهم:ای انسان اوست که جسم تو را مانند باغی زیبا آفریده و نور و بینایی چشم تو از اوست

بیت بیستم:هر کسی درگیر زندگی و پادشاهی می کند و مردم را اداره میکند پیش خداوند بنده ای بیش نیست

بیت بیست و یکم:هر چیزی جز او بقا ندارد و او مقدس است و فنایی در او نیست و راه ندارد

بیت بیست دوم:خداوند هزار دست و هزار آستین که انعام و نعمت هایش را در کمر کوه و کلاه زمین قرار داد(کلاه زمین :اسمان)باران

بیت بیست و سوم:هخنگامی که خداوند

معنی بیت بیست سوم به بعد:

تا کرم و بخشش ونور خداوندی از پرده و حجاب بیرون آمد خار دارای گل و نی دارای شکر شد و گرنه نی نه شکر داشت و خار نه گل

بیت بیست و چهارم:وقتی که به بخشش و کرم او این کره ی خاکی آباد شد این دنیا از نیستی و عدم نجات یافت و به وجود هستی رسید.(یا خداوند خود واجب الوجود است)

بیت بیست و پنجم:این دنیا قصد این را نداشت که شهرها و مراکز تمدن بشری بوجود آید و هنوز کار آسمان گره در گره و مشکل دار بود.

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=287845
  • تبلیغات اینترنتی
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    من از تو مینویسم

    اگر علاقمند به شعر و شاعری هستید این مقاله آسمونی را از دست ندهید چرا …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.