تازه های آسمونی
خانه > دین و اندیشه > خداشناسی و عرفان > با تو از شب های سرد بی کسی می گویم
تور اروپا - سرزمین میترا
املاک کوهک
تبلیغات اینترنتی

با تو از شب های سرد بی کسی می گویم

i-say-u-cold-nights-without-somone

معبودا

با تو از شب های سرد بی کسی می گویم

از التهاب اشک، از عبور سنگین لحظه ها و سکوت مرگ آور حسرت،

در این صحرای بی پایان، به روی ماسه های سرنوشت خویش می بارم

نه نای رفتن دارم، نه تاب ماندن

آرام و سنگین قدم بر می دارم، به کدامین سو، نمی دانم

سر به سوی آسمان می کنم،

معبودا! از این همه گذشتن خسته ام،

پناهم ده امشب، که از خویشتن گسسته ام،

به راه خود ادامه می دهم، چشمانم به دور دست ها خیره مانده،

گام هایم، آرام و آرام تر می شوند، دیگر سرما تمام وجودم را گرفته

نفس هایم به شماره افتاده و دیگر توان ایستادن ندارم،

هوای پریدن به سرم زده،

ندایی در من نجوا می کند،

باور کن فردا خواهد آمد.

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=115822
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • تبلیغات اینترنتی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    خداوند ، وجودی از ازل تا ابد

    صحبت در مورد «خداوند» یکی از موضوعات مهم و اساسی در همه ادیان است. ما …

    نظرات

    1. و گویا نوشته ای باید گفت به دنبال شعر زیبایی که قرار داده شده . این ندا همان صدای خدا است که اگر سر نگردونی آری
      باید تن به مردن بدی و خدا ناشاد میشه , صبح که بلند شدی و سلام دادی امید وار میشی با دیدن آفتاب و گلای معطری
      که خودش برات گذاشته این همه هدیه خدا بازم برات کمه ؟ نا امیدی از اون کفره و تاب داشته باش زندگی بالا و پائین زیاد
      داره شخصی میبره بازی زندگی رو که طاقت و تحملش بیش از اینا باشه نه با تلنگری هر چند تلخ و ناگوار بلرزه و نفساش
      بریده بریده بشه . خدا به قلب تو نیاز نداره اونو بزار تو قلبت تا وقت دیدارش .
      مرسی

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.