تازه های آسمونی
خانه > دین و اندیشه > دین پژوهی و ادیان > انسان بعد از مرگ کجا میرود؟
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • مشاورین املاک کوهک
  • طراحی سایت
  • تبلیغات در آسمونی
  • انسان بعد از مرگ کجا میرود؟

    where-do-people-go-after-death

    روح پس از آن که به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار می‌گیرد و ارتباط او با دنیا قطع می‌گردد؛ البته رابطه روح با افرادی که در دنیا هستند، امری محال و غیرممکن نیست‌، امّا چنین نیست که روح هر فردی بتواند با هر کسی که بخواهد رابطه برقرار کند، چنان که انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.

    روایت مرگ

    انسان در لحظه مرگ ، زمانی که قلب از تپش باز می ایستد و مرگ فرا میرسد ، پس از خروج روح از جسم ، ابتدا به یک حالت آرامش و آسایش گسترده و عمیق می رسد…

    کلیه ی دردها ورنج ها ، به یک باره ناپدید میشود و یک فروغ تابنده اطراف روح پدیدمی آید.

    روح ازجهان مادی پرازدغدغه ونگرانی وحرص ودلشوره وشکستهای پی در پی مالی و روحی جداشده و درفضایی معلق ، آکنده از نور و روشنایی قرار میگیرد…

    روح تا مدت کوتاهی در کنارجسد خودب اقی می ماند .

    در اولین لحظات مرگ از بالا یا کنار به جسم بی جان خود و کسانی که در کنار جسم بی روح او هستند می نگرد.

    این منظره برای روح بی ارزش است و حتی جسد روح نیز برایش بیتفاوت است.زیرا پس از مرگ ، برای اغلب ارواح آنچه بر سر جسمشان میآید زیادمهم نیست.

    البته این بی توجهی به وضعیت شخصیآنها و یا خویشاوندانی که در این دنیا باقی مانده اند نیست بلکه فقط احساسات دردنیای ارواح مشابه آنچه که دراین دنیاتجربه میکنیم نیست.

    به همین دلیل حتی ارواح هیچ کنجکاوی برای دیدن چگونگی دفن جسم خود ندارند.

    اما با وجود این باز هم ارواحی هستند که از تماشای احترامی که پس از مرگ و در مراسم تدفین توسط دوستان و خویشاوندان به آنها گذاشته می شود لذت می برند.

    این ارواح مایلند برای چند روز پس از مرگ جسمشان در محل باقی بمانند. (معمولا تا پایان مراسم کفن و دفن)

    البته گذشته زمان ، برای ارواح نظیر گذشت زمان زمینی نیست. چند روز زمینی ما ممکن است برای آنها فقط چند دقیقه باشد.

     آن چه مسلّم است این که ارتباط با ارواح در عالم بیداری و خواب‌، برای برخی اتفاق افتاده که به دو مورد اشاره می‌شود:

    الف ـ پیامبر اکرم به سلمان فارسی فرمود: هنگامی که مرگت نزدیک شود، مرده‌ای با تو سخن می‌گوید در مرضی که سلمان‌(رض‌) در آن از دنیا رفت‌، دستور داد او را به قبرستان ببرند؛ با صدای بلند بر مردگان سلام کرد و گفت‌: من سلمان فارسی هستم‌، دوست دارم یکی از شما با من سخن بگوید؛ روح مرده‌ای پاسخ او را داده گفت‌: هر چه می‌خواهی بپرس‌، سلمان پرسید:آیا اهل بهشتی یا دوزخ‌، گفت‌: بهشتی هستم‌، هم چنین او درباره چگونگی مرگش و اوضاع و احوال پس از مرگ‌، پرسش‌هایی نمود و پاسخ شنید، سپس فرمود او را به منزل بردند، شهادتین بر زبان جاری کردو جان به جان آفرین تسلیم نمود.

     ب ـ در یکی از شهرهای ایران مرد مؤمن و پرهیزکاری از دنیا می‌رود، مدّتی پس ازمرگ به خواب پسرش می‌آید و می‌گوید: پانصد تومان به فلان فرد بدهی دارم‌، قرض مرا پرداخت کنید تا مشکل من برطرف گردد، پسر به این گفته اعتنا نمی‌کند، پس از مدّتی دوباره پدرش را در خواب می‌بیند و پدر همان تقاضا را تکرار می‌کند. پسر می‌گوید: شما نشانه‌ای بدهید که یقین کنم بدهکارید، می‌گوید: به یاد داری روزی انگشتر من گم شد، هر چه جست و جو کردیم پیدا نشد؛ همان روز بر اثر باران فراوان‌، دیوار اطاقک روی چاه منزل خراب شده بود و دو نفری آن را تعمیر کردیم‌، انگشتر در لابه‌لای گِل‌ها در فلان گوشه دیوار است‌، پسر تا از خواب بیدار شد، آن محل را با تیشه‌ای تراشید و انگشتر را یافت‌، سپس پانصد تومان را به طلب‌کار پرداخت نمود.

     بنابراین‌، رابطه روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امکان‌پذیر است‌، لکن چنین نیست که در هر شرایطی این امر تحقق پیدا کند؛ البته از روایات استفاده می‌شود که روح مرده در بعضی اوقات‌، به ویژه در شب و روزهایی که انتظار مردگان برای احسان و نیکی به آن‌ها بیش‌تر است‌، مانند شب‌های جمعه و قدر، به خانواده خود سرکشی کرده التماس می‌کند که به یاد من باشید و به من کمک کنید؛ با سیر کردن گرسنه‌ای و یا پوشاندن برهنه‌ای‌، مرا یاری کنید، لیکن چنین نیست که بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری است که باید به یاد مردگان بود و با انجام کارهای نیک به نیّت آن‌ها، کمی از مشکلات آن‌ها در جهان برزخ را کاهش داد.

    در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده که دو نمونه از آن‌ها در این جا بیان می‌شود:

    اسحاق بن عمّار می‌گوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم‌: آیا روح مؤمن که مرده‌، به زیارت خانواده خود می‌آید، فرمود: آری‌، عرض کردم‌: در چه مدت و زمان‌، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی که مؤمن دارد، بعضی از آن‌ها هر روز به کسان خود سر می‌زنند، بعضی دو روز یک بار، برخی در سه روز یک مرتبه و کم‌ترین فرد مؤمن از نظر منزلت‌، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سرکشی می‌کند، اسحاق می‌پرسد در چه ساعتی‌؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی می‌بیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان می‌شود

    در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید:

    هیچ فرد مؤمن و کافری نیست‌، مگر این که هنگام زوال شمس‌، به خانه خود می‌آید، هنگامی که خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح می‌بیند، مسرور می‌شود و حمد و ثنای الهی به جای می‌آورد، ولی کافر اگر خانواده خود را مشغول به کار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او می‌شود، زیرا خود او به واسطه ترک اعمال خیر، گرفتار عذاب شده‌

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (49 votes, average: 3٫55 out of 5)
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=39963
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    آیا همه 124 هزار پیامبر مشخص می باشند؟

    آیا همه 124 هزار پیامبر مشخص می باشند؟ اگر می خواهید پاسخ این سوال را …

    153 دیدگاه

    1. سلام و عرض ادب خدمت همه شما بزرگواران
      همه انسانها فطرت خداجویی دارند و هرکس در ذهن خود از خدا شکل و شمایلی درست کرده همه ما سوالهای بسیاری در ذهن داریم که شاید تا ابد هم نتونیم با هیچ جوابی قانع بشیم.هر کس به هر طریقی خواسته به خدا برسه یا خدا رو منکر بشه و همه کسانی که از این صفحه اینترنتی سر در آوردند به نوعی دنبال خدا میگشتند و دنبال جواب..در این میان کسانی بودنند که با یک کتاب یک پروفسوری به همه جوابها رسیدن و خط بطلانی به دنیای بعد از مرگ کشیدند ولی کسانی مثل این آقا جعفر بزرگوار فقط با یک کتاب به نتیجه نرسیند و تمام این پازلها رو کنار هم گذاشتند و الان جایی ایستادنند که به نوعی میشه گفت اهل یقین شدند و در جایگاهی هستند و به این علم رسیدند که امسال من رو به فکر و تحقیق بیشتر تشویق کنند و صرفا به کتاب فلان پروفوسوری که این دنیا رو با این همه عظمت و آیات رو منکر و تصادفی قلمداد میکنند اکتفا نکنم .چرا ما باید از میان هزاران خدا شناس با هزاران کتاب و دلیل و مدرک رو ملاک قرار ندادیم و چسبیدیم به کتاب فلان پروفسور کافر و سخنانش رو حجت آفرینش خود قرار دادیم..با این همه مقدمه فقط خواستم از آقا جعفرهایی تشکر کنم که با دستی پر بین این صفحات هستند و نمیزارن امسال من با حرفای بی پایه و اساس از سوی چند نفر که خودشون رو راحت کردنند و کتاب و فرمایشات عده ای رو حجت قرار دادند و سرمشق زندگی خودشون کردنند رو باور خودمون بدونیم…دوستان و سروران گرامی ما داریم زندگیمون رو میکنیم و توی دنیایی هستیم که هرجور بخواهیم نمیتونیم زندگی بکنیم چون همه چی روی قانون و اصول خودش هست فقط در این بین میمونه باورمون که فقط خودمون میتونیم هرجور بخواهیم شکلش بدیم میمونه دلمون که آیا با خدا باشه یا شیطان میمونه روحمون که با خدا باشه یا شیطان و همه اینها فقط برمیگرده به خودمون..عزیزان اگر به اطرافمون نگاه بکنیم افرادی مومن و افراد دیگر رو میبینم..شما براحتی با نگاه کردن به این قیافه ها می تونید تا حدی تشخیص بدید که چه کسی مومن هست یا نیست چون خدا در جایی از قران فرموده که اثار بندگی ما در چهره پرهیزگاران رو میتونید ببینید و میبینیم که زندگی این افراد چقدر ساده و چقدر خشبخت و نورانی داره پیش میره و بلعکس..خودم به شخصه خیلی از مساءل رو دارم میبینم و درک میکنم که چطوری داره بدست کسی اداره میشه و هیچکس نمیتونه تغییرش بده..حرف آخر اینکه خدا هممون رو به راه راست هدایت بکنه و از همه شما که از این صفحه بازدید میکنید التماس دعا دارم چون همتون به دنبال خدا به اینجا کشیده شده اید..منم چند روزی هست مادرم رو از دست دادم و از این رو به فکر فرو رفتم که کی هستیم از کجا امدیم وبه کجا خواهیم رفت به این صفحه رسیدم و از مطالب بسیار خوب اقا جعفر استفاده فراوان بردم..انشاالله هممون در زیر سایه خداوند منان سلامت و خشبخت باشین ..آمین

    2. به نظرم بعد از مرگ مثل فیلما به نوعی آرامش جسمی و روحی میرسیم که البته به خوب بودن و خوب زندگ کردن تو دنیا خیلی بستگی داره من به روح اعتقادی ندارم اما فک کنم بعد از مرگ اگر انسان نیکی بوده باشیم به نوعی آرامش خاطر میرسیم امیدوارم

    3. نظر دادن در مورد وجود جهان پس از مرگ واقعا کار سختیه.فقط اینو میدونم تا زنده ایم باید به هم احترام بزاریم به کسی ظلم نکنیم قانع باشیم حق کسی رو نخوریم تهمت نزنیم دروغ نگیم…..انسان باشیم…..اگه واقعا همه آدما این کارا رو انجام میدادن دنیا بهشت بود

    4. مصطفی عباس نژاد

      روح هنگامی که از بدن جدا میشود دردی احساس میشود همانند کشیدن دندان همچنین دردی حس میشود.روح به برزخ میرود .روح هر سوم هفتم و چهلم و سالگرد به جسم خود سر میزند دلیل مراسمات سوم و هفتم و چهلم و سالگرد بهمین معناست .جهان بزرخ جهان غیر مادی است .جهانی بدون دلشوره های دنیوی .مریضی ها و درد و رنج های دنیوی.خوشابحال اونا که با اعمال صالح از این دنیا رفتن.انسان زرنگ اون نیست که بتونه ویلا تو شمال و ماشین شاسی بلند و خونه انچنانی داشته باشه انسان زرنگ کسیه که بتونه برا اون دنیا اعمال صالح جمع کنه.ایا تونستید جمع کنید.؟ ایا توخیابون چشمتون رو درویش میکنید.؟ ایا لقمه حروم نخوردی؟ ایا پول مشکوک نزاشتی جیبت؟ایا دل نشکستی؟ نمیدونم اما خوشبحال کسی که نماز میخونه .خوشبحال کسی که خدا دوستش داره؟ خوشبحال کسی که عذاب وجدان نداره ؟ بعد مرگ رو تصور کنید یک ثانیه دراز کشیدید و دارید میمیرید تب زیادی دارید خیلی تشنه اید شیطان اب دستش گرفته میگه بخور و خدا رو انکار کن از این اب خنک بخور خدا رو انکار کن .فرشته مرگ روح رو از پا شروع میکنن و بالا میارن تا زیر گردن بعد بیرون میکشن درد ی حس میکنی و یکباره سبک میشی جسمتو میبینی دراز کشیده .وای بر ما وای بر ما

    5. آقا جعفر خیلی قشنگ حرف می زنی حرفت به دل می شینه حرفات منطقی. اون آقایی که میگه سه روز تو کما بوده از همون حرفش که میگه خدارو دیده معلومه سر کارمون گذاشته. آقاییونی که میگن عاشق مرگ توی جوونی هستن اینو نگید هر چی بیشتر از خدا وقت بگیرید بیشتر می تونید بشناسیدش و اما روح من تو عالم خواب روح مادربزرگمو خوابم خیلی واقعی بود تو خواب می دونستم نرده وقتیم از خواب بیدار شدم اذان صبح بود ازم راضی نبود…. گفت اینطوری می خوای بیای پیشم…..تون خ زن خوبی بود

    6. همه نظرات رو خوندم.من هم اعتقاد ندارم به روح و اون دنیا.اما آفا جعفر حرفای قشنگی زد و خیلی هم تاکید کرد .اون جایی که میگفت اگر بینگ بنگ هم اتفاقی و ناشی از به هم پیوستن یک سری مواد ، و اونجایی که یک سری فعل و انفعالات شیمیایی سبب میشه لاقل در کره زمین موجود زنده تک سلولی بوجود بیاد و بعد هم تصادفا با پیشرفت تا موجود پیشرفته ای تبدیل بشه به انسان.خب اینا تصادفی بوده؟برا چی ؟خب به چه دردی میخوره این کار؟و چرا دقیقا این سیستم پیاده شده که ما در آخر تولید بشیم؟؟حتما نه ،ولی احتمالا یه داستانی هست.نمیدونم والا.چل شدیم.هر موقع به ابدی بودن هم فکر میکنم دیونه میشم مثلا یه لحظه دوست دارم بالاتر از خدا خدایی هم باشه و بازهم بالاتر…جلوتر که میرم هنگ میکنم و به پوچی میرسم.این چیزا به مغز راه نمیده ادم دیونه میشه.smohsenhh@gmail.com به ایمیلم پیام بدید جهت راهنمایی

      • محسن عزیز،
        سئوالهایی که پرسیدید برای همه آدمهایی که فکر میکنند و دنبال حقیقت هستند پیش می آید. جواب به این سئوالها هم مهمترین دغدغه بشر در طول تاریخ بوده و انسانهای شریف بسیاری سعی در پاسخ دادن به آنها داشته اند و انسانهای دیگری سعی در رد پاسخ گروه اوّل. جواب دادن به این سئوالها در چند خط و صفحه و حتی کتاب امکان پذیر نیست و هیچ انسانی هم نمیتواند به طور کامل به آن پاسخ دهد. من هم پیش از این مثل شما اعتقاد به روح و جهان آخرت و… نداشتم، امّا از وقتی جواب سئوالهایم را از قرآن و کتابهای همان انسانهای شریف گرفتم نظرم عوض شد. شما درست میگویید این جهان، وجود انسان، گذر زمان و … آنقدر اعجاب انگیز است که میتواند همه ما را غرق حیرت و جنون کند. با این حال، این خود نشانه ای از عظمت نظام آفرینش است. همه اینها عجیب است امّا از نظر من آنچیزی که عجیب تر است این است که فکر کنیم این دستگاه عظیم و خارق العاده مخلوق تصادف است و کسی آن را به وجود نیاورده است! برای شخص من فکر کردن به این موضوع یک تسکین است در مقابل سئوال اوّل! و فکر میکنم برای همه میتواند اینچنین باشد. بعد از این تسکین اگر به سراغ کتب الهی (به ویژه قرآن) و پس از آن سراغ کتب حکیمان طول تاریخ بروید قلبتان آرامش بیشتری پیدا خواهد کرد. اگر به دنبال خلاصه ی مختصری از همه این کتابها هستید، مطمئنم دو کتاب زیر کمک بزرگی خواهد کرد. این دو کتاب برای خود من بهترین کتابهایی بوده اند که در طول عمرم خوانده ام:
        1. “اثبات وجود خدا” نوشته “جان کلوور مونسما”. در این کتاب 300 صفحه ای، مولف از 40 دانشمند طراز اوّل آمریکا در میانه قرن بیستم میلادی درخواست کرده است که نتایج علمی حاصل از تحقیقاتشان که لزوم وجود یک خالق برای جهان را ایجاب میکند بنویسند. این دانشمندان جز بزرگترین دانشمندان آمریکا در زمان خود بوده اند. دلایلی که در این کتاب آورده شده آنقدر جالب است که شخصا با خواندن هر سطر آن دچار حیرت شده ام. به طور مثال در یکی از این مقالات یکی از شیمیدانان بزرگ آمریکا ثابت کرده است که اگر جهان حاصل کنار هم قرار گرفتن تصادفی مولکولها و اتمها باشد، آنگاه برای به وجود آمدن یک “تکه کوچک” از بدن انسان به زمانی نیاز داریم که چندین هزار برابر بیشتر از زمان وقوع بیگ بنگ است!!! مطالب از این دست در این کتاب فراوان است. پی دی اف این کتاب را میتوانید در اینترنت پیدا کنید. نسخه چاپی آن هم از طریق اینترنت قابل خریداری است.
        2.”سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قرآن” نوشته “استاد حسین الهی قمشه ای”. این کتاب حدود هزار صفحه است و بخشهای از آیات قرآن را با نگاه به ادبیات فارسی و آثار مولوی،حافظ، عطار، سعدی و … به زبانی فوق العاده جذاب تشریح میکند. با خواندن این کتاب به اعجاز قرآن و اینکه قرآن کلام خداست پی خواهید برد. از این گذشته با روح بزرگ حکیمان ادبیات جهان، به ویژه ادبیات فارسی آشنا میشویید. پیش از خواندن این کتاب، من فقط تعدادی شعر از این شعرا خوانده بودم و اطلاعی از تفکر عمیق آنها نداشتم. اما بعد از خواندن کتاب فهمیدم که بخش بزرگی از ادبیات فارسی و اشعار شعرای بزرگ ایران (و جهان) در واقع پاسخی است به سئوالهایی که از طرف افرادی مثل من و شما مطرح میشود. در یک بخش از این کتاب، شعری از مولوی در مورد آفرینش انسان آمده:
        خواست تا خود را به خود بنماید او، آنسان که هست …… مظهر جامع چو انسان در جهان آمد پدید
        نسخه چاپی این کتاب در بازار موجود است.

    7. به نظر من هیچ مدرکی برای دنیا دیگه نیست هر کس در این دنیا هر کاری بکند چه خوب چه بد نتیجه اش را میبیند مطمنن برای همه این حرف ثابت شده است نمیشه هر حرفی را باور کرد مهمتر از همه کسی اون دنیا را ندیده پس باور کردنش باید سخت باشه مهم این ادمها هستند که باید مادیات این دنیا رو دو دستی نچسبند چون ما عریان به این دنیا اومدیم و عریان میریم پس دیگه فایده اش چیه به بودن خدا خیلی خیلی اعتقاد دارم واسه همین هیچ وقت از مرگ ترسی ندارم و بزرگترین ارزوی من مرگ تو جوانی هستش خدایا ارزوی منو براورده کن

    8. اگه توجه کرده باشید در ادیان دیگر همچون مسیحیت و یهودیت به جهنم بسیار کمتر از اسلام اشاره شده است . در دین یهود جهنم وجود ندارد و همه انسان ها به بهشت میروند . واما چند سوالی که من از شما میپرسم و آنهایی که خیلی ادعای روح و خداشناسی دارند جواب بدهند .
      من یک جوان 15 ساله هستم و چند ماهی است که بشدت در مورد وجود خدا و دنیای بعد از مرگ کجنکاو شده ام که چندین بار برای تجربه و فهمیدن این مساعل میخاستم که خودم را به کشتن دهم .

      حالا سوالات من :

      1 – در این زمان که مردمان این جهان از هر زمانه دیگر گمراه ترند و نیاز به یک معجره یا یک پیامبر دارند ؟ چرا خداوند کاری نمیکند و مردم را نجات نمی دهد ؟

      2- چرا در چندین سال پیش بسیار متدول بود که بطور مثال میگفتند که کسی در حرم اما رضا شفا پیدا کرده یا کسی کور بوده بینا شده است و از این دست حرف ها . ولی حال که تکنولوژی پیشرفت کرده و تمام نقات حرم مطهر دوربین گذاشته اند هیچ شفایی انجام نمی شود .

      3 – چرا بیشتر عارفان و روحانیون که ارتباط نزدیکی با خدا دارند نمی روند از خدا شفا بخواهند یا به حرم اعمه معصومین متوسل نمی شوند تا شفا بگیرند و میروند در بهترین بیمارستان های اروپایی درمان می شوند اگر راست می گویند ؟

      و خیلی سوالات دیگر …

      • در رحمانیت خدا هیچ شکی نیست. خدا هر انسانی را حتی بیشتر از آنکه آن انسان خودش را دوست داشته باشد، دوست دارد. امّا این موضوع نباید سبب شود که انسان آسوده خاطر شود و هر کاری که میل دارد انجام دهد چون در این حالت انسانیت انسان نابود میشود و خدا هم او را به حال خودش رها میکند. پس اینکه میگوئید در بعضی ادیان آمده همه انسانها به بهشت میروند از جهت اعتقاد به لطف و رحمانیت و مهربانی خدا شایسته است به شزطی که اعتقاد به این موضوع سبب شود عشق به خدایی که این همه به انسان مهر و محبت دارد در دل او روشن شود و انسان را به سمت کارهای خدایی بکشاند نه اینکه سبب شود به طور عکس با خیال راحت به هر راهی برود صرفاً به این دلیل که بعضی گفته اند جهنمی نیست (که هست!). بزرگترین عذاب برای انسان عدم توجه خدا به اوست حتی اگر جهنمی هم وجود نداشت خود این بدترین عذاب جهنمی میبود (هر چند ممکن است اکنون آن را درک نکنیم). مطمئناً لطف خدا شامل انسانهایی میشود که عشق او را (به درجات مختلف) در دل دارند. شما هم به حرف این و آن توجه نکنید و به ندای فطرت خدایی خودتان گوش کنید، مخصوصاً که در سنی هستید که لوح ضمیرتان لکه دار نشده است. خدا در درون هر انسانی یک پیامبر غیبی قرار داده که همان فطرت پاک اوست. هر چند برای بسیاری از ما، گذر زمان سبب شده است که غبار روی این آیینه شفاف را بگیرد. در هر حال همین فطرت من به من میگوید خدا بیشتر از آنکه عذاب دهنده باشد، رحمان و رحیم است. بگذریم که در زمانه ای به سر میبریم که خدا را (به ظاهر) به محاق برده اند…
        امّا برای شناخت خدا مطمئناً نیازی نیست خودتان را «به کشتن» بدهید! آیات خدا بر روی زمین آنقدر زیاد است که با نگاه به هر کدام به وجود خدا پی خوهید برد. اوّلین و بزرگترین آیه همین «وجود داشتن» من و شماست که از هیچ به وجود آمده ایم. اگرچه به ظاهر از پدر و مادری متولد شده ایم ولی در اصل کس دیگری «صورت ما را نقش زده است» که پدر و مادر هیچ خلاقیت و قدرت و فنی برای ساختن ما به کار نبرده اند. خلقت انسانها تفاوتی با خلقت حیوانات ندارد! اینها همه ظاهر است ولی در پس پرده خبر دیگریست! شاید وقتی سن شما هم بالاتر برود درک اینکه وجود انسان خود یک معجزه است برایتان ساده تر شود. پس اینکه میگویید چرا خدا دیگر معجزه ای نمیفرستد بستگی به تعبیر ما از معجزه دارد. هر معجزه ای هم با تکرار تبدیل به یک امر بدیهی و پیش پا افتاده میشود. معجزه ی تبدیل تخم مرغ به موجود زنده کمتر از تبدیل عصا به مار عجیب نیست!! اگر روال کار دنیا بر این بود که مارها از پرتاب کردن چوب خاصی به زمین به وجود می آمدند، در این صورت این کار دیگر معجزه به حساب نمی آمد! بلکه روال طبیعی بود. بالعکس اینکه مثلاً از بدن مار چیزی به اسم تخم خارج و با گذر چند روز تبدیل به ماری از همان نوع میشد معجزه ای باور نکردنی به نظر میرسید.
        امّا ارزش شناخت خدا در آن است که انسان با نگاه به همین آیات زمین و آسمان و وجود خودش به خدا برسد نه اینکه هزار اتفاق خرق عادت برایش بیاورند تا شاید باور کند! که اگر انسان از خدا دور افتاده باشد همان را هم باور نخواهد کرد و مثل فرعون نامش را «سحر و جادو» میگذارد. «خدا اگرمیخواست همه انسانها به او ایمان می آوردند» امّا خدا به انسان اختیار، عقل و شعور داد تا خودش مسیرش را انتخاب کند و امتحانش را پس بدهد.
        از این گذشته در روزگار قدیم که هر قوم در مکانی دور از دیگری مسکن داشت، بعضی اقوام نام خدا یا پیامبری را هم نشنیده بودند و ظهور پیامبران برای شناساندن خدا و اتمام حجت ضروری بود. امّا امروز چه؟ آیا کسی در جهان هست که از خدا و ادیان و پیامبران چیزی نشنیده باشد؟ در ظاهر همه خبر دارند امّا وجدانها در خواب است. اگر کسی بخواهد به خدا ایمان بیاورد اطلاعات و آیاتی که هست کفایت میکند. اگر پیامبری هم بیاید وجدانهای در خواب مثل فرعون او را دروغگو و ساحر خواهند نامید. بنابراین مسئله به خود انسانها باز میگردد نه خدا!
        در مورد سئوالهای دوّم و سوّمتان هم به همان سطرهای بالا ارجاعتان میدهم و اینکه خدا اسباب این جهان را بر پایه نظم طبیعت قرار داده و اگر چه قدرت هر چیزی را دارد ( تغییر این اسباب و مثلاً شفای هر بیمار)، ولی اسباب خلقت را تغییر نمیدهد مگر آنجا که حکمت و مشیت و رحمتش تعلق بگیرد. زندگی بر مدار طبیعت همه وسیله ی آزمایش صبر و سنجش خلوص اعتقاد به خداست. اگر قرار بود بزرگی خدا فقط در شفا دادن بیماران باشد که پیامبران تا ابد در زمین باقی میماندند که آنها بندگان برگزیده خدا بودند در حالی که همه مثل هر انسان دیگری به یک حادثه یا بیماری در گذشتند. پس برای شناخت خدا به دنبال این موضوعات پیش پا افتاده که کوری بینا شد و لَنگی به پا و مریضی شفا نباشید (که خدا میداند کدام واقعیت است و کدام …) خدا بزرگتر از این حرفهاست، چه خوب که شما از این سن پایین به فکر شناخت خدا افتاده اید ولی مواظب باشید که راه را به خطا نروید..فراموش نگنید که این دنیا گذرکاه کوتاهیست برای رسیدن به «دنیای واقعی»

      • دوست عزیز پاسخ سوال اول شما خدا تو هر زمانی برای هر قومی پیامبری مبعوث کرد تا اون قوم رو از ظلم و فساد نجات بده اما در نهایت چه کردند موسی به هر سختی بود گروه اندکی رو خدا پرست کرد و از راه دریا حواستون داد اما وقتی همون گروه به زمین سفتی رسیدن و موسی چهل شب برای عبادت به کوه طور رفت وقتی برگشت با چه صحنه ای رو به رو شد ؟::دید که همون گروه که ایمان آورده بودن همه از دم گوساله پرست شودند و موسی رو قبول نکردند چرا چون با عمق دل و جان از خدا طلب نکرده بودند حالا شما فرض کنید اگر یک منجی در زمان الان برای نجات بشر بیاد چه میشود یا او رو رد میکنن یا کشته میشود بدون اینکه بتونه عدل و داد رو بر پا کنه تا زمانیکه همه بشر واقعا به بن بست برسن و با تمام وجود طالب یک منجی نباشن خدا نمیفرسته کسی رو که مردم شایستگی حکومتش را داشته باشن

    9. روح نه گرسنه میشه نه تشنه میشه نه خسته میشه نه سر درد داره نه دندون درد داره نه بیماری داره نه احتیاجی به پول یا خونه یا ماشین یا هرچیزی که توی این دنیا هست داره..روح از همه چیز بینیازه و بسیار سبک و بی وزنه و یک ارامش و اسایشی داره که فقط یک ثانیش برابری میکنه با کل این دنیا..روح به راحتی میتونه پرواز کنه در اعماق اسمونها در اعماق سرزمین های ناشناخته اونم با سرعتی بیشتر از سرعت نور…اونوقت خدا این روح رو که از همه چیز بینیازه رو گذاشته تو یه زندانی به نام جسم ..ابن زندان نمیتونه پرواز کنه چون جاذبه چسبوندشه به زمین این زندان گرسنه میشه تشنه میشه احتیاج به پول داره باید سخت کار کنه انواع مریضیا رو میگیره پس ببینید بزرگترین عذابی که خداوند برای روح انسان((خود انسان)) که فرای همه ی عذاب هاست در نظر گرفته همین جسمه و همچنین بزرگترین نعمته ممکنی که فرای همه ی نعمت هاست داده به انسان همین مرگه چون روح انسان بعد از مرگ از این زندان ازاد میشه و بینیازه از همه چیز میشه و میتونه ازادانه بدونه دغدغه ی فکری پرواز کنه به سرزمین های ناشناخته ای که مسلما قابل قیاس نیست با این دنیای کوچیک…. پس از مرگ نترسید..ضمنا اگر نمیخواید پایبند به ادیان باشید نباشید فقط انسانیت داشته باشید انسانیت فرای از نماز و روزه و حجه .. انسانیت معنای بسیار سنگین و گسترده ای داره کافیه بهش یکم فکر کنید

    10. انسان یعنی بخش حافظه ی مغز تو یعنی مغزت اگر مغز نباشه تو هم نیستی همونطور که قبل از تولدت مغز نبود و تو نبودی بعد از مرگ هم مغزت نیست و تو هم نیستی…
      گفتن بعد از مرگ هوشیاری باقی میمونه خخخخ سوالم اینجاس چرا کسی که 15 سال تو کما بوده هیچی از کما یادش نمیاد و این 15 سال براش یک ثانیه گذشته؟ اونا که میگن بدون مغز هم هوشیاری هست که حرف مسخره ای هم هست چرا طرف رفته تو کما هوشیاریش حفظ نشده؟ و از همه مهم تر چرا بینهایت سال های پیش که ما متولد نشده بودیم هوشیاری نداشتیم؟ شما که جوابی برای این سوال ندارید چه تضمینی به خودتون میدید که بعد از مرگ مثل قبل از تولد نشید و هوشیاریتون حفظ بشه؟
      من اصلا کاری به دین و بچه مثبت ها ندارم که با یه قران خوندن جو گیر شدن و دلشون قرص شده
      به این کار دارم چرا خدا به کسانی وعده پس از مرگ داده که حتی نمیدونن کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن به نظرم خدا اینهمه وقت گزاشته قران چاپ کرده تو ذهن پیامبرش یه 2 صفحه هم درباره قبل از تولد مینوشت که لااقل قانع بشیم که مرگ پایان زندگی نیست
      فقط گفته یادتون میاد چه پیمانی با هم بستیم؟ جواب منفیه چون ما هوشیاری نداشتیم که یادمون باشه جالب اینجاس که بخاطر نداشتن هوشیاری مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت البته اگر بعد از مرگ هم هوشیاری داشته باشیم خخخخ
      من به زندگی بواسطه حواس 5 گانه ایمان دارم چون وقتی حواس 5 گانه از بین رفت شما مثل قبل از تولد یه موجود خنثی و بدون حس و در کل هیچ و پوچ میشید اگر میگید نه پس چرا وقتی خوابید مثل قبل از تولد هوشیاری ندارید که بخواید به زندگی ادامه بدید آهان اینم اضافه کنم که خواب دیدن حتی توی بیهوشی یه جور فکر کردن غیر ارادی هستش نه دید روح ، روح به تنهایی هیچ قدرتی نداره
      کل حرفم اینه شما نه کاری به دین داشته باشید نه حرف دیگران یه کم فکر کن ببین قبل از تولد کجا بودی؟ اگر به نتیجه نرسیدی برای فکر کردن بعد از مرگ هم به نتیجه نمیرسی پس از این زندگی فعلیت لذت ببر و بخاطر زندگی بهتر در دنیای بعدی زندگی این دنیات رو خراب نکن
      با تمام این اوصاف خدا تو قرانی که بهش اعتقاد دارید گفته روز قیامت همه ی شما رو زنده میکنم ! خب از کجا معلوم خدا ما رو با همین جسم فعلیمون نفرسته بهشت و جهنم؟ و زندگی ابدی رو با همین جسممون ادامه ندیم؟ من بی اعتقاد کامل نیستم ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر اگر هم نبود خب ما میلیارد ها میلیارد سال نبودیم چیزی شد. بقیشم روش

      • دوست عزیز ، اوّل از همه امیدوارم آنچه که نوشتید صرفاً از روی علاقه به منفی بازی بوده باشد و اگر نه ای کاش ای کاش کمی عمیقتر ببینید و فکر کنید و این همه نشانه و دلیل را فدای اوّلین سئوالی که در ذهنتان پیش آمده نمیکردید. سوالی ساختید و جوابش رو خودتان پرداختید و نسخه جهان را برای نه فقط خودتان که برای همه پیچیدید و ….
        پس لطف کنید پیش از حتمی فرض کردن نظریه تان بخوانید.
        اوّل از همه منظورتان چیست ” انسان یعنی بخش حافظه مغز؟” این از نتایج تحقیقات شخصی خود شماست؟ و یا کسی آن را ثابت کرده؟ آیا منظور شما این است که چیزی که از آن به عنوان “خود” یا “نفس” یاد میکنید، همان حافظه انسان است؟ در این صورت اگر کسی دچار فراموشی بشود آیا به این معناست که نفس ، هویت و منیت خودش رو از دست داده؟؟؟ قطعاً جواب منفیست پس چیزی که شما ادعا میکنید به وضوح غلط هست.
        اما در پاسخ به مثالهایی که آوردید: “چرا شخصی که در کما بوده چیزی یادش نمیاد؟” این را به عنوان معیار برای عدم وجود حیات پس از مرگ در نظر گرفتید؟!! اصلاً چه کسی به شما گفته که کما مساویست با مرگ و اگر هم چنین باشد، چه کسی ادعا کرده هر انسانی باید اطلاعات کما (به زعم شما نوعی مرگ) را پس از بیداری (یا آنطور که شما دوست دارید القا کنید، پس از زنده شدن) به یاد بیاورد؟ شما احتمالاً این موضوع را با افرادی که مرگ را برای لحظاتی تجربه کرده اند و پس از بیداری اطلاعات حیرت انگیزی ارائه کرده اند اشتباه گرفته اید. البته من قصد ندارم بحث رو با تکیه بر تجربیات این افراد پیش ببرم، امّا تعداد زیادی از این افراد، پیش از مرگ موقت انسانهای بی اعتقادی بودند و دلیلی برای دروغ گفتن پس از زنده شدن نداشتند. با این وجود به قطعیت ثابت شده که بسیاری از آنها اطلاعاتی که ارائه میکردند پیش از مرگ موقت به هیچ عنوان در اختیار نداشتند، این موضوع به علاوه نقیض این هم هست که ادعا میکنید: “آهان اینم اضافه کنم که خواب دیدن حتی توی بیهوشی یه جور فکر کردن غیر ارادی هستش”..من در مورد خواب یا حداقل تمام خوابها نمیتوانم اظهار نظر کنم (یعنی کسی تا به حال نتوانسته به قطعیت این کار را بکند). ولی شکی نیست که تجربه این قبیل افراد که برای لحظاتی مردند و باز زنده شدند با خوابی که شما ادعا میکنید تفاوت داشته است..
        اما اینکه “چرا بی نهایت سال پیش که متولد نشده بودیم هوشیاری نداشتیم؟” .. سئوال نامفهومیست و ارتباط آن با وجود جهان پس از مرگ را نمیفهمم! در هیچ کجای قرآن و انجیل و تورات و … نیامده که انسان موجودی ازلی بوده یعنی از ابتدا وجود داشته. ابدی بودن انسان مستلزم ازلی بودن او نیست. هر موجودی در این دنیا یک نقطه شروع دارد، در واقع نمودار وجود انسان در طول زمان یک “نیم خط” است نه “خط” و نه “پاره خط”… بنابراین سوال شما ارتباطی به نتیجه ای که گرفتید:” شما که جوابی برای این سوال ندارید چه تضمینی به خودتون میدید که بعد از مرگ مثل قبل از تولد نشید و هوشیاریتون حفظ بشه؟” ندارد.
        در مورد اینکه “چرا خدا به کسانی وعده پس از مرگ داده که حتی نمیدونن کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن به نظرم خدا اینهمه وقت گزاشته قران چاپ کرده تو ذهن پیامبرش یه 2 صفحه هم درباره قبل از تولد مینوشت که لااقل قانع بشیم که مرگ پایان زندگی نیست” خیلی عجیب هست این ایرادی که گرفته اید! اوّل اینکه وعده جهان پس از مرگ چه نیازی به دانستن این موضوع دارد که از کجا آمدید و به کجا میروید؟ در ثانی از قضا بخش زیادی از قرآن به این موضوع اختصاص دارد که از کجا آمدید و به کجا میروید: “انا لله و انا علیه راجعون”! و برای همین عبارت کوتاه صدها دلیل آورده شده. اینکه افرادی به این موضوع اعتقاد پیدا نمیکنند مصداق این ضرب المثل است “آنکه خواب است را بیدار توان کرد ولی او که تظاهر به خواب میکند را هرگز!” پس کسانی که نمیدانند “کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن” مسئله شان پیش از این حل شده است. ولی آیا چشم باز میکنند که ببینند و گوش باز میکنند که بشنوند؟؟ این همان چیزیست که تفاوت انسانها را مشخص خواهد کرد، هر چیز دیگر این جهان قیل و قال بیهوده است! بخش دوّم صحبتتان در مورد عدم وجود اطلاعاتی از قبل تولد، قبلاً گفتم ابدی بودن وابسته به ازلی بودن نیست. البته فکر کنم بدانم چرا شما تصور میکنید که ادعا شده انسان پیش از اینکه در این جهان متولد شود، وجود داشته. اینکه میگوئید : “فقط گفته یادتون میاد چه پیمانی با هم بستیم؟ جواب منفیه چون ما هوشیاری نداشتیم که یادمون باشه جالب اینجاس که بخاطر نداشتن هوشیاری مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت البته اگر بعد از مرگ هم هوشیاری داشته باشیم خخخخ”
        دوست عزیز و نازنین عهدی که از من و شما گرفتند در همین جهان و پس از تولد ما بوده. اینکه قرآن میگوید “از آدم و فرزندان او چنین عهد گرفتیم…” نوعی تمثیل است، به این معنا نیست که ما قبل از تولدمان در جایی به کسی تعهد دادیم و امضا کردیم و بعد به این جهان پا گذاشتیم. شاید این موضوع در مورد آدم ابوالبشر به صورت واقعی صدق میکرد ولی در مورد بقیه انسانها این عهد به شکل دیگریست. شما که میگوئید “ما پیش از تولد هوشیاری نداشتیم”، آیا بعد از تولد هم هوشیاری پیدا نکردید؟ وقتی رفته رفته رشد کردید و بارها و بارها در گوشتان خواندند که خدایی هست که دوستدار خوبیهاست . او کسی است که ما را خلق کرده و از ما انتظار دارد که پایبند خوبیها باشیم، این همان عهدیست که با ما بستند، در حقیقت عهد ما “عهد نویی” نیست بلکه “تجدید عهدیست” که پیش از این با همه آدمهایی که قبل از ما هم وجود داشتند بسته شد. اینکه در قرآن آمده که هر کسی به نسبت درک و ظرفیت خود مورد بازخواست قرار میگیرد دقیقاً به این دلیل است که عهد ما در این جهان و پس از اینکه رفته رفته با آن آشنا شدیم، بسته میشود. به همین خاطر است که بر کودک و دیوانه هیچ عهدی نیست و بازخواستی هم نخواهد بود..
        امّا نتیجه گیری آخرتان:” …. پس از این زندگی فعلیت لذت ببر و بخاطر زندگی بهتر در دنیای بعدی زندگی این دنیات رو خراب نکن”
        لذت بردن از زندگی این دنیا ارتباطی با اعتقاد به خدا و آخرت ندارد. در همه بحثتان، با عرض معذرت ، شواهدی که ارائه میکنید ارتباطی با نتایجی که میگیرید ندارند!..بگذریم، در هر حال اگر منظورتان این است که هر کس هر کاری که دلش میخواهد بکند و خط قرمزی برای خودش متصور نباشد و فقط به لذت بردن به هر راهی فکر کند: این تصور اساساً حتی بر خلاف روح جوانمردیست حتی اگر به خدا هم ایمان نداشته باشید. شاید همه آنچه در بالا گفتید برای این بود که در آخر به همین نتیجه برسید و خودتان را خلاص کنید.. اگر اینطور است که دیگر بحث بی فایده است…
        آخرین چیزی که نوشتید: “خب از کجا معلوم خدا ما رو با همین جسم فعلیمون نفرسته بهشت و جهنم؟ و زندگی ابدی رو با همین جسممون ادامه ندیم؟ من بی اعتقاد کامل نیستم ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر اگر هم نبود خب ما میلیارد ها میلیارد سال نبودیم چیزی شد. بقیشم روش”
        هر چه فکر کردم ارتباطی بین این پاراگراف و آنچه در بالا نوشتید پیدا نکردم. ولی اینکه ” ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر “.. نه دوست عزیز، کسی نمیتواند مطمئن باشد که “زندگی بعدی” اگر باشد “چه بهتر” خواهد بود. اگر من به دنبال لذت دنیا “به هر طریقی” باشم و از عهدی که از من گرفتند غافل باشم، زندگی بعدی باید پاسخگو باشم..
        در آخر، شما هم یکبار فقط یکبار بچه مثبت شوید و معنی قرآن را بخوانید. پایین همین صفحه در جواب آقای “حسین” مطلبی نوشتم خلاصه ای از آنچه خودم با خواندن قرآن یاد گرفتم. شما هم نگاهی بیندازید شاید نظرتان عوض شد، اگر هم وقت گذاشتید و خودتان قرآن را خواندید که بهتر..امّا شما این همه سئوال پرسیدید، من فقط یک سئوال از شما میپرسم، سئوالی که بارها در قرآن آمده “چطور همه ما از هیچ مطلق آفریده شدیم، با نهایت زیبایی، شعور، قوه ادراک و …؟”

    11. روح تعهد داده و اومده به این دنیا.باارزشه.
      زمانی که انسان متعهد شد که نماینده خالق در زمین باشد را بخاطر بیاور.

    12. آرزوی جوانیم مرگم است

    13. دوستان همه فرمایشات شما درست.طبقات بهشت و جهنم و برزخ حقیقت.قدرت مطلق خدا.ولی خواهشا یکی جواب درست و قانع کننده بده که دلیل این همه دفتر و دستکی که خداوند شما راه انداخته چیست؟؟دنبال ثابت کردن چه چیزی به چه کسی است.خوب مخلوقات که اختیاری در خلقت خود ندتشته اند و به جبر وارد بازی خداوند شده اند.آیا او میخواهد قدرتش را به ما نشان دهد؟؟که چه شود؟؟؟این که عین نقصان در صفات اوست؟؟؟یعنی به رخ کشیدن قدرتش برای مخلوقاتش؟؟؟این یعنی ضعف یعنی …..آدم یک اشتباه کرد و این قدرت برتر برای تو دهنی زدن به او و بهترین فرشته اش که با وجود اطلاع کامل از قدرت او تمرد کرد این همه بنی آدم رو درگیر کرده که چه شود.حالا هی حواله بدهید به کتابهای آسمانی.

      • خداوند ما (همه ما!) به دنبال ثابت کردن چیزی به کسی نبوده است. چه کسی به شما گفته یا کجا خواندید که هدف آفرینش انسان “قدرت نمایی خدا برای موجودات” بوده؟ اینکه از انسان خواسته شده در شگفتی آفرینش هستی بیندیشد تا به بزرگی خدا پی ببرد به این معنی نیست که هدف نهایی خلقت قدرت نمایی خدا بوده. اتفاقاً اطلاع از قدرت خداوند سبب میشود که هر انسانی که وجدان بیدار دارد در عمق وجودش به آرامش برسد که بی سبب و بی سر پرست در این دنیا رها نشده و یک قدرت مطلق مواظب اوست: پس این موضوع، یعنی اطلاع از قدرت خدا نه یک ضعف برای او که بالعکس لطفی در حق انسان است و نشانه بزرگی و مهربانی خدا. خدا نیازی به ثابت کردن چیزی به کسی ندارد و اگر چه یک از هدفهای آفرینش انسان را پرستش بر شمرده اند، هیچ احتیاجی به پرستش ما و امثال ما هم ندارد که “به ذات خود ستوده صفات است”.
        آفرینش هر موجودی هم در اصل خودش از سر لطف و مهربانی به همان موجود بوده البته به شرط آنکه به خدا و وجود او و وعده هایی که به ما داده اعتماد و اعتقاد داشته باشید. اگر اینطور نباشد که باید صحبت را از جای دیگری شروع کنیم. ممکن است بگوئید که این همه رنجی که انسانها در این جهان میبرند جائی برای اینکه واقعاً اعتقاد پیدا کنیم که آفرینش ما لطفی در حقمان بوده نمیگذارد. به قول شما به جبر وارد یک بازی شده بودیم. امّا فراموش نکنید که این جهان یک گذرگاه کوتاه است و یک “بازیچه” (در خود قرآن دقیقاً از این دنیا به عنوان بازیچه یاد شده، همان چیزی که شما میگویید!). اگر همه چیز را از دریچه این دنیا نگاه کنیم، همه آنچه شما میگوئید درست بود: یک بازی اجباری که علاقه ای هم به آن نداشتیم. امّا خدا به ما وعده داده که “زندگانی حقیقی انسان” جای دیگریست نه در این دنیا. این دنیا هم فقط یک محک است که لیاقت هر کسی را مشخص میکند و اتفاقاً یک از دلایل اینکه از انسان خواسته شده به آیات قدرت خدا فکر کند این است که لیاقت خودش را به اثبات برساند. مثل آزمون ورود به دانشگاه است که هرکسی مطابق سعی و تلاش خودش نتیجه میگیرد و نتیجه ای که در آخر به دست می آورد به کسی جز خودش بر نمیگردد و حق اعتراضی هم ندارد.
        امّا اینکه گفتید: “آدم یک اشتباه کرد و این قدرت برتر برای تو دهنی زدن به او و بهترین فرشته اش که با وجود اطلاع کامل از قدرت او تمرد کرد این همه بنی آدم رو درگیر کرده که چه شود”. اوّل از همه اینکه هیچ آدمی پاسخگوی اشتباه دیگری نخواهد بود، اشتباه آدم هم به خود او مربوط میشد و خود او بود که به خاطر اشتباهش تنبیه شد و هبوط کرد. امّا سئوال شما این است که پس تکلیف ما چه میشود؟ ما که کاری نکردیم که آغازمان از محل هبوط آدم باشد؟ ما باید از ابتدا در همان خانه اوّلمان یعنی بهشت میبودیم چون خطایی نکردیم. امّا جواب خیلی ساده است: “هیچ یک از انسانها هیچ طلبی از خدا ندارند!” اینکه خدا پدر انسان را در خانه اوّلش آفرید و بعد او را به جای دیگری منتقل کرد سبب ایجاد مالکیت نسبت به خانه اوّل برای همان پدر هم نمیشود چه برسد به فرزندان او!! انسان حتی نسبت به همین زمین هم هیچ مالکیتی ندارد که “زمین و آسمانها همه ملک خداست”. پس بازخواستی که شما میکنید اساساً موضوعیت ندارد. قبلاً هم گفتم که خود خلقت ما یک لطف در حقمان بوده، اینکه کجا خلق شدیم دون اصل آفرینش ماست به خصوص که خدا به همه انسانها وعده داده که در پیشگاه او همه با هم برابرند، در این دنیا بی سرپرست رها نشده اند (خدا را دارند) و اگر به حداقل وظایفشان عمل کنند به آنجا که در عمق فطرتشان به آن اعتقاد دارند (حتی اگر به ظاهر به آن اعتراف نکنند) باز خواهند گشت.

    14. دولت عشق

      به هر نوع واقعه ای بعد از مرگ اعتقاد مطلق داری همون واقعه انتفاق خواهد افتاد زندگی بعد از مرگ انواع و اقسام داره مثل زندگی قبل از مرگ یکی به تناسخ اعتقاد داره یکی به دونا دون یکی برزخ یکی به انرژی یه به طبقات کامل شدن اسمان یک تا هفت . یکی به هیچ. و همه آش درسته

    15. با درود بر دوستان از آنجا که مدتی پیش پسرم را از دست داده ام بحث شما برایم جالب شد اگر به فرهنگ ایرانی و آموزه های زرتشت بزرگ مراجعه کنیم که بعدها در اندیشه های فردوسی و خیام ودیگر دانشمندان عقل گرا هم میبینیم دنیای پس از مرگ و قبل از تولد برای انسان تا اکنون کاملا ناشناخته و نامعلوم است وتمام مطالبی که در این مورد گفته شده هیچ پایه و اساس علمی و عقلی و منطقی ندارد و پر از مغالطه است ما انسانها در بین دو بینهایت زمان پدید آمده مدتی با قوانین فیزیک زندگی کرده سپس میمیریم و به عدم همانند قبل از تولدمان می پیوندیم

      • دوست عزیز! خواهش میکنم مطلب زیرکه برایتان نوشته ام را بخوانید اگرچه طولانیست!
        من هم تا چند سال پیش تصوری مثل شما داشتم. فکر میکردم همه چیز در همین جهان خلاصه میشود و در حواس پنجگانه ما! فکر میکردم اعتقاد به خدا و آخرت و … عین عقب ماندگیست. اما بر حسب اتفاق یکبار برای اوّلین بار در عمرم قرآن را صرفاً از روی کنجکاوی خواندم و تا مدتها دچار حیرت بودم. قسم میخورم هر چیزی که میگویم عین واقعیت است. من شخصاً مطالعات زیادی در علوم مختلف داشته ام. امّا بعد از مطالعه قرآن به این نتیجه رسیدم که همه قوانین عالم را نمیتوانیم با استفاده از عقل محدودمان تفسیر کنیم. البته من به مطالب این مقاله اعتقادی ندارم و به نظرم در مورد شرایط انسان پس از مرگ با جزئیات اینچنینی نمیتوان نظر داد. صرفاً برخی کلیات در قرآن آمده که میشود به آنها اعتماد کرد. من نمیدانم پس از مرگ دقیقاً چه میشود ولی اطمینان دارم که چیزی وجود دارد. اینکه « به قرآن میتوان اعتماد کرد» را شخصی به شما میگوید که تا چند سال پیش به هیچ چیزی اعتقاد نداشت. ولی چند سال پیش پس از سی سال برای اوّلین بار قرآن (البته فقط ترجمه آن، ترجمه الهی قمشه ای) را مطالعه کردم. پس از خواندن قرآن (2 ماهی وقت گرفت تا تمام قرآن را بخوانم) حیرت زده شدم و در عین حال به آرامشی رسیدم که قبل از آن فقط در کودکی تجربه کرده بودم. امّا چرا قرآن باعث حیرت من شد؟ حتماً شنیده اید که قرآن خود یک معجزه است. بیشتر افراد دلیل اعجاز قرآن را لفظ و معنی آن میدانند و این موضوع برای همه دانسته است و به نوعی کلیشه. امّا به نظر من فارغ از این بحثها که در ادامه به آن هم اشاره میکنم، صرف اینکه در کتابی که از حدود 1400 سال پیش وجود داشته و پر از مطالبی است که میتوانست در طول زمان با علوم جدید نقض شود، هیچ تناقضی نه با مطالب خودش نه با علوم جدید پیدا نکرده، خود یک اعجاز است! توجه کنید که در قرآن مطالب علمی به فراوانی ذکر شده است. مثلاً در قرآن بارها به گردش ماه و «خورشید» اشاره شده ولی هرگز حتی یکبار گفته نشده خورشید به دور زمین میچرخد در حالیکه تا 400 سال پیش همه مردم دنیا چنین تصوری داشتند. خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری میچرخد و یک دور کامل آن 225 میلیون سال به درازا میکشد! امّا از این گذشته به چند مورد از مطالب علمی قرآن که صراحتاً ذکر شده و همگی در دهه ها و سده های خیر کشف شده ، اشاره میکنم. مطمئنم برخی موارد را شنیده اید ولی لطفا باز هم آنها را بخوانید و به آنها عمیقاً فکر کنید: 1. بیگ بنگ: که در سال 1904 کشف شد. در قرآن آمده (سوره و آیه دقیق در ذهنم نیست، نقل به مضمون میکنم) :« آیا کافران ندیدند که زمین و آسمانها به هم بسته و پیوسته بود، خدا آن را از هم شکافت؟» به خدا حیرت انگیز است! 2. مراحل پیدایش زمین، اینکه زمین در ابتدا از گاز بوده است و رفته رفته به این شکل در آمده در قرن 19 یا 20 کشف شد در حالیکه در سوره دخان به صراحت به این موضوع اشاره شده است. 3. زوجیت گیاهان در قرن 18 میلادی کشف شد ولی در قرآن به اینکه همه چیز در دنیا از حیوانات و انسانها و «گیاهان» زوج نر و ماده هستئد اشاره شده است!! عجیب نیست؟؟. 4. در سوره شمس آمده (نقل به مضمون) «قسم به خورشید و به ماه که پیرو خورشید است». سده های زیادی دانشمندان فکر میکردند که پیروی ماه از خورشید به چه معناست؟ تا همین صد سال پیش انسانها فکر میگردند که ماه از خود نور دارد. در صورتی که مشخص شد که ماه فقط نور خورشید را بازتاب میدهد! و این همان پیروی ماه از خورشید است.
        .
        .
        در هر حال وقتی موارد اینچنینی را دیدم یقین پیدا کردم که قرآن واقعاً کلام خداست. بعد از این بود که کم کم شروع به فکر کردن در مورد به وجود آمدن خودم، کائنات و .. کردم. اینجا بود که باز هم حیرت زده شدم که چرا تا به حال به اینها فکر نکرده بودم؟؟!! در قرآن بارها و بارها (دقیق یادم نیست، شاید بیشتر از 20 بار) به انسان یادآوری شده که تا به حال به خلقت خود دقت کرده اید، اینکه از «هیچ» یا از «نطفه ای بی مقدار» به وجود آمده اید. آیا خدایی که شمار را از هیچ آفرید قادر نیست باز هم شما را بیافریند». واقعاً به این موضوع عمیقاً فکر کرده اید؟ اصلاً تا حالا دقت کرده اید که همان تخم مرغی که به سادگی به شکل نیمرو یا هر چیزی مصرف میکنید اگر در دمای خاصی قرار دهید به یک موجود زنده با نهایت زیبایی تبدیل میشود؟؟!!! (توجه کنید نیاز به کار خارق العاده ای نیست، فقط دمای مناسب!!!) میدانید این دنیا پر از معجزه است منتها این معجزات انقدر به وفور رخ میدهند که ما بی تفاوت از کنار آنها عبور میکنیم! اگر دقت کنید میبینید فرآیند تبدیل تخم مرغ به یک موجود زنده کمتر از زنده شدن انسان پس از مرگ عجیب نیست. با این وجود مورد دوّم باور نکردنی به نظر میرسد فقط به این خاطر که به دفعات تکرار نشده که به آن ایمان بیاوریم!
        در قرآن از آدم خواسته شده به آسمانها نگاه شود تا قدرت خدا را درک کند. این موضوع امروز و با پیشرفت علم کار سختی نیست. من یک مورد را به شما یادآوری میکنم. در اینترنت میتوانید صحت اینها را چک کنید: در جهان «قابل رویت» (نه همه جهان) حدود 100 میلیارد کهکشان داریم (عجیب است؟) در هر کهکشان به طور متوسط 100 میلیارد ستاره داریم (عجیبتر شد؟؟) خورشید ما یکی از این ستاره هاست. در دل خورشید یک میلیون و سیصد هزار کره زمین قابل جا دادن است (حیرت انگیز نیست؟). امّا موضوع جالبتر هم میشود: یکی از بزرگترین ستاره های کشف شده به نام VY Majoris انقدر بزرگ است که حدود سه میلیون خورشید در آن جا میشود!!!! یعنی حدود چهار هزار میلیارد (نه چهار هزار، نه چهار میلیارد بلکه چهار هزار میلیارد!!) کره زمین فقط در دل یک ستاره از 100 میلیار ستاره کهکشانی که خود یکی از 100 میلیارد کهکشان در جهان قابل رویت (و هنوز نه تمام جهان هستی) قابل جا دادن است!
        به خودتان رجوع کنید که آیا تا به حال به اینها فکر کرده اید؟؟ من که تا چند سال پیش فکر نکرده بودم.
        شاید با خودتان بگوئید پس علم چه؟ مسئله تکامل داروین چه میشود؟ من میتوانم به شما ثابت کنم که مسئله تکامل میتواند 99.9999 در صد درست باشد ولی ممکن است 0001. استثنا هم داشته باشد که فقط خدا به آن عالم است. اصلاً خود نظریه تکامل یک نظم است و این جهان هم «نظام» آفرینش است.
        .
        میدانید دانشمندانی که وجود خدا را انکار میکنند وقتی مورد این پرسش قرار میگیرند که جهان و موجودات آن چگونه به وجود آمده اند چه پاسخی میدهند؟ پاسخ میدهند که «ابتدا بیگ بنگ رخ داد، سپس کرات گازی به وجود آمدند و ….. و …… سپس موجودات تک سلولی …بعد تک سلولیها به هم پیوستند… موجودات پیچیده تر تشکیل شدند و الی آخر تا برسیم به جهان و موجودات امروزی» امّا این استدلال سستی است. میدانید چرا؟ زمانی که از آنها میپرسند که آیا بیگ بنگ از هیچ رخ داد؟؟ . میگویند اجرامی تشکیل شده از مولکول وجود داشتند. مولکولها خود از اتم به وجود آمده بودند…. در نهایت چند مرحله به این شکل مقاومت میکنند تا به اجرامی ریزتر از اتم برسند (نامشان در ذهنم نیست) در این نقطه میگویند که از نظر علم این اجرام را «آکسیوم» یا اصل موضوع فرض میکنیم یعنی نیازی به اثباتش نیست بلکه وجود داشته؟؟؟؟؟!!!! چه استدلالی!!! پاسخ این استدلال آن است که چرا به جای این اجرام، وجود خدا را اصل موضوع نمیگیرید. در این صورت میتوانید نظمی که خودتان در مورد مراحل پیدایش و تکوین جهان به آن اشاره کردید را هم توجیه کنید. اصلاً گیریم اجرامتان را هم به عنوان اصل موضوع پذیرفتیم، آیا این نظم تبدیل موجودات تک سلولی به موجودات پیچیده تر و …. همه بر حسب تصادف رخ داده؟؟
        .
        .
        دوست عزیز من بحثهای بسیار زیادی در این مورد میتوان انجام داد که در اینجا امکان پرداختن به آن وجود ندارد. از شما خواهش میکنم فقط یکبار معنی قرآن را بخوانید و در آن فکر کنید. من هم چند سال پیش مثل شما فکر میکردم ولی یک اتفاق همه چیز را عوض کرد. بعد از خواندن قرآن نگاهی به 100 صفحه اوّل تاریخ تمدن ویل دورانت بیندازید تا ببینید که علم ما با این همه پیشرفت چقدر کور و ضعیف است. این موضوع را من نمیگویم بلکه ویل دورانت یکی از بزرگترین تاریخدانان اعصار میگوید. خواهید دید که تاریخی که ما در حال حاضر میدانیم قبل از 6000 سال قبل را نمیتواند ببیند! یا فقط تصویر بسیار ضعیفی در حد سایه ای در دور دست را میبیند و اینها همه با وجود این همه پیشرفت است! مثل من متوجه خواهید شد که همیشه به علم و عقل نمیتوان اعتماد کرد.

        • چقدر عالی توضیح داده بودین عاااالی بود …واقعا از خوندنش لذت بردم!!

        • میشه منو کمک کنید

          • سلام دوست عزیز،
            کتابهای زیادی هستند که میتوانند به امثال من و شما که دنبال حقیقت هستیم کمک کنند. در جواب یکی از دوستان هم نوشتم که برای خود من دو کتاب زیر بزرگترین کمک در طول زندگیم در این مسیر بوده است. مطمئنم برای شما هم کمک بزرگی خواهد بود.
            1. “اثبات وجود خدا” نوشته “جان کلوور مونسما”. در این کتاب 300 صفحه ای، مولف از 40 دانشمند طراز اوّل آمریکا در میانه قرن بیستم میلادی درخواست کرده است که نتایج علمی حاصل از تحقیقاتشان که لزوم وجود یک خالق برای جهان را ایجاب میکند بنویسند. این دانشمندان جز بزرگترین دانشمندان آمریکا در زمان خود بوده اند. دلایلی که در این کتاب آورده شده آنقدر جالب است که شخصا با خواندن هر سطر آن دچار حیرت شده ام. به طور مثال در یکی از این مقالات یکی از شیمیدانان بزرگ آمریکا ثابت کرده است که اگر جهان حاصل کنار هم قرار گرفتن تصادفی مولکولها و اتمها باشد، آنگاه برای به وجود آمدن یک “تکه کوچک” از بدن انسان به زمانی نیاز داریم که چندین هزار برابر بیشتر از زمان وقوع بیگ بنگ است!!! مطالب از این دست در این کتاب فراوان است. پی دی اف این کتاب را میتوانید در اینترنت پیدا کنید. نسخه چاپی آن هم از طریق اینترنت قابل خریداری است.
            2.”سیصد و شصت و پنج روز در صحبت قرآن” نوشته “استاد حسین الهی قمشه ای”. این کتاب حدود هزار صفحه است و بخشهای از آیات قرآن را با نگاه به ادبیات فارسی و آثار مولوی،حافظ، عطار، سعدی و … به زبانی فوق العاده جذاب تشریح میکند. با خواندن این کتاب به اعجاز قرآن و اینکه قرآن کلام خداست پی خواهید برد. از این گذشته با روح بزرگ حکیمان ادبیات جهان، به ویژه ادبیات فارسی آشنا میشویید. پیش از خواندن این کتاب، من فقط تعدادی شعر از این شعرا خوانده بودم و اطلاعی از تفکر عمیق آنها نداشتم. اما بعد از خواندن کتاب فهمیدم که بخش بزرگی از ادبیات فارسی و اشعار شعرای بزرگ ایران (و جهان) در واقع پاسخی است به سئوالهایی که از طرف افرادی مثل من و شما مطرح میشود. در یک بخش از این کتاب، شعری از مولوی در مورد آفرینش انسان آمده:
            خواست تا خود را به خود بنماید او، آنسان که هست …… مظهر جامع چو انسان در جهان آمد پدید
            نسخه چاپی این کتاب در بازار موجود است.

            • اینا همش افسانه هست زندگی پس از مرگ وجود نداره جعفر جان دلتو الکی خوش نکن آدم یکبار بدنیا میاد و برای همیشه به عدم می پیونده این حرفایی هم که میزنن برای دلخوش کردن بازماندگانه متوفی هست که ناراحت نباشن برید کتابا و نظرات پرفسور استیوان هاوکینگ رو بخونید تا براتون ثابت بشه که زندگی پس از مرگ وجود نداره

            • آرش عزیز،
              به کدام یک از نظرات پروفسور هاوکینگ اشاره میکنید؟ دقیقاً به من بگویید تا در مورد آن بحث کنیم. پروفسور هاوکینگ “اثبات کرده” که زندگی پس از مرگ وجود ندارد؟؟؟!!! کجا و کی؟؟ البته ایشان از مخالفان وجود خدا هستند. اگرچه پیش از این (در دهه هشتاد میلادی) نظر دیگری داشتند و اخیراً بار دیگر نیز دچار شک در صحت ادعایشان شده اند ولی خودشان هم هرگز ادعای “اثبات عدم زندگی پس از مرگ” را نکرده اند!! ادعا با اثبات بسیار متفاوت است!
              برای اینکه بدانید نظریات پروفسور هاوکینگ هیچ پاسخی به سئوال ما نمیدهد به نظریات آغاز جهان (بیگ بنگ) که از طرف ایشان مطرح شده اشاره میکنم. البته ایشان مبدع این نظریات نیستند بلکه آنها را به عنوان نظریاتی که از دید خودشان قابل پذیرش هستند معرفی کرده اند. خواهید دید که این نظریات نه تنها پاسخ محکمی نمیدهند بلکه به جای حل مسئله ما را با مسائل پیچیده تری روبرو میکنند.
              امّا پیش از پرداختن به این مسئله، بد نیست چند موضوع را در اینجا مطرح کنم:
              1. درست است که تعداد زیادی از دانشمندان قائل به وجود یک خالق برای جهان نیستند امّا دانشمندان بزرگ بسیاری هم بوده اند که به وجود خدا یقین داشته اند. این دانشمندان منحصر به یک کشور، قوم یا زمان خاص نبوده اند. به عنوان مثال به کتاب “اثبات وجود خدا” که در بالا به آن اشاره کردم مراجعه کنید. اگرچه دانشمندان معتقد به خدا در اقلیت هستند ولی وزن آنها (چه از نظر کمیت و چه کیفیت) به هیچ عنوان کم نیست. امّا متاسفانه اینگونه القا شده است که علم (و همه دانشمندان آن) همواره در مقابل اعتقاد به خدا قرار دارد در حالی که دقیقاً عکس آن صحیح است. به طور خلاصه: کشفیات علمی در اولین گام بر اساس اعتقاد به وجود نظم در جهان استوار است و حتی دانشمندان منکر خدا نیز بر اساس همین اعتقاد اوّلیه به کشف علوم میپردازند. اثبات اینکه نظم نمیتواند محصول تصادف باشد کار سختی نیست. این ادعا توهین به شعور هر انسانی است (مراجعه کنید به کتابی که به آن اشاره شد).
              2. هیچ یک از دانشمندانی که منکر وجود خدا هستند هرگز و در هیچ زمانی موفق به اثبات این موضوع نشده اند. البته اثبات وجود خدا هم به طور مستقیم امکان پذیر نیست. با این حال از طریق شناخت صفات خدا در این جهان میتوان به طور غیرمستقیم به وجود خدا پی برد. بنابراین منکران خدا هیچ در دست ندارند ولی کسانی که به وجود خدا اعتقاد دارند، صفات بسیاری از ذات خدا را در جهان به عنوان یک مرجع در اختیار دارند.
              3.شما من را به خواندن نظریات پروفسور هاوکینگ دعوت کرده اید. اما اعتقادی که من به دست آورده ام مدتها پیش، از همین شک و بی اعتقادی که شما من را به آن دعوت میکنید شروع شد. نظریات امثال پروفسور هاوکینگ را هم خوانده ام و در آن هیچ چیزی ندیدم! بنابراین اعتقادی که به دست آورده ام محال است به این طریق از دست برود چون این مراحل را پیش از این طی کرده ام.
              4. من در مقابل دعوت شما به خواندن نظریات پروفسور هاوکینگ، شما را دعوت به خواندن نظریات نیلز بور (فیزیکدان معروف)، پروفسور آندره کانوی آیووی (بزرگترین پزشک آمریکا در سالهای جنگ جهانی دوّم)، فرانسیس بیکن (فیلسوف قرن هفدهم) و تعداد بیشماری دانشمند از این دست دعوت میکنم. در اینجا به عنوان نمونه چند نقل قول از دانشمندان بزرگ غربی می آورم (غربی به این جهت که فکر نکنید این نظریات صرفاً از طرف مسلمانان ارائه شده بلکه میتواند از طرف مسلمان و غیرمسلمان باشد. مسلمان و غیرمسلمان اهمیتی ندارد، شرط فقط فکر کردن و نادیده نگرفتن فطرت خدایی است):
              پروفسور ادوین کانکلین (زیست شناس دانشگاه پرینستون):” احتمال پیدایش زندگی از تصادف به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت به وجود آید.”!
              الکسیس کرل برنده جایزه نوبل پزشکی:”جهان مادی علیرغم وسعت فوق العاده اش برای بشر بسیار تنگ است….هر چند انسان بر مقیاس و میزان کوه ها و اقیانوسها و رودخانه های روی زمین ساخته شده، ولی به جهان دیگری تعلق دارد. به جهانی که هر چند در درون اوست ولی از حیز زمان و مکان بیرون است”
              پروفسور ارل چستر رکس (استاد ریاضیات دانشگاه کالیفرنیا):”اغلب تصورات شایع میان مردم غلط و گمراه کننده است. مثلاً بیشتر مردم تصور میکنند که علم مانند پیرمردی عالم و فصیح است که جواب تمام مسائل را میداند. در صورتی که قضیه کاملاً برعکس آن است. یعنی علم درست شبیه جوانی است که در مقابل سئوالات متعدد و بی جوابی قرار گرفته….”
              البته پشت این صحبتها دنیایی از دلایل قرار دارد و سخنی از روی هیچ نیست. من این نمونه ها را آوردم تا شما دنبال این بگردید که دلایل این دانشمندان چه بوده است و بعد مقایسه کنید که دلایل کدام گروه قابل قبول تر است، پروفسور هاوکینگ و … یا امثال دانشمندانی که نام بردم.
              5. گفتید همه آنچه گفتم “افسانه” است! عجبا که ادعای شما چیز جدیدی نیست و حتی کلمه ای که انتخاب کردید (افسانه) هم همینطور! این صحبتها همواره وجود داشته حتی در زمان نزول قرآن. دو آیه زیر از سوره فرقان را ببینید:
              وقالوا اساطیر الاولین اکتتبها فهی تملی علیه بکره واصیلا(5)قل انزله الذی یعلم السر فی السموات والارض انه کان غفورا رحیما(6)
              یعنی:
              و گفتند “افسانه” های گذشتگان است که آن را می نویسند و بامداد و پسین به او القاء می کنند.بگو آن را کسی نازل فرموده که در آسمانها و زمین دانای اسرار است و همانا او آمرزنده و مهربان می باشد.
              6. امّا اساساً چه نیازیست که بدانیم دیگران در مورد وجود خدا چه چیزی فکر میکنند؟؟ البته شنیدن دلایل و نظریات دیگران مفید است امِا آیا پروفسور هاوکینگ یا هر کس دیگری بر اسرار این عالم احاطه دارد؟ در بالا نقل قولهایی آوردم که امیدوارم باعث شود در این مورد تجدید نظر کنید. ای کاش صحبت منکران و معتقدان خدا را رها میکردید و خودتان، خودتان عمیقتر فکر میکردید و به فطرتتان رجوع میکردید. به این همه معجزه در اطرافتان..به اینکه شروع این جهان از کجا بوده، کی بوده، چطور بوده؟ همه چیز از تصادف به وقوع پیوسته؟ این همه زیبایی در جهان، این همه درک و شعور در وجود انسان همه محصول کنار هم قرار گرفتن تصادفی مجموعه ای از ذرات است؟؟
              ##############
              امّا برگردیم به نظر پروفسور هاوکینگ در مورد آغاز کار جهان (بیگ بنگ):
              قبل از پرداختن به نظریات پروفسور هاوکینگ یادآوری میکنم که منکران وجود خدا آرزو میکردند که میتوانستند ثابت کنند جهان ازلی است یعنی از ابتدا وجود داشته. در این صورت میتوانستند از پاسخ به این سئوال اساسی که جهان چگونه آغاز شده است خلاص شوند. امّا قانون دوّم ترمودینامیک باعث شده که متعصب ترین منکر خدا هم قادر به چنین ادعایی نباشد: مطابق قانون دوّم ترمودینامیک حرارت همواره از جسم با دمای بالاتر به جسم با دمای پایینتر منتقل میشود و این قانون نه فقط در مقیاس کوچک که در مقیاس بزرگ (منظومه ها و کهکشانها) هم صدق میکند. بنابراین اگر این جهان ازلی میبود مدتها پیش از این همه چیز در آن هم دما شده بود و مثلاً خورشید و زمین یک دما میداشتند. در این صورت اساساً حیاتی و من و شمایی وجود نداشت.
              البته دلایل دیگری هم برای وجود آغازی برای جهان وجود دارد که یکی از این دلایل دور شدن کهکشانها از یکدیگر (انبساط جهان) است.
              در هر حال منکران خدا نمیتوانند از پاسخ به سئوال “آغاز جهان” طفره بروند. نظریه پذیرفته شده در مورد شروع جهان، نظریه بیگ بنگ یا انفجار بزرگ است که مطابق آن جهان در لحظاتی پیش از بیگ بنگ عاری از ماده و تنها شامل انرژی محض بی نهایت بود. در لحظه وقوع بیگ بنگ این انرژی محض تبدیل به ماده میشود (اصل تبدیل ماده و انرژِی، آغاز خود را مدیون این لحظه است!) این ماده ها در واقع ذراتی بسیار ریزتر از اتم بودند که نام یکی از آنها به طور مثال کوارک است. در برخی از نظریه قدیمی تر این ذرات را به عنوان اصل موضوع یا اصل بی نیاز از اثبات در نظر میگرفتند. در هر حال این ذرات با پیوستن به هم الکترون و پروتون و …سپس اتم و مولکول و …موجودات تک سلولی و… موجودات پیچیده تر و ….تکامل و…نهایتاً جهان امروزی را به وجود آورده اند. چه نظم عجیبی! حتی اگر لحظه بیگ بنگ را هم در نظر نگیریم، خود این نظم حیرت انگیز وجود یک ناظم را ایجاب میکند مگر اینکه ادعا کنیم ذرات از خود عقل و شعور داشته اند و تصمیم گرفته اند با پیوستن به هم انواع ماده را به وجود آورند. بگذریم!!
              امّا پروفسور هاوکینگ چگونه بیگ بنگ را توجیه میکند یعنی به این سئوال که “بیگ بنگ از کجا شروه شد؟ آیا از هیچ و خود بخود رخ داد؟” پاسخ میدهد. ایشان حداقل سه نظریه در مورد بیگ بنگ را قابل پذیرش میدانند که البته یکی از آنها نظریه نیست و در واقع پاک کردن صورت مسئه است:
              1. نظریه اوِّل(نظریه بیخیال شویم!): طبق این ایده، برای ما اهمیتی ندارد که پیش از بیگ بنگ چه چیزی وجود داشت و چگونه بیگ بنگ رخ داد زیرا آنچه اهمیت دارد قوانین فیزیک است. مطابق این نظر قوانین فیزیک در لحظه وقوع بیگ بنگ و پیش از آن برقرار نبوده اند و چون اساس کار جهان رجوع به قوانین فیزیکیست، لحظه بیگ بنگ و پیش از آن اهمیتی ندارد!!
              2. نظریه توالی بیگ بنگ ها: مطابق این نظر هر بیگ بنگ نتیجه پایان یک جهان است که خود از یک بیگ بنگ دیگر به وجود آمده بود. پس به طور مثال جهان حال حاظر ما که در حال تجربه کردن انبساط و دور شدن کهکشانهاست در نقطه ای به حداکثر فاصله میان کهکشانها میرسد و از آن لحظه شروع به انقباض میکند تا مجدداً در یک نقطه فشرده شود و شرایط آغاز بیگ بنگ دیگری را فراهم کند.
              3. نظریه جهانهای موازی: مطابق این نظر، بیگ بنگ ما صرفاً یک بیگ بنگ در کنار بینهایت بیگ بنگ دیگر است که با هم رخ داده اند پس علاوه بر جهان ما (که شامل همه کهکشانهای قابل رویت و غیرقابل رویت است)، جهانهای دیگری هم از بیگ بنگهای دیگر به وجود آمده اند که البته ما از آنها بیخبریم.

              دوست عزیز، آیا نظریات فوق جواب سئوال ما بود؟ این جوابها یا سئوال ما را از اساس پاک میکنند (جواب اوّل) و یا یک سئوال را با سئوالهای بسیار پیچیده تری عوض میکنند (جواب دوّم و سوّم): سئوالی که نظریه دوّم به وجود می آورد این است که “پس زنجیر نامتناهی بیگ بنگها چگونه شروع شده است؟؟!!” یعنی مسئله ی یک حلقه را با مسئله یک زنجیر نامتناهی از حلقه ها عوض میکند!! و نظریه سوّم این سئوال را پیش می آورد که تا بحال مشکل ما یک بیگ بنگ بود “حال این همه بیگ بنگ از کجا شروع شده؟”

              آرش جان، من دیگر هیچ چیز نمیگویم فقط یکبار دیگر سخن پروفسور ارل چستر رکس را تکرار میکنم:”اغلب تصورات شایع میان مردم غلط و گمراه کننده است. مثلاً بیشتر مردم تصور میکنند که علم مانند پیرمردی عالم و فصیح است که جواب تمام مسائل را میداند. در صورتی که قضیه کاملاً برعکس آن است. یعنی علم درست شبیه جوانی است که در مقابل سئوالات متعدد و بی جوابی قرار گرفته….”

      • سعادت ابدی

        سلام.اگر عدم در کار باشد چرا خودتان را فنا پذیر نمی دانید و هیچگاه در باور و در حین زندگی خودت مرگ و فنا را نمی پذیری و دوستدار بقا و جاودانگی می دانی و این نشان از آن دارد که انسان از ذات خویش به این واقیت میرسد که نیستی برای او متصور نیست و جاودانگی را بیش از فنا لمس می کند.

        • بخاطر اینکه مغز انسان میل به جاودانگی دارد و از نابودی و بیماری و مرگ هراس دارد حتی از عذاب هم فراریست و مغز ما حاضره هرکاری انجام بده تازنده بمونه

      • به عدم برنمبگردیم..جسم که مشخصه جسمه با دست و پا و بینی و ….. و چیزی که این جسم رو سرپا میکنه و باعث تحرکه جسم میشه روحه اگه روح نباشه جسم یه تکه گوشته بی حرکته درست مثله زمانی که بعد از مرگ که روح خارج میشه از جسم ..جسم بی حرکت و کاملا بی تحرک میشه خب این برای اثبات وجود روح……شما میگید بعد از مرگ این روح هم نابود میشه و به عدم تبدیل میشه؟؟؟؟ این خیلی خنده داره …ضمنا من به شخصه تو خواب که روح دیدم ولی علننا تو بیداری هم روح دیدم جن نه تو عالم بیداری خود روح رو دیدم و مطمئنم که به اذن خدا ظاهر شده بود حوصله ندارم تعریف کنم جربانشو ولی قسم میخورم در عالم بیداری خود روح دو دیدم

        • میشه تعریف کنید، من نامزدمو از دست دادم خیلی حالم بده لطفا بگید که کناره من هست؟؟

    16. غلامرضا

      با سلام
      پیشاپیش از ارائه پاسخ سپاسگزاری میکنم
      اشاره کردیدبه روایتی از پیامبر مکرم اسلام منبع حدیث چیست و اینکه چگونه است با اینکه قیامت بپا نشده و اعمال اشخاص بررسی و حکم حضرت حق ابلاغ نشده روح میتواند آگاه باشد از بهشتی یا دوزخی بودن خود
      اشاره کردید به حدیثی از امام جعفر صادق(ع) مگر روح مجرد نبوده و نیازی به هیچ چیز ندارد نه همسر نه آب و نه هر آنچه در عالم دنیوی میبا شد آیا روح قوه حافظه به مانند جسم دارد که بداند دارای اقوام و آشنا میباشد که بخواهد به آنان سرکشی کند با سپاس از لطف نویسنده

    17. مگه تا حالا مردی که داری حرف میزنی

    18. سلام .روح وقتی ازجسم جدامیشه دیگ هیچگونه مریضی یا خستگی ودردی نداره. دیگ خودش میمونه و اعمالش ک انجام داده.

    19. سلام من پدرم تازه فوت گرده دلم میخاد به خوابم بیاد بدونم بهشتی یا جهنمی .ازما راضی هست یا نه وچه موقع هایی سرمیزنه به ما کسی میتونه راهنمایی کنه؟

    20. هر چه که با کمک ذهن بتوان بیان نمود جسم است و خدا جسم نیست لذا نمیتوان خداوند را با هواس پنجگانه بیان نمود.هر وقت توانستید خشم و قضب و کینه و خلاصه چسبیدن به جهان مادی و همچنین تمامی گذشته را رها کنید.و خلاصه خیلی روی خودتان کار کنید به دیگران احسان کنید.و…که بسیار زمانبر است آنگاه به یک آرامش و شادی بی سبب دست مییابید که آن حضور خداست

    21. واقعاً دلایلتان خیلی محکم بود؟!!!! آخه دو تا داستان تعریف می کنی و بعد نتیجه گیری می کنید !

    22. سلام الان که این مطالب میخونم تنها توی ی اپارتمان نیمه تاریک دراز کشیده ام غرض از مزاحمت من چند دفعه بیرون ی امامزاده نور سبز رنگ دیده ام که از درب فلزی امامزاده داخل شد ومن اونجا را فورا لمس کردم سوراخ نشده بود بعد از نیم ساعت که نور سبز رنگ داخل امامزاده بود اون نور از همان جا امد بیرون ورفت طرف کربلا خواهشا این نور چی هست.

    23. عباس آریا

      سلام. دوست گرامی اگه واقعا دنبال اخبار بعد از مرگ هستید میتونم کمک کنم چیزهایی دیدم که تا حالا هیچکس ندیده و نشنیده.سه روز کما بودم حتی خدا رو دیدم .اگه خاستید وقایع رو بدونید در خدمتیم.

      • همینجا بگویید تا همه بشنوند

      • برو یره مگه خدا هم دیده میشه این چه حرفیه کفر داری میگویی اونی که دیدی یقینا خدا نبوده چون خدا جسم نیس که دیده شود پس به هیچ و جه این حرف ها را نزن که به کفر کشیده میشه چون به هیچ و جه خدا دیده نمیشه حرفات به افسانه بیشتر میخوره تا به واقعیت

      • وای ترو خدا بگید چی دیدید من خیلی کنجکاوم

      • لعنت بر تو حضرت موسی خواست خواست یه لحظه خدا رو ببینه از هوش رفت اون وقت تو یه بنده گناه کار تو کما خدا رو دیدی……چرت و پرت نگو بابا

      • مرد مرده

        همتون با خودتون میچرین مردن خیلی خوبه لااقل ادم دنبال کارنمی گرده من لوله کش گازم شنیدم دارن جهنمو گاز کشی میکنن راستی هیچ می دونستین جهنم بهتر از بهشته چون خوبه دیگه راستی توجه کردین هیچ انسانی حتی اون قاتله خودشو جهنمی نمی دونه خوب شاید اصلا جهنم نباشه همش بهشته اینم تجربه من

      • از دست دادن دوست

        سلام میشه لطف کنید بگید چی دیدی وقتی تو کما بودی

      • خب تعریف کن خداچه شکلی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    24. سلام .من برادرم شهیده.توی ارامگاه یافت اباد دفنش کردیم . کلی پارچه سبز بهش بستنو می گم حاجت روا می کنه .نمی دونم راسته یانه ؟!

    25. محمدحسین

      سلام دوستان من یکی از پدر بزرگ هایم را وقتی که دنیا نیامده بودم فوت کردو ان یکی در تاریخ 23/12/94فوت کرد.من خیلللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللللی دلم برای با با جونم تنگ شده. برای شادیه رو حش فاتحه بفرستید ممنونم من محمدحسین بختیاری14ساله از اشتهارد کرج

    26. سلام منم تنها برادرم دوستم که همیشه باهم خوش بودیم از دست دادم کاری ازدستمون بر نمی امد فقط عذاب کشیدن رونگاه کردیم ورفت …….
      روحش شاد

    27. عباس آریا

      باسلام و درود.بنده یک سابقه تصادف و کما دارم که خیلی از وقایای عالم بعد از مرگ رو مشاهده کردم و سوالات ماورایی که در ذهن همگان هست و خیلی ها دنبال پاسخ این مجهولات و دنیای روح یا روان هستند را میتوانم پاسخگو باشم.آنجا که من بودم پرواز در بی زمانی و بی مکانی .دیدار با مردگان.تجسس در آسمان.تله پاتی با پدر بزرگانم که از دنیا رفتند.شوق رهایی و لذت فوق العاده از رفتن به آنجا.و جالب مشاهده خدا در روی زمین در شکل وبعدی همسان آدمی و خصوصا در میان گندم و آب و علفزار.وخیلی ماجراهای دیگری که تا به حال بعید میدانم کسی دیده یا شنیده باشد… ولی هرگز کسی رو ندیدم که تا این حد رفته و اطلاعات داشته باشد.ودر جستجوی یک پایگاه اطلاعاتی هستم که کمک کند تا من این اطلاعاتم را در اختیار همگان بگزارم شاید به خیلی ها کمک کند.مخصوصا در هدف زندگی

    28. سلام من برادرم راشش ماه میشه از دست دادم چهل ساله بودهرروزمیاد بیادم لطفن براش فاتحه و صلوات بفرستید ممنون ازهمه

    29. من 13 روزه برادر 30 ساله مو از دست دادم.حالمون خیلی خیلی بده.توروخدا برا ّرامش روحش صلوات و فاتحه بفرستین.

    30. من که هرجاوهمیشه آماده ی مرگ هستم.

    31. من بیست روزه پدر مهربونم از دست دادم روز به روز دلتنگ تر میشم حالم بدتر میشه چکار کنم

    32. خانم حسنی

      من دو ماهه مادرمو از دست دادم با هم همسایه بودیم پسر منو خیلی دوست داشت دارم از نبودش دیونه میشم اخه همیشه همه جا با هم بودیم حالا من چی کار کنم اون خیلی جوون بود جلو چشام اب شدو مرگشو دیدم عذاب میکشم عذاب

    33. محمد مهدی

      14سلام به همه. خدایا روزیتان کن که درروز اخرولحظه ورود بقبرحسین ابن علی نیم نگاهی به دوست داران خودکند دوستان تمام مشکلات حل خواهد شد. التماس دعا

    34. سلام خواهش میکنم برای پدربزرگم دعا کنید

    35. مردن از این زندگی بسیار شیرین تر بنظر میرسد

    36. بسیار خوب

    37. الرحمن صفتی است که در قرآن از آن بسیار نام برده شده است . و به تجربه در زندگی مفهوم آنرا درک کرده ایم . باید از الرحمان به خاطر فرصت جبران شکر گذاری کنیم و از او بخواهیم تا ما را به حال خودمان رها نکند. قصه مرگ و زندگی بخشی از سرنوشت جدا نشدنی ماست پس با اطاعت از ائمه اطهار و یادآوری مرگ عزیزان تنها کاری که از ما ساخته است هوشیاری و مراقبت از کردار خودمان است مبادا پایمان بلغزد و از الرحمن خدای ناکرده دور شویم……………….. انشال… این راه برای همه ختم به خیر باشد. التماس دعا

    38. برای شادی روح در گذشتگان صلوات و فاتحه بفرستید

    39. سلام
      دوستان عزیز خوانده سوره یس برای رفته گان و هم چنین برای زنده ها خیلی موثره . من خودم بعد از فوت پدرم هر روز 2 تا یس می خونم یکی برای پدرم و اموات و مومنین و مومنات و … و یکی هم برای خودم . یک شب پدرم خوابم اومدو … تعیبیرش را از معبر پرسیدم گفت که شما روز 2 بار یس می خونید درسته من چیزی نگفتم و گفت که پدرت از شما راضیه و خواسته از تو تشکر کنه . بعد رفتم از کتاب خواص سوره یس را خوندم هم برای مرده و هم برای زنده پر از خاصیت های دنیایی و اخروی بود و خیلی خوشحالم که چنین کار ی را انجام می دهم . البته قبلش از عالمی شنیدم که برای زنده بوده و زندگی کردن امواتتان در اون دنیا اینکه زندگی داشته باشند باید هرروز برایشان سوریه یس بخونید و همچنین نمازهای قضا این بهترین هدیه ای هست که می تونید برای رفته گانتان بفرستید.

    40. خدایا فقط من هم هستم. به منم گوش کن

    41. همه ما بک دوزی از این دنیای فانی میروبم

    42. مادرم را ازدست داده ام دادم دیوانه میشم ..چکار کنم

      • من هم پدرم رو از دست دادم واقعا درکت میکنم چقدر سخته ولی کم کم مرور زمان تعادل رو بر میگردونه البته هیچ وقت غم از دست دادنش کم نمیشه فقط یاد میگیری چطور باهاش کنار بیای که انقدر خودت رو اذیت نکنی زمان همه چیز رو درست میکنه

      • به فرمده قرآن مرگ یادآوری است برای بازماندگان……… نگاهت را به جهان هستی عوض کن . قصه مرگ و زندگی جزء لاینفک حیات آدمی است . برای مادرت خیرات کن . قرآن بخوان و دوست من فقط گذشت زمان و ورق خوردن اوراق تقویم است که می تواند از دردت بکاهد . با احترام همدردت ……………

      • خیلی سخته داغ عزیز

      • خدا. رحمتش کنه ،برای آرامش روح مادرتان دعا بسیار کنید. در این صورت خودتون هم آرامش می گیرید مگر غیر از این هست که خانه ابدی همه ما آنجاست و مادر شما زودتر رفته پس برای. مادرتان توشه بسیار بفرستید

    43. ابراهیم

      حضرت علی ع میفرمایند بنی ادم بااینکه میدانند هرروز به مرگ نزدیکترمیشوند اما بازهم خودرابرای مرگ اماده نمیکنند

    44. همسرم رو از دست دادم … فردا چهلمشه … لطفا برای شادی روحش فاتحه بفرستید . اجرکم من الله … خدایا یهم صبر بده

    45. سلام من یک سال است پدرمو از دست دادم ولی هنوز نمی تونم باور کنم که دیگه هیچ وقت نمی یاد بخاطر اینکه خودمو اروم کنم خیلی مطالب درباره اون دنیا و عالم بعداز مرگ خوندم ولی هیچ فایده ای نداشته و من همچنان منتظرم که یک روزی پدرمو ببینم دوستان وابستگی خیلی سخته خیلی

    46. ما همیشه تنهاییم

    47. من خیلی خستم تو این دنیا سیلی نا حق زیاد خوردم دلم میخواد به آرامش برسم اما تو این دنیا آرامش وجود نداره کاش میشد بدون اینکه خودم کاری بکنم چشمام را میبستم و دیگه باز نمیشد

    48. عبدالولی

      عبدالولی

      به نظر بنده هر مومن باید هر لحظه آماده به مرگ باشد و هرلحظه متوجه اعمال خود باشد.

    49. سلام دوستان گلم.التن ساعت 2:58 دقیقه ی شبه.بعد از ظهر رفیقه فابریکم فوت کرد.اگه میشه ی فاتحه بخونین.خیلی ناراحتم خیلیییییییییییی خدااااااااااااااااااا

    50. یک سوال از کسی که این مطلب رو نوشته دارم
      شما که هیچوقت نمردی ! پس از کجا مطئنی این اتفاقات میوفته ؟ واقعا از کجا ؟
      خواهشا نگید از ایات قران ، که من اونارو قبول ندارم . یعنی منطقم قبول نداره . چون قران و چیزایی که توش هستن رو یک انسان مثل من و شما نوشته ، نه اون خدایی شما برای خودتون ساختین .
      ادما قدیما به بهونه دین میخواستن ادما رو وادار به یک زندگی عادی، خوب و با کلی محدودیت و تهی از هر هیجان و … بکنن . بنظر من اصلا درست نیست . بنظر من اگر انسانی ذره ای منطق داشته باشه لازم نیست به دین رجوع کنه و خودش میتونه خوب و بد رو تشخیص بده ، مضاف اینکه دیگه محدودیتی نداره
      به خودتون بیاین یه ذره ! اون چیزی که شما اسمش رو دین میگذارید جز محدودیت نیست . اونی هم که اسمش رو خدا میذارین ، چیزی جز خیال باطل نیست .

    51. حمید فقط همین

      من یک بدبختی هستم که از اول چیزی نبودم و هر روزدارم بعد از فوت پدرم بدبختر و ذلیل تر میشم بقدری که تصمیم به خودکشی گرفته ام با این که نامزد دارم و دختر مردمو هم بدبخت کردم با بی پولی و با وجود این که در میان مردم واسه خودم خیلی شخصیت دارم کاری نمیتونم بکنم و در یکی از شرکتها کار میکنم که اونم به تعطیلی کشیده – واقعا نمیدونم چکار کنم خواهش میکنم کمکم کنید خیلی واسه خودم متاسفم و دارم در حین نوشتن گریه میکنم – خداوند همه رفتگان را بیامرزد و به باقیماندگان صبر عنایت فرماید – خداحافظ

      • حمید جان همه ما به سختی زنگی میکنیم و پدرو مادرمان را از دست دادیم پس بهتره صبور و مرد باشیم یه کم هم بزنیم به بیخیالی اگر نباشیم میشکنیم

    52. سلام دوستان من فکر میکنم تا ادم خودت نخوای هیچ کمکی بهت نمیشه و وقتی چیزی بخوای تلاش میکنی تا بدست بیاوری همه ما خدای خودیم برای هم دعا کنیم نیک باشیم و نیک بی اندیشیم تا خود را بشناسیم . تو دنیایی هستی پر از افکار و اطلاعات خوب و بد پس افکار خوبت را ببخش و افکار بد را بمیران…

    53. با سلام .
      من در خصوص آخرت و مرگ و دنیای بعد از مرگ زیاد جستجو می کنم ولی بسیار دوست دارم در زمانی که شما عزیزان زحمت مطالب و می کشید اشاره به آیات قرآن بکنید ( شخصا فقط آیات قرآن را قبول دارم ) و این باعث اعتماد مردم به گفته های شما می شود .
      ضمنا احضار روح هم می کنم ولی کاملا به آن اعتقاد ندارم تنها چیزی که برایم در احضار روح جالب است این که : همه آنها می گویند فقط خدا را در دنیا ستایش کنید .
      و از خدا می خوام من و تا زمانی که مدیونیت مردم از روی دوش من برنداشت نبره . انشا…

      • سلام شماره احضار روح میکنی پس چرا عفقط قرآن قبول داری مگه بقیه ادیان ازطرف خدا نیست

      • سلام. میشه شماره شما را داشته باشم خیلی ممنون میشم چون واقعا چند تا سوال ازتون دارم برام مهمه این سوالات حمید جان کمک کنید

    54. به نظرم کسانی که در این دنیا غافل هستند باید خودشون رو اصلاح کنند چون واقعا خودمون صحنه های از دست رفتن عزیزانمان رو می بینیم کمی به خود بیاییم…

    55. واقعا” انسان با دیدن این وقایع پس چرا باز دست از کارهای روزمره و اشتباه خود دست بر نمی دارد

    56. خدایا تورو به بزرگیت کمکم کن اخه خدا جونی من که جز تو کسی رو ندارم …اگه توام ترکم کنی من چیکار کنم ..تورو به بزرگیت کمکم کن خسته شدم

    57. حمیـــــــــــــد

      خداونـدا شکرت

    58. خدا خیلی مخلصم
      خدایا از گناهایی که بیشتر موقعه گرفتارش میشم رو کمکم کن کمک کمک تنهام نزار

    59. من دفعه پیش که مردم ۸۰ سال بعد از به دنیا اومدنم تو ۱۸ سال دیگه بود یعنی ۹۸ سال بعد از امسال .
      باور کن

    60. پدرم رو از دست دادم
      دارم عذاب میکشم
      نمیتونم باور کنم هی میگم چرا در دوران زنده بودنش کم کمکش کردم

    61. هیچ وقت خود کشی نکنید خداوند برای همه سنی مخصوص مرگ گذاشته است امروز داشتم ازراعیل رو مسخره میکردم عکسش هی روی فرش می افتاد رفتم خونه ی دوستم اونجا بیش تر مسخره کردم رفتیم کوچه برای هر کدام از بچه ها یه اسم انتخاب کردیم ابلیس جبرعیل ازراعیل و..بعد دو تا از دوستانم رفتن دنباله یه نفر دیگه منو دوستم تنها تو کوچه موندیم همین جور مسخره می کردیم که یه دفعه شکلش تو پرده افتاد از ترس زهره ترک شدم توبه کردمو سه تا سوره خوندم وقتی ازراعیل از پرده رفت دوستام برگشتن یه دفعه باد یه جعبه ترسناک رو اورد هی نزدیک تر می شد تا این که بازی کردیم هم جعبه رفت هم شکل ازراعیل از پرده من ده سالم هست

    62. مامان یه فرشته

      سلام من ماه پیش پسر 11 ماههمو به خاطر نداشتن دانش و دادن حلوا بهش از دست دادم . پسرم اصلا توی خوابم نمی یاد با اینکه توی خواب دیگران میره؟! عذاب میکشم و فکر می کنم من باعث مرگ فرزندم شدم .
      کمکم کنید

      • سلام خانوم
        من خیلی ناراحت شدم شنیدم خودم یه پسر هفت ماهه دارم که در ماه یه هفته یا کمتر پیششم بخاطر کارم خیلی استرس دارم اتفاقی واسش نیفته یه وقت خدایه نکرده .
        چیزی که من فهمیدم اتفاقی که واسه پسرتون افتاده یه حادثه بوده که شما هیچوقت نمیتونید خودتونو مقصر کنید هرچند نمیشه بی تقاوت بود ولی حادثه دست من و شما نیست پیشنهاد میکنم حتما به یه روانشناس (نه روانپزشک) مراجعه کنید مطمعناً خیلی کمکتون میکنه .
        موید باشید .

    63. خدایا اول پاکم کن بعد خاکم کن.

      • مریم ازمشهد
        خداوندا منو ببخش بخاطر تمام گناههایی که لذتش رفت اما مسئولیتش ماند

    64. سلام من سی روز داداش خوبم از دست دادم واقعا درویش برام عذاب اوره دلم براش تنگ شده ازش دلگیری که چرا ما رو تنها گذاشت چون تو خواب مرد میخوام داد بزنم بگم دوست دارم داداش حمیدرضا

    65. مرد مرده

      من هم سالهاست که مرده ام . از وقتی که در این دیار نکبت بار چشم به جهان گشودم خود را در دوزخ یافتم که از برزخ و مرگ بدتر است .اما نمی دانم به کدامین گناه . اکنون 35 سال سن دارم و بسان پیران 80 ساله روزی نیست که آرزوی مرگ نکنم. در طول زندگی همواره تنها بوده ام و هرگز به چیزی دل نبستم . از کودکی در محیطی تبعیض آمیز و ظالمانه بزرگ شده ام و زندگیم همیشه رو به سرازیری بدتر شدن بوده.عمرم به بطالت و نابودی گذشت . مرگ رابسیار دوست دارم حتی اگر بعد از آن هیچ چیزی نباشد هر چند گمان کنم اگر دنیایی باشد مثل این دنیا محکوم به بودن در دوزخم. خدا کند آنطرف خبری نباشد . فقط دوست دارم نباشم . فقط همین آیا آرزوی بزرگیست؟

    66. سلام من مادربرزرگ مهربونمو یک هفته هست که از دست دادم شبها تا صبح بیدارم معدم خونریزی کرده از ناراحتی دارم می میرم کمکم کنید میخوام ببینم کجا رفته روحش؟ انقدر گریه می کنم تا کور شم توروخدا بگین کجاست الان

    67. خدا کند ادم بدون درد و با درسته پر از اعمال نیکو این بین رود و نداشته باشد خیلی گناه.
      روزی فرا میرسد که باید تاوان گناهانی نماز نخواندن به بدن نامرحم نگاه کردن چیهای بد نگاه کردن را بدید نماز بخوانید که در روزی در مورد ان ها از شما سوال پرسیده میشود نماز بخوانید اعمال نیکو کنید .

    68. ای کاش میشد که این مطلب رو واسه بعضی از سایتهای اجتماعی به اشتراک گذاشت تا از این طریق سئوالات دوستان در مورد حقیقت روح و ابهامات در مورد این موضوع مهم پاسخ داده بشه.با سپاس فراوان از مطالب مهمتون و این سایت خوب.در پناه حق

      • --> آسمونی

        سپاس از شما، به زودی گزینه های اشتراک در شبکه های اجتماعی به آسمونی اضافه میشود
        در حال حاضر میتوانید لینک دهید

      • سلام به همه.یه مردی که علی ع تمام زندگیش بود ظهر جمعه 2ماه پیش با زبون روزه تو راه رفتن به نماز جمعه تصادف میکنه و میمیره با این شرایط که جانباز بوده و چشماش نمیدیده . حالا من دلم برای اون مرد که پدرم بود تنگ شده . الان دارم گریه میکنم ترا خدا اگه میشه برای این سید یه فاتحه بفرستید

    69. مرگ هم لیاقت میخواد!خدایا توفیقشو به ما هم بده!

    70. انسان چگونه میتواند به مقام های عالیه برسان در صورتیکه گنه کار باشد؟
      من جوانی هستم که خوش دارم نماز بخوانم ولی از نماز لذت نمیبرم چه کار کنم لطفا راهنمایی کنید

    71. پسر ۵ سال و دو ماهمو ٧٠ روزه از دست دادم نمیتونم قبول کنم خیلی سخت بچمو از دست دادم در کمال ناباوری و اینکه به مغجزه اعتقاد داشتم الان نمیدونم وضعیت جسم بچم چطوره خواب بچمو که دیدم دوبار گریه میکرده که تعبیر کردن کسی که علم تعبیر دارن که دوست داره برگرده اما نمیتونه نمیدونم چکار کنم بچم با ارامش و خوشحالی زندگیشى در دنیایی الدی ادامه بده خواهش میکنم راهنماییم کنید

      • --> آسمونی

        توکل کنید به خداوند بزرگ و برایش خیرات کنید، انشااله که روحشان شاد شود

        • زهرا پروینی

          با سلام و خسته نباشین
          منم پسر هفت سالمو از دست دادم و تو خواب دیدم که بچه ام گریه میکنه ولی تعبیرشو گفتن که به خاطر ناراحتی و گریه زیاده من هست نمیدونم الان پسرم تو اون دنیا منو میبینه خیلی دلم براش تنگ شده

      • سلام خانوم خدا صبرتون بده.اولا بچه ای که به سن بلوغ نرسیده عین فرشته ها پاکه نگران نباشید.برای شادی روحش خیرات کنید وهفت مرتبه سوره ی قدر روبخونید اگر برسرمزارش بخونید خیلی بهتره.

      • سلام بر شما. از خوندن مطلبی که نوشتی خیلی ناراحت شدم منو شریک غمت بدون برات از خداوند آرزوی صبر می کنم . خداوند در قرآن فرمایش کرده که مال و همسر وفرزند همه امتحانن برای انسان و همه هم به این صورت کمابیش آزمایش میشن. نمیتونم بگم که میشه به راحتی تحمل کرد یا فراموش کرد لازمه صبر داشته باشید و به خدا توکل کنید انشا… فرزندان دیگه ای خواهید داشت که باعث شادی و تسکین غمتون میشن . خواب شما معنی خاصی نداره و نتیجه تصوریه که شما از بچتون داشتید. هرمادری وقتی بچش پیشش نباشه نگرانش میشه و فک میکنه که بچش ناراحته همین باعث میشه همچین خوابی ببینید. بدونید بچه شما تنها نیست خداوند همیشه کنار همه ماست چه در دنیا وچه بعد از مرگ در عالم برزخ ارواح دیگه از بچه های کوچک نگهداری میکنن تا به سن 27 سالگی میرسن وتوی همون سن باقی میمونن تاروز قیامت. انسانهای پیر هم در عالم برزخ یواش یواش جوان میشن تابه 27 سالگی برمیگردن. معمولا همه ارواح بعد از مرگ از دنیا و مردمش دل میبرن مگر کسایی که حق الناس به گردنشون باشه . یه بچه معصوم 5 ساله بدهکار هیچکس نیست ومطمئنا توی بهشت خداوند آرام و بی نیاز خواهد بود.

      • سلام.
        به اون تعبیرا احمیت ندین کنترل همه چیز دست خداست .
        همان لحظه که میتونه با دانه ای کندم خوشهالمون کنه پس میتونه
        بعد در ان دنیا اختیار نیست چون

    72. مامانی خدابیامرزتت!خیلی دلم برات تنگ شده*روحت شاد

    73. با سلام مهم این جاست که همه ی ما میمیریم و اینو باید باور کرد تا روند زندگی خود را متحول کنیم

    74. پدر عزیزم روحت شاد چقدر دلم برایت تنگ شده

    75. پدرم روحت شاد چقدر دلم برایت تنگ شده

    76. امیر محمد

      ممنون که انقدر خوب به سوالم پاسخ دادید

    77. امیر محمد

      ممنون ولی یه جا دیدم نوشته بود یه دختری کاستاریکایی بعد از مرگ به یه جای خیلی خوبی رفت خیلی حس خوبی داشت و فرشته ها ازش مهمان نوازی میکردن ولی خوب زنده شد میگفت وقتی میخواست زنده بشه با گریه برگشت فرشته هام خیلی ناراحت بودن ….. بعد یه جا دیگه خوندم یه دختری بعد از مرگ مادرش چون خیلی به مادرش وابسته بود تو قبرش خوابید ولی رو قبر خاک نریختن که شاید بخواد برگرده هیچی رفتن فردا سر قبر دیدن دختره بد بخت موهاش سفید شده! ازش پرسیدن چی شد چرا اینجوری شدی….. گفت من دیشب دیدم یه آقایی با دو فرشته بالا سر ما هستن هیچی دو تا فرشته ها شروع کردن سوال جواب کردن دینت کیه پیامبرت کیه…. مادرم به همه سوال ها پاسخ درست دادتا بالاخره پرسیدن امامت کیه؟ آن مرد گفت من امامش نیستم (آن مرد امام علی بود) فرشته ها وقتی این حرف و شنیدن چنان آتشی بر سر مادرم زدند که وقتی این صحنه رو دیدم این بلا سرم اومد من یه سوال دارم اون دختر کاستاریکایی مسیحی بود ولی اونقدر خوب مرد حالا اون زنی که سرش آتیش زدن مسلمون بود اون دختر کاستاریکایی کلی گناه کرده بود چون مسیحی ها خیلی کار هایی که ما گناه میدونیم انجام میدن ولی شنیدم اون زن مسلمون خیلی پاک بود اونوقت چی شد؟ به سرش آتیش زدن واقعا چرا؟

      • --> آسمونی

        دوست عزیز به طور کلی هر شخصی در هر دینی که باشد، باید اصول اولیه انسانیت را به جا آورد، یعنی به کسی ظلم نکند، حق الناس را رعایت کند و …
        مسیحیان نیز فرقی با مسلمانان ندارند و انسانهای خوبی هستند، در هر جایی انسانهای خوب و بد وجود دارد
        و این دلیل نمیشود چون کسی مسلمان است هیچ گناهی نکند، ممکن است از کسی خطایی سر بزند و شخص آن را به صورت راز نزد خود نگه دارد، باید انسان بود و در کنار آن نیز مسائل واجبات مهم هستند

      • دوست عزیز برادر من دین در کل برای بالانس نگه داشتن ما در این دنیا هست …امام های ما برای پایداری این بالانس زیاد تلاش کردن …
        پس شما به این حرفها دقت نکن فقد بالانس باش

    78. حمید رضا

      خیلی دوست دارم وقتی مردم کسی برای من عزاداری نکنه چرا همش گریه.همش دادزدن.من خدا رو شکر کسی رو از دست ندادم انشاالله همه عزیزانشون رو داشته داشته باشن و خوب خوش خرم در کنار هم زندگی کنن.ولی اگه از دست بدم نمیدونم میتونم دردم رو دوا کنم.خیلی سخته فراق از دست دادن کسی که دوسش داری که در یک لحظه از جلوی چشمات پنهان بشه در زیر خروار ها خاک .امیدوارم همه ادما سالم باشن مخصوصا پدر و مادر. پدر و مادری که همه چیز ما هستن.امید ما برای زندگی کردن.امید ما برای درد دل .اگه نباشن با کی در دل کنیم.نمیدونم.نمیدونم.نمیدونم به من جواب بدین برام پیام بذارین

      • دوست عیزسلام منم مثل تو از این مساله وحشت وتر داشتم اگه روزی بابامامامنو ازدست بدم چیکارمیکنم حتما میمیرم ولی ازاون جی که میترسیدم سرم اومد بابام همه امیدم بود امیدبرای زندگی اون برام زندگی ساخت برام عشق بود شورونشاط بود صبح که بیدارمیشدم خوشحال بودم بابا دارم انگارهمه چی داشتم اما تومریضی چون نمیتونستم بیماریشوببینم خییلی کناش نبودم واین شدرنج من پس بهتره که قدرباباومامان روبدونی بهترین نحوازش قدردانی کن ده روزه بابم رفته تنهاکسی که قبولم داشت تنهاکسی که بهم محبت میکرد حالانیست نمیدونم باکی درددل کنم احساس میکنم کسی روندارم امافکرکه میکنم میبینم بابام خیلی خوب بود وجاشم الان خوبه خداخوب مواظبشه منم الان دیگه میچسبم به مادرتا بتونم محبتهاشوجبران کنم پس توروخداقدراین لحظات زیبای درکناربابامامان بودنا روبدون تاغصه دار نشی الهی همیشه کنارت باشن اگه تونستی واسه شادی روح بابای من یه فاتحه بخون ممنونم ازت امیدوارم بدردت خورده باشه حرفام انشاله

    79. سلام . من از این دنیا . از آرزو هام . از همه چیز خسته شدم … می خوام خودکشی کنم . چیکا. کنم

      • سلام جقد جالب منم میخواستم خودکشی کنم ولی جرات ندارم

      • منم خسته شدم اما میترسم خود کشی کنم, ترسم از مرگ نیست ترسم از خداست!

      • سلام .خدا خودش زندگی روبه ادم می ده خودشم می گیره. بجای این ناامیدی ها ذکرتسبیحات اربعه که مخصوص خانوم فاطمه زهرااست بگید مطمین باشید اگرحاجتتون به سلاحتون باشه حتما برابرده می شه

      • سلام . حالاکه به مرحله خود شی رسیدی نیاز نیست حتما جسمتو بکشی ، همونطور که گفتی از دنیا و آرزوهات خسته شدی ولی مطمئنم زنده بودن در کنار خانوادت که عاشقانه دوستت دارن ، زیر آسمان خداوند بودن که بزرگترین عاشق در همه عالمه وعاشق ومعشوق واقعی همه بنده هاشه رو نمیخای از دست بدی. خداوند فرصت زنده بودن و شناخت خودش رو به همه ما بخشیده و هروقت خودش لازم بدونه این فرصتو پس میگیره.پیشنهاد میکنم آرزوهات و نیاز هایی که اذیتت میکنن رو حالا هرچیز و هرکس هستن ، همشو روی یه کاذ بنویس و آتیشش بزن بذار همشون باهم بسوزن و بمیرن و رهات کنن. بعد از اون دوباره به خودت تلقین کن که از نو متولد شدی ولی اینبار جوری زندگی کن که به هیچ چیز محتاج نباشی خودت رو بزرگتر از کل دنیا و نیاز های مادی تصور کن. تا میتونی سعی کن با خدا باشی تا حضور همیشگی خداوندو کنارت حس کنی . اون همیشه کنارت بوده ولی تو اینقد سرگرم نیازها و آرزوهات بودی ، نتونستی حسش کنی.

    80. من بابام به تازگی از کنارم رفته داذم می میرم از بی تابی باباییم خیلی نازمو می کشید عاشقشم نمی تونم کنار بیام

    81. مطالب زیبا و خوبی بود
      من هم به دنیای ارواح خیلی علاقه مندم و به این باور رسیدم که روح چاودان هستش
      و انسانها روح هستن که در حال تکامل هستن
      و توصیه میکنم کتاب انسان روح است نه جسد رو مطالعه بفرمایید دوستان دوستتون دارم

    82. تنها چیزی که پس از مرگ ارواح را می آزارد:

      یک دلیل اساسی برای عدم تمایل به ترک فوری دنیا در مورد بسیاری از

      ارواح وجود دارد و آن دیدن صحنه ی عزاداری ، گریه ، نگرانی و ناراحتی

      عزیزانشان بخاطر از دست دادن آنهاست…

      تنهابی تابی وبغض وگریه اطرافیان ونزدیکانشان است که ارواح رامیازارد.

      ارواح با درک این مطلب که عزیزانشان در سوگ از دست دادن آنها نگران و

      غمگین وافسرده هستنداذیت شده وعلاقه دارندکه عزیزانشان راتسکین

      بدهند…اماچون دست ارواح ازچاره کوتاه است وبه هیچ وسیله نمیتوانند

      به عزیزانشان بگویند که برایشان بی تابی نکنند ، اذیت میشوند…

      (عزاداری و ماتم در مراسم تدفین به این خاطر است که بازماندگان تصور

      میکنند عزیز خود را برای همیشه از دست داده اند)… اما ارواح می دانند که

      عزیزانشان را دوباره دردنیای ارواح خواهنددیدوشایدهم درطول دوره های

      بعدی زندگی در این دنیا با هم مواجه خواهند شد… در واقع ارواح به این

      مسئله واقفند که عزیزانشان را برای همیشه از دست نداده اند…

      اگر بازماندگان این مطلب را بپذیرند که جای عزیز از دست رفته شان

      خوب است و آنها فقط از دنیای مادی و پر دغدغه و حقیر زمینی جدا شده

      و به دنیایی دور از بدی و حرص و شکست آدمیان پیوسته اند ، در آن صورت

      روح احساس رضایت و خرسندی کرده و به راحتی و سریع تر از این دنیای

      خاکی دور می شوند…

      • مهسا جونم واقعا عالی بود مطلبی که نوشتی
        دلم آروم شد چون من مامان بزرگم روخیلی دوست داشتم
        ومدتها بی قراری می کردم اما این مطلبی زیبایی که نوشتی بسیارخوشحال وامیدوارم کرد
        بسیارممنونم مهساجونم

        • خدارو شکر عزیزم امیدوارم همیشه خوشحال باشی نفسم

          • مهسا جون خیلی خوشحالم که دراین سایت زیبای آسمونی
            دوست خوب ومهربونی دارم که هم قلمش زیباست وهم
            قلبش پراز صفا ومهربونیه….وبسیارمهربون وبرام عزیزه

      • سلام مهسا.مطالب خوب بود ولی اگه میشه منبعش رو بگین .باشه؟مرسی

      • ممنونم مهسا جان . چقدر پخته نوشته ای. آرامش عجیبی را از نوشته ات دریافت کردم . یک سال و نیم از درگذشت پدرم می گذرد و ذره ای از دردم کم نشده . می خواندم و اشک می ریختم اما سعی می کنم از این پس کمتر موجب ناراحتی عزیز پدرم شوم. روحش شاد و روح تمامی درگذشتگان خرسند

    83. مطلب بسیارپندآمیزی بودممنون

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.