در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
صفحه اصلی > دین و اندیشه > دین پژوهی و ادیان > انسان بعد از مرگ کجا میرود؟
تبلیغات اینترنتی

انسان بعد از مرگ کجا میرود؟

where do people go after death انسان بعد از مرگ کجا میرود؟

روح پس از آن که به وسیله فرشته مرگ قبض شد، در جهان دیگری به نام برزخ قرار می‌گیرد و ارتباط او با دنیا قطع می‌گردد؛ البته رابطه روح با افرادی که در دنیا هستند، امری محال و غیرممکن نیست‌، امّا چنین نیست که روح هر فردی بتواند با هر کسی که بخواهد رابطه برقرار کند، چنان که انسان‌های زنده هم نمی‌توانند با ارواح مردگان تماس بگیرند.

روایت مرگ

انسان در لحظه مرگ ، زمانی که قلب از تپش باز می ایستد و مرگ فرا میرسد ، پس از خروج روح از جسم ، ابتدا به یک حالت آرامش و آسایش گسترده و عمیق می رسد…

کلیه ی دردها ورنج ها ، به یک باره ناپدید میشود و یک فروغ تابنده اطراف روح پدیدمی آید.

روح ازجهان مادی پرازدغدغه ونگرانی وحرص ودلشوره وشکستهای پی در پی مالی و روحی جداشده و درفضایی معلق ، آکنده از نور و روشنایی قرار میگیرد…

روح تا مدت کوتاهی در کنارجسد خودب اقی می ماند .

در اولین لحظات مرگ از بالا یا کنار به جسم بی جان خود و کسانی که در کنار جسم بی روح او هستند می نگرد.

این منظره برای روح بی ارزش است و حتی جسد روح نیز برایش بیتفاوت است.زیرا پس از مرگ ، برای اغلب ارواح آنچه بر سر جسمشان میآید زیادمهم نیست.

البته این بی توجهی به وضعیت شخصیآنها و یا خویشاوندانی که در این دنیا باقی مانده اند نیست بلکه فقط احساسات دردنیای ارواح مشابه آنچه که دراین دنیاتجربه میکنیم نیست.

به همین دلیل حتی ارواح هیچ کنجکاوی برای دیدن چگونگی دفن جسم خود ندارند.

اما با وجود این باز هم ارواحی هستند که از تماشای احترامی که پس از مرگ و در مراسم تدفین توسط دوستان و خویشاوندان به آنها گذاشته می شود لذت می برند.

این ارواح مایلند برای چند روز پس از مرگ جسمشان در محل باقی بمانند. (معمولا تا پایان مراسم کفن و دفن)

البته گذشته زمان ، برای ارواح نظیر گذشت زمان زمینی نیست. چند روز زمینی ما ممکن است برای آنها فقط چند دقیقه باشد.

 آن چه مسلّم است این که ارتباط با ارواح در عالم بیداری و خواب‌، برای برخی اتفاق افتاده که به دو مورد اشاره می‌شود:

الف ـ پیامبر اکرم به سلمان فارسی فرمود: هنگامی که مرگت نزدیک شود، مرده‌ای با تو سخن می‌گوید در مرضی که سلمان‌(رض‌) در آن از دنیا رفت‌، دستور داد او را به قبرستان ببرند؛ با صدای بلند بر مردگان سلام کرد و گفت‌: من سلمان فارسی هستم‌، دوست دارم یکی از شما با من سخن بگوید؛ روح مرده‌ای پاسخ او را داده گفت‌: هر چه می‌خواهی بپرس‌، سلمان پرسید:آیا اهل بهشتی یا دوزخ‌، گفت‌: بهشتی هستم‌، هم چنین او درباره چگونگی مرگش و اوضاع و احوال پس از مرگ‌، پرسش‌هایی نمود و پاسخ شنید، سپس فرمود او را به منزل بردند، شهادتین بر زبان جاری کردو جان به جان آفرین تسلیم نمود.

 ب ـ در یکی از شهرهای ایران مرد مؤمن و پرهیزکاری از دنیا می‌رود، مدّتی پس ازمرگ به خواب پسرش می‌آید و می‌گوید: پانصد تومان به فلان فرد بدهی دارم‌، قرض مرا پرداخت کنید تا مشکل من برطرف گردد، پسر به این گفته اعتنا نمی‌کند، پس از مدّتی دوباره پدرش را در خواب می‌بیند و پدر همان تقاضا را تکرار می‌کند. پسر می‌گوید: شما نشانه‌ای بدهید که یقین کنم بدهکارید، می‌گوید: به یاد داری روزی انگشتر من گم شد، هر چه جست و جو کردیم پیدا نشد؛ همان روز بر اثر باران فراوان‌، دیوار اطاقک روی چاه منزل خراب شده بود و دو نفری آن را تعمیر کردیم‌، انگشتر در لابه‌لای گِل‌ها در فلان گوشه دیوار است‌، پسر تا از خواب بیدار شد، آن محل را با تیشه‌ای تراشید و انگشتر را یافت‌، سپس پانصد تومان را به طلب‌کار پرداخت نمود.

 بنابراین‌، رابطه روح مرده یا افراد دیگر، در مواردی امکان‌پذیر است‌، لکن چنین نیست که در هر شرایطی این امر تحقق پیدا کند؛ البته از روایات استفاده می‌شود که روح مرده در بعضی اوقات‌، به ویژه در شب و روزهایی که انتظار مردگان برای احسان و نیکی به آن‌ها بیش‌تر است‌، مانند شب‌های جمعه و قدر، به خانواده خود سرکشی کرده التماس می‌کند که به یاد من باشید و به من کمک کنید؛ با سیر کردن گرسنه‌ای و یا پوشاندن برهنه‌ای‌، مرا یاری کنید، لیکن چنین نیست که بستگان وی ندای او رابشنوند، و این هشداری است که باید به یاد مردگان بود و با انجام کارهای نیک به نیّت آن‌ها، کمی از مشکلات آن‌ها در جهان برزخ را کاهش داد.

در مورد دیدار روح مرده از بستگان خود، روایات فراوان رسیده که دو نمونه از آن‌ها در این جا بیان می‌شود:

اسحاق بن عمّار می‌گوید: از موسی بن جعفر(ع)پرسیدم‌: آیا روح مؤمن که مرده‌، به زیارت خانواده خود می‌آید، فرمود: آری‌، عرض کردم‌: در چه مدت و زمان‌، فرمود: به مقدار رتبه و فضیلتی که مؤمن دارد، بعضی از آن‌ها هر روز به کسان خود سر می‌زنند، بعضی دو روز یک بار، برخی در سه روز یک مرتبه و کم‌ترین فرد مؤمن از نظر منزلت‌، در هر جمعه به بستگان و خانواده خود سرکشی می‌کند، اسحاق می‌پرسد در چه ساعتی‌؟ حضرت فرمود: هنگام زوال خورشید، روح مؤمن وقتی می‌بیند بستگان او در طاعت وبندگی خدا مشغول هستند، مسرور و شادمان می‌شود

در روایت دیگر امام صادق(ع) می‌فرماید:

هیچ فرد مؤمن و کافری نیست‌، مگر این که هنگام زوال شمس‌، به خانه خود می‌آید، هنگامی که خانواده و بستگان خود را مشغول به عمل صالح می‌بیند، مسرور می‌شود و حمد و ثنای الهی به جای می‌آورد، ولی کافر اگر خانواده خود را مشغول به کار خیر ببیند، باعث حسرت و حُزن او می‌شود، زیرا خود او به واسطه ترک اعمال خیر، گرفتار عذاب شده‌

+ عضو تلگرام آسمونی شوید: کانال تلگرام

امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (5 votes, average: 3٫40 out of 5)
Loading...
< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=39963
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

آیا موسیقی و گوش دادن به آهنگ حرام است؟

موسیقی، خوانندگی و رقص مقوله‌ای نیست که مطلق آن به هر شکلی حرام باشد. برخی …

143 نظرات

  1. مصطفی عباس نژاد

    روح هنگامی که از بدن جدا میشود دردی احساس میشود همانند کشیدن دندان همچنین دردی حس میشود.روح به برزخ میرود .روح هر سوم هفتم و چهلم و سالگرد به جسم خود سر میزند دلیل مراسمات سوم و هفتم و چهلم و سالگرد بهمین معناست .جهان بزرخ جهان غیر مادی است .جهانی بدون دلشوره های دنیوی .مریضی ها و درد و رنج های دنیوی.خوشابحال اونا که با اعمال صالح از این دنیا رفتن.انسان زرنگ اون نیست که بتونه ویلا تو شمال و ماشین شاسی بلند و خونه انچنانی داشته باشه انسان زرنگ کسیه که بتونه برا اون دنیا اعمال صالح جمع کنه.ایا تونستید جمع کنید.؟ ایا توخیابون چشمتون رو درویش میکنید.؟ ایا لقمه حروم نخوردی؟ ایا پول مشکوک نزاشتی جیبت؟ایا دل نشکستی؟ نمیدونم اما خوشبحال کسی که نماز میخونه .خوشبحال کسی که خدا دوستش داره؟ خوشبحال کسی که عذاب وجدان نداره ؟ بعد مرگ رو تصور کنید یک ثانیه دراز کشیدید و دارید میمیرید تب زیادی دارید خیلی تشنه اید شیطان اب دستش گرفته میگه بخور و خدا رو انکار کن از این اب خنک بخور خدا رو انکار کن .فرشته مرگ روح رو از پا شروع میکنن و بالا میارن تا زیر گردن بعد بیرون میکشن درد ی حس میکنی و یکباره سبک میشی جسمتو میبینی دراز کشیده .وای بر ما وای بر ما

  2. آقا جعفر خیلی قشنگ حرف می زنی حرفت به دل می شینه حرفات منطقی. اون آقایی که میگه سه روز تو کما بوده از همون حرفش که میگه خدارو دیده معلومه سر کارمون گذاشته. آقاییونی که میگن عاشق مرگ توی جوونی هستن اینو نگید هر چی بیشتر از خدا وقت بگیرید بیشتر می تونید بشناسیدش و اما روح من تو عالم خواب روح مادربزرگمو خوابم خیلی واقعی بود تو خواب می دونستم نرده وقتیم از خواب بیدار شدم اذان صبح بود ازم راضی نبود…. گفت اینطوری می خوای بیای پیشم…..تون خ زن خوبی بود

  3. همه نظرات رو خوندم.من هم اعتقاد ندارم به روح و اون دنیا.اما آفا جعفر حرفای قشنگی زد و خیلی هم تاکید کرد .اون جایی که میگفت اگر بینگ بنگ هم اتفاقی و ناشی از به هم پیوستن یک سری مواد ، و اونجایی که یک سری فعل و انفعالات شیمیایی سبب میشه لاقل در کره زمین موجود زنده تک سلولی بوجود بیاد و بعد هم تصادفا با پیشرفت تا موجود پیشرفته ای تبدیل بشه به انسان.خب اینا تصادفی بوده؟برا چی ؟خب به چه دردی میخوره این کار؟و چرا دقیقا این سیستم پیاده شده که ما در آخر تولید بشیم؟؟حتما نه ،ولی احتمالا یه داستانی هست.نمیدونم والا.چل شدیم.هر موقع به ابدی بودن هم فکر میکنم دیونه میشم مثلا یه لحظه دوست دارم بالاتر از خدا خدایی هم باشه و بازهم بالاتر…جلوتر که میرم هنگ میکنم و به پوچی میرسم.این چیزا به مغز راه نمیده ادم دیونه [email protected] به ایمیلم پیام بدید جهت راهنمایی

  4. ناشناس

    به نظر من هیچ مدرکی برای دنیا دیگه نیست هر کس در این دنیا هر کاری بکند چه خوب چه بد نتیجه اش را میبیند مطمنن برای همه این حرف ثابت شده است نمیشه هر حرفی را باور کرد مهمتر از همه کسی اون دنیا را ندیده پس باور کردنش باید سخت باشه مهم این ادمها هستند که باید مادیات این دنیا رو دو دستی نچسبند چون ما عریان به این دنیا اومدیم و عریان میریم پس دیگه فایده اش چیه به بودن خدا خیلی خیلی اعتقاد دارم واسه همین هیچ وقت از مرگ ترسی ندارم و بزرگترین ارزوی من مرگ تو جوانی هستش خدایا ارزوی منو براورده کن

  5. اگه توجه کرده باشید در ادیان دیگر همچون مسیحیت و یهودیت به جهنم بسیار کمتر از اسلام اشاره شده است . در دین یهود جهنم وجود ندارد و همه انسان ها به بهشت میروند . واما چند سوالی که من از شما میپرسم و آنهایی که خیلی ادعای روح و خداشناسی دارند جواب بدهند .
    من یک جوان 15 ساله هستم و چند ماهی است که بشدت در مورد وجود خدا و دنیای بعد از مرگ کجنکاو شده ام که چندین بار برای تجربه و فهمیدن این مساعل میخاستم که خودم را به کشتن دهم .

    حالا سوالات من :

    1 – در این زمان که مردمان این جهان از هر زمانه دیگر گمراه ترند و نیاز به یک معجره یا یک پیامبر دارند ؟ چرا خداوند کاری نمیکند و مردم را نجات نمی دهد ؟

    2- چرا در چندین سال پیش بسیار متدول بود که بطور مثال میگفتند که کسی در حرم اما رضا شفا پیدا کرده یا کسی کور بوده بینا شده است و از این دست حرف ها . ولی حال که تکنولوژی پیشرفت کرده و تمام نقات حرم مطهر دوربین گذاشته اند هیچ شفایی انجام نمی شود .

    3 – چرا بیشتر عارفان و روحانیون که ارتباط نزدیکی با خدا دارند نمی روند از خدا شفا بخواهند یا به حرم اعمه معصومین متوسل نمی شوند تا شفا بگیرند و میروند در بهترین بیمارستان های اروپایی درمان می شوند اگر راست می گویند ؟

    و خیلی سوالات دیگر …

    • در رحمانیت خدا هیچ شکی نیست. خدا هر انسانی را حتی بیشتر از آنکه آن انسان خودش را دوست داشته باشد، دوست دارد. امّا این موضوع نباید سبب شود که انسان آسوده خاطر شود و هر کاری که میل دارد انجام دهد چون در این حالت انسانیت انسان نابود میشود و خدا هم او را به حال خودش رها میکند. پس اینکه میگوئید در بعضی ادیان آمده همه انسانها به بهشت میروند از جهت اعتقاد به لطف و رحمانیت و مهربانی خدا شایسته است به شزطی که اعتقاد به این موضوع سبب شود عشق به خدایی که این همه به انسان مهر و محبت دارد در دل او روشن شود و انسان را به سمت کارهای خدایی بکشاند نه اینکه سبب شود به طور عکس با خیال راحت به هر راهی برود صرفاً به این دلیل که بعضی گفته اند جهنمی نیست (که هست!). بزرگترین عذاب برای انسان عدم توجه خدا به اوست حتی اگر جهنمی هم وجود نداشت خود این بدترین عذاب جهنمی میبود (هر چند ممکن است اکنون آن را درک نکنیم). مطمئناً لطف خدا شامل انسانهایی میشود که عشق او را (به درجات مختلف) در دل دارند. شما هم به حرف این و آن توجه نکنید و به ندای فطرت خدایی خودتان گوش کنید، مخصوصاً که در سنی هستید که لوح ضمیرتان لکه دار نشده است. خدا در درون هر انسانی یک پیامبر غیبی قرار داده که همان فطرت پاک اوست. هر چند برای بسیاری از ما، گذر زمان سبب شده است که غبار روی این آیینه شفاف را بگیرد. در هر حال همین فطرت من به من میگوید خدا بیشتر از آنکه عذاب دهنده باشد، رحمان و رحیم است. بگذریم که در زمانه ای به سر میبریم که خدا را (به ظاهر) به محاق برده اند…
      امّا برای شناخت خدا مطمئناً نیازی نیست خودتان را «به کشتن» بدهید! آیات خدا بر روی زمین آنقدر زیاد است که با نگاه به هر کدام به وجود خدا پی خوهید برد. اوّلین و بزرگترین آیه همین «وجود داشتن» من و شماست که از هیچ به وجود آمده ایم. اگرچه به ظاهر از پدر و مادری متولد شده ایم ولی در اصل کس دیگری «صورت ما را نقش زده است» که پدر و مادر هیچ خلاقیت و قدرت و فنی برای ساختن ما به کار نبرده اند. خلقت انسانها تفاوتی با خلقت حیوانات ندارد! اینها همه ظاهر است ولی در پس پرده خبر دیگریست! شاید وقتی سن شما هم بالاتر برود درک اینکه وجود انسان خود یک معجزه است برایتان ساده تر شود. پس اینکه میگویید چرا خدا دیگر معجزه ای نمیفرستد بستگی به تعبیر ما از معجزه دارد. هر معجزه ای هم با تکرار تبدیل به یک امر بدیهی و پیش پا افتاده میشود. معجزه ی تبدیل تخم مرغ به موجود زنده کمتر از تبدیل عصا به مار عجیب نیست!! اگر روال کار دنیا بر این بود که مارها از پرتاب کردن چوب خاصی به زمین به وجود می آمدند، در این صورت این کار دیگر معجزه به حساب نمی آمد! بلکه روال طبیعی بود. بالعکس اینکه مثلاً از بدن مار چیزی به اسم تخم خارج و با گذر چند روز تبدیل به ماری از همان نوع میشد معجزه ای باور نکردنی به نظر میرسید.
      امّا ارزش شناخت خدا در آن است که انسان با نگاه به همین آیات زمین و آسمان و وجود خودش به خدا برسد نه اینکه هزار اتفاق خرق عادت برایش بیاورند تا شاید باور کند! که اگر انسان از خدا دور افتاده باشد همان را هم باور نخواهد کرد و مثل فرعون نامش را «سحر و جادو» میگذارد. «خدا اگرمیخواست همه انسانها به او ایمان می آوردند» امّا خدا به انسان اختیار، عقل و شعور داد تا خودش مسیرش را انتخاب کند و امتحانش را پس بدهد.
      از این گذشته در روزگار قدیم که هر قوم در مکانی دور از دیگری مسکن داشت، بعضی اقوام نام خدا یا پیامبری را هم نشنیده بودند و ظهور پیامبران برای شناساندن خدا و اتمام حجت ضروری بود. امّا امروز چه؟ آیا کسی در جهان هست که از خدا و ادیان و پیامبران چیزی نشنیده باشد؟ در ظاهر همه خبر دارند امّا وجدانها در خواب است. اگر کسی بخواهد به خدا ایمان بیاورد اطلاعات و آیاتی که هست کفایت میکند. اگر پیامبری هم بیاید وجدانهای در خواب مثل فرعون او را دروغگو و ساحر خواهند نامید. بنابراین مسئله به خود انسانها باز میگردد نه خدا!
      در مورد سئوالهای دوّم و سوّمتان هم به همان سطرهای بالا ارجاعتان میدهم و اینکه خدا اسباب این جهان را بر پایه نظم طبیعت قرار داده و اگر چه قدرت هر چیزی را دارد ( تغییر این اسباب و مثلاً شفای هر بیمار)، ولی اسباب خلقت را تغییر نمیدهد مگر آنجا که حکمت و مشیت و رحمتش تعلق بگیرد. زندگی بر مدار طبیعت همه وسیله ی آزمایش صبر و سنجش خلوص اعتقاد به خداست. اگر قرار بود بزرگی خدا فقط در شفا دادن بیماران باشد که پیامبران تا ابد در زمین باقی میماندند که آنها بندگان برگزیده خدا بودند در حالی که همه مثل هر انسان دیگری به یک حادثه یا بیماری در گذشتند. پس برای شناخت خدا به دنبال این موضوعات پیش پا افتاده که کوری بینا شد و لَنگی به پا و مریضی شفا نباشید (که خدا میداند کدام واقعیت است و کدام …) خدا بزرگتر از این حرفهاست، چه خوب که شما از این سن پایین به فکر شناخت خدا افتاده اید ولی مواظب باشید که راه را به خطا نروید..فراموش نگنید که این دنیا گذرکاه کوتاهیست برای رسیدن به «دنیای واقعی»

  6. روح نه گرسنه میشه نه تشنه میشه نه خسته میشه نه سر درد داره نه دندون درد داره نه بیماری داره نه احتیاجی به پول یا خونه یا ماشین یا هرچیزی که توی این دنیا هست داره..روح از همه چیز بینیازه و بسیار سبک و بی وزنه و یک ارامش و اسایشی داره که فقط یک ثانیش برابری میکنه با کل این دنیا..روح به راحتی میتونه پرواز کنه در اعماق اسمونها در اعماق سرزمین های ناشناخته اونم با سرعتی بیشتر از سرعت نور…اونوقت خدا این روح رو که از همه چیز بینیازه رو گذاشته تو یه زندانی به نام جسم ..ابن زندان نمیتونه پرواز کنه چون جاذبه چسبوندشه به زمین این زندان گرسنه میشه تشنه میشه احتیاج به پول داره باید سخت کار کنه انواع مریضیا رو میگیره پس ببینید بزرگترین عذابی که خداوند برای روح انسان((خود انسان)) که فرای همه ی عذاب هاست در نظر گرفته همین جسمه و همچنین بزرگترین نعمته ممکنی که فرای همه ی نعمت هاست داده به انسان همین مرگه چون روح انسان بعد از مرگ از این زندان ازاد میشه و بینیازه از همه چیز میشه و میتونه ازادانه بدونه دغدغه ی فکری پرواز کنه به سرزمین های ناشناخته ای که مسلما قابل قیاس نیست با این دنیای کوچیک…. پس از مرگ نترسید..ضمنا اگر نمیخواید پایبند به ادیان باشید نباشید فقط انسانیت داشته باشید انسانیت فرای از نماز و روزه و حجه .. انسانیت معنای بسیار سنگین و گسترده ای داره کافیه بهش یکم فکر کنید

  7. انسان یعنی بخش حافظه ی مغز تو یعنی مغزت اگر مغز نباشه تو هم نیستی همونطور که قبل از تولدت مغز نبود و تو نبودی بعد از مرگ هم مغزت نیست و تو هم نیستی…
    گفتن بعد از مرگ هوشیاری باقی میمونه خخخخ سوالم اینجاس چرا کسی که 15 سال تو کما بوده هیچی از کما یادش نمیاد و این 15 سال براش یک ثانیه گذشته؟ اونا که میگن بدون مغز هم هوشیاری هست که حرف مسخره ای هم هست چرا طرف رفته تو کما هوشیاریش حفظ نشده؟ و از همه مهم تر چرا بینهایت سال های پیش که ما متولد نشده بودیم هوشیاری نداشتیم؟ شما که جوابی برای این سوال ندارید چه تضمینی به خودتون میدید که بعد از مرگ مثل قبل از تولد نشید و هوشیاریتون حفظ بشه؟
    من اصلا کاری به دین و بچه مثبت ها ندارم که با یه قران خوندن جو گیر شدن و دلشون قرص شده
    به این کار دارم چرا خدا به کسانی وعده پس از مرگ داده که حتی نمیدونن کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن به نظرم خدا اینهمه وقت گزاشته قران چاپ کرده تو ذهن پیامبرش یه 2 صفحه هم درباره قبل از تولد مینوشت که لااقل قانع بشیم که مرگ پایان زندگی نیست
    فقط گفته یادتون میاد چه پیمانی با هم بستیم؟ جواب منفیه چون ما هوشیاری نداشتیم که یادمون باشه جالب اینجاس که بخاطر نداشتن هوشیاری مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت البته اگر بعد از مرگ هم هوشیاری داشته باشیم خخخخ
    من به زندگی بواسطه حواس 5 گانه ایمان دارم چون وقتی حواس 5 گانه از بین رفت شما مثل قبل از تولد یه موجود خنثی و بدون حس و در کل هیچ و پوچ میشید اگر میگید نه پس چرا وقتی خوابید مثل قبل از تولد هوشیاری ندارید که بخواید به زندگی ادامه بدید آهان اینم اضافه کنم که خواب دیدن حتی توی بیهوشی یه جور فکر کردن غیر ارادی هستش نه دید روح ، روح به تنهایی هیچ قدرتی نداره
    کل حرفم اینه شما نه کاری به دین داشته باشید نه حرف دیگران یه کم فکر کن ببین قبل از تولد کجا بودی؟ اگر به نتیجه نرسیدی برای فکر کردن بعد از مرگ هم به نتیجه نمیرسی پس از این زندگی فعلیت لذت ببر و بخاطر زندگی بهتر در دنیای بعدی زندگی این دنیات رو خراب نکن
    با تمام این اوصاف خدا تو قرانی که بهش اعتقاد دارید گفته روز قیامت همه ی شما رو زنده میکنم ! خب از کجا معلوم خدا ما رو با همین جسم فعلیمون نفرسته بهشت و جهنم؟ و زندگی ابدی رو با همین جسممون ادامه ندیم؟ من بی اعتقاد کامل نیستم ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر اگر هم نبود خب ما میلیارد ها میلیارد سال نبودیم چیزی شد. بقیشم روش

    • دوست عزیز ، اوّل از همه امیدوارم آنچه که نوشتید صرفاً از روی علاقه به منفی بازی بوده باشد و اگر نه ای کاش ای کاش کمی عمیقتر ببینید و فکر کنید و این همه نشانه و دلیل را فدای اوّلین سئوالی که در ذهنتان پیش آمده نمیکردید. سوالی ساختید و جوابش رو خودتان پرداختید و نسخه جهان را برای نه فقط خودتان که برای همه پیچیدید و ….
      پس لطف کنید پیش از حتمی فرض کردن نظریه تان بخوانید.
      اوّل از همه منظورتان چیست ” انسان یعنی بخش حافظه مغز؟” این از نتایج تحقیقات شخصی خود شماست؟ و یا کسی آن را ثابت کرده؟ آیا منظور شما این است که چیزی که از آن به عنوان “خود” یا “نفس” یاد میکنید، همان حافظه انسان است؟ در این صورت اگر کسی دچار فراموشی بشود آیا به این معناست که نفس ، هویت و منیت خودش رو از دست داده؟؟؟ قطعاً جواب منفیست پس چیزی که شما ادعا میکنید به وضوح غلط هست.
      اما در پاسخ به مثالهایی که آوردید: “چرا شخصی که در کما بوده چیزی یادش نمیاد؟” این را به عنوان معیار برای عدم وجود حیات پس از مرگ در نظر گرفتید؟!! اصلاً چه کسی به شما گفته که کما مساویست با مرگ و اگر هم چنین باشد، چه کسی ادعا کرده هر انسانی باید اطلاعات کما (به زعم شما نوعی مرگ) را پس از بیداری (یا آنطور که شما دوست دارید القا کنید، پس از زنده شدن) به یاد بیاورد؟ شما احتمالاً این موضوع را با افرادی که مرگ را برای لحظاتی تجربه کرده اند و پس از بیداری اطلاعات حیرت انگیزی ارائه کرده اند اشتباه گرفته اید. البته من قصد ندارم بحث رو با تکیه بر تجربیات این افراد پیش ببرم، امّا تعداد زیادی از این افراد، پیش از مرگ موقت انسانهای بی اعتقادی بودند و دلیلی برای دروغ گفتن پس از زنده شدن نداشتند. با این وجود به قطعیت ثابت شده که بسیاری از آنها اطلاعاتی که ارائه میکردند پیش از مرگ موقت به هیچ عنوان در اختیار نداشتند، این موضوع به علاوه نقیض این هم هست که ادعا میکنید: “آهان اینم اضافه کنم که خواب دیدن حتی توی بیهوشی یه جور فکر کردن غیر ارادی هستش”..من در مورد خواب یا حداقل تمام خوابها نمیتوانم اظهار نظر کنم (یعنی کسی تا به حال نتوانسته به قطعیت این کار را بکند). ولی شکی نیست که تجربه این قبیل افراد که برای لحظاتی مردند و باز زنده شدند با خوابی که شما ادعا میکنید تفاوت داشته است..
      اما اینکه “چرا بی نهایت سال پیش که متولد نشده بودیم هوشیاری نداشتیم؟” .. سئوال نامفهومیست و ارتباط آن با وجود جهان پس از مرگ را نمیفهمم! در هیچ کجای قرآن و انجیل و تورات و … نیامده که انسان موجودی ازلی بوده یعنی از ابتدا وجود داشته. ابدی بودن انسان مستلزم ازلی بودن او نیست. هر موجودی در این دنیا یک نقطه شروع دارد، در واقع نمودار وجود انسان در طول زمان یک “نیم خط” است نه “خط” و نه “پاره خط”… بنابراین سوال شما ارتباطی به نتیجه ای که گرفتید:” شما که جوابی برای این سوال ندارید چه تضمینی به خودتون میدید که بعد از مرگ مثل قبل از تولد نشید و هوشیاریتون حفظ بشه؟” ندارد.
      در مورد اینکه “چرا خدا به کسانی وعده پس از مرگ داده که حتی نمیدونن کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن به نظرم خدا اینهمه وقت گزاشته قران چاپ کرده تو ذهن پیامبرش یه 2 صفحه هم درباره قبل از تولد مینوشت که لااقل قانع بشیم که مرگ پایان زندگی نیست” خیلی عجیب هست این ایرادی که گرفته اید! اوّل اینکه وعده جهان پس از مرگ چه نیازی به دانستن این موضوع دارد که از کجا آمدید و به کجا میروید؟ در ثانی از قضا بخش زیادی از قرآن به این موضوع اختصاص دارد که از کجا آمدید و به کجا میروید: “انا لله و انا علیه راجعون”! و برای همین عبارت کوتاه صدها دلیل آورده شده. اینکه افرادی به این موضوع اعتقاد پیدا نمیکنند مصداق این ضرب المثل است “آنکه خواب است را بیدار توان کرد ولی او که تظاهر به خواب میکند را هرگز!” پس کسانی که نمیدانند “کجای جهانن و کی هستن و از کجا اومدن” مسئله شان پیش از این حل شده است. ولی آیا چشم باز میکنند که ببینند و گوش باز میکنند که بشنوند؟؟ این همان چیزیست که تفاوت انسانها را مشخص خواهد کرد، هر چیز دیگر این جهان قیل و قال بیهوده است! بخش دوّم صحبتتان در مورد عدم وجود اطلاعاتی از قبل تولد، قبلاً گفتم ابدی بودن وابسته به ازلی بودن نیست. البته فکر کنم بدانم چرا شما تصور میکنید که ادعا شده انسان پیش از اینکه در این جهان متولد شود، وجود داشته. اینکه میگوئید : “فقط گفته یادتون میاد چه پیمانی با هم بستیم؟ جواب منفیه چون ما هوشیاری نداشتیم که یادمون باشه جالب اینجاس که بخاطر نداشتن هوشیاری مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت البته اگر بعد از مرگ هم هوشیاری داشته باشیم خخخخ”
      دوست عزیز و نازنین عهدی که از من و شما گرفتند در همین جهان و پس از تولد ما بوده. اینکه قرآن میگوید “از آدم و فرزندان او چنین عهد گرفتیم…” نوعی تمثیل است، به این معنا نیست که ما قبل از تولدمان در جایی به کسی تعهد دادیم و امضا کردیم و بعد به این جهان پا گذاشتیم. شاید این موضوع در مورد آدم ابوالبشر به صورت واقعی صدق میکرد ولی در مورد بقیه انسانها این عهد به شکل دیگریست. شما که میگوئید “ما پیش از تولد هوشیاری نداشتیم”، آیا بعد از تولد هم هوشیاری پیدا نکردید؟ وقتی رفته رفته رشد کردید و بارها و بارها در گوشتان خواندند که خدایی هست که دوستدار خوبیهاست . او کسی است که ما را خلق کرده و از ما انتظار دارد که پایبند خوبیها باشیم، این همان عهدیست که با ما بستند، در حقیقت عهد ما “عهد نویی” نیست بلکه “تجدید عهدیست” که پیش از این با همه آدمهایی که قبل از ما هم وجود داشتند بسته شد. اینکه در قرآن آمده که هر کسی به نسبت درک و ظرفیت خود مورد بازخواست قرار میگیرد دقیقاً به این دلیل است که عهد ما در این جهان و پس از اینکه رفته رفته با آن آشنا شدیم، بسته میشود. به همین خاطر است که بر کودک و دیوانه هیچ عهدی نیست و بازخواستی هم نخواهد بود..
      امّا نتیجه گیری آخرتان:” …. پس از این زندگی فعلیت لذت ببر و بخاطر زندگی بهتر در دنیای بعدی زندگی این دنیات رو خراب نکن”
      لذت بردن از زندگی این دنیا ارتباطی با اعتقاد به خدا و آخرت ندارد. در همه بحثتان، با عرض معذرت ، شواهدی که ارائه میکنید ارتباطی با نتایجی که میگیرید ندارند!..بگذریم، در هر حال اگر منظورتان این است که هر کس هر کاری که دلش میخواهد بکند و خط قرمزی برای خودش متصور نباشد و فقط به لذت بردن به هر راهی فکر کند: این تصور اساساً حتی بر خلاف روح جوانمردیست حتی اگر به خدا هم ایمان نداشته باشید. شاید همه آنچه در بالا گفتید برای این بود که در آخر به همین نتیجه برسید و خودتان را خلاص کنید.. اگر اینطور است که دیگر بحث بی فایده است…
      آخرین چیزی که نوشتید: “خب از کجا معلوم خدا ما رو با همین جسم فعلیمون نفرسته بهشت و جهنم؟ و زندگی ابدی رو با همین جسممون ادامه ندیم؟ من بی اعتقاد کامل نیستم ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر اگر هم نبود خب ما میلیارد ها میلیارد سال نبودیم چیزی شد. بقیشم روش”
      هر چه فکر کردم ارتباطی بین این پاراگراف و آنچه در بالا نوشتید پیدا نکردم. ولی اینکه ” ولی به خودم تضمین زندگی بعدی رو نمیدم اگر زندگی بعدی هم بود که چه بهتر “.. نه دوست عزیز، کسی نمیتواند مطمئن باشد که “زندگی بعدی” اگر باشد “چه بهتر” خواهد بود. اگر من به دنبال لذت دنیا “به هر طریقی” باشم و از عهدی که از من گرفتند غافل باشم، زندگی بعدی باید پاسخگو باشم..
      در آخر، شما هم یکبار فقط یکبار بچه مثبت شوید و معنی قرآن را بخوانید. پایین همین صفحه در جواب آقای “حسین” مطلبی نوشتم خلاصه ای از آنچه خودم با خواندن قرآن یاد گرفتم. شما هم نگاهی بیندازید شاید نظرتان عوض شد، اگر هم وقت گذاشتید و خودتان قرآن را خواندید که بهتر..امّا شما این همه سئوال پرسیدید، من فقط یک سئوال از شما میپرسم، سئوالی که بارها در قرآن آمده “چطور همه ما از هیچ مطلق آفریده شدیم، با نهایت زیبایی، شعور، قوه ادراک و …؟”

  8. روح تعهد داده و اومده به این دنیا.باارزشه.
    زمانی که انسان متعهد شد که نماینده خالق در زمین باشد را بخاطر بیاور.

  9. آرزوی جوانیم مرگم است

  10. دوستان همه فرمایشات شما درست.طبقات بهشت و جهنم و برزخ حقیقت.قدرت مطلق خدا.ولی خواهشا یکی جواب درست و قانع کننده بده که دلیل این همه دفتر و دستکی که خداوند شما راه انداخته چیست؟؟دنبال ثابت کردن چه چیزی به چه کسی است.خوب مخلوقات که اختیاری در خلقت خود ندتشته اند و به جبر وارد بازی خداوند شده اند.آیا او میخواهد قدرتش را به ما نشان دهد؟؟که چه شود؟؟؟این که عین نقصان در صفات اوست؟؟؟یعنی به رخ کشیدن قدرتش برای مخلوقاتش؟؟؟این یعنی ضعف یعنی …..آدم یک اشتباه کرد و این قدرت برتر برای تو دهنی زدن به او و بهترین فرشته اش که با وجود اطلاع کامل از قدرت او تمرد کرد این همه بنی آدم رو درگیر کرده که چه شود.حالا هی حواله بدهید به کتابهای آسمانی.

    • خداوند ما (همه ما!) به دنبال ثابت کردن چیزی به کسی نبوده است. چه کسی به شما گفته یا کجا خواندید که هدف آفرینش انسان “قدرت نمایی خدا برای موجودات” بوده؟ اینکه از انسان خواسته شده در شگفتی آفرینش هستی بیندیشد تا به بزرگی خدا پی ببرد به این معنی نیست که هدف نهایی خلقت قدرت نمایی خدا بوده. اتفاقاً اطلاع از قدرت خداوند سبب میشود که هر انسانی که وجدان بیدار دارد در عمق وجودش به آرامش برسد که بی سبب و بی سر پرست در این دنیا رها نشده و یک قدرت مطلق مواظب اوست: پس این موضوع، یعنی اطلاع از قدرت خدا نه یک ضعف برای او که بالعکس لطفی در حق انسان است و نشانه بزرگی و مهربانی خدا. خدا نیازی به ثابت کردن چیزی به کسی ندارد و اگر چه یک از هدفهای آفرینش انسان را پرستش بر شمرده اند، هیچ احتیاجی به پرستش ما و امثال ما هم ندارد که “به ذات خود ستوده صفات است”.
      آفرینش هر موجودی هم در اصل خودش از سر لطف و مهربانی به همان موجود بوده البته به شرط آنکه به خدا و وجود او و وعده هایی که به ما داده اعتماد و اعتقاد داشته باشید. اگر اینطور نباشد که باید صحبت را از جای دیگری شروع کنیم. ممکن است بگوئید که این همه رنجی که انسانها در این جهان میبرند جائی برای اینکه واقعاً اعتقاد پیدا کنیم که آفرینش ما لطفی در حقمان بوده نمیگذارد. به قول شما به جبر وارد یک بازی شده بودیم. امّا فراموش نکنید که این جهان یک گذرگاه کوتاه است و یک “بازیچه” (در خود قرآن دقیقاً از این دنیا به عنوان بازیچه یاد شده، همان چیزی که شما میگویید!). اگر همه چیز را از دریچه این دنیا نگاه کنیم، همه آنچه شما میگوئید درست بود: یک بازی اجباری که علاقه ای هم به آن نداشتیم. امّا خدا به ما وعده داده که “زندگانی حقیقی انسان” جای دیگریست نه در این دنیا. این دنیا هم فقط یک محک است که لیاقت هر کسی را مشخص میکند و اتفاقاً یک از دلایل اینکه از انسان خواسته شده به آیات قدرت خدا فکر کند این است که لیاقت خودش را به اثبات برساند. مثل آزمون ورود به دانشگاه است که هرکسی مطابق سعی و تلاش خودش نتیجه میگیرد و نتیجه ای که در آخر به دست می آورد به کسی جز خودش بر نمیگردد و حق اعتراضی هم ندارد.
      امّا اینکه گفتید: “آدم یک اشتباه کرد و این قدرت برتر برای تو دهنی زدن به او و بهترین فرشته اش که با وجود اطلاع کامل از قدرت او تمرد کرد این همه بنی آدم رو درگیر کرده که چه شود”. اوّل از همه اینکه هیچ آدمی پاسخگوی اشتباه دیگری نخواهد بود، اشتباه آدم هم به خود او مربوط میشد و خود او بود که به خاطر اشتباهش تنبیه شد و هبوط کرد. امّا سئوال شما این است که پس تکلیف ما چه میشود؟ ما که کاری نکردیم که آغازمان از محل هبوط آدم باشد؟ ما باید از ابتدا در همان خانه اوّلمان یعنی بهشت میبودیم چون خطایی نکردیم. امّا جواب خیلی ساده است: “هیچ یک از انسانها هیچ طلبی از خدا ندارند!” اینکه خدا پدر انسان را در خانه اوّلش آفرید و بعد او را به جای دیگری منتقل کرد سبب ایجاد مالکیت نسبت به خانه اوّل برای همان پدر هم نمیشود چه برسد به فرزندان او!! انسان حتی نسبت به همین زمین هم هیچ مالکیتی ندارد که “زمین و آسمانها همه ملک خداست”. پس بازخواستی که شما میکنید اساساً موضوعیت ندارد. قبلاً هم گفتم که خود خلقت ما یک لطف در حقمان بوده، اینکه کجا خلق شدیم دون اصل آفرینش ماست به خصوص که خدا به همه انسانها وعده داده که در پیشگاه او همه با هم برابرند، در این دنیا بی سرپرست رها نشده اند (خدا را دارند) و اگر به حداقل وظایفشان عمل کنند به آنجا که در عمق فطرتشان به آن اعتقاد دارند (حتی اگر به ظاهر به آن اعتراف نکنند) باز خواهند گشت.

  11. دولت عشق

    به هر نوع واقعه ای بعد از مرگ اعتقاد مطلق داری همون واقعه انتفاق خواهد افتاد زندگی بعد از مرگ انواع و اقسام داره مثل زندگی قبل از مرگ یکی به تناسخ اعتقاد داره یکی به دونا دون یکی برزخ یکی به انرژی یه به طبقات کامل شدن اسمان یک تا هفت . یکی به هیچ. و همه آش درسته

  12. با درود بر دوستان از آنجا که مدتی پیش پسرم را از دست داده ام بحث شما برایم جالب شد اگر به فرهنگ ایرانی و آموزه های زرتشت بزرگ مراجعه کنیم که بعدها در اندیشه های فردوسی و خیام ودیگر دانشمندان عقل گرا هم میبینیم دنیای پس از مرگ و قبل از تولد برای انسان تا اکنون کاملا ناشناخته و نامعلوم است وتمام مطالبی که در این مورد گفته شده هیچ پایه و اساس علمی و عقلی و منطقی ندارد و پر از مغالطه است ما انسانها در بین دو بینهایت زمان پدید آمده مدتی با قوانین فیزیک زندگی کرده سپس میمیریم و به عدم همانند قبل از تولدمان می پیوندیم

    • دوست عزیز! خواهش میکنم مطلب زیرکه برایتان نوشته ام را بخوانید اگرچه طولانیست!
      من هم تا چند سال پیش تصوری مثل شما داشتم. فکر میکردم همه چیز در همین جهان خلاصه میشود و در حواس پنجگانه ما! فکر میکردم اعتقاد به خدا و آخرت و … عین عقب ماندگیست. اما بر حسب اتفاق یکبار برای اوّلین بار در عمرم قرآن را صرفاً از روی کنجکاوی خواندم و تا مدتها دچار حیرت بودم. قسم میخورم هر چیزی که میگویم عین واقعیت است. من شخصاً مطالعات زیادی در علوم مختلف داشته ام. امّا بعد از مطالعه قرآن به این نتیجه رسیدم که همه قوانین عالم را نمیتوانیم با استفاده از عقل محدودمان تفسیر کنیم. البته من به مطالب این مقاله اعتقادی ندارم و به نظرم در مورد شرایط انسان پس از مرگ با جزئیات اینچنینی نمیتوان نظر داد. صرفاً برخی کلیات در قرآن آمده که میشود به آنها اعتماد کرد. من نمیدانم پس از مرگ دقیقاً چه میشود ولی اطمینان دارم که چیزی وجود دارد. اینکه « به قرآن میتوان اعتماد کرد» را شخصی به شما میگوید که تا چند سال پیش به هیچ چیزی اعتقاد نداشت. ولی چند سال پیش پس از سی سال برای اوّلین بار قرآن (البته فقط ترجمه آن، ترجمه الهی قمشه ای) را مطالعه کردم. پس از خواندن قرآن (2 ماهی وقت گرفت تا تمام قرآن را بخوانم) حیرت زده شدم و در عین حال به آرامشی رسیدم که قبل از آن فقط در کودکی تجربه کرده بودم. امّا چرا قرآن باعث حیرت من شد؟ حتماً شنیده اید که قرآن خود یک معجزه است. بیشتر افراد دلیل اعجاز قرآن را لفظ و معنی آن میدانند و این موضوع برای همه دانسته است و به نوعی کلیشه. امّا به نظر من فارغ از این بحثها که در ادامه به آن هم اشاره میکنم، صرف اینکه در کتابی که از حدود 1400 سال پیش وجود داشته و پر از مطالبی است که میتوانست در طول زمان با علوم جدید نقض شود، هیچ تناقضی نه با مطالب خودش نه با علوم جدید پیدا نکرده، خود یک اعجاز است! توجه کنید که در قرآن مطالب علمی به فراوانی ذکر شده است. مثلاً در قرآن بارها به گردش ماه و «خورشید» اشاره شده ولی هرگز حتی یکبار گفته نشده خورشید به دور زمین میچرخد در حالیکه تا 400 سال پیش همه مردم دنیا چنین تصوری داشتند. خورشید به دور مرکز کهکشان راه شیری میچرخد و یک دور کامل آن 225 میلیون سال به درازا میکشد! امّا از این گذشته به چند مورد از مطالب علمی قرآن که صراحتاً ذکر شده و همگی در دهه ها و سده های خیر کشف شده ، اشاره میکنم. مطمئنم برخی موارد را شنیده اید ولی لطفا باز هم آنها را بخوانید و به آنها عمیقاً فکر کنید: 1. بیگ بنگ: که در سال 1904 کشف شد. در قرآن آمده (سوره و آیه دقیق در ذهنم نیست، نقل به مضمون میکنم) :« آیا کافران ندیدند که زمین و آسمانها به هم بسته و پیوسته بود، خدا آن را از هم شکافت؟» به خدا حیرت انگیز است! 2. مراحل پیدایش زمین، اینکه زمین در ابتدا از گاز بوده است و رفته رفته به این شکل در آمده در قرن 19 یا 20 کشف شد در حالیکه در سوره دخان به صراحت به این موضوع اشاره شده است. 3. زوجیت گیاهان در قرن 18 میلادی کشف شد ولی در قرآن به اینکه همه چیز در دنیا از حیوانات و انسانها و «گیاهان» زوج نر و ماده هستئد اشاره شده است!! عجیب نیست؟؟. 4. در سوره شمس آمده (نقل به مضمون) «قسم به خورشید و به ماه که پیرو خورشید است». سده های زیادی دانشمندان فکر میکردند که پیروی ماه از خورشید به چه معناست؟ تا همین صد سال پیش انسانها فکر میگردند که ماه از خود نور دارد. در صورتی که مشخص شد که ماه فقط نور خورشید را بازتاب میدهد! و این همان پیروی ماه از خورشید است.
      .
      .
      در هر حال وقتی موارد اینچنینی را دیدم یقین پیدا کردم که قرآن واقعاً کلام خداست. بعد از این بود که کم کم شروع به فکر کردن در مورد به وجود آمدن خودم، کائنات و .. کردم. اینجا بود که باز هم حیرت زده شدم که چرا تا به حال به اینها فکر نکرده بودم؟؟!! در قرآن بارها و بارها (دقیق یادم نیست، شاید بیشتر از 20 بار) به انسان یادآوری شده که تا به حال به خلقت خود دقت کرده اید، اینکه از «هیچ» یا از «نطفه ای بی مقدار» به وجود آمده اید. آیا خدایی که شمار را از هیچ آفرید قادر نیست باز هم شما را بیافریند». واقعاً به این موضوع عمیقاً فکر کرده اید؟ اصلاً تا حالا دقت کرده اید که همان تخم مرغی که به سادگی به شکل نیمرو یا هر چیزی مصرف میکنید اگر در دمای خاصی قرار دهید به یک موجود زنده با نهایت زیبایی تبدیل میشود؟؟!!! (توجه کنید نیاز به کار خارق العاده ای نیست، فقط دمای مناسب!!!) میدانید این دنیا پر از معجزه است منتها این معجزات انقدر به وفور رخ میدهند که ما بی تفاوت از کنار آنها عبور میکنیم! اگر دقت کنید میبینید فرآیند تبدیل تخم مرغ به یک موجود زنده کمتر از زنده شدن انسان پس از مرگ عجیب نیست. با این وجود مورد دوّم باور نکردنی به نظر میرسد فقط به این خاطر که به دفعات تکرار نشده که به آن ایمان بیاوریم!
      در قرآن از آدم خواسته شده به آسمانها نگاه شود تا قدرت خدا را درک کند. این موضوع امروز و با پیشرفت علم کار سختی نیست. من یک مورد را به شما یادآوری میکنم. در اینترنت میتوانید صحت اینها را چک کنید: در جهان «قابل رویت» (نه همه جهان) حدود 100 میلیارد کهکشان داریم (عجیب است؟) در هر کهکشان به طور متوسط 100 میلیارد ستاره داریم (عجیبتر شد؟؟) خورشید ما یکی از این ستاره هاست. در دل خورشید یک میلیون و سیصد هزار کره زمین قابل جا دادن است (حیرت انگیز نیست؟). امّا موضوع جالبتر هم میشود: یکی از بزرگترین ستاره های کشف شده به نام VY Majoris انقدر بزرگ است که حدود سه میلیون خورشید در آن جا میشود!!!! یعنی حدود چهار هزار میلیارد (نه چهار هزار، نه چهار میلیارد بلکه چهار هزار میلیارد!!) کره زمین فقط در دل یک ستاره از 100 میلیار ستاره کهکشانی که خود یکی از 100 میلیارد کهکشان در جهان قابل رویت (و هنوز نه تمام جهان هستی) قابل جا دادن است!
      به خودتان رجوع کنید که آیا تا به حال به اینها فکر کرده اید؟؟ من که تا چند سال پیش فکر نکرده بودم.
      شاید با خودتان بگوئید پس علم چه؟ مسئله تکامل داروین چه میشود؟ من میتوانم به شما ثابت کنم که مسئله تکامل میتواند 99.9999 در صد درست باشد ولی ممکن است 0001. استثنا هم داشته باشد که فقط خدا به آن عالم است. اصلاً خود نظریه تکامل یک نظم است و این جهان هم «نظام» آفرینش است.
      .
      میدانید دانشمندانی که وجود خدا را انکار میکنند وقتی مورد این پرسش قرار میگیرند که جهان و موجودات آن چگونه به وجود آمده اند چه پاسخی میدهند؟ پاسخ میدهند که «ابتدا بیگ بنگ رخ داد، سپس کرات گازی به وجود آمدند و ….. و …… سپس موجودات تک سلولی …بعد تک سلولیها به هم پیوستند… موجودات پیچیده تر تشکیل شدند و الی آخر تا برسیم به جهان و موجودات امروزی» امّا این استدلال سستی است. میدانید چرا؟ زمانی که از آنها میپرسند که آیا بیگ بنگ از هیچ رخ داد؟؟ . میگویند اجرامی تشکیل شده از مولکول وجود داشتند. مولکولها خود از اتم به وجود آمده بودند…. در نهایت چند مرحله به این شکل مقاومت میکنند تا به اجرامی ریزتر از اتم برسند (نامشان در ذهنم نیست) در این نقطه میگویند که از نظر علم این اجرام را «آکسیوم» یا اصل موضوع فرض میکنیم یعنی نیازی به اثباتش نیست بلکه وجود داشته؟؟؟؟؟!!!! چه استدلالی!!! پاسخ این استدلال آن است که چرا به جای این اجرام، وجود خدا را اصل موضوع نمیگیرید. در این صورت میتوانید نظمی که خودتان در مورد مراحل پیدایش و تکوین جهان به آن اشاره کردید را هم توجیه کنید. اصلاً گیریم اجرامتان را هم به عنوان اصل موضوع پذیرفتیم، آیا این نظم تبدیل موجودات تک سلولی به موجودات پیچیده تر و …. همه بر حسب تصادف رخ داده؟؟
      .
      .
      دوست عزیز من بحثهای بسیار زیادی در این مورد میتوان انجام داد که در اینجا امکان پرداختن به آن وجود ندارد. از شما خواهش میکنم فقط یکبار معنی قرآن را بخوانید و در آن فکر کنید. من هم چند سال پیش مثل شما فکر میکردم ولی یک اتفاق همه چیز را عوض کرد. بعد از خواندن قرآن نگاهی به 100 صفحه اوّل تاریخ تمدن ویل دورانت بیندازید تا ببینید که علم ما با این همه پیشرفت چقدر کور و ضعیف است. این موضوع را من نمیگویم بلکه ویل دورانت یکی از بزرگترین تاریخدانان اعصار میگوید. خواهید دید که تاریخی که ما در حال حاضر میدانیم قبل از 6000 سال قبل را نمیتواند ببیند! یا فقط تصویر بسیار ضعیفی در حد سایه ای در دور دست را میبیند و اینها همه با وجود این همه پیشرفت است! مثل من متوجه خواهید شد که همیشه به علم و عقل نمیتوان اعتماد کرد.

    • سعادت ابدی

      سلام.اگر عدم در کار باشد چرا خودتان را فنا پذیر نمی دانید و هیچگاه در باور و در حین زندگی خودت مرگ و فنا را نمی پذیری و دوستدار بقا و جاودانگی می دانی و این نشان از آن دارد که انسان از ذات خویش به این واقیت میرسد که نیستی برای او متصور نیست و جاودانگی را بیش از فنا لمس می کند.

    • به عدم برنمبگردیم..جسم که مشخصه جسمه با دست و پا و بینی و ….. و چیزی که این جسم رو سرپا میکنه و باعث تحرکه جسم میشه روحه اگه روح نباشه جسم یه تکه گوشته بی حرکته درست مثله زمانی که بعد از مرگ که روح خارج میشه از جسم ..جسم بی حرکت و کاملا بی تحرک میشه خب این برای اثبات وجود روح……شما میگید بعد از مرگ این روح هم نابود میشه و به عدم تبدیل میشه؟؟؟؟ این خیلی خنده داره …ضمنا من به شخصه تو خواب که روح دیدم ولی علننا تو بیداری هم روح دیدم جن نه تو عالم بیداری خود روح رو دیدم و مطمئنم که به اذن خدا ظاهر شده بود حوصله ندارم تعریف کنم جربانشو ولی قسم میخورم در عالم بیداری خود روح دو دیدم

      • میشه تعریف کنید، من نامزدمو از دست دادم خیلی حالم بده لطفا بگید که کناره من هست؟؟

  13. غلامرضا

    با سلام
    پیشاپیش از ارائه پاسخ سپاسگزاری میکنم
    اشاره کردیدبه روایتی از پیامبر مکرم اسلام منبع حدیث چیست و اینکه چگونه است با اینکه قیامت بپا نشده و اعمال اشخاص بررسی و حکم حضرت حق ابلاغ نشده روح میتواند آگاه باشد از بهشتی یا دوزخی بودن خود
    اشاره کردید به حدیثی از امام جعفر صادق(ع) مگر روح مجرد نبوده و نیازی به هیچ چیز ندارد نه همسر نه آب و نه هر آنچه در عالم دنیوی میبا شد آیا روح قوه حافظه به مانند جسم دارد که بداند دارای اقوام و آشنا میباشد که بخواهد به آنان سرکشی کند با سپاس از لطف نویسنده

  14. ناشناس

    مگه تا حالا مردی که داری حرف میزنی

  15. ناشناس

    سلام .روح وقتی ازجسم جدامیشه دیگ هیچگونه مریضی یا خستگی ودردی نداره. دیگ خودش میمونه و اعمالش ک انجام داده.

    • [email protected]

  16. سلام من پدرم تازه فوت گرده دلم میخاد به خوابم بیاد بدونم بهشتی یا جهنمی .ازما راضی هست یا نه وچه موقع هایی سرمیزنه به ما کسی میتونه راهنمایی کنه؟

  17. هر چه که با کمک ذهن بتوان بیان نمود جسم است و خدا جسم نیست لذا نمیتوان خداوند را با هواس پنجگانه بیان نمود.هر وقت توانستید خشم و قضب و کینه و خلاصه چسبیدن به جهان مادی و همچنین تمامی گذشته را رها کنید.و خلاصه خیلی روی خودتان کار کنید به دیگران احسان کنید.و…که بسیار زمانبر است آنگاه به یک آرامش و شادی بی سبب دست مییابید که آن حضور خداست

  18. ناشناس

    واقعاً دلایلتان خیلی محکم بود؟!!!! آخه دو تا داستان تعریف می کنی و بعد نتیجه گیری می کنید !

  19. سلام الان که این مطالب میخونم تنها توی ی اپارتمان نیمه تاریک دراز کشیده ام غرض از مزاحمت من چند دفعه بیرون ی امامزاده نور سبز رنگ دیده ام که از درب فلزی امامزاده داخل شد ومن اونجا را فورا لمس کردم سوراخ نشده بود بعد از نیم ساعت که نور سبز رنگ داخل امامزاده بود اون نور از همان جا امد بیرون ورفت طرف کربلا خواهشا این نور چی هست.

  20. عباس آریا

    سلام. دوست گرامی اگه واقعا دنبال اخبار بعد از مرگ هستید میتونم کمک کنم چیزهایی دیدم که تا حالا هیچکس ندیده و نشنیده.سه روز کما بودم حتی خدا رو دیدم .اگه خاستید وقایع رو بدونید در خدمتیم.

    • ناشناس

      همینجا بگویید تا همه بشنوند

    • ناشناس

      برو یره مگه خدا هم دیده میشه این چه حرفیه کفر داری میگویی اونی که دیدی یقینا خدا نبوده چون خدا جسم نیس که دیده شود پس به هیچ و جه این حرف ها را نزن که به کفر کشیده میشه چون به هیچ و جه خدا دیده نمیشه حرفات به افسانه بیشتر میخوره تا به واقعیت

    • وای ترو خدا بگید چی دیدید من خیلی کنجکاوم

    • لعنت بر تو حضرت موسی خواست خواست یه لحظه خدا رو ببینه از هوش رفت اون وقت تو یه بنده گناه کار تو کما خدا رو دیدی……چرت و پرت نگو بابا

    • مرد مرده

      همتون با خودتون میچرین مردن خیلی خوبه لااقل ادم دنبال کارنمی گرده من لوله کش گازم شنیدم دارن جهنمو گاز کشی میکنن راستی هیچ می دونستین جهنم بهتر از بهشته چون خوبه دیگه راستی توجه کردین هیچ انسانی حتی اون قاتله خودشو جهنمی نمی دونه خوب شاید اصلا جهنم نباشه همش بهشته اینم تجربه من

    • از دست دادن دوست

      سلام میشه لطف کنید بگید چی دیدی وقتی تو کما بودی

    • خب تعریف کن خداچه شکلی بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی