تازه های آسمونی
صفحه اصلی > سینما و موسیقی > نقد و بررسی فیلم > فیلم امروز ، رضا میر کریمی
تبلیغات اینترنتی

فیلم امروز ، رضا میر کریمی

today movie6 فیلم امروز ، رضا میر کریمی
فیلم سینمایی : امروز

بازیگران : پرویز پرستویی، سهیلا گلستانی، شبنم مقدمی، حسام محمودی، اشکان جنابی، آسیه ضیایی، آوا شریفی، مدیا ذاکری، روزبه حصاری، امیرکربلایی، مرتضی آقا حسینی، مهتاب کُرکوندی، امین می‌ری، شهلا نَدری، شیرین فرخنده‌نژاد، سجاد تابش، مرجان قمری، مهناز میرزایی، نیوشا گودرزی، علی‌اصغر کُردبچه، عباس موسوی، گیتی قاسمی، مریم توکلی، امیر یوسفی، مُهنا میرزایی 

today movie1 فیلم امروز ، رضا میر کریمی

عوامل فیلم سینمایی امروز :

کارگردان، تهیه کننده، تدوین: رضا میرکریمی/ نویسنده: رضا میرکریمی، شادمهر راستین/مدیر فیلمبرداری: هومن بهمنش/ طراح صحنه و لباس: مرجان گلزار/ صدابردار: سعید بجنوردی/ صداگذاری: سیدعلیرضا علویان/ چهره‌پرداز: محمود دهقانی/ موسیقی: امین هنرمند/ عکاس: علی نیک‌رفتار 

today movie فیلم امروز ، رضا میر کریمی

خلاصه فیلم :

یونس راننده تاکسی کهنه‌کار در پایان یک روزِ کاری به زن جوانی کمک می‌کند تا به بیمارستان برسد. غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظارِ اوست.

این فیلم توسط شرکت سینمایی دریم لب فرانسه (dreamlabfilms) به صورت بین المللی پخش می شود.
فیلم «امروز» در سی و دومین جشنواره فیلم فجر حضور داشت و شبنم مقدمی سیمرغ بلورین نقش مکمل زن را برای بازی در این فیلم دریافت کرد. همچنین فیلم «امروز» توانست در دو بخش نقش اول مرد و بهترین فیلمبرداری نامزد دریافت سیمرغ بلورین شود.

today movie4 فیلم امروز ، رضا میر کریمی

واکنش ها نسبت به فیلم «امروز» :

نرگس آبیار: فیلمهایی مثل «به همین سادگی» وفیلم «امروز» فیلمهایی هستند که به فضا واتمسفر خیلی متکی هستند و دراین فیلم ها خیلی نباید دنبال اتفاق بود. به نظرم فیلم «امروز» فیلم فضا و اتمسفر است و انرژی خوبی در سکانسهای فیلم وجود دارد که منحصر به فرد است.

علی مطهری: «امروز» به کارگردانی سید رضا میرکریمی را می‌پسندم و معتقدم فیلم‌ خوبی بود.

today movie2 فیلم امروز ، رضا میر کریمی

کمال تبریزی: «امروز»، فردا فهمیده خواهد شد توسط نسل‌های آینده و سازندگان بعدی این مرز و بوم؛ همانگونه که دختر بچه «امروز» یونس را می‌فهمد. 

جعفر پناهی: میرکریمى فیلمساز جسورى است، این جسارت را در فیلم‌هاى قبلى‌اش هم مى‌توان دید، اما در «امروز» به قله آن پاى مى‌نهد.

«امروز» برخلاف سایر آثار رضا میرکریمی که با استقبال اکثر منتقدین همراه بود، با واکنش های متنقاضی(مثبت و منفی) رو به رو شد.

today movie3 فیلم امروز ، رضا میر کریمی

حواشی «امروز»:

رضا میر کریمی، کارگردان «امروز» در پلان اول فیلمش حضور پیدا کرده است و در این باره در نشست خبری سی و دومین جشنواره فیلم فجر گفت:

چون دیدم جوانی‌ام را از دست می‌دهم خواستم تصویرم ثبت شود.
علی سرتیپی، غلامرضا فرجی، مرتضی شایسته در برنامه سی و پنج برای فروش فیلم «امروز» پیش بینی کردند. علی سرتیپی و فرجی(مدیر پخش حوزه هنری) پیش بینی می کنند که این فیلم بیش از یک میلیارد می فروشد. اما مرتضی شایسته معتقد است که این فیلم فقط چهارصد میلیون تومان می فروشد.

today movie5 فیلم امروز ، رضا میر کریمی
رضا میرکریمی در ارتباط با تمام شدن فیلم «امروز» در صفحه شخصی اش در شبکه اجتماعی فیس بوک نوشت:
دیروز فیلمبرداری «امروز» تمام شد و امروز هر کاری کردم به جبران خستگی معمول فیلم های قبلی بیشتر بخوابم نشد که نشد! شاید برای اینکه اصلن خسته نبودم. به لطف خدا هفتمین کارم را خیلی راحت و بی دردسر ساختم با همکارانی جوان و پر انگیزه و یک پرویز پرستویی تمام نشدنی و امیدوارم در چشم مخاطبین «امروزم» تکراری نباشد.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=70879
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

abad-va-yek-rooz

نقد فیلم جنجالی ابد و یک روز

 فیلم “ابد و یک روز” یکی از آثار شاخص بخش نگاه نو و سودای سیمرغ …

% دیدگاه، نظر شما چیست؟

  1. ناشناس

    با نمایش فیلم “امروز” حالا سینمای رضا میرکریمی رسیده به ایده ای یک خط و ساده درباره راننده ی تاکسی که بطور اتفاقی زنی سوار بر تاکسی اش می شود و از او می خواهد به بیمارستان برساند. خب خاصیت سینمای او پرداختن به جزییات است که می تواند بسیار معنادار و تاثیر گذار به لحاظ محتوایی باشد. اما این بار اطلاعات اصلی درباره قهرمان فیلم خیلی دیر به مخاطب ارائه می شود. با این حال قصه ای سر راست که به دور از هر نوع غافلگیری و چرخش فیلمنامه ای روایت می شود.

    زن دچار درد زایمان است و خراشی بر روی صورتش دارد که ظاهرا از کسی کتک خورده است. حالت مضطرب و مستاصل زن موجب شده راننده با او همراه شود و کمکش کند اما از جایی تصمیم می گیرد زن را رها کند که تماس شخصی او را منصرف می کند و حالا راننده فهمیده که زن مددجو است و کسی را ندارد.

    این تصمیم راننده بر اساس احساسش صورت می گیرد، احساسی که بارها در طول فیلم بر آن تاکید می شود. داخل ماشینش گل می گذارد، گل های بیمارستان را آب می دهد، با بچه ی پرستار ارتباط می گیرد و موقع خواب پتو را روی او می کشد.

    همین احساس او را وادار می کند تا هزینه عمل زن را فراهم کند. برای وام اقدام می کند که به نتیجه نمی رسد و حتی حاضر نمیشود سندی مبنی بر جانباز بودنش را ارائه دهد تا به پول برسد و نهایتا پسرش که تنها یکبار در فیلم دیده می شود مقداری پول به پدر می رساند.

    احساس راننده نمی گذارد تا طاهره همسرش از این موضوع با خبر شود. اما این احساس و دل بزرگ راننده را کسی نمی فهمد. شاید چون کم حرف می زند از نظر دیگران عجیب و غریب به نظر می آید. دکتر سیگاری او را خطاب قرار می دهد که: خوب ازت حساب می بره(زن باردار)، وقتی به دخترکوچک پرستار می گوید: گاهی پام درد می کند، دختر در جوابش می گوید: عصبی هستین، روبروی تلویزیون می نشیند و پلیس بیمارستان آن را خاموش می کند، نگهبان بیمارستان ارشادش می کند و یا پرستار می گوید: خوب جایی زندگی می کنی اینجا بهشت مردهایی مثل توست! تا آنجا که صدای زن باردار در می آید که: اونو اونجوری نگاش نکنین خیلی مهربونه!

    ظاهرا در این فیلم قرار است مرد حرف نزند و گوش کند اما آرام باشد. قهرمان “امروز” مردی است که دلش دریاست و به تلاطم درآوردنش ساده نیست. او با جمله قشنگ ها کاری ندارد و گویا همه در عملش دیده می شود. حتی به این فکر نمی کند که مادر و بچه اش را کجا می خواهد پیاده کند و با حسش زندگی می کند.

    او مادر و حس مادری را می فهمد و نمی داند چرا مردها نگرانی مادر را نمی فهمند. حسرت همیشه اش برای آن است که آغوش مهربانانه ی مادرش را به دلیل خجالت از دوستان مدرسه اش رها کرده است. شاید اشک های بی وقفه او برای همین حسرت است، زمانی که آب قطعه قطعه از شیر بیرون می آید.

    قهرمان فیلم دلش برای زنی سوخته است که بسیار مصائب از سر گذرانده است. دیگر تاب تحمل دست اندازهای زندگی را ندارد. خواب هایش تبدیل به اتفاقات تکراری زندگی اش شده و دیگر آشنایی برایش نمانده است و راننده تاکسی تنها کسی است که او را پناه می دهد.

    می خواهد تنها باشد، ظاهرش را دائم در آینه بررسی می کند و چراغ های روشن آزارش می دهد. بر خلاف خیلی از زنان هم اتاقی اش در بیمارستان حیا می کند از افشاء حاملگی اش مقابل مرد نامحرم. حتی اتاق درد هم توان شنیدن دردهایش را ندارد. او می داند که بچه اش هم مانند خودش تنهاست و کسی منتظرش نیست.

    فیلم روند آرامی دارد و شاید از همین روست که بیشتر تنه به تله فیلم می زند تا یک اثر سینمایی اما به هر روی جزییات بسیاری را در خود دارد.

    شاید اگر جزییات را کنار هم قرار دهیم، نگرش فیلمساز به تهران و زندگی امروز مردمش نمایان می شود.

    در تهران مردم درگیر ترافیک و شلوغی خیابان هایش هستند و اگر پارتی داشته باشی کارها راه می افتد، نظام سلامتش مریض است و گویا جان مردم اولویت ندارد، مسئولین وظیفه شان را ادا نمی کنند و این روزها دغدغه شان فهمیدن رقم دقیق دارایی های بلوکه شده توسط بانک های غربی است و احساس کودکان دست مالی شده و بی حوصله اند.

    از این ها که بگذریم می توان گفت فیلمساز در حین روایت تقابل زنی باردار و راننده تاکسی مارا با جهان زیبای قهرمانش نزدیک می کند و از طرفی درگیر دنیایی از جزییات که هر کدام جلوه ای از واقعیات جهان اطرافمان را نشانه می رود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.