تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

نقد فیلم حوض نقاشی

movie review pond painting نقد فیلم حوض نقاشی

«حوض نقاشی» یک فیلم ملودرام است. ملودرام، در درجه اول با احساسات و عواطف تماشاگر سر و کار دارد. شاید بتوان گفت که یک ملودرام هر قدر این احساسات را به رقت بیشتری بکشد، هر قدر موجب شود که تماشاگر از فرصت تاریکی سالن سینما استفاده کند و بیشتر چشم هایش را خیس اشک کند، ملودرام بهتری است. اما این، شاید اولین و پایه ای ترین ویژگی ملودرام باشد.

این ویژگی ملودرامی است که «هم زمان» ماندگاری دارد و نه «در زمان». یعنی چنین فیلمی ممکن است برای این زمان، برای امسال و سال بعد، یا حداکثر دو سال بعد تأثیرگذار باقی بماند اما برای اینکه تأثیرش بیشتر بپاید و تا حدی بپاید که تأثیری به اندازه ی یک تاریخ بیابد، باید ویژگی های بسیار مهم دیگری نیز داشته باشد. از جمله اینکه باید بتواند در روایت خود تعامل مناسبی میان خودش و جامعه زمانش برقرار کند تا بعدها هر تماشاگری همچنان نشانه هایی از امتداد اجتماعی موضوع روایت آن فیلم بیابد. یا ویژگی های روانی شخصیت هایش به گونه ای باشد تا هر تماشاگر در هر زمانی بتواند آن شخصیت ها را درک کند. فیلم «حوض نقاشی» حامل ویژگی پایه ی یک ملودرام هست.

 این فیلم می تواند احساسات و عواطف رقیق تماشاگرش را با خود همراه کند. یک تماشاگر که هنگام تماشا خود را در اختیار دنیای فیلم قرار دهد و بگذارد عواطفش به بازی گرفته شود، حتماً در طول تماشای «حوض نقاشی» چندین بار دیدگان خیس خود را احساس خواهد کرد. بنابراین تا اینجا می توان به «حوض نقاشی» عنوان یک ملودارم متوسط داد. اما این فیلم، دقیقاً به همین دلیل که تنها در یک فرایند «هم زمانی» تأثیرگذار است و نه در یک فرایند «درزمانی»، نمی تواند بیش از یک ملودرام متوسط باشد.

movie review pond painting 2 نقد فیلم حوض نقاشی

بگذارید نگاه کوتاهی داشته باشیم به موضوع شکل گرفتن فیلم بر بافت اجتماعی و روانی روایت و شخصیت‌هایش. در مورد بافت اجتماعی می توانیم به اشاره فیلم درباره مشکلات معیشتی خانواده ها و از کار بیکار شدن رضا (شهاب حسینی) در این اثنا اشاره کنیم که در کنار بیکاری مردی از یک خانواده با سطح طبقاتی بالاتر قرار می گیرد. رضا با وجود کم توانی اش دست به هر کاری می زند تا به عنوان یک «مرد»، زندگی اش را بگذراند، اما مرد دیگری که مهندس است، بعد از یک سال نمی تواند کار جدیدی پیدا کند، چون در شأنش نیست که هر کاری انجام دهد. قرار دادن این دو نفر، به عنوان دو نمونه متضاد در یک بافت اجتماعی کار را به یک مقایسه کم ظرافت می کشاند و اجازه ی یک درک عمیق تر از معضلات اقتصادی در جامعه را به تماشاگر نمی دهد.

در مورد شخصیت های با مشکلات روانی هم گمان می کنم که بسیار بیش از این امکان داشت که فیلم ساز پیچیدگی های انسانی آنها را پرداخت کند و تنها به تعدادی حرکات و ژست های ظاهری و ویژگی های تخت و صلب و غیرقابل انعطاف (بیماران روانی به عنوان فرشته هایی از آسمان نزول کرده) اکتفا نکند… و سپس کافی است فقط در حد اشاره ای به «تقلید زندگی» (داگلاس سیرک) نگاهی بیندازیم و اینکه چگونه دیدگاه «در زمانی» یک ملودرام شاهکار می تواند فیلمی را به یک مورد مطالعاتی خوب سینمایی در مورد بازنمایی «تبعیض نژادی» در هنر تبدیل کند.

 بنابراین «حوض نقاشی» نمی تواند بازنمایی نسبتاً کاملی از معضلات اجتماعی و خانوادگی بیماران روانی در یک مقطع از تاریخ ایران داشته باشد. شکل پایان گرفتن فیلم که از کلوزاپی در قلب زمین آغاز می شود و به اکستریم لانگ شاتی از آسمان شهر می رسد دوباره نشان می دهد که مازیار میری در این فیلم آخرش چقدر به کلیشه ها که همان نشانه های کدشده هستند، دل بسته است. نشانه هایی که تاریخ مصرف بسیار کوتاهی برای فیلم جدید مازیار میری برمی سازند و این انتظار ما را از کارگردان فیلم های بهتری چون «به آهستگی» و «سعادت آباد» برآورده نمی کند.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=31729
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

abad-va-yek-rooz

نقد فیلم جنجالی ابد و یک روز

 فیلم “ابد و یک روز” یکی از آثار شاخص بخش نگاه نو و سودای سیمرغ …

5 نظرات

  1. در مورد رخ دیوانه اگه میتونستم اجازه اکران نمیدادم که به یکی از قومیتهای بسیار مهم و مبارز و وطن پرست که در تاریخ بسیار از آن گفته شده توهین و
    متاسفانه به خوبی یاد نشده پرداخته و بعد به عذرخواهی , یعنی چه ؟ فیلم
    ساز برای صرفا” مادیات اگر به معنای واقعی فیلمی بهینه بسازد اینجا یاهرجای
    دیگر تاریخ ایران زمین را مطالعه کند یا هر ابعاد تاریخی سرزمینمان را بعد دیگر
    بکارگیری چند هنرمند مشهور ولی بازی نه چندان جذاب زیبا نیست و مهم که
    در اول عرض شد , ایرانی اول می باید به خود و تاریخچه سرزمینش ارزش دهد نه در خارج ببینیم که یک خارجی میتونه مثلا” خط نستعلیق ما رو در حد
    بسیار نیکو یاد بگیره دوس داشته باشه و هر زمینه دیگر مفاخر و تاریخ ما را.
    در حول و حوش این فیلم گفتگو بسیار که خب وقت شما عزیزان گرفته میشود همانکه به عذرخواهی پرداختند باز کمی از رنجش قومیتی را کسر کرد اگر در مورد ستارخان یا مفاخر دیگر نیز چنین فیلمی میساختند باز حرفم
    همین بد مثل شوخی های نا خوشایند در مورد شهرستانهای خودمان یا…
    با احترام – آفتاب

  2. آفتاب فکر میکنه منتقد درست گفته که از احساسات تماشاچی یه کمی بیشتر خواسته داشته باشه و دیگه اینکه موضوع تکراریه اما اینکه بیمار روانی رو کارگردان بیشتر میبایستی بهش بها میداد یعنی احساساتش و افکارش نه
    فقط بکارگیری حرکات موافقم , راستش از نزدیک لمس کردن این بیماران همون
    مطلبیه که منتقد محترم فرموده , سخته اما وقتی میبینی با تو حرف میزنن یا
    میخندن یا نقاشی هاشونو میبینی یعنی به عمق فکری برسی تازه بخودت
    باید بگی من بیمارم نه اون , از دید دیگه بیمارستان های روانی و پزشکان ,
    اصولا” کار کنان در این محور فیلم زیاد بهش پرداخته نشده در قیاس با جاهای
    دیگه حتی برای بهبودی یا نشاط چنین بیمارانی دست به خلاقیت های هنری
    و از لحاظ رنگ آمیزی ساختمان و…. امور زیادی به کمک فن آوری ها در نظر
    میگیرن . لباس بد شکل یا نحوه رفتاری با اونا بیشتر ناخوششون میکنه و گاه
    حتی خونواده های پولدار حاضر نیستن بیمارشونو این امکان تخصصی پزشکی ببرم یه نوع احساس ترس یا استرس هایی که از مشاهدات یا اونچه شنیدن بهشون منتقل میشه … بهرحال نظر آفتاب دیگه بهارم شده
    ضیق اوقات شریفتان نشوم.
    مرسی از لطف شما

  3. گاهی سادگی زیباترین نوع آفرینش محسوب میشه.
    گاهی زیبایی یک فیلم به اینه که فقط نگاش کنی و کل رو به جز ترجیح بدی
    اونوقته که معنی یه یه نقاشی ساده به وسعت یه حوض رو تشخیص میدی.

  4. فیلم قشنگیه

  5. عااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااللللللللللللللللللللللللللللللللللییییییییییییییییییییییییییییییییی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.