تازه های آسمونی
خانه > سینما و موسیقی > نقد و بررسی فیلم > نقد فیلم کارگر ساده نیازمندیم
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • کوهک
  • تبلیغات در آسمونی
  • نقد فیلم کارگر ساده نیازمندیم

    کارگر ساده نیازمندیم فیلمی به کارگردانی و تهیه‌کنندگی منوچهر هادی و نویسندگی پدرام کریمی محصول سال ۱۳۹۴ است. آسمونی در این بخش به معرفی و نقد فیلم کارگر ساده نیازمندیم می پردازد.

    معرفی فیلم کارگر ساده نیازمندیم

    فیلم کارگر ساده نیازمندیم در تاریخ ۱۴ تیر ۱۳۹۶ در سینماهای ایران اکران شده است.

    داستان فیلم کارگر ساده نیازمندیم

    قدم یک جوان ساده که برای کار از شهرستان به تهران آمده و در مغازه رحمت شاگردی می‌کند و عاشق مونس دختر رحمت شده است.

    بازیگران فیلم کارگر ساده نیازمندیم

    •   آتیلا پسیانی در نقش جهان
    • یکتا ناصر در نقش میمنت
    • سحر قریشی در نقش رویا و نورسته
    • سیامک صفری در نقش محبوب
    • بهرام افشاری در نقش قدم
    • سیروس همتی در نقش عزیز
    • مجید اصغری در نقش ارسد
    • مهران احمدی در نقش رحمت
    • مهدی محرابی
    • روژین رحیمی تهرانی در نقش مونس

    نقد فیلم کارگر ساده نیازمندیم

    منوچهر هادی در حالی با فیلم «کارگر ساده نیازمندیم» در جشنواره حضور پیدا کرده است که نوروز امسال فیلم تجاری «من سالوادور نیستم» را روی پردهٔ سینماها داشت. فیلمی که به فروش بالایی دست پیدا کرد و شکلی از قصه‌گویی را ارائه می‌داد که مشخص بود هدفی جز استفاده از مؤلفه‌های متمرکز بر فروش نداشته است. این روند حرکتی به‌طور کل هم در کارنامهٔ هادی وجود دارد.

    او که با فیلم اولش «یکی می خواد باهات حرف بزنه» توانست توجه منتقدین را جلب کند در فیلم دوم «زندگی جای دیگری است» با استفاده از حامد بهداد در نقشی متفاوت هم منتقدین و هم جدول فروش را هدف گرفت. کارگردانی یک سریال نوروزی باعث دوری موقت او از سینما شد و درنهایت امسال با دو فیلمی که گفته شد شاهد بازگشت او هستیم. چنانکه مشاهده می‌شود کارنامهٔ او ترکیبی از کارهای مبتنی بر اهداف تجاری و کارهای قابل تعریف در جریان سینمای هنری است و فیلم آخر «کارگر ساده نیازمندیم» با توجه به فضای تلخ و جدی حاکم بر آن در دستهٔ دوم جای می‌گیرد.

    فیلم جدید منوچهر هادی به لحاظ خطوط داستانی با دو فیلم اولش متفاوت است و اینجا با داستانی روبه‌رو هستیم که شخصیت‌های زیادی را در بر می‌گیرد. شخصیت‌هایی که هرکدام گره ای متفاوت را با خود به متن آورده‌اند و تعدد آن‌ها باعث شده با فیلمی خوش ریتم مواجه شویم. داستان از دو نقطه شروع می‌شود.

    نقطه اول شرح زندگی خانواده‌ای جنوبی است که برای کار به تهران مهاجرت کرده‌اند. رحمت (مهران احمدی) که پدر خانواده است فلافل فروشی کوچکی در جنوب شهر دارد و به‌سختی اقتصاد خانواده‌اش را تأمین می‌کند.

    او برای گسترش کسب‌وکار مقداری پول نزول کرده تا مغازهٔ کناری را بخرد اما با بالا کشیدن قیمت زمین صاحب مغازه زیر قول و قرارهای خود زده است. بخش دیگر قصه از شخصیت جهان با بازی آتیلا پسیانی آغاز می‌شود که می‌فهمیم همان نزول‌خور درگیر در ماجرای رحمت است. گذشته از این دو نفر، سه جوان مهاجر که از کارگرهای جهان و رحمت هستند در جریان کشمکش‌های این دو نفر وارد قصه می‌شوند و هرکدام گره‌هایی را ایجاد می‌کنند که بر پیشروی داستان تأثیر می‌گذارند.

    فیلم ظاهر سرحالی دارد و داستان‌هایی که همراه با هر شخصیت وارد ماجرا می‌شوند هرچند دقیقه هیجان را به فیلم تزریق می‌کنند. سبکی که در داستان‌گویی فیلم مشاهده می‌شود باعث شده با یک پی‌رنگ اصلی و محوری مشخص سروکار نداشته باشیم. فیلم ابتدا بر کشمکش رحمت و جهان تکیه می‌کند. پس از آن رابطهٔ عاشقانه قدم و دختر رحمت محوریت پیدا می‌کند. در انتها پسر عموی قدم که ارشد نام دارد هم وارد ماجرا می‌شود تا گره ای دیگر به فیلم اضافه کند.

    این سبک قصه‌گویی اگرچه باعث شده فیلم ریتمی تند پیدا کند و به شکل پیوسته شخصیت‌ها را در التهاب نگه دارد اما فرصت شخصیت‌پردازی و تأمل بر روی روابط به کل از بین رفته است. همهٔ تلاش فیلم در ایجاد حادثه‌ها و حفظ ریتم کوبنده در راستای آن‌ها خلاصه شده است. به همین دلیل شخصیت‌پردازی جهان کاملاً شبیه نمونه‌های سطحی تکرار شده در سینمای ما است و هیچ نکتهٔ تازه‌ای در بر ندارد.

    خانوادهٔ رحمت هم غیر از چند سکانس اول که تقریباً قدرتمندانه و تأثیرگذار پرداخت می‌شوند، در فیلم کم‌رنگ شده و در ذهن مخاطب باقی نمی‌مانند. توجه به شخصیت‌های دیگر و ماجراهای پیش آمده به واسطهٔ ورود آن‌ها باعث می‌شود پی‌رنگ رابطه عاطفی بین قدم و دختر رحمت هم در حاشیه بماند و در انتها پی‌رنگ مرتبط با نورسته (سحر قریشی) و ارشد که می‌توان آن را از میان برداشت بدون اینکه اتفاق جدی‌ای رخ دهد.

    به دلیل تکیه کردن بر پی‌رنگ‌های مختلف و شخصیت‌های متعدد فیلم تقریباً هر فرصتی برای درگیر کردن مخاطب با یک شخصیت مشخص را از دست می‌دهد. اما داستان توان درگیر کردن تماشاگر را به چند دلیل در خود دارد. دلیل اول ریتم تند و روایت پر تعلیقی است که از ابتدا تا انتها حضور دارد. کیفیت این هیجان به دلیل قانع کنندگی نسبی چفت‌وبست‌ها قابل قبول است. غیر از پی‌رنگ مربوط به پسر عموی قدم که چندان با کلیت ماجرا ارتباطی ندارد، باقی خطوط داستانی دارای همبستگی لازم هستند و مخاطب را با خود همراه می‌کنند.

    دلیل دوم کیفیت بازی‌های فیلم است که در مهران احمدی و آتیلا پسیانی مثل همیشه قابل انتظار است اما بخش قابل توجه به سه جوان مهاجر حاضر در فیلم مربوط می‌شود که با شور و هیجان خاص خود هم به کمک ریتم فیلم آمده‌اند هم حالتی واقع‌گرایانه با آن داده‌اند. اما دلیل سوم که امتیاز ساختاری جدی‌تری است به طرح کلی حاکم در قصه مربوط می‌شود. به‌تدریج با پیشروی فیلم جهان که بدمن ماجرا است تک‌تک شخصیت‌ها را به نوعی مدیون خود می‌کند تا بتواند اهداف خودخواهانه‌اش را پیاده کند.

    این طرح تا حدی توان مرتبط کردن همهٔ داستان‌ها را دارا می‌باشد. حتی داستان ارشد و نورسته با تکیه بر این طرح چندان پرت به نظر نمی‌رسد. اما هدف فیلم‌ساز در این مورد کاملاً محقق نشده است. حضور نصف و نیمهٔ این طرح ساختاری باعث می‌شود نوعی استحکام و هدف‌دار بودن در پیش روی فیلم حس کنیم اما ضعف‌های جدی شخصیت‌پردازی توان ماندگاری را از آن گرفته‌اند.

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=312940
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    نقد فیلم mother 2017

    فیلم mother 2017 فیلمی در سبک وحشت روان‌شناختی به کارگردانی و نویسندگی دارن آرونوفسکی است …

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.