تازه های آسمونی
تبلیغات اینترنتی

بیماری وسواسی جبری

obsessive compulsive disorder1 بیماری وسواسی جبری

این مطلب آسمونی  برای هر فرد مبتلا افکار وسواسی یا اعمال جبری، خانواده و دوستان فرد مبتلا و دیگرانی که می خواهند بیشتر در مورد این بیماری بدانند تهیه شده است.

در این مطلب شما در خواهید یافت:

1- ابتلا به بیماری وسواسی جبری به چه معناست

2- چطور خودتان را یاری کنید

3- چه کمکی می توان گرفت

4- مکانهایی که می شود از ایشان کمک دریافت کرد

5- دیگر منابع اطلاعاتی

6- مراجع تحقیق و دستورالعمل ها

مقدمه

«او یک طرفدار وسواسی فوتبال است. این خانم به کفش وسواس دارد. این مرد یک دروغگوی بلااختیار است.» ما این بیان را برای افرادی بکار می بریم که عملی را به طورمکرر انجام می دهند. حتی وقتی دیگران هیچ دلیلی برای آن نمی بینند. معمولاً این رفتار مشکلی ایجاد نمی کند و حتی در برخی از مشاغل می تواند مفید باشد. با این وجود، اختیار به انجام کار و اندیشه تکرار شونده می تواند به طور غیرمفیدی بر زندگیشان مسلط شود.

بنابراین اگر:

افکار ناخوشایندی به مغزتان هجوم می آورند حتی زمانی که سعی در دورکردن آنها دارید یامجبور به لمس یا شمردن چیزی هستید یا عملی مانند دست شستن را مرتباً تکرار می کنید،احتمالاً‌ شمامبتلا به بیماری وسواسی جبری هستید.

ابتلا به بیماری وسواسی جبری به چه معنی است؟

لیز: «من از اینکه از دیگران به من چیزی سرایت کند هراسناکم. ساعتها وقت صرف ضدعفونی کردن تمام سطوح منزلم می کنم تا جلوی میکروبها را بگیرم. روزانه به دفعات مکرر دستهایم رامی شویم سعی می کنم از خانه بیرون نروم وقتی همسر و فرزندانم به منزل باز می گردند از ایشان می خواهم کاملاً توضیح دهند به چه مکانهایی رفته اند . و این وقتی است که به محل خطرناکی مانند بیمارستان رفته باشند. همچنین آنها را وادار می کنم تمام لباسهایشان را عوض کرده و بطور کامل خود را بشویند. بخشی از درونم می گوید این نگرانی ها احمقانه اند. خانواده من از این وضع به تنگ آمده اند. اما این مشکل آنچنان طولا نی شده است که دیگر نمی توانم آنرا متوقف کنم.»

جان: «تمام روز من صرف این می شود که هیچ اشکالی پیش نیاید. هر روز صبح یک ساعت وقت صرف می کنم تا از خانه خارج شوم چراکه هرگز مطمئن نیستم آیا تمام دستگاههای برقی مانند اجاق را خاموش کرده ام یا تمام پنجره ها را قفل کرده ام. سپس اجاق گاز را برای اطمینان از خاموش بودن پنج بار کنترل می کنم اما اگر هنوز احساس خوبی نداشته باشم مجبور خواهم بود تمام کارها را از نو انجام دهم.

در پایان از همسرم می خواهم تمام این موارد را بخاطر من دوباره انجام دهد.

در سرکار همیشه از کارم عقب هستم چون هر چیز را چندبار تکرار می کنم تا مطمئن شوم اشتباهی مرتکب نشده ام. اگر مکر را چک نکنم دچار اضطراب غیر قابل تحملی می شوم. می دانم مسخره است اما فکر می کنم اگر اتفاق بدی بیفتد من بخاطر آن سرزنش خواهم شد.»

داون: «من از اینکه به دختر نوزادم آسیبی برسانم در هراس و نگرانیم. می دانم که اینرا نمی خواهم اما افکار ناخوشایند بطور مداوم به مغزم هجوم می آورند. خودم را در حالیکه کنترل خود را از دست داده و با یک چاقو به او حمله کرده ام مجسم می کنم. تنها راه خلاصی از این افکار را دعا خواندن و متعاقباً یک اندیشه خوش‌آیند مانند «میدانم او را بسیار دوست دارم» می دانم. بدینوسیله کمی احساس بهتری می کنم و این تا بار بعدی است که این افکار ترسناک دوباره به سرم هجوم می آورند. تمام اشیاء تیز و چاقوها را در خانه ام پنهان کرده ام. به خودم می گویم تو مادر خیلی بدی هستی که این افکاررا داری. فکر می کنم دارم دیوانه می شوم.»

بیماری وسواسی جبری سه بخش اصلی دارد :

1-افکاری که شما را بیمناک می کنند (وسواسها)

2-اضطرابی که شما احساس می کنید.

3-اعمالی که انجام می دهید تا اضطرابتان کاهش یابد (اعمال جبری)

4- آنچه شما می اندیشید (وسواس ها) 

اندیشه ها :‌

کلمات منفرد، جملات کوتاه و گاها قافیه داری که ناخوشایند، تکان دهنده یا کفرآمیز هستند. سعی می کنید به آنها فکر نکنید اما آنها از ذهنتان دور نمی شوند. شما نگرانید که احتمالاً بوسیله میکروبها، خاک، HIV یا سرطان آلوده شوید. یا فردی بخاطر بی احتیاطی شما آسیب ببیند.

تصاویر ذهنی :

شما که نشان می دهند اعضای خانواده شما از بین رفته اند یا خودتان در حال انجام عملی خشن یا تعرض جنسی هستید که کاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزنی یا تجاوز جنسی به دیگری یا خیانت به شریک زندگی. ما می دانیم افرادی با افکار وسواسی به خشونت روی نمی آورند و این افکار را عملی نمی سازند.

تردیدها :

شما ساعتها با خود فکر می کنید که ممکن است باعث تصادف یا بداقبالی برای فردی شده باشید. ممکن است نگران این باشید که با اتومبیلتان با فردی تصادف کرده یا در و پنجره منزلتان را قفل نکرده باشید.

نشخوار های ذهنی :

شما دائم با خود در مورد انجام دادن یا ندادن یک کار کلنجار می روید در نتیجه نمی توانید ساده ترین تصمیم را بگیرید.

obsessive compulsive disorder5 بیماری وسواسی جبری

کمال گرایی :

اگر امور کاملاً بدرستی به جا آورده نشوند، در جای خود یا در مکان درست خود نباشند، مثلاً اگر کتابها بطور دقیق در قفسه کتاب چیده نشده باشند رنجیده می شوید. در حالیکه دیگران (در شرایط مشابه) رنجیده و ناراحت
نمی شوند.

اضطرابی که احساس می کنید : 

احساس ناراحتی، اضطراب، ترس، گناه، نگرانی یا افسردگی می کنید.
چنانچه عمل تکراری خود را انجام دهید احساس بهتری می کنید. اما این احساس ماندگار نیست.

آنچه شما انجام می دهید (اقدامات تکراری اجباری): 

اصلاح افکار وسواسی :

در مورد افکار خنثی کننده همچون شمارش، دعاخواندن یا تکرار یک کلمه بخصوص فکر می کنید. حس می شود این افکار از وقوع اتفاقات بد پیشگیری می کند. این همچنین می تواند راهی برای رهایی از افکار یا تصاویر ناخوشایندی باشد که شما را آزار می دهد.

تکرار اعمال یکنواخت :

دست تان را مرتب می شویید، کارها را خیلی به آهستگی و به دقت انجام می دهید. احتمالاً اشیاء یا فعالیت هایی را بصورت خاصی می چینید یا انجام می دهید.

چک کردن :

بدن خودتان را برای آلودگی، لوازم برقی را برای خاموش بودن، قفل های منزل را برای بسته بودن یا مسیر خودتان را برای امن بودن چک می کنید.

اجتناب :

 از هر چیزی که یادآور افکار نگران کننده هستند. شما از لمس اشیاء خاصی، رفتن به مکانهای خاص،‌ انجام امور خطیر و مسئولیت دوری می کنید. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنکه ممکن است چاقوی تیز در آن بیابید دوری می کنید. انباشتن وسایل بی مصرف و از کار افتاده- شما نمی توانید هیچ چیز را دور بریزید.

اطمینان بخشی، بطور مداوم از دیگران می خواهید به شما بگویند همه چیز روبه راه است.

بیماری وسواسی جبری تا چه حد شایع است.

حدوداً از هر 50 نفر یک نفر در برهه‌ای از طول عمر خود مبتلا به بیماری وسواسی جبری می شوند. میزان شیوع بین مردان و زنان یکسان است. این میزان به معنی حدود یک میلیون نفر مبتلا به UK می باشد.
از مبتلایان مشهور می توان از چارلز داروین، پرستار پیشگام فلورانس نایتینگل و جان بانیان مولف کتاب پیشرفت زائر (Pilgrim’s progress ) نام برد.

اگر شما قمار می کنید بطور جبری می خورید یا می آشامید آیا به معنی ابتلا به بیماری وسواسی جبری هست؟

خیر اصطلاح جبری وسواسی گاهی برای افرادی که قمار می کنند، الکل مصرف می کنند، داروهای خیابانی مصرف می کنند یا حتی بیش از حد ورزش می کنند استفاده می شود. در صورتی که این رفتار ها می تواند لذت آور باشند. امور جبری هرگز لذت بخش نیستند. آنها همواره بعنوان یک عمل ناخوشایند یا رنج آور حس می شوند.

بیماری وسواسی تا چه حد می تواند بد باشد؟

این خیلی متغیر است اما شغل ،روابط اجتماعی یا خانوادگی همگی بسیار پربارتر و اقناع کننده تر هستند چنانچه شما مجبور نباشید بر بیماری وسواسی جبری خود فائق آیید.
بیماری وسواسی جبری شدید ممکن است فعالیت کاری منظم،‌ مشارکت در زندگی خانواگی یا حتی سرکردن با خانواده تان را ناممکن سازد. بویژه آنکه خانواده تان ممکن است از اینکه شما سعی در درگیرکردنشان می کنید آشفته شوند.

آیا افراد مبتلا به OCD (بیماری وسواسی جبری) دیوانه اند؟

خیر ،اما ممکن است شما به دلیل آنکه احتمالاً دیگران فکر کنند شما دیوانه اید تمایلی به کمک گرفتن نداشته باشید. اگرچه امکان دارد فکر کنید احتمال دارد کنترلتان را از کف بدهید. ما می دانیم که مبتلایان به بیماری وسواسی جبری چنین نمی کنند. 

سایر بیماریهای مشابه بیماری وسواسی جبری : 

بیماری بد شکل انگاری جسمی یا پریشانی ناشی از زشتی خیالی شما باور دارید که بخشی از صورت یا بدنتان شکلی نامناسب داشته و ساعتها مقابل آینده وقت صرف می کنید. تا این اشکال خیالی را بپوشانید یا چک کنید. شما حتی ممکن است دیگر میان جمع نروید.
یک نیاز غیرقابل اجتناب به کندن موی سر و ابروها (Trichotillomania).
ترس از ابتلا به یک بیماری جسمی شدید مانند سرطان (خود بیمار پنداری).
افراد مبتلا به سندروم توریت (وقتی که فرد ممکن است ناگهان فریاد زند یا سریعاً بدنش را به طور غیرقابل کنترل حرکت دهد) این افراد اغلب بیماری وسواسی جبری نیز دارند.
کودکان با شکلی از بیماری Autism (گوشه گیری) همچنین سندروم آسپرژر Asperger که ممکن است مبتلا به بیماری وسواسی جبری باشند. چرا که آنها دوست دارند هیچ چیز تغییر نکند و ممکن است دوست داشته باشند مکرراً کارها را انجام دهند که کمک می کند کمتر مضطرب شوند.

obsessive compulsive disorder بیماری وسواسی جبری

بیماری وسواسی جبری چگونه آغاز می گردد؟

بسیاری از کودکان جبر خفیف دارند آنها ممکن است اسباب بازی هایشان را بطور خیلی دقیق بچینند یا از قدم گذاشتن روی ترک پیاده رو پرهیز کنند. این وضعیت معمولاً با بالاتر رفتن سن ناپدید می شود،‌ بیماری وسواسی جبری بزرگسالان در سنین 12-13 سالگی و اوائل دهه دوم زندگیشان بروز می کند ولی مبتلایان معمولاً تا سالها بعد از ابتلا بدنبال درمان آنها نمی روند.

چشم انداز بیماری بدون یاری یا درمان چیست؟

بسیاری افراد با بیماری وسواسی جبری خفیف بدون درمان بهبود می یابند اما بهبود خودبخود معمولاً با OCD متوسط تا شدید دیده نمی شود. اگرچه ممکن است دوره های زمانی باشند که بنظر برسند علائم ناپدید شده اند. در برخی علائم به آهستگی بدتر می شود و در برخی دیگر علائم وقتی شدید می شوند که افراد زیر فشار روحی یا افسرده باشند. درمان معمولاً کمک کننده است.

علامت ایجاد OCD چیست؟

ژنها : 

OCD (بیماری وسواسی جبری) گاهی اوقات ‌‌‌‌ارثی است بنابراین می تواند در نسل های مختلف یک خانواده دیده شود.

استرس :

اتفاقات استرس زای زندگی عامل حدود یک سوم موارد هستند.

تغییرات زندگی :

مواردی که فرد بطور ناگهانی مجبور به افزایش مسئولیتش می شود مانند بلوغ،‌ تولد بچه یا شغل جدید.

تغییرات مغزی :

محققان معتقدند اگر شما علائم OCD را بیشتر از یک زمان کوتاه داشته باشید، عدم تعادل یک ماده شیمیایی به نام سروتونین (همچنین به نام SHT) در مغز ایجاد می شود. آنها در حال حاضر بخشهای خاصی از مغز را که به نظر در OCD دخیل به نظر می رسند مورد مطالعه قرار داده اند.

شخصیت :

اگر شما فردی منظم، دقیق، برنامه ریز و با استانداردهای بالا هستید، بیشتر در معرض ابتلا به OCD هستید. این صفات بطور طبیعی مفیدند اما چنانچه افراطی شوند ممکن است به سمت OCD سوق یابند.

روشهای تفکر:

تقریباً همه ما گاهی افکار بسیار مضطرب کننده داریم. چه می شد اگر زیر ماشین برویم یا به فرزند خود آسیب بزنیم. اغلب ما این افکار را سریعاً از سر خود دور می کنیم. و روال عادی زندگی خود را پیش می گیریم. اما چنانچه شما بخصوص استانداردهای بالای اخلاقی و مسئولیتی داشته باشید ممکن است احساس کنید حتی داشتن این افکار وحشتناک است بنابراین احتمال بالاتری وجود دارد که منتظر بازگشت آنها باشید که این به نوبه خود بازگشت آنها را محتمل تر می کند.

چه عاملی باعث ادامه OCD می شود؟

تعجب آور اینکه برخی راههایی که شما از طریق آنها سعی در کمک به خودتان دارید در واقع به تدوام بیماری کمک می کند.تلاش در بیرون راندن افکار از ذهنتان- این کار معمولاً باعث می شود افکار بازگردند. یک دقیقه سعی کنید به یک فیل صورتی فکر نکنید. شما احتمالاً متوجه می شوید مشکل است به چیز دیگری فکر کنید.

اعمال تکراری – چک کردن- اجتناب و تایید خواستن از دیگران باعث می شود برای مدت کوتاهی اضطرابتان کمتر شود. بخصوص اگر حس کنید این می تواند از بروز حادثه ای بد و ناخوشآیند جلوگیری کند، اما هر بار که شما اینگونه عمل می کنید، باور خود که آنها از وقوع حوادث بعد جلوگیری می کنند را قدرت می بخشید و بنابراین شما فشار بیشتری برای انجام آنها حس می کنید و الی آخر …

اندیشیدن به افکار خنثی کننده، شما زمان صرف اصلاح افکار مضطرب کننده با فکر دیگری مثل شمارش تا ده یا تصویر (خوشایند) (مشاهده فردی زنده و سالم) می کنید سپس متوقف شده و منتظر می مانید تا اضطراب از بین برود.

خویشتن یاری 

خود را در معرض افکار مشکل زا قرار دهید، ممکن است به نظر عجیب برسد اما این یک راه کنترل بیشتر این افکار است. آنها را ضبط کرده ودوباره به آن گوش دهید،یا از آنها یادداشت بردارید ودوباره آنها را بخوانید. لازم است این کار را بطور منظم و روزانه نیم ساعت انجام دهید تا وقتی که اضطرابتان کاهش یابد.
در مقابل رفتار جبری مقاومت کنید، نه افکار وسواسی.
برای کاهش اضطراب خود الکل مصرف نکنید.
اگر افکارتان شامل مشغولیات ذهنی مرتبط با اعتقاد یا مذهبتان است گاهی صحبت با یک رهبر مذهبی برای کمک به مسئله چنانچه مشکل OCD در میان باشد،می تواند مفید باشد.
با یکی از گروههای حمایت کننده تماس بگیرید یا به پایگاههی اینترنتی فهرست شده در آخر این جزوه مراجعه کنید.
یکی از کتابهای خود یاری مانند یکی از عناوین مندرج در آخر این جزوه را تهیه کنید.

obsessive compulsive disorder3 بیماری وسواسی جبری

کسب کمک

درمان رفتاری شناختی (CBT)

دو نوع درمان رفتاری شناختی برای درمان بیماری وسواسی جبری (OCD) وجود دارد:

مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی (ERP) و درمان شناختی.

ERP (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی)

این روشی برای توقف تقویت دو جانبه رفتارهای جبری و اضطرابهای ماست.ما می دانیم اگر شما به مدت طولانی در یک موقعیت استرس زا باقی بمانید بتدریج به آن عادت کرده،اضظراب شما ازبین می رود. بنابراین شما با موقعیتی که از ان هراس دارید رودرو می شوید،اما در عین حال انجام امور جبری تکراری مانند چک کردن مداوم یا تمیز کردن(پیشگیری از پاسخ عملی)را متوقف می کنید ومنتظر می شوید تا اضطراب از شما دور شود.
معمولا بهتر است این کار را قدم به قدم انجام دهید.

فهرستی از تمام چیزهایی که در حال حاضر از آنها می ترسید یا اجتناب می کنید را تهیه کنید.

تمام موقعیتها یا افکاری که کمتر از همه شما را می ترسانند را در انتهای فهرست قرار دهیدو بدترینها را در ابتدای آن.
سپس از انتها شروع کرده و به سمت ابتدای فهرست بیایید و سعی کنید یک به یک به حل آنها بپردازید. به مورد بعدی صعود نکنید مگر انکه به قبلی به طور کامل چیره شده باشید.این کار باید روزانه و لا اقل یکی دو هفته انجام پذیرد.هر بار لازم است شما این کار را تا وقتی انجام دهید که مدت زمان اضطرابتان را به کمتر از نصف زمانی که در بدترین حالت طول می کشد کاهش دهید – حدود 60-30 دقیقه برای شروع. 

ثبت مقیاسی از اینکه اضطرابتان هر ۵ دقیقه به چه میزان است (مثلا صفر برای بدون ترس تا ۱٠ برای ترس شدید)خواهید دید احساس ترس چطور افزایش یافته و بعد کاهش می یابد.
شما می توانید برخی مراحل را با درمانگر خود تمرین کنید،ولی اکثر اوقات بایستی این کار را در محیطی که در آن احساس راحتی می کنید و به تنهایی انجام دهید.
مهم است به یاد داشته باشید که شما نیاز ندارید از تمام اضطرابتان خلاصی یابید بلکه فقط تا میزانی که احساس بهتری کنید .

به یاد داشته باشید که اضطرابتان: 

1- نا خوشایند است اما لطمه ای به شما نخواهد زد.

2- در نهایت از بین خواهد رفت.

3- با تمرین مواجهه با آن ساده تر خواهد شد.

دو راه اصلی برای انجام ERP (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی) وجود دارد: 

خویشتن یاری هدایت شده،توصیه های یک کتاب،نوار یا دی وی دی یا برنامه نرم افزاری را دنبال می کنید.اما این بایستی کمتر از روشهای دیگر بکار گرفته شوند،این راه وقتیOCD شما خفیف است می تواند مناسب باشد و شما در خود این اعتماد به نفس را دارید که روشهای مختلف ،کمک به خویشتن را بکار ببرید.
تماس مستقیم و منظم با یک کارشناس به تنهایی یا در یک گروه

این امر می تواند بطور رودررو یا با تلفن صورت گیرد،معمولا این امر بطور هفتگی یادوهفته یکبار در آغاز به انجام می رسدو هر جلسه می تواند بین ۶٠-۴۵ دقیقه باشد.تا ۱٠ ساعت جلسات حضوری برای شروع توصیه می شود،اما ممکن است مدت زمان بیشتری نیاز باشد. 

یک مثال: جان نمی توانست بموقع منزل را ترک کند چراکه مجبور بودموارد متعدی را در منزل چک کند او نگران بود خانه اش دچار حریق شود یا مورد سرقت قرار گیرد چنانچه ۵ بار موارد مشخصی را چک نکند .او فهرستی از آنچه چک می کرد راتهیه کرد که شروعش با راحتترین مواردی بود که می شد رفع کرد،

فهرست او شبیه به این بود :

1-اجاق(کمترین مایه نگرانی)

2-کتری

3-شومینه گازی

4-پنجره ها

5-درها(بیشترین مایه نگرانی) 

او با قدم اول شروع کرد،بجای اطمینان از خاموش بودن به دفعات متعدد،تنها یکبار آن را چک کرد(مواجهه)-در ابتدا بسیار مضطرب بود و خود را از بازگشت به تکراراعمال جبری باز می داشت،او توافق کرد از همسرش نخواهد تا همه چیز را چک کند و همچنین از او نخواهد تا اورا مطمئن سازد خانه امن است(پیشگیری از پاسخ عملی) ترس او بتدریج طی دو هفته کاهش یافت.سپس به قدم بعدی پرداخت(کتری)والی‌آخر.نهایتا او قادر شد خانه را بدون هیچیک از اقدامات تکراری ترک کند و به موقع سر کار خود حاضر شود.

obsessive compulsive disorder4 بیماری وسواسی جبری

شناخت در مانی

یک روش درمانی روانشناسی است که به شما کمک میکند به جای تلاش برای خلاصی از افکار مزاحم،عکس العملتان را به آنها تغییر دهید.این روش چنانچه شما افکار مضطرب کننده یا سواسی دارید اما هیچ اقدام جبری برای کسب آرامش انجام نمی دهید،مفید است.این روش می تواندبه روش مواجهه و پیشگیری از اقدام عملی (ERP) اضافه شود تا به غلبه بر OCD کمک کند.

این روش موارد زیر را هدف خود قرار می دهد.

1- افکار غیر منطقی خود نقدگرایانه.

2– اهمیت بیش از حد لازم به افکار خود.

3- برآورد بیش از حد امکان وقوع حادثه ناگوار.پ

4- احساس مسئولیت به دلیل وقوع حوادث ناگوار حتی اگر آنها خارج از کنترل شما باشند.

5- سعی در خلاصی از تمام خطرات موجود در زندگی کسانی که به آنها عشق می ورزید. 

افکار ناخوشایند ناخواسته

شناخت درمانی به شما کمک می کند تا چشم انداز متفاوتی کسب کنید.
همگی ما گاهی افکار عجیب داریم اما اینها فقط افکار هستند آنها به این معنی نیست که شما فرد بدی هستید یا اینکه اتفاقات ناگواری در پیش هستند. سعی در خلاصی از این افکار فایده ای نخواهند داشت در حضور آنها راحت باشید و با آنها فقط با کنجکاوی مختصری برخورد کنید. اگر افکار بیشتری به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نکنید و اجازه دهید باشند و در مورد آنها هم مثل افکار موجود قبلی رفتار کنید.
به افکار به صورت منفرد توجه کنید.
چه مدرکی به نفع و بر علیه واقعی بودن این فکر وجود دارد.این تفکر چقدر مفید است؟ چه راه دیگری برای دیدن این فکر وجود دارد.

بهترین، مهمترین و واقعی ترین نتیجه کدام است؟

چگونه می توانم به درستی با مشکلات مشابه مشاوره دهم. اگر این مشاوره متفاوت از آنچه من به خودم می دهم باشد چه عاملی مرا منحصر به فرد می سازد؟

یک درمان گر شناختی بر شما کمک خواهد کرد تا تصمیم بگیرید کدامیک از افکارتان را می خواهید تغییر دهید و به شما یاری می کند تا افکار تازه ای را بنا سازید متناسب، مفید و واقع‌گرایانه‌تر باشد.
اگر جلسات با یک درمانگر در مطب یک پزشک عمومی (GP)، یک درمانگاه یا گاهی یک بیمارستان برگزار می شوند شما می توانید شناخت درمانی را از طریق تماس تلفنی یا در منزل خودتان در صورتی که قادر به ترک خانه نباشید به انجام رسانید.
درمانگران تحصیلی کرده اغلب دارای مجوز از انجمن روانشناسان رفتارشناختی بریتانیا هستند. 

درمان دارویی ضد افسردگی

داروهای ضد افسردگی SSRI (مهارکننده های انتخابی گیرنده های سروتونین) ممکن است در کاهش وسواسها و اعمال جبری موثر باشند حتی اگر شما افسرده نباشید آنها می توانند به تنهایی یا همراه با درمانشناختی رفتاری (CBT) برای OCD متوسط یا شدید استفاده شوند. چنانچه درمان با SSRI به مدت سه ماه تاثیر درمانی نداشت،‌ قدم بعدی تغییر دارو به یک SSRI دیگر یا دارویی به نام کلومیپیرامین (clomipiramine) است.

این روشهای درمانی چقدر موثر هستند؟

درمان پاسخ به مواجهه :

حدود سه نفر از چهارنفری که ERP (مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی) تکمیل می کنند تا حد زیادی از آن کمک می گیرند. از بین افرادی که بهبود می یابند یک نفر از چهارنفر علائمی را در آینده نشان می دهند و درمان بیشتری را نیاز خواهند داشت. اما حدود یک نفر از چهار نفر از دریافت روش مواجهه و پیشگیری از پاسخ عملی (ERP) سرباز می زند یا اینکه آنرا تکمیل نمی کند. آنها ممکن است بیش از حد هراسناک یا آشفته باشند تا آنرا انجام دهند. 

obsessive compulsive disorder2 بیماری وسواسی جبری

درمان دارویی : 

حدود شش نفر از ده نفر با درمان دارویی بهبود می یابند. به طور متوسط علائم ایشان به نصف تقلیل می یابد. درمان ضد وسواس حتی با OCD بسیار طول کشیده ، به پیشگیری از عود OCD کمک می کند.
متاسفانه نیمی از کسانی که درمان دارویی را قطع می کنند دوباره علائم بیماری را بعد از چند ماه نشان می دهند. این امر چنانچه درمانی دارویی با درمان رفتارشناختی (CBT) همراه گردد بسیار نامحتمل تر خواهد بود. 

بهترین روش درمانی برای من کدام است :

دارو یا درمان مصاحبه‌ای؟

مواجهه درمانی (ERP) در موارد خفیف می تواند بدون کمک یک کارشناس صورت گیرد روشی مؤثر بوده و ‌در عین حال هیچ اثر جانبی بجز اضطراب ندارد. از سوی دیگر این روش عزم و اراده و تلاش بسیاری می طلبد و همچنین با مقداری اضطراب افزوده برای مدت کوتاهی همراه خواهد بود. اگر شما OCD خفیف دارید CBT تنها برایتان کافی خواهد بود. CBT و درمان دارویی احتمالاً به طور یکسان موثرند. اگر شما OCD متوسط تا شدید دارید می توانید بین CBT (درمانشناختی رفتاری) (تا ۱٠ ساعت مصاحبه با یک درمانگر) یا ابتداً درمان دارویی (برای ۱٢ هفته) انتخاب کنید. اگر بهتر نشدید، باید هر دو روش درمانی را همزمان بکار ببرید. ممکن است در برخی نقاط کشور لیست انتظار چند ماهه برای دیدن یک متخصص وجود داشته باشد.
اگر OCD شما شدید باشد احتمالاً بهترین کار پیش گرفتن هر دو روش درمانی از ابتدا باشد.
درمان دارویی تنها چنانچه OCD شما خفیف نبوده و شما احساس نمی کنید که بتوانید اضطراب ناشی از مواجهه درمانی (ERP) و بیماری وسواسی جبری خودتان سرکنید. می تواند یک گزینه به حساب آید.
این روش برای حدود ۶٠درصد افراد مؤثر است اما احتمال بیشتری برای بازگشت OCD در آینده وجود دارد (حدود نیمی از موارد در مقایسه با یک چهارم از موارد درمان شده با مواجهه درمانی) درمان دارویی بایستی حدود ۱ سال بکار گرفته شودواین روش برای درمان حاملگی یا شیردهی مناسب نیست.
بهتر است این گزینه ها را با پزشک خود درمیان بگذارید تا تمام اطلاعات مورد نیاز در اختیارتان بگذارد. شما همچنین می توانید از دوستان قابل اعتماد یا اعضای خانواده تان کمک بخواهید.

چه می شود اگر درمان کمکی نکند؟

پزشک شما می تواند شما را به یک تیم متخصص ارجاع دهد که شامل روانپزشکان، روانکاران، پرستاران، مددکاران اجتماعی و درمانگران شغلی باشد.
آنها ممکن است پیشنهادات زیر را مطرح کنند:

1- افزودن شناخت درمانی به درمان موجهه‌ای یا دارویی.

2- مصرف همزمان دو داروی ضد وسواس مانند کلومیپیرامین و سیتالوپرام

3- مداوای سایر علائم مانند اضطراب، افسردگی و اعتیاد به الکل.

4- افزودن داروهای ضد جنون.

5- همکاری با خانواده و مددکاران برای حمایت و مشاوره.

چنانچه شما با تنها زندگی کردن مشکل دارید ممکن است پیشنهاد به یافتن اقامتگاهی کنند که افراد مستقر در آن یاری کنند تا استقلال بیشتری بدست آورید.

آیا لازم است برای درمان به بیمارستان بروم؟

اغلب مردم با حضور در مطب GP یا کلینیک که می تواند مرتبط با یک بیمارستان باشد بهتر می شوند. بستری در یک واحد بهداشت روانی تنها در صورتی پیشنهاد خواهد شد که: 

1-شما علائم بسیار شدید داشته ، قادر به مراقبت از خودتان نبوده وافکار خودکشی داشته باشید.

2-شما مبتلا به سایر مشکلات جدی سلامت روانی مانند بیماری مرتبط با خوردن،اسکیزوفرنیا، جنون یا افسردگی شدید باشید.

3-بیماری وسواسی جبری شما از اینکه به یک درمانگاه مراجعه کنید جلوگیری می کند. 

چه درمانهایی برای OCD موثر نیستند؟

برخی از روشهای ذیل ممکن است در بیماریهای دیگر موثر باشند اما هیچ مدرکی قوی مبنی بر تاثیر آنها در OCD وجود ندارد.درمانهای تکمیلی یا متفاوت همچون خواب درمانی (هیپنوزیس) هومیوپاتی، طب سوزنی و داروهای گیاهی اگرچه ممکن است به نظر جالب برسند.

سایر داروهای ضدافسردگی،مگر اینکه شما از افسردگی علاوه بر OCD رنج ببرید.
قرص های خواب آور و آرام‌بخش (زوپیکلن zopiclone ودیازپام وسایر بنزودیازپین ها) برای بیش از دو هفته، این داروها می توانند اعتیاد آور باشند.
زوج درمانی، مگر اینکه بجز OCD سایر مشکلات در روابط زناشویی وجود داشته باشند. برای شریک زندگی و خانواده مفید است که سعی کنند بیشتر در موردبیماری وسواسی جبری بدانند و اینکه چگونه کمک کنند.
مشاوره و روان درمانی تحلیلی: برخی مردم تفکر در مورد کودکی و تجارب قبلی خود را مفید می یابند. هرچند که شواهد نشان می دهند رویارویی با ترسهایمان،موثرتراز صحبت کردن درباره آنهاست

نکاتی برای خانواده و دوستان 

رفتار یک فرد مبتلا به بیماری وسواسی جبری (OCD) می تواند نا امید کننده باشد. به یاد داشته باشید این فرد نمی خواهد مشکل زا باشد. آنها تنها سعی دارند تا حد ممکن با شرایط کنار بیایند.
ممکن است مدتی طول کشد تا فردی بپذیرد نیازمند کمک است. آنها را تشویق کنید در مورد OCD مطالعه کنند و در مورد آن با یک کارشناس صحبت کنند.
اطلاعات خود را در مورد OCD افزایش دهید.
شما می توانید به مواجهه درمانی با نشان دادن واکنش متفاوت به اعمال جبری بستگانتان کمک کنید.
– آنها را تشویق کنید تا موقعیتهای واهمه زا را متوقف کنند.
– به شرکت در اعمال جبری یا چک های متعدد «نه» بگویید.
– به آنان اطمینان بخشی در مورد اینکه همه چیز روبه راه است نکنید.
نگران نباشید که فردی با وسواس افکار خشنونت گرایی عملاً آنرا انجام دهد، این اتفاق بسیار نادر است.
از آنها سوال کنید آیا شما می توانید به هنگام ملاقات با پزشک عمومی، روانپزشک یا متخصصی دیگر همراه آنها باشید.
چنانچه انتظار طولانی مدت برای شروع درمان شناختی، رفتاری باشد چه باید کرد؟

در حال حاضر کمبود متخصصان مربوط به NHS که در زمینه درمان شناختی رفتاری آموزش دیده باشند وجود دارد. در برخی مناطق شما ممکن است ماهها منتظر بمانید تا درمان را شروع کنید. اگر روشهای خویش درمانی مطرح شده در بخش (Helping yourself) یاری به خودتان کمکی نکردند می توانید درمان ضد افسردگی را شروع کنید.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=74665
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

serotonin

چند روش ساده برای افزایش سروتونین

به نام یگانه عالم در اینجا لازم است ابتدا به تعریف سروتونین بپردازیم: سروتونین چیست؟ …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.