تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > شعر طنز > من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم
  • ساحل گشت - تور کانادا
  • کوهک
  • تبلیغات در آسمونی
  • من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم

    من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم
    از زن و غر زدن روز و شبش آزادم

    نه کسی منتظرم هست که شب برگردم
    نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم

    زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب
    نرود از سر ذلت به هوا فریادم

    “هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست”
    نکته ای بود که فرمود به من استادم

    شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور
    چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم

    هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند
    محض اثبات نظرهای خودم آمادم (!)

    زن نگیر – از من اگر می شنوی – عاقل باش!
    مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم

    مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم
    نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم!

    هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم
    نه برای دل هر دختر و زن فرهادم

    الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: “من
    از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟”

    + سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


    امتیاز شما به این صفحه:
    1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
    Loading...

    < اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

    🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=866
    loading...
  • تبلیغات در آسمونی
  • شبکه اشتراک ویدئو واو
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    شعرهای طنز نوروزی

    آسمونی در این بخش تعدادی از شعرهای طنز نوروزی را برای شما عزیزان تهیه کرده …

    نظرات

    1. manam movafegham behtarin rozhaye zendegi ra ba bi zani begzaronid

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.