تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > داستان طنز > طنز کله پاچه
املاک کوهک
فولاد صنعت صداقت
تبلیغات اینترنتی

طنز کله پاچه

روزی مردی پسر کوچکش را به بازار فرستاد تا کله‌ی پخته‌ی گوسفند بخرد و به خانه بیاورد. کودک کله را خرید اما بوی خوش آن برای کودک گرسنه قابل تحمل نبود، پس به گوشه‌ای رفت و گوشت و مغز و چشم و زبان آن را خورد و بعد استخوان‌های آن را در نان پیچید و با خود به خانه آورد. وقتی پدر نان را گشود و با استخوان‌های سر گوسفند رو به رو شد به پسر گفت: 

ـ چشم‌های او کجاست؟ 

کودک گفت: این گوسفند کور بوده است!

ـ زبان او کجاست؟ 

ـ این گوسفند لال بوده است! 

ـ هرچه می‌گویی قبول، اما مغز او کجاست؟ 

ـ این گوسفند مغزش را در آموزش به گوسفندهای دیگر از دست داده است. 

پدر در حالی که استخوان‌ها را دوباره در نان می‌پیچید به پسر گفت: برخیز،برخیز و به دکان کله‌پز برو، و بگو که من این کله را نمی‌خواهم. کودک گفت: او این کله را از من پس نخواهد گرفت، زیرا آن را با تمام عیب‌هایش به من فروخته است!!

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=21258
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • ترنج - مجری دکوراسیون داخلی
  • موسسه حقوقی ثبتی آماتیس
  • تبلیغات در آسمونی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • اینم جالبه !

    حکایت های طنز قدیمی

    داستان های کوتاه و به ویژه داستان های قدیمی و البته طنز طرفداران بسیار زیادی …

    ۳ دیدگاه

    1. خیلی خوب بود استفاده کردیم

    2. با سلام و درود.عالی‌ بود.فقط می‌خواستم بپرسم اگه عضو بشم و شما روزانه برام مطلب بفرستید هزینهِ از من کم نمیشه؟”

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.