تازه های آسمونی
خانه > سرگرمی > داستان طنز > متن جالب و خنده دار شوخی با حافظ
ثبت نام لاتاری
اخبار تکنولوژِی

متن جالب و خنده دار شوخی با حافظ

 
fun-with-hafez 
یک سفر دانشجویی با دوستان رفته بودیم شهر زیبای شیراز، خیلی خیلی خوش گذشت، همیشه دوست داشتم شیراز رو ببینم موقعی که رسیدیم بعد از استراحت با دوستام رفتیم حافظیه سر مزار حضرت حافظ ….
ما شش تا دختر مجرد بودیم که زد به سرمون فال حافظ بگیریم!!!
بعد از این که همگی یک دور فال گرفتیم به شوخی گفتم:
بچه ها بیاید ببینیم اگه حافظ زنده بود کدوم یکی ازما رو میگرفت؟ با کدوم یکی از ما ازدواج می کرد!!!
بعد از نیت کردن و باز کردن فال داشتم شعر رو می خوندم که رسیدم به قسمت حسابی کپ کردم!!! چشام ازشدت تعجب چهار تاشد.. زبونم کلا بند اومده بود … چیزی که می دیدم رو نمی تونستم باور کنم!!
دوستام گفتن بخون دیگه چرا نمی خونی؟!
 و من با تعجب تمام این بیت شعر رو بلند براشون خوندم …
شهریست پرکرشمه و خوبان زشش جهت
چیزیم نیست ورنه خریدار هر ششم
و در اون لحظه بود که تصمیم گرفتم دیگر هیچ گاه با حضرت حافظ شوخی نکنم …
بی جنبه !!! حالا شانس آوردم فحش ناموسی نداد!!!
من : >:)
دوستام : o_O
حضرت حافظ : ;-)))
 

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=105550
  • تبلیغات اینترنتی
  • کانال تلگرام آسمونی
  • خدمات اینترنت پرسرعت بیسیم - شبکه رسانه
  • اینم جالبه !

    حکایت های طنز قدیمی

    داستان های کوتاه و به ویژه داستان های قدیمی و البته طنز طرفداران بسیار زیادی …

    نظرات

    1. اصلا شعر رو نفهمیدم

    پاسخ دهید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.