در تلگرام منتظر شما هستیم
عضویت در کانال آسمونی
تازه های آسمونی
کانال تلگرام کوروش

داستان عنکبوت

The story of the spider داستان عنکبوت

عنکبوت بزرگی در خانه ی کهنهْ سازی،  تار زیبایی برای شکار مگس تنید. هر بار که مگسی بر تارش فرود می آمد و گرفتار می شد عنکبوت آن را می بلعید تا مگسان دیگر که از آن حوالی عبور می کردند تصور کنند تار عنکبوت مکان امنی برای استراحت است . روزی مگس نیمه دانایی، وز وز کنان بالای تار عنکبوت پرواز می کرد و آنقدر برای فرود آمدن مسامحه کرد که عنکبوت ظاهر شد و گفت: “بفرما.”     اما مگس که از او خیلی باهوش تر بود گفت، “من هرگز در جایی که مگس دیگری نیست فرود نمی آیم و در منزل تو مگس نمی بینم.”

مگس پرواز کنان رفت ، تا به جایی رسید که مگسان زیادی گرد آمده بودند. می خواست بنشیند که زنبوری گفت: ” دست نگهدار نادان، این مگس گیر است. همه این مگسها به دام افتاده اند،”    مگس گفت ، مزخرف نگو همه اینها مشغول رقصند.”

این را گفت و نشست و با دیگر مگسان در آنجا زمین گیر شد.

نتیجه اخلاقی : امنیت در کمیّت نیست ، در هیچ چیز دیگر هم نیست !

+ کلیک نمایید و عضو تلگرام آسمونی شوید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (1 votes, average: 3٫00 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=135928
آموزش پیش بینی فوتبال
خرید غذای سگ، خرید غذای گربه
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

داستانی از کتاب داستان راستان

سایت آسمونی در این مقاله چند داستان کوتاه، جالب و آموزنده از کتاب داستان راستان …

% دیدگاه، نظر شما چیست؟

  1. علي علي اوغلو

    سگی پای کدخدای دهی را گزیده بود لابد میدانید درد وسوزش گزش سگ خیلی زیاد است لذا اه وناله مجروح را تا اسمون هم رفته بود هرکسی هرکاری توصیه میکرد اوانجام میداد اما دردساکت نمیشد اززرده تخم مرغ و شیردان بره بگیر تا پیاز پخته روی پای این بنده خدا ازمایش شد اما افاقه ای نکرد ازان میان پیرمردی توصیه کرد که تنها علاج دردشما اینست که اگر یک مقدارگوشت ران بره ای را خوب کوبیده وکمی نمک زردچوبه بان اضافه کرده ساعتی روی زخمها بگذارید و در این فاصله بفرستید سگی که شما را گزیده پیداکرده بیاورند وان گوشت را بدهید ان سگ بخورد زخمها بفوریت الیام خواهد یافت مرد دیگر حوصله اش از این طبابت های مسخره ازیکطرف و ازطرف دیگر سوزش زخم حوصله اش سررفته بود باتکیه به چوبدستی ازجای خود بلند شدویک دست به چوب ویک دست بدیوار همه را ازاطاقش بیرون کرد ضمنا یک ضربه نه چندان شدید هم به کتف پیرمرد نواخت وگفت مرتیکه اگر قرارباشد من نسخه تورا عمل کنم سگهای ابادیهای اطراف هم بخاطر گوشت بره هم که شده هرروز می ایند ومرا گاز میگیرند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی