تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > داستانک > داستان جالب ما چقدر زود باور هستیم !
تبلیغات اینترنتی

داستان جالب ما چقدر زود باور هستیم !

Interesting story of how early we believe داستان جالب ما چقدر زود باور هستیم !

دانشجویى که سال آخر دانشکده خود را مى‌گذراند به خاطر پروژه‌اى که انجام داده بود جایزه اول را گرفت. او در پروژه خود از ۵۰ نفر خواسته بود تا دادخواستى مبنى بر کنترل و یا حذف ماده شیمیایى «دى‌هیدروژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و براى این خواست خود دلایل زیر را عنوان کرده بود :
۱-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ مى‌شود.
۲- یک عنصر اصلى باران اسیدى است.
۳-وقتى به حالت گاز در مى‌آید بسیار سوزاننده است.
۴- استنشاق تصادفى آن باعث مرگ فرد مى‌شود.
۵-باعث فرسایش اجسام مى‌شود.
۶- روى ترمز اتومبیل‌ها اثر منفى مى‌گذارد.
۷- حتى در تومورهاى سرطانى یافت شده است.
از پنجاه نفر فوق ۴۳ نفر دادخواست را امضا کردند. ۶ نفر به طور کلى علاقه‌اى نشان ندادند و اما فقط یک نفر مى‌دانست که ماده شیمیایى «دى‌هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است! عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=159552
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

history-of-the-shrine-of-imam-reza

داستان امام رضا و گنجشک

از امام رضا (ع) داستان ها و روایات زیادی نقل شده است که همه آنها …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.