تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > داستانک > کامیون حمل زباله
تبلیغات اینترنتی

کامیون حمل زباله

 

Garbage truck کامیون حمل زباله

 

 

روزی  با تاکسی عازم فرودگاه بودم.  داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از محل پارک خود بیرون پرید. راننده تاکسی محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتری از ماشین دیگر متوقف شد!

راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان بیرون آورد و شروع کرد به فریاد زدن به طرف ما. راننده تاکسی فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.

با تعجب از او پرسیدم: ((چرا شما این رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما رابه بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی درسی را به من آموخت که هرگز فراموش نکرده و برایتان توضیح میدهم:

((قانون کامیون حمل زباله.)) او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از آشغال، ناکامی، خشم، و ناامیدی در اطراف می گردند. وقتی آشغال در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی می کنند.

به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید.

آشغال های آنها را نگیرید تا به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان پخش کنید.

حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های آشغال روزشان را خراب کنند و باعث ناراحتی آنها شوند.

زندگی خیلی کوتاهتر از آن است که صبح با تأسف از خواب برخیزید، از این رو….. ((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))

“زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست”

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=45133
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

history-of-the-shrine-of-imam-reza

داستان امام رضا و گنجشک

از امام رضا (ع) داستان ها و روایات زیادی نقل شده است که همه آنها …

4 نظرات

  1. بسیار زیبا بود ولی من کلا خیلی زود عصبی میشم خیلی دوست دارم اینجوری نباشم اما نمیدونم چطوری ازخشمم جلوگیری کنم اگه کسی میدونه ممنون میشم راهنماییم کنه
    ممنون آسمونی جون عالی بود

  2. خیلی قشنگ بود :mrgreen:

  3. آنقدرمطلب زیبا وآموزنده وتاثیربخش بود که جای هیچ توصیفی راباقی نمیگذارد 🙂 یادمه پدرم دراتوبوس که سواربودیم یه پسربچه زود جای پدرم نشست که پدرم نتواند جابگیرد ولی ازدورکه نگاه کردم پدرم بااخلاق ومدارا به بچه گفت آفرین پسرم کلاس چندی ..ونمره هات خوبه ؟بعداز چقدر که گذشت پسربچه بلندشدجایش رابه پدرم بدهد اما پدرم گفت نه پسرم توهم مثل پسرخودم هستی راحت باش از مدرسه اومدی خسته هستی وپدرم بلیط ماشینش راهم حساب کرد وقتی پیاده شدیم پسربچه باصدای بلند گفت حاجی خیلی مخلصیم خداحافظ 🙂

  4. خیلی جالب وتاثیرگذار بود.ممنون 😉

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.