آسمونی همراه شما
عضویت در تلگرام
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > شعر اشک یتیم از پروین اعتصامی
سامانه متقاضی - بازار ثبت تقاضای رایگان,آگهی رایگان,نیازمندیها

شعر اشک یتیم از پروین اعتصامی

orphan tears poetry of parvin etesami شعر اشک یتیم از پروین اعتصامی 

روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم
کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست
پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت
این اشک دیده ی من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است
این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خَرَد و مُلک، رهزن است
آن پادشا که مال رعیّت خورد، گداست

بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن
تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود
کو آن چنان کسی که نرنجد ز حرف راست

پروین اعتصامی

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars (8 votes, average: 3٫25 out of 5)
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=55890
loading...
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

تابستان آمد…

آسمونی شروع تابستان را به همه دوستان تبریک می گوید. فصل تابستان است سایه ای …

7 نظرات

  1. صمد آقا

    این شعر رو انگار برا امروز سروده.هنوزم به وضوح داریم میبینیم….روحش شاد باد…

  2. عااااااااالی و زیبا امروز روز بزرگداشت پروین هستش خدا روحشو شاد کنه❤❤❤❤❤❤

  3. فرگل ساعتچی

    بهتر از این نمی شه

  4. عالللی بوود

  5. نا شناس

    کمی از شعر را ننوشتید
    ممنون

  6. ناشناس

    شرح ستم بس خوانده ام آتش به آتش مانده ام
    من خون چشم کودکان دامان به دامان دیده ام
    از این کله تا آن کله فرقی ندارد شیخ و شه
    من پاسدار و پاسبان ایران به ایران دیده ام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی