تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > شعر > دلتنگ کربلایم
تبلیغات اینترنتی

دلتنگ کربلایم

miss karbala3 دلتنگ کربلایمبا توجه به اینکه در آستانه روز اربعین هستیم و بسیاری از عاشقان و دلداده های سید و سالار شهیدان و اباالفضل العباس (علیهم السلام) قصد سفر به سرزمین کربلا را دارند، سایت آسمونی در این مقاله متن ها و اشعار زیبایی در مورد کربلا برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده است که در ادامه می خوانید

خدا را شکر مهمان حسینیم

به لطف تو سر خوان حسینیم

خدا را شکر هیئت خانۀ ماست

پذیرای محبــــــان حسینیم

ز طفلی شیر با عشق تو خوردیم

و حالا مـرد میــــدان حسینیم

طعـام روضه هــا در ما اثـر کرد

نمک پـروردۀ نـــــان حسینیم

اگر مؤمن شدیم از رحمت اوست

مسلمانان ، مسلمـــان حسینیم

همین که سینه زن هستیم، یعنی؛

وفــاداران پیمـــــــان حسینیم

میــــان روضــــۀ جــدّ غریبـت

به همراه تو گریـــــان حسینیم

فـراق کربــلا بی طــــاقتم کرد

ببین بیمار هجــــران حسینیم

بیا مــا را ببر تـــا محضـر یـــار

که محتاجان درمــان حسینیم

خوشا آنان که سر دادند و گفتند؛

تن بی سـر ز یـــاران حسینیم

بیمار تــــو را

درمانی جــز دیـــــــدار نیستــــ….

 

رفتند کربلا و مرا جا گذاشتند

روی دلم دوباره همه پا گذاشتند

تنها دلم به کرب و بلایی شدن خوش است

گیرم مرا ز قافله تنها گذاشتند

این بار هم ز قافله جا ماندم ای دریغ

خوبان چه شد بحال خودم وا گذاشتند

دنبال آفتابِ سرِ نیزه گم شدم

حالا دل مرا به تماشا گذاشتند

با دل مرا به کرب و بلا می برد حسین

سهم مرا به عهده مولا گذاشتند

حالا اگر لیاقت آنجا نداشتم

یک کربلا برای من اینجا گذاشتند

آری مرا که خادم هیئت نوشته اند

دربست وقف زینب کبری گذاشتند

بر دیده اَبر مقتل مولا چکیده است

بر سینه مِهر حضرت زهرا گذاشتند

بر دل جمال حضرت مولا کشیده اند

بر جان وصال آل عبا را گذاشتند

آنانکه می روند سوی هیئت حسین

انگار دل به جنّت اعلا گذاشتند

این ساده نیست، دل حرم الله می شود

این را به دل در عالم بالا گذاشتند

هرکس که اهل چله نشینیِ کربلاست

یک اربعین در عالم معنا گذاشتند

می خواستم شهید ره کربلا شوم

این وعده را دوباره به فردا گذاشتند

 

کوچه کوچه دلم پر از غوغاست / هر طرف خیمه عزا برپاست

قدسیان سوگوار و محزونند / همه هستى سیه پوش عزاست

ماه خون و خروش و ماتم شد / ماه خون خدا محرم شد

 

miss karabala1 دلتنگ کربلایممن ســـــــاده دلـــــم بـﮧ دلـے کار نـدارم

جز حضـــرتـ اربابــــــــــ خـریــــــــــدار نـدارم

با لطمـــــــﮧ بـروے بــــــدن خود بنــــوشتــم

مـن مست حـسـیـنـیـــم بـﮧ کسـے کار نـدارم

 

حسین من بیا این مسافرجامانده را باخود ببر

حسین من بیا این دل شکسته را باخود ببر

حسین جان فدات شم بمیرم برات

 

فکر میکنیم اون کسی که گفته دنیا هفتا عجایب داره،

شش گوشه ارباب حسین رو ندیده…

اگه شش گوشه رو میدید میگفت:”

عالم یه چیز عجیب داره

اونم شش گوشه اربابه “

 

دائم دلم از این و از آن سیر میشود

دارد زمان رفتن من دیر میشود

یک کربلا ببر که حسرت به دل شدم

دارد گدای مادرتان پیر میشود

 

کربلا نرفتن سخت است…

کربلا رفتن سختتر!

تا نرفته ای شوق رفتن داری…

تا رفتی شوق مردن!

کربلا رفته ها می دانند

بعد از کربلا روضه ی حسین

حکم زهر دارد برای دل اوراق شده ی زائر!

آخر اینجا

دیگر عباس نیست

تا آرام شوی در حریم امنش…

 

دلتنگم برای دیدن حرم ارباب

دلتنگم برای خواندن زیارت عاشورا در حرم ارباب

دلتنگم برای اشک شوق از دیدن حرم ارباب

دلتنگم برای دیدن حرم سقا

دلتنگم برای  سرگردانی در بین الحرمین

دلتنگم برای کف العباس

دلتنگم برای تل زینبیه

 

از کودکی به گردن ما شال ماتم است

نابرده رنج گنج به ما داده ای حسین

 

امشب هوای کـربــلا دارد دل من

حال و هوایـی آشـنــا دارد دل من

شش گوشه ات را تا نبینم بی قرارم

اصلا مـگر بـی تو صـفا دارد دل من؟

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=212583
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

poem-about-autumn1

شعری درباره پاییز

با توجه به اینکه در پایان فصل پاییز هستیم بر آن شدیم تا مقاله ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.