آسمونی همراه شما
عضویت در تلگرام
تازه های آسمونی
سامانه متقاضی - بازار ثبت تقاضای رایگان,آگهی رایگان,نیازمندیها

وعده پوچ

    empty promises 2 وعده پوچ

 

پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد.

هنگام بازگشت سربازی را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی می داد.

از او پرسید : آیا سردت نیست؟ نگهبان گفت : چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.

 پادشاه گفت : من الان داخل قصر می روم و می گویم یکی از لباس های گرم مرا برایت بیاورند.

نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه به محض ورود به داخل قصر وعده اش را فراموش کرد.

صبح روز بعد جسد سرمازده سرباز را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش با خطی ناخوانا نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل می کردم اما وعده ی لباس گرم تو مرا از پای درآورد …

 

        گاهی با یک قطره، لیوانی لبریز می شود

        گاهی با یک کلام قلبی آسوده و آرام می گردد

        گاهی با یک کلمه، یک انسان نابود می شود

        گاهی با یک بی مهری دلی می شکند و….

        مراقب بعضی یکها باشیم که در عین ناچیزی، همه چیزند

+ سایر موضوعات در تلگرام، کلیک نمایید


امتیاز شما به این صفحه:
1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=24937
loading...
تبلیغات اینترنتی
کانال تلگرام آسمونی

اینم جالبه !

تابستان آمد…

آسمونی شروع تابستان را به همه دوستان تبریک می گوید. فصل تابستان است سایه ای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

تبلیغات اینترنتی