تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > زبان و ادبیات > اصطلاحات روزمره انگلیسی
تبلیغات اینترنتی

اصطلاحات روزمره انگلیسی

everyday english idioms2 اصطلاحات روزمره انگلیسی

در این مطلب آسمونی با پرکاربردترین اصطلاحاتی که در مکالمات انگلیسی مورد استفاه قرار می گیرن آشنا می شیم. امیدواریم این مطلب مورد استفاده برای شما عزیزان قرار بگیره.

 

all of a sudden  : یک دفعه، ناگهانی 

All of a sudden, he quit his job and left : یه دفعه کارش رو ول کرد و رفت 

all the same : فرق نداشتن/نکردن  

It’s all the same to me, let’s go by bus : واسه من فرقی نداره، بیا با اتوبوس بریم 

as a rule : طبق معمول – طبق عادت همیشگی 

As a rule, he goes for a walk after dinner : طبق معمول بعد از شام می ره قدم می زنه 

be about to do something : معادل عبارت: نزدیک بود… 

I was about to have an accident last night : دیشب نزدیک بود تصادف کنم   

be in good shape : روی فرم بودن  

He exercises regularly, and he is in good shape : مرتب ورزش می کنه و هیکلش رو فرمه 

be used to something : به چیزی عادت داشتن/کردن 

He’s used to hot weather : به هوای گرم عادت داره

learn – by heart : حفظ کردن، از بر کردن 

Learn this poem by heart for tomorrow : این شعر رو واسه فردا حفظ کنید 

by oneself : به تنهایی 

He fixed his car by himself : خودش تنهایی ماشینو درست کرد 

by the way : راستی، در ضمن 

By the way, Anna is coming back today : راستی، آنا امروز بر می گرده

cut the crap : چرت و پرت نگو

I feel like a million bucks : خیلی رو فرمم – رو پام بند نیستم 

he is such a wet blanket : اون خیلی آیه یأسه (حالگیره)

come off it : کوتاه بیا

I feel blue : دل و دماغ ندارم 

you can if you so wish : اگه بخوای میتونی 

 Cut it out : تمامش کن!بس کن دیگه! 

you missed the point : نگرفتی!منظورمو نفهمیدی 

he read me like a book : اون منو مث کف دستش میشناسه 

catch you later : بعدا بهت زنگ میزنم

 get off my back : دست از سرم وردار 

Its non of your business : به تو هیچ ربطی نداره

come,what may : هر چه بادا باد 

as far as I know : تا اونجا که من میدونم 

use your head : مختو به کار بنداز

get out of my face : از جلو چشام دور شو(گم شو) 

kill 2 birds with one stone : با یه تیر دو نشون زدن 

anything you say : هر چی تو بگی

 could I have a word with you : میتونم چند لحظه وقتتو بگیرم؟

do you follow me : متوجه عرایضم هستید؟ 

you are just wasting my time : فقط داری وقتمو تلف میکنی 

fork it over : ردش کن بیاد 

I`ll give it my best shot : تمام تلاشمو کردم 

you don’t have leg to stand on : دلیل و مدرک کافی واسه ادعات نداری 

you don’t say so : نه بابا 

no where on earth : هیچ جا تو این دنیا

nothing on earth : هیچ چیز تو این دنیا

promise sb the earth : به کسی وعده سر خرمن دادن

com back/ down to earth  : از خواب و خیال بیرون امدن . چشم خود را باز کردن 

move heaven and earth : خود را به اب و اتش زدن

run sb /sth to earth  : دنبال کردن . شکار کردن

be cool toward someone : سرد بودن با دیگران

as cool as a cucumber : با بی اعتنایی . با خونسردی

play it cool : خودت را نباز . دستپاچه نشو . خونسرد باش

cool it  : جوش نزن .!ارام بگیر!

be a breeze : فوت اب بودن

breeze in : شاد و شنگول وارد شدن

breeze out : شاد و شنگول بیرون رفتن

bare one s heart/ soul : دل خود را خالی کردن . احساسات خود را ابراز کردن. سفره دل خود را باز کردن

commend one s soul to god : جان به جان افرین تسلیم کردن 

there wasnt a soul to be seen : پرنده پر نمیزند . احدی دیده نمیشود

upon my soul :  عجب!خدای من !خدای بزرگ

god rest his /her soul : خدا بیامرز. خدا بیامرزدش

a village with a population of 100 souls : دهکده ای با صد نفر جمعیت . یا سکنه

at a snail s pace : به سرعت مورچه .خییلی یواش

a snake in the grass : مار خوش خط و خال . اب زیر کاه .گرگ در لباس میش

be a longer : تک رو بودن

dont be too long about it : طولش نده! معطلش نکن

long time no see : مشتاق دیدار !پارسال دوست امسال اشنا 

have a long memory : حافظه خوبی داشتن .خوش حافظه بودن

he s long on advice : دست به نظر دادنش خوب است 

he s long on brains : مخش خوب کار میکند

the long and the short of it is that : کل مسئله / قضیه/ ماجرا این است که…. جان کلام است که…. ظاهر و باطنش این است که

he hasn t long to live : عمرش به دنیا نیست

so long as . as long as :  تا وقتی که . به شرطی که . مادامی که

the holidays are six weeks long : تعطیلات شش هفته طول میکشد

he wont be long making up his mind : زود تصمیمش را خواهد گرفت

play a lone hand : دست تنها بودن

a lonely life : تنهایی. بی کسی

have a long arm :  قدرت داشتن. نفوذ داشتن

he s not long for this world : عمرش به دنیا نیست. در شرف مرگ است. پایش لب گور است.

be a long shot :  تیری در تاریکی

be a copy cat : بله قربان گو

not have a cat in hell s chance : یک ذره شانس نداشتن

like a cat on hot bricks : مثل ماهی در تابه . مثل مرغ سرکنده

put / set the cat among the pigeons : لوله راه انداختن

that s your pigeon : در عهده تو است. به تو مربوط است 

pigs might fly : خوش خیال باشی. خواب دیدی خیر است

make a pig of oneself :  شکمی از عزا در اوردن

it was a pig of a da : روز سختی بود

add insult injury : نمک به زخم پاشیدن 

all or nothing : همه یا هیچ

ba a mama s baby : بچه ننه بودن

be a yes -man : بله قربان گو

be all thumbs : دست و پا چلفتی بودن

be an old hand at something : کهنه کا بودن در کاری

have one s hands free : دست کسی باز بودن

have ones hands tied :  دست کسی بسته بودن

take a hand : کمک کردن

be to hand  : در دسترس بودن

wash ones hands of : از خود سلب مسئولیت کردن.

get ones hand in sth : مهارت خود را در کاری بازیافتن

keep ones hand in : مهارت خود را در کاری حفظ کردن

ba a good/ great hand at sth : درکاری مهرات داشتن

 

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=70844
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

arabic-alphabet1

حروف الفبای عربی به ترتیب

زبان عربی به زبان فارسی شباهت بسیاری دارد به جز در چند حرف گ چ …

4 نظرات

  1. بسیار عالی این هم نوع دیگری خدمت به مردم است که آجر معنوی دارد

  2. ممنون،فراوان.

  3. عالی بود سپاس فراوان دوست عزیز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.