تازه های آسمونی
صفحه اصلی > فرهنگ و هنر > تاریخ ایران و جهان > منشور عدالت کوروش بزرگ
تبلیغات اینترنتی

منشور عدالت کوروش بزرگ

charter cyrus great3 منشور عدالت کوروش بزرگ

آسمونی : منشور حقوق بشر کوروش یا استوانه کوروش دوم لوحی از گل پخته است که 5/22 سانتی متر طول و 11 سانتی متر عرض دارد. بررسی های تاریخی نشان می دهد که این استوانه در سال 538 پیش از میلاد به فرمان کوروش دوم هخامنشی پادشاه و بنیانگذار این حکومت در 45 خط نوشته شده که نیمه اول آن از زبان رویدادنگاران بابلی نقل می شود و نیمه دوم آن، سخنان و دستورهای کورش به زبان و خط میخی اکدی (بابلی نو) است.

بررسی‌های بعدی نشان می داد که کوروش این منشور را بعد از شکست دادن نبونئید و تصرف کشور بابل، نوشته و در نیایشگاه اِسَگیله (معبد مردوک) در شهر بابل قرار داده است.

تکه های گم شده

با وجودی که تصور می شد این منشور تنها منشور حقوق بشری است که کوروش هخامنشی نوشته، در سال 1375 مستنداتی به دست آمد که مشخص می کرد منشورهای دیگری هم مشابه این منشور وجود دارند.

در این سال، پژوهشگران توانستند بخش هایی از یک لوح استوانه‌ای را که دانشگاه ییل امریکا نگهداری می شد و باستان شناسان آن ها را متعلق به نبونئید پادشاه بابل می‌دانستند، با استوانه کوروش تطبیق دهند و بخش های ناقص و شکسته این منشور را با قطعات یافته شده کامل کنند. به این ترتیب این تکه ها به موزه بریتانیا انتقال داده شد و به استوانه اصلی پیوست تا سطرهای ۳۶ تا ۴۳ منشور کوروش را کامل کند.

منشور کوروش بزرگ

در این لوح استوانه‌ای، کوروش بعد از معرفی خود و خاندانش، شرح مختصری درباره فتح بابل می آورد و می‌گوید که تمام دستاوردهایش را با کمک و رضایت مردوک خدای بابلی به انجام رسانده است.

او سپس می نویسد که چطور آرامش و صلح را برای مردم بابل و سومر و دیگر کشورها به ارمغان آورده، و پیکر خدایانی را که نبونئید از نیایشگاه‌های مختلف برداشته و در بابل گردآوری کرده بوده، به نیایشگاه‌های اصلی آنها برگردانده‌است.

بعد از آن، کوروش درباره آنکه چطور نیایشگاه‌های ویران‌شده را از نو ساخته و مردمی را که اسیر پادشاه‌های بابل بودند به میهن‌شان برگردانده‌است سخن می گوید.

charter cyrus great2 منشور عدالت کوروش بزرگ

متن منشور

منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه دادگر، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار گوشه جهان.پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه انشان ،نوه کوروش، شاه بزرگ، …،

نبیره چیش پیش، شاه بزرگ ، شاه انشان … از دودمانی که همیشه شاه بوده اند و فراماروائی اش را « ِ‌بل »و « نبو » گرامی می دارند و از طیب خاطر، و با دل خوش پادشاهی او را خواهانند .

آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم . مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید، …، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم .

او بر من ، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم ، و همچنین بر کَس و کار و ، ایل و تبار، و همه سپاهیان من ، برکت و مهربانی ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم . به فرمان « مردوک » ، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند .

همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین مدیترانه تا خلیج فارس  ، همه مردم سرزمین های دوردست ، از چهارگوشه جهان ، همه پادشاهان « آموری » و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند پا هایم را بوسیدند .

از… ، تا آشور و شوش من شهرهای « آگاده » ، اشنونا ، زمبان ، متورنو ، دیر ، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم .

همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاههای خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که « نبونید » ، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک «خدای بزرگ» و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم.

باشد که دل ها شاد گردد …بشود که خدایانی که آنان را به جایگاههای نخستین شان بازگرداندم،قبل از « بل » و « نبو » هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگی بلند باشند ، چه بسا سخنان پُربرکت و نیکخواهانه برایم بیابند ، و به خدای من « مردوک » بگویند: کوروش شاه ،پادشاهی است که تو را گرامی می دارد و پسرش کمبوجیه نیز…

charter cyrus great1 منشور عدالت کوروش بزرگ

اینک که به یاری «مزدا» تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد دین و آئین و رسوم ملت هائی را که من پادشاه آنها هستم محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من دین و آئین و رسوم ملت هائی که من پادشاه آنها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند.

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد هرگز سلطنت خود را بر هیچ ملتی تحمیل نخواهم کرد و هر ملتی آزاد است که مرا به سلطنت خود قبول کند یا نکند و هرگاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد. من تا روزی که پادشاه ایران هستم نخواهم گذاشت کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد.

من تا روزی که پادشاه هستم نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به طریق دیگر بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید و من تا روزی که زنده هستم نخواهم گذاشت که شخصی دیگری را به بیگاری بگیرد و بدون پرداخت مزد وی را به کار وا دارد.من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غصب ننماید و هر شغلی را که میل دارد پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است به مصرف برساند مشروط بر اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند.

هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده مجازات کرد .من برده داری را برانداختم. به بدبختی های آنان پایان بخشیدم .من تا روزی که به یاری مزدا زنده هستم و سلطنت می کنم نخواهم گذاشت که مردان و زنان را به عنوان غلام و کنیز بفروشند و حکام و زیر دستان من مکلف هستند که در حوزه حکومت و ماموریت خود مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد.از مزدا خواهانم که مرا در راه اجرای تعهّداتی که نسبت به ملت های ایران و بابل و ملل چهار جانب جهان بر عهده گرفته ام موفق گرداند.

< اشتراک این مطلب در شبکه های اجتماعی >

🔗 لینک کوتاه: http://www.asemooni.com/?p=79359
تبلیغات اینترنتی

اینم جالبه !

why-prophets-were-arab-and-in-the-middle-east2

چرا پیامبران عرب و در خاورمیانه بودند؟

شاید برای شما هم جای سوال باشد که چرا همه پیامبران و امامان در کشورهای …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.