شعر

شعرهای کوتاه درباره روزگار

خواندن اشعار در مورد موضوعات مختلف برای بسیاری از افراد بسیار لذت بخش است. آسمونی در این بخش تعدادی از شعرهای کوتاه درباره روزگار را گردآوری کرده است.

7 Poems about life Copy شعرهای کوتاه درباره روزگار

شعرهای کوتاه درباره روزگار

شب آرامی بود

 می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟

مادرم سینی چایی در دست

گل لبخندی چید، هدیه اش داد به من

خواهرم تکه نانی آورد، آمد آنجا

لب پاشویه نشست

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

پدرم دفتر شعری آورد، تکیه بر پشتی داد

شعر زیبایی خواند، و مرا برد،  به آرامش زیبای یقین

:با خودم می گفتم

زندگی،  راز بزرگی است که در ما جاریست

زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

رود دنیا جاریست

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

زندگی ، آبتنی کردن در این رود است

وقت رفتن به همان عریانی؛ که به هنگام ورود آمده ایم

دست ما در کف این رود به دنبال چه می گردد؟

!!!هیچ

زندگی، وزن نگاهی است که در خاطره ها می ماند

شاید این حسرت بیهوده که بر دل داری

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

شعله گرمی امید تو را، خواهد کشت

زندگی درک همین اکنون است

زندگی شوق رسیدن به همان

فردایی است، که نخواهد آمد

تو نه در دیروزی، و نه در فردایی

ظرف امروز، پر از بودن توست

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

شاید این خنده که امروز، دریغش کردی

آخرین فرصت همراهی با، امید است

زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک

به جا می ماند

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

زندگی، سبزترین آیه، در اندیشه برگ

زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود

زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر

زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ

زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق

زندگی، فهم نفهمیدن هاست

8 Poems about life Copy شعرهای کوتاه درباره روزگار

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

زندگی، پنجره ای باز، به دنیای وجود

تا که این پنجره باز است، جهانی با ماست

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست

فرصت بازی این پنجره را دریابیم

در نبندیم به نور، در نبندیم به آرامش پر مهر نسیم

پرده از ساحت دل برگیریم

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

رو به این پنجره، با شوق، سلامی بکنیم

زندگی، رسم پذیرایی از تقدیر است

وزن خوشبختی من، وزن رضایتمندی ست

زندگی، شاید شعر پدرم بود که خواند

چای مادر، که مرا گرم نمود

*** شعرهای کوتاه درباره روزگار ***

نان خواهر، که به ماهی ها داد

زندگی شاید آن لبخندی ست، که دریغش کردیم

زندگی زمزمه پاک حیات ست، میان دو سکوت

زندگی، خاطره آمدن و رفتن ماست

لحظه آمدن و رفتن ما، تنهایی ست

من دلم می خواهد

قدر این خاطره را دریابیم.

تازه های آسمونی

تاریخ روز عشق 97 و 2019

30 آذر ، شب یلدا

آسمونی

انشا در مورد شب یلدا

ندا رحیمی

پاییز بمان کجا می روی؟

ندا رحیمی

چگونه آرامش داشته باشیم

شب یلدا سال 97 و 2018 چه روزی است ؟

آسمونی

همه چیز درباره شعر و مولودی ، آهنگ و ترانه و موسیقی

ندا رحیمی

تفسیر سوره ملک

ندا رحیمی

پاییز در حال گذر است

1 نظر

😃 2019/01/14 at 00:49

عالى

پاسخ نظر

نظر شما چیست؟