نقد فیلم باشگاه حیوانات ؛ گربه ای با قلاده قرمز

نقد فیلم باشگاه حیوانات ؛ گربه ای با قلاده قرمز

نقد فيلم باشگاه حيوانات به كارگردانی هادی آفريده در گروه هنر و تجربه

اختصاصی آسمونی نقد از لاله عالم آخرين فيلم هادی آفريده، مستندی است به نام "باشگاه حيوانات"، كه مانند ديگر آثار اين كارگردان با رويكردی جامعه شناختی و فرهنگ شناسی ساخته شده است. فيلم با عبور از يک تونل شروع می شود و در ادامه آن، در نيمه ابتدايی فيلم به صحبت های فروشندگان و نگهدارندگان حيوانات اگزوتيک می پردازد. اين حيوانات گونه هايی از مارها ، لاک پشت های كم ياب، عقرب، رتيل ، ايگوانا و انواع ناشناخته ای از حيوانات هستند . در اين ميان به قاچاق گونه های اگزوتيک و فروش آنها كه اكنون مقدار آن هم كم نيست، اشاره می شود . در خلال اين فيلم در می يابيم كه انگار خريد و فروش حيوانات غير متعارف در خانه نگهداری شده، گرچه زيرزمينی است اما رواج دارد. هر يک از اين افراد برای نگهداری اين موجودات دلايل خاص خود را دارند، يكی بی سر و صدا بودن آنها را به نسبت حيوانات خانگی معمولی بهانه اش است ، ديگری غروری كه از دارندگی اين حيوانات می گيرد و ديگری از ماری صحبت می كند كه آزاری ندارد و تهاجمی نيست بنابراين مناسب نگهداری در منزل است و حتی از آن به عنوان مار زنانه هم نام برد.

كارگردان اگرچه اجازه می دهد افراد حرف های خود را به راحتی بگويند اما با كپشن هايی در ميانه بخش ها ، نقطه نظرهای خود را نيز می گويد. كات خوردن تونل به آغاز فيلم و ورود به دنيای خريداران و فروشندگان حيوانات اگزوتيک می تواند استعاره ای باشد برای ورود به حيطه ای پيچيده و مبهم كه برای خيلی ها ناشناخته است و همچنين شايد هشداری باشد كه رواج اين فرهنگ و اين حيطه می تواند اثرات جبران ناپذیر بر روی افراد، اجتماع و هم محیط پیرامون داشته باشد. توجه شما را جلب می کنم به صحنه شوکه کننده ، خشن و نفس گیر بلعيده شدن بچه خرگوش توسط مار. نگهداری از مارهای عظیم الجثه ، كوسه های اكواريومی گوشتخوار و تماشای آن از سوی صاحبانشان ، نشانگر پيدايش قشری است كه می تواند برای جامعه شناسان و روانشناسان سؤالات جدی مطرح كند. در قسمت های مختلف فيلم ، باشگاه حيوانات هم تغيير می كند، در ابتدا باشگاه همان منزل فرد كلكسيون دار است كه انواع و اقسام موجودات عجيب و غريب را در خانه دارد سپس باشگاه مطب دامپزشكی است كه در آن به حيوانات خانگی رسيدگی می شود بعد پناهگاه وفا را می بينيم كه از آن جا هم می توان به عنوان باشگاه نام برد . آنچه بيش از همه در فيلم آفريده مطرح می شود نقد خشونتی است كه نسبت به حيوانات خانگی اعمال می شود. اين خشونت در ابتدای فيلم از سوی برخی از نگهدارندگان بر حيواناتی از قبيل خرگوش و... است كه زنده زنده به خورد مار و .. داده می شوند و همچنين خشونتی است بر حيوانات اگزوتيک كه بايد جايی به غير از موطن اصلی خود ودر فضاهای نامتعارف نگهداری شوند سپس خشونتی نقد می شود كه بر برخی از حيوانات خانگی نظير سگ و گربه اعمال می شود. در اين فيلم از زبان يك آرايشگر حيوانات می شنویم كه او بارها شاهد بدن حيواناتی بوده كه توسط صاحبانشان تاتو يا پرسينگ شده اند. در قسمت های انتهايی فيلم نيز خشونتی نقد می شود كه بر حيوانات بی خانمان به ويژه گربه ها و سگ ها اعمال می شود . با نگاهی به پوستر باشگاه حيوانات ، می بينيم ساختمان ها بر روی سر يک انسان است و حيواناتی كه قلاده قرمز يا مرگ بر آنها بسته شده است، نيز حضور دارند. با تغيير روستاها به شهرها، توسعه شهرها به كلان شهرها همچنين ترويج فرهنگ آپارتمان نشيني ، محيط هايی كه قبلا برای نگهداری و زندگی حيوانات چه در خانه ها و چه اطراف شهرها استفاده می شد ، ديگر وجود ندارد. برای حيوانات اهلی و بومی اين منطقه؛ مانند سگ ها و گربه ها می بايست زيستگاه هايی كه ما از آن ها گرفتيم را دوباره به شيوه ای ديگر برای آنها بسازيم . همچنين به قوانين حمايت از حيوانات و نظارت بر اجرای آن نياز است تا بيش از اين شاهد حيوان آزاری نباشيم. اختصاصی آسمونی نقد از لاله عالم

ثبت نظر درباره «نقد فیلم باشگاه حیوانات ؛ گربه ای با قلاده قرمز»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید