دعای توبه

دعای توبه

حقيقت توبه، بازگشت از گناه و روى آوردن به خداوند است. با توجّه به اين كه انسان هميشه در معرض لغزش ها و معصيت قرار دارد؛ بايد پيوسته از خدا توفيق ترك گناهان و بازگشت به او را طلب كند، و با آب توبه، زنگارهاى دل را شستشو دهد. البته توبه واقعى، با پشيمانى حقيقى، عزم بر ترك آن گناه، جبران آنچه را ترك كرده، و اداى حقوق خدا و خلق محقّق مى شود؛ ولى به يقين دست عنايت الهى و امدادهاى ويژه پروردگار، در اين مسير نقش مؤثرى دارد، و البته امداد و عنايتش شامل حال آنها كه صداقت در توبه دارند، مى شود. ائمّه اطهار (عليهم السلام) با آن كه پيراسته از هر گناهى بوده اند، ولى با توجّه به عظمت پروردگار و نگاه به جلال و جبروت حق تعالى، خود را در پيشگاه ذات ربوبى، مقصّر مى ديدند و معتقد بودند، نمى توانند آن گونه كه شايسته خداوندى است، اطاعت و بندگى او را بجا آورند، و لذا از درگاه خداى مهربان عذرخواهى مى كردند و استغفار و توبه مى نمودند.

علاوه بر آن كه، اين گونه دعاها و طلب توبه و استغفار از سوى آن بزرگواران براى مردم جنبه سرمشق و آموزشى دارد؛ و راه بازگشت به خداوند و توبه و انابه به درگاه او را، به ما مى آموزد، و عظمت گناه و سنگينى نافرمانى حق را به درستى براى ما مجسّم مى سازد. باشد كه ما - انسانهاى گناهكار - به خود آييم و هر چه بيشتر در مسير تهذيب نفس و پاكى روح و جان بكوشيم و اگر به گناهى آلوده شده ايم، هر چه سريع تر توبه نموده و آن را جبران نماييم. در اين قسمت، يكى از دعاهاى امام سجّاد (عليه السلام) را كه درباره توبه و طلب توفيق آن و بازگشت به سوى پروردگار است، ذكر مى كنيم:

 

 

اَللّهُمَّ يا مَنْ لايَصِفُهُ نَعْتُ الْواصِفينَ، وَ يا مَنْ لايُجاوِزُهُ رَجآءُ
خدايا اى كه وصفش نكند توصيف وصف كنندگان و اى كه از او نگذرد اميد

الرّاجينَ، وَ يا مَنْ لايَضيعُ لَدَيْهِ اَجْرُ الْمُحْسِنينَ، وَ يا مَنْ هُوَ مُنْتَهى
اميدواران و اى كه تباه نشود در نزدش مزد نيكوكاران و اى كه اوست سرحد نهايى

خَوْفِ الْعابِدينَ، وَ يا مَنْ هُوَ غايَةُ خَشْيَةِ الْمُتَّقينَ، هذا مَقامُ مَنْ تَداوَلَتْهُ
ترس عبادت كنندگان و اى كه اوست غايت بيم پرهيزكاران اين است جايگاه كسى كه دست بدستش داده اند

اَيْدِى الذُّنُوبِ، وَ قادَتْهُ اَزِمَّةُ الْخَطايا، وَاسْتَحْوَذَ عَلَيْهِ الشَّيْطانُ، فَقَصَّرَ
دست هاى گناهان و كشانده اند او را مهارهاى خطاها و چيره شده بر او شيطان و بدين سبب كوتاهى كرده

عَمّا اَمَرْتَ بِهِ تَفْريطاً، وَ تَعاطى ما نَهَيْتَ عَنْهُ تَغْريراً، كَالْجاهِلِ بِقُدْرَتِكَ
از دستوراتت از روى كاهلى و دست زده بدانچه نهى كردى از غرور چون كسى كه خبر ندارد از قدرتى كه تو

عَلَيْهِ، اَوْ كَالْمُنْكِرِ فَضْلَ اِحْسانِكَ اِلَيْهِ، حَتّى اِذَا انْفَتَحَ لَهُ بَصَرُ الْهُدى،
بر او دارى يا مانند كسى كه منكر فزونى احسان تو بر خود است تا چون چشم بصيرتش گشوده شد

وَتَقَشَّعَتْ عَنْهُ سَحائِبُ الْعَمى،اَحْصى ماظَلَمَ بِهِ نَفْسَهُ،وَفَكَّرَ فيما خالَفَ
و ابرهاى گمراهيش برطرف شد ستم هاى خود را بر خويشتن برشمرد و در آنچه مخالفت پروردگارش را كرده

بِهِ رَبَّهُ، فَرَأى كَبيرَ عِصْيانِهِ كَبيراً، وَ جَليلَ مُخالَفَتِهِ جَليلاً، فَاَقْبَلَ نَحْوَكَ
انديشه كرد و نافرمانى بزرگش را بزرگ ديد و مخالفت عظيم خود را عظيم پس رو آورده بسويت

مُؤَمِّلاً لَكَ، مُسْتَحْيِياً مِنْكَ، وَ وَجَّهَ رَغْبَتَهُ اِلَيْكَ ثِقَةً بِكَ، فَاَمَّكَ بِطَمَعِهِ
اميدوار به تو و شرمنده و روى اشتياقش را به تو متوجّه كرد از روى اعتماد به تو و از روى يقين با طمعش

يَقيناً، وَ قَصَدَكَ بَخَوْفِهِ اِخْلاصاً، قَدْ خَلا طَمَعُهُ مِنْ كُلِّ مَطْمُوع فيهِ
آهنگت كرده و از روى اخلاص با ترس قصد تو كرده طمعش از هر مورد طمعى جز تو

غَيْرِكَ، وَاَفْرَخَ رَوْعُهُ مِنْ كُلِّ مَحْذُور مِنْهُ سِواكَ، فَمَثَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ
بريده و از هر ترسناكى جز تو نمى ترسد پس مجسّم شده در برابرت

مُتَضَرِّعاً، وَ غَمَّضَ بَصَرَهُ اِلىَ الاَْرْضِ مُتَخَشِّعاً، وَ طَاْطَاَ رَأسَهُ لِعِزَّتِكَ
با تضرّع و دوخته است چشم خود را بر زمين با حال خشوع و براى عزّتت با خوارى سر بزير

مُتَذَلِّلاً، وَاَبَثَّكَ مِنْ سِرِّهِ ما اَنْتَ اَعْلَمُ بِهِ مِنْهُ خُضُوعاً، وَ عَدَّدَ مِنْ ذُ نُوبِهِ ما
افكنده و فاش كرده راز خود را برايت آن رازى كه تو خود داناترى بدان با حال خضوع و برشمرده از گناهانش آنچه را

اَنْتَ اَحْصى لَها خُشُوعاً، وَاسْتَغاثَ بِكَ مِنْ عَظيمِ ما وَقَعَ بِهِ فى عِلْمِكَ،
تو بهتر شمرده اى با خشوع، و استغاثه كند به تو از گناه بزرگى كه در علم تو او را تباه ساخته

وَقَبيحِ ما فَضَحَهُ فى حُكْمِكَ، مِنْ ذُ نُوب اَدْبَرَتْ لَذّاتُها فَذَهَبَتْ،
و زشتى آنچه در حكم تو او را رسوا كرده، گناهانى كه خوشيش رفته

وَاَقامَتْ تَبِعاتُها فَلَزِمَتْ، لايُنْكِرُ يا اِلهى عَدْلَكَ اِنْ عاقَبْتَهُ، وَلايَسْتَعْظِمُ
و مسئوليّتش بجا مانده، معبودا اگر عقابش كنى منكر عدل تو نيست و اگر از او درگذرى

عَفْوَكَ اِنْ عَفَوْتَ عَنْهُ وَ رَحِمْتَهُ، لاَِنَّكَ الرَّبُّ الْكَريمُ الَّذى لا يَتَعاظَمُهُ
و رحمش كنى گذشتت را بزرگ نداند زيرا تو پروردگار كريمى هستى كه بزرگ نباشد در نزدش

غُفْرانُ الذَّنْبِ الْعَظيمِ، اَللّهُمَّ فَها اَنَا ذا قَدْ جِئْتُكَ مُطيعاً لاَِمْرِكَ فيما اَمَرْتَ
آمرزش گناه بزرگ خدايا من اكنون آمده ام بدرگاهت و فرمانبردارم دستورى را كه فرمودى

بِهِ مِنَ الدُّعآءِ، مُتَنَجِّزاً وَعْدَكَ فيما وَعَدْتَ بِهِ مِنَ الاِْجابَةِ، اِذْ تَقُولُ:
در دعا كردن و خواهانم وفاى به وعده ات را در اجابتى كه وعده دادى چون كه فرمودى

اُدْعُونى اَسْتَجِبْ لَكُمْ. اَللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَالْقِنى بِمَغْفِرَتِكَ
«بخوانيد مرا تا اجابت كنم» خدايا پس درود فرست بر محمّد و آلش و با آمرزشت به من روآور

كَما لَقيتُكَ بِاِقْرارى، وَارْفَعْنى عَنْ مَصارِعِ الذُّنُوبِ كَما وَضَعْتُ لَكَ
چنانچه من با اقرار (به گناه) به تو روآوردم و بردار مرا از افتادن گاه هاى گناه چنانچه خود را برايت

نَفْسى، وَاسْتُرْنى بِسِتْركَ كَما تَاَنَّيْتَنى عَنِ الاِْنْتِقامِ مِنّى، اَللّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فى
پَست كردم و به پوشش خود مرا بپوشان چنانچه مهلتم دادى از انتقام خدايا نيّتم را در

طاعَتِكَ نِيَّتى، وَ اَحْكِمْ فى عِبادَتِكَ بَصيرَتى، وَ وَفِّقْنى مِنَ الاَْعْمالِ لِما
اطاعتت ثابت گردان و بيناييم را در بندگيت محكم كن و به كارهايى موفقم دار كه

تَغْسِلُ بِهِ دَنَسَ الْخَطايا عَنّى، وَ تَوَفَّنى عَلى مِلَّتِكَ وَ مِلَّةِ نَبِيِّكَ مُحَمَّد
بشويى بدان چركى خطاها را از من و بميرانم بر كيش خود و كيش پيامبرت محمّد

عَلَيْهِ السَّلامُ اِذا تَوَفَّيْتَنى، اَللّهُمَّ اِنّى اَتُوبُ اِلَيْكَ فى مَقامى هذا مِنْ كَبائِرِ
عليه السّلام آنگاه كه بميرانى مرا خدايا من در اين جايگاهم بدرگاهت توبه كنم از گناهان

ذُنُوبى وَ صَغائِرها، وَ بَواطِنِ سَيِّئاتى وَ ظَواهِرِها، وَ سَوالِفِ زَلاّتى
كبيره و صغيره ام و از بدى هاى پوشيده و آشكارم و از لغزش هاى گذشته

وَحَوادِثِها، تَوْبَةَ مَنْ لايُحَدِّثُ نَفْسَهُ بِمَعْصِيَة، وَلايُضْمِرُ اَنْ يَعُودَ فى
و تازه ام توبه كسى كه به خود تلقين نكند تجديد گناهى را و در دل نگيرد كه دوباره به

خَطيئَة، وَقَدْ قُلْتَ يا اِلهى فى مُحْكَمِ كِتابِكَ، اِنَّكَ تَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ
خطايى بازگردد و تو اى خداى من در كتاب محكمت فرمودى كه توبه را از بندگانت مى پذيرى

عِبادِكَ، وَ تَعْفُو عَنِ السَّيِّئاتِ، وَ تُحِبُّ التَّوّابينَ، فَاقْبَلْ تَوْبَتى كَما
و از بدى ها مى گذرى و دوست دارى توبه كاران را پس چنانچه وعده فرمودى توبه ام بپذير

وَعَدْتَ، وَاعْفُ عَنْ سَيِّئاتى كَما ضَمِنْتَ، وَ اَوْجِبْ لى مَحَبَّتَكَ كَما
و از بدى هايم درگذر چنانچه ضمانت كردى و مقرّر دار برايم دوستيت را چنانچه

شَرَطْتَ، وَ لَكَ يا رَبِّ شَرْطى اَلاَّ اَعُودَ فى مَكْرُوهِكَ، وَ ضَمانى اَلاَّ
شرط فرمودى و من با تو شرط مى كنم كه در كار ناپسند تو بازنگردم و ضمانت كنم كه بازنگردم

اَرْجِعَ فى مَذْمُومِكَ، وَ عَهْدى اَنْ اَهْجُرَ جَميعَ مَعاصيكَ، اَللّهُمَّ اِنَّكَ اَعْلَمُ
در امر نكوهيده ات و تعهد كنم كه ترك كنم تمام نافرمانيهايت را خدايا تو داناترى

بِما عَمِلْتُ، فَاغْفِرْلى ما عَلِمْتَ، وَ اصْرِفْنى بِقُدْرَتِكَ اِلى ما اَحْبَبْتَ،
بدانچه كرده ام بيامرز گناهانى را كه از من دانى و بگردانم به نيرويت بدانچه دوست دارى

اَللّهُمَّ وَ عَلَىَّ تَبِعاتٌ قَدْ حَفِظْتُهُنَّ، وَ تَبِعاتٌ قَدْ نَسيتُهُنَّ، وَ كُلُّهُنَّ بِعَيْنِكَ
خدايا بر من بازخواست هايى است كه به ياد دارم و بازخواست هايى است كه فراموش كرده ام و همه در برابر ديده توست

الَّتى لا تَنامُ، وَ عِلْمِكَ الَّذى لا يَنْسى، فَعَوِّضْ مِنْها اَهْلَها، وَاحْطُطْ عَنّى
كه خواب نرود و علمت كه فراموشى ندارد عوض آنها را به صاحبانش بده و سنگينيش را

وِزْرَها، وَ خَفِّفْ عَنّى ثِقْلَها، وَاعْصِمْنى مِنْ اَنْ اُقارِفَ مِثْلَها، اَللّهُمَّ وَ اِنَّهُ
از دوش من بردار و سبك كن گرانيش را و نگاهم دار از ارتكاب امثال آن خدايا جز

لا وَفآءَ لى بِالتَّوْبَةِ اِلاَّ بِعِصْمَتِكَ، وَ لاَ اسْتِمْساكَ بى عَنِ الْخَطايا اِلاَّ عَنْ
به نگهدارى تو نتوانم به توبه ام وفا كنم و جز به نيروى تو نتوانم خود را از خطا نگهدارم

قُوَّتِكَ، فَقَوِّنى بِقُوَّة كافِيَة، وَ تَوَلَّنى بِعِصْمَة مانِعَة، اَللّهُمَّ اَيُّما عَبْد تابَ
پس تقويتم كن به نيرويى كافى و سرپرستيم كن به نگهدارى بازدارنده خدايا هر بنده اى كه توبه كند

اِلَيْكَ وَ هُوَ فى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ فاسِخٌ لِتَوْبَتِهِ، وَ عائِدٌ فى ذَنْبِهِ
بدرگاهت ولى در علم غيب نزد تو توبه شكن باشد و بازگردنده به گناه

وَخَطيئَتِهِ، فَاِنّى اَعُوذُ بِكَ اَنْ اَكُونَ كَذلِكَ، فَاجْعَلْ تَوْبَتى هذِهِ تَوْبَةً لا
و خطايش باشد من به تو پناه برم كه چنين باشم و اين توبه ام را چنان كن كه

اَحْتاجُ بَعْدَها اِلى تَوْبَة، تَوْبَةً مُوجِبَةً لِمَحْوِما سَلَفَ، وَالسَّلامَةِ فيما بَقِىَ،
محتاج نباشم دوباره توبه كنم، توبه اى كه سبب شود گناهان گذشته ام محو گردد و در آينده نيز آلوده نگردم

اَللّهُمَّ اِنّى اَعْتَذِرُ اِلَيْكَ مِنْ جَهْلى، وَاَسْتَوْهِبُكَ سُوءَ فِعْلى، فَاضْمُمْنى اِلى
خدايا من از تو پوزش خواهم از نادانيم و از تو بخشش خواهم از كار بدم پس به احسان خود

كَنَفِ رَحْمَتِكَ تَطَوُّلاً، وَاسْتُرْنى بِسِتْرِ عافِيَتِكَ تَفَضُّلاً، اَللّهُمَّ وَ اِنّى اَتُوبُ
مرا در پناه رحمتت درآور و به فضلت در پرده عافيت بپوشانم خدايا من بدرگاهت توبه كنم

اِلَيْكَ مِنْ كُلِّ ما خالَفَ اِرادَتَكَ، اَوْ زالَ عَنْ مَحَبَّتِكَ مِنْ خَطَراتِ قَلْبى،
از هر چه مخالف اراده ات كردم يا بيرون از دوستيت از خاطرات دلم و

وَلَحَظاتِ عَيْنى، وَ حِكاياتِ لِسانى، تَوْبَةً تَسْلَمُ بِها كُلُّ جارِحَة عَلى
نگاه هاى چشمم و سرگذشت هاى زبانم توبه اى كه سالم ماند بدان هر عضوى

حِيالِها مِنْ تَبِعاتِكَ، وَ تَأْمَنُ مِمّا يَخافُ الْمُعْتَدُونَ مِنْ اَليمِ سَطَواتِكَ،
جداگانه از كيفرهاى تو و ايمن گردد از آنچه تجاوزكاران مى ترسند از سطوت هاى دردناكت

اَللّهُمَّ فَارْحَمْ وَحْدَتى بَيْنَ يَدَيْكَ، وَ وَجيبَ قَلْبى مِنْ خَشْيَتِكَ،
خدايا رحم كن به تنهاييم در برابرت و طپيدن دلم از ترست

وَاضْطِرابَ اَرْكانى مِنْ هَيْبَتِكَ، فَقَدْ اَقامَتْنى يا رَبِّ ذُنُوبى مَقامَ الْخِزْىِ
و لرزش اندامم از هيبتت كه برپا داشته پروردگارا گناهانم مرا بدرگاه تو در جاى

بِفِنائِكَ، فَاِنْ سَكَتُّ لَمْ يَنْطِقْ عَنّى اَحَدٌ، وَ اِنْ شَفَعْتُ فَلَسْتُ بِاَهْلِ
رسوايى پس اگر سكوت كنم كسى از جانب من سخن نكند و اگر شفاعت خواهم شايسته

الشَّفاعَةِ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ شَفِّعْ فى خَطاياىَ كَرَمَكَ، وَعُدْ
شفاعت نيستم خدايا درود فرست بر محمّد و آلش و شفيع گردان در خطاهايم بزرگواريت را و ببخش

عَلى سَيِّئاتى بِعَفْوِكَ، وَلاتَجْزِنى جَزآئى مِنْ عُقُوبَتِكَ، وَابْسُطْ عَلَىَّ
گناهانم را به گذشتت و بپاداشم كه عذاب تو است پاداشم مده و احسانت را بر من

طَوْلَكَ، وَ جَلِّلْنى بِسِتْرِكَ، وَافْعَلْ بى فِعْلَ عَزيز تَضَرَّعَ اِلَيْهِ عَبْدٌ ذَليلٌ
بگستران و به پرده پوشيت بپوشانم و رفتار كن با من به رفتار نيرومندى كه زارى كند بدرگاهش بنده خوار

فَرَحِمَهُ، اَوْ غَنِىٍّ تَعَرَّضَ لَهُ عَبْدٌ فَقيرٌ فَنَعَشَهُ، اَللّهُمَّ لاخَفيرَ لى مِنْكَ
و رحمش كند، يا بى نيازى كه بنده نيازمندى به نزدش رفته و بى نيازش كرده خدايا پناه دهى از تو ندارم

فَلْيَخْفُرْنى عِزُّكَ، وَلا شَفيعَ لى اِلَيْكَ فَلْيَشْفَعْ لى فَضْلُكَ، وَ قَدْ اَوْجَلَتْنى
و بايد نيروى تو پناهم دهد و شفيعى ندارم و فضل تو بايد شفيعم گردد و خطاهايم به سختى

خَطاياىَ، فَلْيُؤْمِنّى عَفْوُكَ، فَما كُلُّ ما نَطَقْتُ بِهِ عَنْ جَهْل مِنّى بِسُوءِ
مرا ترسانده و گذشتت بايد ايمنم گرداند و هر چه گفتم چنان نيست كه همه از روى نادانى به بدكاريم باشد

اَثَرى، وَلانِسْيان لِما سَبَقَ مِنْ ذَميمِ فِعْلى، لكِنْ لِتَسْمَعَ سَماؤُكَ وَ مَنْ
و نه از روى فراموشى كردار نكوهيده ام در گذشته بلكه براى آن كه آسمانت و هركه

فيها، وَاَرْضُكَ وَ مَنْ عَلَيْها، ما اَظْهَرْتُ لَكَ مِنَ النَّدَمِ، وَ لَجَاْتُ اِلَيْكَ فيهِ
در آن است و زمينت و هر كه بر آن است اظهار پشيمانى مرا بدرگاهت بشنوند و پناهندگيم را

مِنَ التَّوْبَةِ، فَلَعَلَّ بَعْضَهُمْ بِرَحْمَتِكَ يَرْحَمُنى لِسُوءِ مَوْقِفى، اَوْ تُدْرِكُهُ
در توبه بسويت ببينند شايد برخى از آنها به رحمتت بر توقّفگاه بَدَم رحم كند يا براى

الرِّقَّةُ عَلَىَّ لِسُوءِ حالى،فَيَنالَنى مِنْهُ بِدَعْوَة هِىَ اَسْمَعُ لَدَيْكَ مِنْ دُعآئى،
حال بَدَم دلش بسوزد و دعايى كند كه نزد تو پذيرفته تر از دعاى من باشد

اَوْ شَفاعَة اَوْكَدُ عِنْدَكَ مِنْ شَفاعَتى، تَكُونُ بِها نَجاتى مِنْ غَضَبِكَ،
يا شفاعتى كند كه مؤثرتر از شفاعت من باشد و همان وسيله نجات من از خشمت

وَفَوْزَتى بِرِضاكَ، اَللّهُمَّ اِنْ يَكُنِ النَّدَمُ تَوْبَةً اِلَيْكَ فَاَ نَا اَنْدَمُ النّادِمينَ، وَ اِنْ
و رسيدنم به خشنوديت گردد خدايا اگر پشيمانى توبه محسوب گردد من پشيمانترين پشيمانانم و اگر

يَكُنِ التَّرْكُ لِمَعْصِيَتِكَ اِنابَةً فَاَ نَاَ اَوَّلُ الْمُنيبينَ، وَ اِنْ يَكُنِ الاْسْتِغْفارُ
ترك معصيت بازگشت حساب شود من نخستين بازگشت كننده ام و اگر آمرزش خواهى

حِطَّةً لِلذُّنُوبِ فَاِنّى لَكَ مِنَ الْمُسْتَغْفِرينَ، اَللّهُمَّ فَكَما اَمَرْتَ بِالتَّوْبَةِ،
گناهان را بريزد من از آمرزش خواهانم خدايا چنانچه دستور به توبه دادى

وَضَمِنْتَ الْقَبُولَ، وَحَثَثْتَ عَلَى الدُّعآءِ وَ وَعَدْتَ الاْجابَةَ، فَصَلِّ عَلى
و پذيرفتنش را ضمانت كردى و به دعا تشويق كردى و اجابتش را وعده دادى درود فرست بر

مُحَمَّد وَ آلِهِ، وَ اقْبَلْ تَوْبَتى، وَلاتَرْجِعْنى مَرْجِعَ الْخَيْبَةِ مِنْ رَحْمَتِكَ،
محمّد و آل محمّد و بپذير توبه ام را و بازم مگردان نوميدانه از رحمتت

اِنَّكَ اَنْتَ التَّوّابُ عَلَى الْمُذْنِبينَ، وَالرَّحيمُ لِلْخاطِئينَ الْمُنيبينَ، اَللّهُمَّ
كه تو براستى توبه پذيرى بر گنهكاران و مهرورزى به خطاكاران بازگشته خدايا

صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَ آلِهِ، كَما هَدَيْتَنا بِهِ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، كَمَا
درود فرست بر محمّد و آلش چنانچه بدو راهنماييمان كردى و درود فرست بر محمّد و آلش چنانچه

اسْتَنْقَذْتَنا بِهِ، وَ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِهِ، صَلاةً تَشْفَعُ لَنا يَوْمَ الْقِيامَةِ،
به وى نجاتمان دادى و درود فرست بر محمّد و آلش درودى كه شفيع ما گردد در روز قيامت

وَيَوْمَ الْفاقَةِ اِلَيْكَ، اِنَّكَ عَلى كُلِّ شَىْء قَديرٌ، وَ هُوَ عَلَيْكَ يَسيـرٌ.
و در روز نيازمندى به درگاهت كه تو بر هر چيز توانايى و اين كار بر تو آسان است.

 

انشااله که همگی مورد بخشش و عفو خداوند قرار گیریم.

همچنين، «مناجات تائبان» از امام سجّاد (عليه السلام) بسيار سازنده و ارزشمند است، كه خواندن آن به سالكان راه حق و پويندگان مسير خودسازى، توصيه مى شود (اين مناجات، در بخش دعاهای سایت در مطلب مناجات پانزده گانه امام سجاد (ع) قرار دارد).

 

برای مشاهده تمام دعاهای مفید روی عنوان زیر کلیک نمایید
دعا

نظرات 186


ثبت نظر درباره «دعای توبه»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید