شعر درباره حضرت علی اصغر

شعر درباره حضرت علی اصغر

اصـغر ای شــهزادۀ نیـکو لـقا

ای دو دست کوچکت، مشکل گشا

ای که نامت اصغر، اما اکبری

گرچه طفلی، لیک عین حیدری

تو به دنیا آمدی، الگو شوی

جرعه نوش از جام عشق هو شوی

تو به دنیا آمدی، شیدا شوی

تا امیر کشور دلها شوی

تو به دنیا آمدی ای نور عین

تا شوی پروانۀ شمع حسین

تو به دنیا آمدی، دلبر شوی

افسر شش ماهۀ لشگر شوی

ای گران گنجینۀ عشق رباب

ای خجل از ماه رویت، آفتاب

ای لبت سرچشمۀ آب حیات

تا ابد شرمندۀ رویت فرات

لعل لبهایت عجب بوسیدنی ست

خنده های دلنشینت دیدنی ست

رشتۀ قنداقه ات، حبل المتین

چوبه های مهد تو، ارکان دین

مرد در عالم بسی دیدم، علی!

مثل تو مردی ندیدم یا علی!

ای گل خوشرنگ وخ وشبوی حسین

آخرین سرباز اردوی حسین

ای تمام عقلها، مجنون تو

ای تمام انبیا، مفتون تو

از غریبی امامت سوختی

درس غیرت را به ما آموختی

کودکی، امّا بلند آوازه ای

در کتاب کربلا شیرازه ای

کربلا پاینده از ایثار توست

امتداد راه محسن، کار توست

ثبت نظر درباره «شعر درباره حضرت علی اصغر»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید