قدرت سیاه
تامی اسمیت و جان کارلوس تامی اسمیت و جان کارلوس

اعتراض قهرمانان از روی سکوی قهرمانی

اختصاصی آسمونی

نوشته از مهدی زارعی

  وقتی قرعه کشی مسابقه فینال دوومیدانی 200 متر المپیک 1968 مشخص شد، اخمهای تامی اسمیت و جان کارلوس، دو دونده سیاهپوست آمریکایی در هم رفت. کارلوس کمی مصدوم بود و اصلا دوست نداشت، در لاینی نزدیک قوس پیست بدود. تامی اسمیت هم که امید اول کسب مدال طلا به شمار می رفت، هیچ مایل بود در بیرونی ترین لاین باشد تا از همان ابتدای مسابقه، در برابر چشم همه رقبا قرار بگیرد. اما بعد از قرعه کشی هر دو دونده ناچار بودند در جایی بدوند که اصلا آن محل را دوست نداشتند. با این حال، هر دو می دانستند که هدفی بزرگ دارند و قرار است کاری کنند که نه فقط کلیه هواداران داخل استادیوم، بلکه تمام تماشاگران تلویزیونی متوجه آنها شوند. هدف آن دو، چیزی فراتر از رکوردشکنی و کسب مدال بود. به همین خاطر تامی اسمیت به دوستش گفت:« هیچ وقت به اندازه الان مایل نبودم که برنده شوم. امروز می خواهم برای مردم بدوم و مطمئن هستم اول می شم.» شلیک تپانچه داور که به گوش رسید، دونده ها استارت زدند و پس از 19.83 ثانیه اسمیت از خط پایان رد شد و رکورد جهان را شکست. کارلوس هم با 20.10 ثانیه برنده مدال برنز شد. یک خبرنگار به سرعت خودش را به قهرمان مسابقه رساند و گفت:« تامی با چه سرعتی می دویدی.. با قدرت واقعی...» اسمیت حرف خبرنگار را قطع کرد و گفت: « بگویید قدرت سیاه» مسابقه فینال دوومیدانی مسابقه فینال دوومیدانی *** در آن لحظه کسی متوجه اهمیت واژه Black power یا قدرت سیاه نشد. اما وقتی سکوی قهرمانی آماده شد و دونده های برتر روی سکو رفتن، ناگهان تمام تماشاگران با صحنه ای خاص روبه رو شدند. وقتی سرود ملی امریکا به صدا در آمد، هر دو دونده دستهای راست خودشان را مقابل پرچم ایالات متحده بلند کردند. دستهای مشت کرده آنها، یا دستکش مشکی پوشیده شده بود و به جای کفش، جوراب مشکی به پا داشتند. در آن لحظه همه در دنیا می خواستند ببینند هدف این قهرمانان از این کار متفاوت چیست؟ خبرنگاران به سمت قهرمانان هجوم بردند و کمی بعد، همه متوجه افکار ورزشکاران شدند. تامی اسمیت دانشجوی دانشگاه سن خوزه گفت:« در کشورم مردم من را به عنوان کاکاسیاهی که خوب می دود، می شناسند. یک کاکا سیاه تیزپا و نه بیشتر. پس معنی اش این است که به هرحال، من کاکاسیاهم. جان کارلوس هم در اعتراض به مشکلات تمامی سیاه پوستهای کشورش گفت:« بچه های من که نمی توانند مدال بخورند» *** زمان زیادی لازم نبود که تمام دنیا فهمیدند، این کار به هیچ عنوان خودجوش نبوده است. بلکه برنامه ای مفصل بوده که از طرف هری ادواردز- مبارز سیاهپوست- در اسپیدسیتی آغاز شده بود. او استاد دانشگاه سن خوزه بود و تز دکترایش« مبارزه سیاهان در راه احقاق حقوق اجتماعی » بود و البته به خاطر همین مبارزات، بعد از دو سال از دانشگاه اخراج شد. او در ابتدا به ورزشکاران سیاه پیشنهاد داده بود که کلا حضور در بازیهای المپیک را تحریم کنند تا آمریکا حداقل از 20 درصد مدالهای حتمی اش محروم شود. اما بعد، فکری جدید به ذهنش رسید و گفت:« قهرمانان سیاهپوست به المپیک بروند اما از یک سکوی بلندتر، صدای ما هم رساتر به گوش دنیا می رسد. سکوی افتخار، تریبون اعتراض سیاهها خواهد شد.» دقیقا هم همین طور شد. اسمیت می گفت:« تازه فهمیدم که دویدن من می تواند مفهوم دیگری هم داشته باشد و هدفی والاتر از کسب مدال هم وجود دارد.» این گونه شد که تصویر اعتراض سیاهها با دستکش های سیاه و مشت های گره کرده، به یکی از ماندگارترین تصاویر المپیک مکزیکوسیتی تبدیل شد. لی ایونز، لری جیمز و دانلد فریمن، نفرات اول تا سوم دوی 400 متر حتی کلاهی سیاه را هم به پوشش خودشان اضافه کردند و جانی هاینس رکوردشکن دوی صدمتر هم گفت که برای رنگین پوستان تمام جهان دویده است. ** حالا نیم قرن از آن روزها گذشته است، شاید کمتر تصویری از اعتراضات دهه 60 سیاهپوستها به تبعیض نژادی در خاطره ها مانده باشد، اما کار دونده های امریکا و تصویر اسمیت و کارلوس، هنوز هم زنده هست. بدون یک استادیوم مملو از تماشاگر و علاقه مندانی در برابر تلویزیون ها، هرگز کسی با قدرت سیاه آشنا نمی شد و شاید در این صورت، ورزشکاران رنگین پوست آمریکایی مجبور بودند با مشکلاتی دست و پنجه نرم کنن که زمانی اسلاف آنها با چنین دشواری هایی درگیر بودند. دونده های امریکا دونده های امریکا   مهدی زارعی

ثبت نظر درباره «قدرت سیاه»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید