نگاهی به فیلم ایزی رایدر ساخته دنیس هاپر

نگاهی به فیلم ایزی رایدر ساخته دنیس هاپر

اختصاصی آسمونی نوشته از نرگس خرقانی

روزگاری که هیپی ها در سینما محبوب بودند! برخی فیلم ها در تاریخ سینما هستند که تبدیل به فیلم های جریان ساز می شوند و می توانند موجی جدید در سینما ایجاد کنند. فیلم مشهور و البته محبوب "ایزی رایدر "از این دست فیلم هاست. فیلمی که 51 سال از ساختش می گذرد اما هنوز هم می توان آن را دید و می توان ساعت ها درباره اش فکر کرد و نظر داد. "ایزی رایدر "از جمله فیلم های مستقل سینمای آمریکا بود که به قید و بندهای مرسوم در سینمای استودیویی هالیوود پایبند نبود. چیزی شبیه به قهرمانان خود فیلم که به قید و بندهای آن دوران آمریکا پایبند نیستند. آنها رسما یاغی نیستند اما نوع رفتار و پوششان برای جامعه سفید پوست و محافظه کار آمریکایی خصوصا در ایالت های جنوبی آمریکا پذیرفته شده نیست. این فیلم توسط "دنیس هاپر" کارگردانی شده و تهیه کننده اش نیز "پیتر فوندا "بوده یعنی دو بازیگر اصلی فیلم که با ظاهری عجیب و موتورهایی عجیب از کالیفرنیا سفری را به ایالت لوئیزیانا آغاز می کنند. در واقع فیلم "ایزی رایدر "داستانی جاده ای دارد و اکثر پلان های آن خارجی و در طبیعت است. برخی این سبک از فیلمسازی را ادامه راه فیلم های وسترن دانسته اند و دو شخصیت اصلی فیلم را شبیه به کابوهای فیلم های وسترن دانسته اند. مردانی جذاب برای زنان، بدون گذشته، بدون سرزمین و البته تنها، دقیقا چیزی شبیه به قهرمان های فیلم های وسترن، تنها تفاوت در اینجا استفاده از موتور سیکلت به جای اسب است. فیلم ایزی" رایدر" در دورانی ساخته شده که جنبش های اعتراضی فراوانی در آمریکا شکل گرفته است. جنبش هایی علیه تبعیض های نژادی، تبعیض علیه زنان و جنگ ویتنام. در فیلم مستقیما به اینها اشاره نمی شود اما شخصیت های فیلم به خوبی نماینده همین قشر هستند. در مقابل آنها افرادی هستند که می خواهند وضع موجود را حفظ کنند و برای این منظور به حذف شخصیت های آوانگارد جامعه می پردازند. چیزی که در فیلم "ایزی رایدر" نیز اتفاق می افتد. یکی از نکات جالب توجه این فیلم دیدن "جک نیکلسون" اسطوره بازیگری تاریخ سینما در نقشی کوتاه است. "جک نیکلسون "در نقش "جرج هنسون" یک وکیل دائم الخمر در این حضور دارد فیلمبه ایفای نقش پرداخته. او از خانواده ای ثروتمند و سرشناسی است و در یکی از ایالت های جنوبی آمریکا زندگی می کند. اما با وجود تشخص خانوادگی او هم از شرایط موجود خسته است و به دنبال راهی برای فرار از این شرایط است. آشنایی او به دو شخصیت اصلی فیلم یعنی "ویات" با نقش آفرینی "پیتر فوندا "و "بیلی "با نقش آفرینی" دنیس هاپر" شرایطی را برای این وکیل خسته از قواعد مرسوم ایجاد می کند که خود را از قید و بندها آزاد کند. بنابراین او نیز با دو شخصیت اصلی همراه می شود. حضور این سه نفر در یک رستوران در شهری کوچک به خوبی تضادهایشان را با جامعه محافظه کار آمریکا آشکار می کند. تاکید کلانتر و دوستش بر نوع رفتار انهایا اشاره به نوع لباس پوشیدنشان كه احتمالا با گوریل ها و سیاهان زندگی می کنند به خوبی نشان دهنده متفاوت بودنشان با روند عادی جامعه است. چیزی که مدتی بعد به مرگ "جرج هنسون" به دست مردم آن شهر منتهی می شود. مرگی نمادین که نشان دهنده راهیست برای آزادی! فیلم "ایزی رایدر "در نوع روایت و ساخت نیز شبیه فیلم های معمول آن دوران نیست. نماهای زیادی از زندگی واقعی مردم آمریکا در آن دوران در طول فیلم می بینیم چیزی که رنگ و بویی مستند گونه به فیلم داده است. در این نماها گاهی به خوبی تضادها را می بینیم. خانه های گرانقیمت سفید پوستان در مقابل کلبه های محقر خارج شهر سیاهپوستان بخش مهمی از این تضادها در جامعه نژاد پرست آمریکا در آن دوران است.   موسیقی نیز در این فیلم نقش مهمی دارد و بر خلاف معمول موسیقی های فیلم بیشتر انتخابی و از خوانندگان مشهور راک در آن دوران است. ترانه هایی از "جیمی هندریکس "، "باب دیلون" و گروه" دبند" در سرتاسر فیلم شنیده می شود و در بیان بهتر حس و حال فیلم کمک می کند و همراه با جذابیت های بصری فیلم حس خوبی به تماشاگر می دهد. "ویات "و "بیلی "هیچ گاه دقیقا به خانواده و زادگاهشان اشاره نمی کنند. چون برای آنها دیگر سرزمین و این مرزبندی ها مهم نیست. فقط آنها از جایی در کاليفرنيا آمده اند. اما از آنها بی سرزمین تر هم در فیلم وجود دارد. اوائل فیلم یک هیپی را کنار جاده سوار می کنند که هیچگاه حاضر نمی شود از زادگاهش چیزی به آنها بگوید. او فقط می گوید که از یک شهر آمده، مثل همه شهرهای دیگر! حضور "ویات "و "بیلی "در میان دوستان این هیپی نیز نمادی از علاقه نسل جوان آمریکا به پست مدرنیسم است. آنها به طبیعت پناه برده اند و با حداقل امکانات زندگی می کنند. به مانند گذشتگان خود می خواهند با کشاورزی روزگار خود را بگذرانند و از زندگی مدرن شهری گریزان شده اند. مهمترین هدف "بیلی "و "ویات" از این سفر حضور در یک جشن عنوان می شود و این با نوع رفتار و کنش آنها متفاوت است. این را نیز می توان نمونه دیگری از تضاد در نسل جدید آمریکا در دهه شصت و هفتاد دانست. دورانی که جنبش هیپی ها تبدیل به جنبشی محبوب در میان جوانان شده بود و سینما را نیز بی نصیب نگذارده بود. فیلم "ایزی رایدر" یکی از بهترین نمونه ها در این زمینه است. اما به گذشت سال ها از این فیلم، هیپی های سینمای آمریکا همیشه اینطور دوست داشتنی و محبوب نیستند. در این مورد می توان به فیلم "فارست گامپ" ساخته رابرت "زمه کیس "اشاره کرده که دختر هیپی و دوست فارست گامپ در زندگی شخصی اش به دلیل انتخاب راه و روش هیپی بودن بدبخت می شود و آخرین و جدیدترین نمونه نیز فیلم روزی "روزگاری در هالیوود "ساخته "کوئینتین تارانتینو" است که هیپی ها را باعث نا امنی و دردسر در هالیوود می داند و در پایان فیلم نیز دو قهرمان فیلم تارانتینو انتقام سختی از این هیپی های مزاحم و قانون شکن می گیرند! به هر حال "ایزی رایدر" در دوره ای ساخته شده است که اکثر هیپی ها نمادی از آزادی خواهی و آوانگاردی در جامعه آمریکا هستند و بر پرده سینما بسیار محبوب و تاثیر گذارند. این فیلم با بودجه 360 هزار دلاری اش بیش از صد میلیون دلار در آمریکا و کشورهای مختلف جهان فروش داشت و این فروش باورنکردنی در آن دوره همه تحلیل گران سینما را شوکه کرد و نشان داد که در آستانه دهه هفتاد میلادی خیلی چیزها در سینما تغییر کرده است از جمله سلیقه تماشاگران سینما. نرگس خرقانی

ثبت نظر درباره «نگاهی به فیلم ایزی رایدر ساخته دنیس هاپر»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید