قلعه نویی، مورینیو و لیگ دو نیمه ای

قلعه نویی، مورینیو و لیگ دو نیمه ای
قلعه نویی، مورینیو و لیگ دو نیمه ای-Ghalenoei, Mourinho and Half League قلعه نویی، مورینیو و لیگ دو نیمه ای-Ghalenoei, Mourinho and Half League

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

داستان مردی که مدتهاست پیر شده است! چند سال قبل یکی از عبارات تکراری امیر قلعه نویی تبدیل به سوژه اصلی رسانه های آن روزها شده بود. قلعه نویی همواره در کنفرانس پایان مسابقه می گفت: بازی دو نیمه داشت. آن گاه توضیح می داد که تیم او یک نیمه ضعیف را با بازی قوی در نیمه دوم جبران کرد. برای ژنرال فرقی نمی کرد که تیمش استقلال باشد، سپاهان، تراکتورسازی یا هر تیم دیگری! اما در همان ایام یک بار ژوزه مورینیو هم در یکی از کنفرانسهای خود درباره بازی تیمش( رئال مادرید) گفت که بازی دو نیمه داشت! همین عبارت کافی بود تا قلعه نویی آن را تبدیل به پاسخی به منتقدان خود کرده و بگوید: وقتی ما می گفتیم بازی دو نیمه داشت، مسخره می شدیم اما دیدیم که مورینیو هم همین جمله را به کار برد!

به یاد روزهای خوش گذشته به هر حال اکنون نزدیک دو دهه از آن روزها گذشته است. هم مورینیو و هم قلعه نویی روزهایی درخشان را در مربیگری سپری کردند و آرام آرام روزهای زوال آنها نزدیک شد. اگر مورینیو زمانی به هر تیمی می رفت با جام از آنجا خارج می شد و پورتو و اینتر را قهرمان اروپا می کرد و چلسی و رئال را فاتح لیگ های داخلی کشورهای خود، حالا کارش به جایی رسیده که از چلسی و منچستریونایتد اخراج می شود، مدتی بیکار می ماند و سرانجام در تاتنهام جانشین پوچتینویی می شود که از این تیم برکنار شده است! قلعه نویی هم در ایران شرایطی مشابه دارد. دوران افتخارات او در مربیگری با دولت محمود احمدی نژاد همزمان شد و هرچه افتخار فوتبال ایران بود، توسط ژنرال در سالهای انتهایی دهه 80 شمسی درو شد. هنوز هم تمام قهرمانی های استقلال در لیگ برتر به دوران مربیگری قلعه نویی خلاصه می شود و رکورد سه قهرمانی پیاپی در لیگ برتر که با استقلال و سپاهان رقم خورد، اتفاقی بود که تنها یک مرد دیگر موفق به تکرار آن شد؛ برانکو ایوانکوویچ. اما دست تقدیر، سرنوشت ژنرال را با رییس جمهور سابق ایران گره زد و هر دو با هم از راس قدرت خارج شدند. قلعه نویی پس از 5 قهرمانی لیگ، شاهد بود که چگونه رتبه تیمهایش در لیگ برتر روز به روز پایین و پایین تر آمد و دیگر خبری از افتخارات گذشته نبود. نه با استقلال، نه با تراکتور سازی و نه با دو نماینده فوتبال اصفهان!

در انحصار پیرمردها هر چند فوتبال ما پیرگرا هست و تا اجبار در کار نباشد، کسی به جوانها میدان نمی دهد، اما فضای فوتبال در همه جای دنیا در حال تحول و پیشرفت است و این تغییرات در فوتبال ما هم تاثیرگذار می شود. فوتبالی که در آن هنوز هم در تلویزیون از امثال استیلی و منصوریان به عنوان« مربیان جوان!» یاد می شود و در این شرایط مدیرعامل ها حاضرند به مربیان امتحان پس داده ای مثل صمد مرفاوی، حمید استیلی و مجید جلالی بارها و بارها فرصت دهند اما این فرصت را از یک مربی جوان دریغ کنند. مثلا مجید جلالی خودش در سال 1393 در شبکه ورزش سیما گفته بود که تا یکی دو سال دیگر مربیگری می کنم و آن گاه از فوتبال کناره گیری. اما می بینیم که در تمام این سالها جلالی خواهان داشت و حتی حالا بعد از مدتها ناکامی، بالاخره در گل گهر سیرجان دارد پس از مدتها طعم موفقیت را هم می چشد! در این شرایط محال است مربیانی مثل امیر قلعه نویی بیرون بمانند زیرا هنوز هم بدترین عنوان آنها مثام ششمی لیگ است و این عملکرد در بین مربیان ایرانی بی نظیر است! ترفندهای دهه 80 اما همان طور که گفتیم فوتبال دنیا روز به روز پیشرفت می کند و نمی توان جلوی تغییرات را حتی در فوتبال ایران گرفت. زمانی بود که اگر یک مربی می خواست در بین کاندیداهای مربیگری یک تیم بزرگ باشد، کافی بود یک روز گروهی را به تمرین آن تیم بفرستد تا با اغتشاش تمرینات تیم را به هم بزنند اما اگر این روزها چنین اتفاقی بیفتد، رسانه ها همه چیز را برملا می کنند و این اتفاق یک ضد تبلیغ برای فرد مورد نظر می شود. حالا در این شرایط فرض کنید اتفاقات سال 1386 اکنون تکرار شود و مثلا امیر قلعه نویی( که در آن زمان مدیر سازمان فوتبال استقلال بود!) لیست تیم برای مسابقات قهرمانان آسیا را دیر بفرستد و این کار باعث حذف تیم از لیگ قهرمانان شود، آیا افکار عمومی به راحتی با این امر کنار خواهند آمد؟ نمونه ای از این اتفاقات را در بازی سپاهان و پرسپولیس مشاهده کردیم. بازی نکردن سپاهانی در برابر پرسپولیس چیزی بود یادآور نسل همایون بهزادی و حسین کلانی و نبردهای شاهین و تاج که بزرگان فوتبال هر گاه که اراده می کردند مسابقه ای را نیمه کاره رها می کردند و آن را به جنجال می کشیدند. اما نیم قرنی از آن اتفاقات گذشته است. قلعه نویی دیگر مربی استقلال نیست و  همه می دانند که در این فوتبال، پرسپولیس و استقلال آن قدر برای دولتی ها اهمیت دارند که نیمی از صحبت های وزیر ورزش را هم به خود اختصاص دهند. در این اوضاع و احوال ژنرال و تیمش نمی توانند انتظار موفقیت در برابر پرسپولیس را داشته باشند. آن هم با تیمی که استقلال نیست و البته با ترفندی که مربوط به یک دهه قبل است!

پایان یک رویا برای سپاهانی ها مدتهاست که رویای قهرمانی لیگ به پایان رسیده است. واقعیت این است که قلعه نویی مدتهاست که عادت قهرمانی را فراموش کرده است و تحت هر شرایطی می تواند ببازد. فرقی نمی کند با تراکتور سازی در فینال جام حذفی مقابل تیم نابسامان و بی در و پیکر نفت شکست بخورد یا همچون فصل قبل قهرمانی را به پرسپولیسی بدهد که در شش بازی انتهای فصل، بردن را فراموش کرده بود. با این حال سپاهان نه در لیگ به آن پرسپولیس رسید و نه در جام حذفی در خانه از پس پرسپولیس برآمد. تیمی برای یک نیم فصل با قلعه نویی می توان فعلا در بین مدعیان قرار گرفت. می توان حتی یک نیم فصل با رویای قهرمانی زندگی کرد اما این ها برای یک نیم فصل جواب می دهد. از نیم فصل دوم است که عملکرد ضعیف تیمهای ژنرال آغاز می شود. مساوی پشت مساوی و باخت هایی در میان بردها، امری کاملا تکراری است. چه با تراکتور، چه با سپاهان و چه با استقلال. ژنرال مدتهاست که پیر شده است و اگر شناسنامه اش چنین نگوید، تفکراتش چنین امری را اثبات می کند. یک دهه از روزهایی گذشته که تیمهای او بیشترین گل لیگ را می زدند و به قول قلعه نویی« تنها بارسلون از آنها بیشتر گل می زد!». الان تیمهای قلعه نویی تلاش می کنند تا با حداقل گل به برتری دست پیدا کنند و نتیجه این می شود که برتری های شکننده تیمهایش با یک لغزش از بین می روند. اما باز هم محافظه کاری و احتیاط پیری اجازه نمی دهد که تفکری دیگر بر روش بازی تیمهای ژنرال حاکم شوند. ژنرال سپاهان در هم شکسته را برای دومین فصل متوالی به یکی از بالانشین های جدول ایران تبدیل کرد و اگر یکی دو سال دیگر هم در اصفهان بماند، همین کار را تکرار می کند. اما اگر سپاهانی ها، دوباره قهرمانی می خواهند، قطعا با این تفکرات به رویای خود دست پیدا نمی کنند!  

ثبت نظر درباره «قلعه نویی، مورینیو و لیگ دو نیمه ای»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید