اثر پروانه ای (درباره شناى پروانه محمد كارت)

اثر پروانه ای (درباره شناى پروانه محمد كارت)

اختصاصی آسمونی نوشته علی جعفرزاده

شناى پروانه با اين جمله معرفى شده است: ((شناى پروانه در جنوب شهر طوفان به پا مى كند.)) و اين آغاز بال زدن پروانه اى در نقطه اى از سياره و تبديل آن به طوفان در نقطه اى ديگر است. اين ساده ترين تعريف فيزيكدانان معاصر از اثر پروانه ايست كه توضيح مفصلترش نه ارتباطى به فيلم" محمد كارت "دارد و نه به اتمسفر اجتماعى فيلم. " محمد كارت" پس از سالها تجربه در عرصه مستند، با نگاهى اسنادى به سراغ گنده لات هاى جنوب شهر رفته و با بهره گيرى از تجربه فيلم هاى "سعيد روستايى" و مغزهاى "هومن سيدى" به دل جنوب شهر مى زند. فيلم "شناى پروانه" در پيكربندى هوشمندانه، خط فاصله ى عميقى با فيلمهاى "روستايى" و "سيدى" ايجاد مى كند. اينجا اصلا اهميت ندارد كه در كدام بستر اجتماعى و  قالب سياسى انسانهاى فرودست رشد مى كنند و بالغ مى شوند. "شناى پروانه" با فصل آغازين تكان دهنده اش ، قتل ناشى از آنچه غيرتمندى و ناموس پرستى ناميده مى شود، با نگاههاى ورقلمبيده زنى معصوم، لرزه بر اندام مخاطب مى افكند و همين پنج دقيقه از معصوميت تكه پاره ى كاراكتر "پروانه "كافيست تا سيمرغ روى شانه "طناز طباطبايی" بنشاند. فيلم در ادامه سير تطور و بلوغ كاراكتر "حجت "با بازى افسونگر "جواد عزتى" است. كافيست به دو سكانس قدم زدن "حجت "در خيابان و سعى در متفرعن نماييش سر سفره شام در سكانس پايانى عميق شويد؛ دستكم اگر مسحور نشديد اذعان خواهيد كرد كه عزتى با سيمرغ هاى نگرفته اش انگار باز هم عزيزترين است. "شناى پروانه" نه در مدح يا مذمت لمپنيسم است و نه در ستايش ضد قهرمان. داستان فروپاشى "حجت" در مناسبات خرده فرهنگ كجروانه ايست كه از پسر سر به راه خانواده قرار است" هاشم" ديگرى بسازد. سير تحولات درام و چند گره دراماتيك و معما گونه به نزديك تر شدن "حجت "به شمايل "هاشم "مى انجامد. "حجت" كه آمده است تا برادرش را از چوبه دار نجات دهد خود در چال گير مى افتد. درحالي كه رفيق ترين نيز نارفيق است و "مصيب "كه قرار است تكيه گاه باشد خود كليد اصلى تمام ماجراهاست. اينجاست كه ضد قهرمان مستاصل قصه پى به ورطه هولناكى مى برد كه در آن گير افتاده است. اينجاست كه مى فهمد برادر در حق او چه جفايى كرده است و اين همه تلاش و سگ دو زدن سر هيچ بوده است و "حجت "با طرح يك سوال كليدى و يك پاسخ مورد انتظار به ذات هاشم و درست بودن اعترافات مصيب پى مى برد. شناى پروانه قصه اى ضد اديسه وار و عدم تطهير گونه است. قصه غرق شدن و فرو افتادن در تيرگى است؛ و نكته سنجى هوشمندانه و شجاعانه مى خواهد تا در ورطه شعار زدگى و گفتمان محورى نيفتد. گفتمان اجتماعى فقر محور  كه از تضاد طبقاتى بنالد و از چرخدنده هاى محروميت بگويد. فيلم" محمد كارت "قصه زندگى آدمهاى جنوب شهر است. اصل خود جنس. بى آينه اى در برابر اين زندگى و چكش و رداى قاضيانه. تنها بال زدن پروانه اى معصوم است كه در زيست جهان "حجت" طوفان به پا كرده است.

ثبت نظر درباره «اثر پروانه ای (درباره شناى پروانه محمد كارت)»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید