بیتوته ی کوتاهیست جهان در فاصله ی گناه و دوزخ

بیتوته ی کوتاهیست جهان در فاصله ی گناه و دوزخ

بیتوته ی کوتاهیست جهان

در فاصله ی گناه و دوزخ

خورشید همچون دشنامی بر می آید

و روز شرم ساری جبران ناپذیری ست

آه...

پیش از آن كه در اشک غرقه شوم

چیزی بگو،

درخت، جهل معصیت بار نیاكان است

و نسیم، وسوسه یی ست نا به كار

مهتاب پاییزی، كفری ست كه جهان را می آلاید

چیزی بگو

هر دریچه ی نغز، بر چشم انداز عقوبتی می گشاید

عشق، رطوبت چندش انگیز پلشتی ست

و آسمان، سر پناهی، تا به خاک بنشینی و بر سرنوشت خویش گریه ساز كنی

آه...

پیش از آن كه در اشک غرقه شوم چیزی بگوی،

هر چه باشد چشمه ها، از تابوت می جوشند

و سوگواران ژولیده آبروی جهان اند

عصمت به آینه مفروش كه فاجران نیازمندتر آنند

خاموش منشین

خدا را پیش از آنكه در اشک غرقه شوم، از عشق چیزی بگو

احمد شاملو

ثبت نظر درباره «بیتوته ی کوتاهیست جهان در فاصله ی گناه و دوزخ»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید