نقد فیلم در وجه حامل

نقد فیلم در وجه حامل

در وجه حامل فیلمی به کارگردانی و نویسندگی بهمن کامیار و تهیه‌کنندگی مصطفی کیایی محصول سال 1396 است. آسمونی در این بخش به معرفی و نقد فیلم در وجه حامل می پردازد.

نقد فیلم در وجه حامل

فیلم در وجه حامل در تاریخ 23 خرداد 1397 در سینماهای ایران اکران شده است.

خلاصه داستان فیلم در وجه حامل

این فیلم داستان آن روایتگر زندگی زنی به نام مهری است که ناخواسته درگیر ماجرایی مجهول می‌شود و در پی حل آن است.

بازیگران فیلم در وجه حامل

ژاله صامتی در نقش مهری

محمدرضا غفاری

ایرج سنجری در نقش ایرج

رؤیا جاویدنیا

احسان امانی

بابک بهشاد

معصومه رحمانی

رعنا آزادی‌ور

محسن کیایی

جواد زیتونی

بیژن افشار

میثاق جمشیدی

مژده دایی

سید وحید منافی

مهدی میری

پاوان افسر

اکبر مددی مهر

غلامحسین عباسی

مهران آتش‌زا

فرزاد سینا

شهرزاد بخشی

مهران فراهانی

فاطمه بابایی

رضوان جعفری

حمیدرضا خسرویون

نقد فیلم در وجه حامل

در خلاصه ی فیلم در وجه حامل نوشته شده: داستان این فیلم روایتگر زنی به نام مهری ست که ناخواسته درگیر ماجرایی مجهول می شود و در پی حل آن است .... کدام داستان ؟ کدام زن ؟ کدام سینما؟ انگار این روزها مُد شده است که بعضی از فیلمسازان فیلمنامه ی تلویزیونی شان را تبدیل به فیلم سینمایی می کنند، فارغ از اندکی تامل که آیا این قصه ی نیم بندِ تکراری قابلیت سینما دارد یا نه، روی پوستر هم نشانه ی مثبت پانزده سال می زنند که مخاطب بیشتر ترغیب شود تا این فیلم را ببیند ، اما چرا باید این فیلم را دید؟ قطعا فیلمنامه ی در وجه حامل با استانداردهای یک تله فیلم یا مینی سریال نوشته شده زیرا وقتی این فیلم را در سالن سینما روی پرده ی نقره ای می بینیم فیلم لو می رود که برای سینما نیست چرا که دروجه حامل فیلم قلابی است که می خواهد نود دقیقه فقط وقت تماشاگر را تلف کند و اگر نه فیلمساز هم می داند که نمونه ی همچین داستانی بارها در سینما و تلویزیون ساخته شده اما کدام داستان؟ در وجه حامل در حد یک طرح است که به فیلمنامه نمی رسد و فیلمساز تنها سعی کرده از زنِ فیلم قهرمانی بسازد که به هیچ وجه همچین عنصری در ساختار شخصیت زن دیده نمی شود، یا از سوی دیگر کامیار به عنوان فیلمساز قصد داشته اتمسفر فیلم را زنانه کند به طور مثال حضور مهری ، اقدس یا آن زن ثروتمند که چک شوهرش را جعل می کند نمی تواند نشانی از دنیای زنانه باشد چرا که فیلم تنها اشارات کوچکی به این موضوع دارد و اساسا ضعف فیلمنامه اجازه نمی دهد حتی شخصیت مهری پرداخت درستی داشته باشد به همین دلیل این فیلم در بوجود آوری حس زنانه اش الکن است و نمی تواند به طور قابل قبولی به زنان بپردازد اگر زمان فیلم دویست دقیقه هم می بود باز هم این حس به مخاطب القا نمی شد، زنی رنج دیده و خسته بی خبر از همه جا باید بدهی های شوهرش را بدهد ، خوب اگر ندهد چه می شود؟ این سوال معکوس برای این پیش می آید که ما هیچ چیزی از گذشته ی ایرج نمی بینیم و اساسا ایرج  کاراکتر مجهول بی خاصیتی ست که اگر مُرده بود این فیلم بیشتر می توانست قصه تعریف کند و فیلمساز به هدف نهایی اش برای قهرمان سازی زن می رسید، اما در شرایط کنونی حضور ایرج روی تخت برای داستان چه تاکیدی دارد؟ اساسا نمی شود پذیرفت که چرا ایرج به هر دلیلی آن اول نمی میرد و روی تخت می خوابد! دلیلش چیست ؟ اینکه در اواخر فیلم با توجه به حضور مرد همسایه و جلال، ایرج تبدیل به یک قهرمان مفلوک شود! آیا این قهرمان سازی یا رودست زدن به مخاطب(مثلا) پتانسیل دراماتیک دارد؟

اساسا معتقدم قهرمان سازی در انتهای فیلم به شدت اشتباه است زیرا فیلمساز می توانست کاراکتر ایرج را سیاه تر بنویسد که حداقل پایان فیلم بشود باور کرد که ایرج در حق جلال چه لطفی کرده است یا فیلمساز می توانست فلاش بکی از ایرج نشان دهد اما انگار کامیار بیش از هر چیز روی مهری تمرکز کرده و خواسته از او یک شخصیت مستقل بسازد که جواب نداده است، چرا که اِلمان های تدارک دیده شده برای خلق این شخصیت نمی تواند جواب گو باشد در اواسط فیلم مهری به خانه می آید و جای خالی ایرج را می بیند و هراسان می شود آن دختر لال که ایرج را با ویلچر از بیرون به داخل می آورد کیست و چه کارکردی برای فیلم دارد؟ جز سکانس های آخر زمانی که مهری می فهمد ایرج بی گناه است جای او را کنار خودش روی زمین پهن می کند و آن دختر لال با رویت این صحنه به اتاق می رود و درب را می بندد!! این تصویر نشان می دهد که گمان های اشتباه مهری نسبت به ایرج تبدیل به عشق شده و غیره .... اما به اصطلاحِ عامیانه فیلمنامه به شدت لاغر است و عناصر درام آنقدر ساده انگارانه در فیلم چیده شده که نمی شود از در وجه حامل به عنوان یک فیلم سینمایی توقع خاصی داشت به یاد بیاورید که مهری نزد برادرش می رود و برادرش چگونه با او برخورد می کند در سکانس های آخر همان برادر برای مهری چک می آورد تا طلب ایرج صاف شود خوب این چک را چرا در همان سکانس با همین دیالوگ ها به مهری نداد؟ برای همین احساس می شود که فیلمنامه ضعیف و کم جان است زیرا که نود درصد فیلم شخصیت ها ارجاعی دیالوگ می گویند به طور مثال ما یک شخصیت به نام ایرج داریم که افلیج روی تخت خوابیده حالا تمامی شخصیت ها درباره ی ایرج دیالوگ می گویند مثل جلال که مشخص نیست چرا با این سن کم رفیق ایرج است؟ در همان سکانس های اول زن همسایه با حرف های بی ربط به موضوع فیلم درباره ی شغل لوله بازکنی خواستگار دخترش به مهری می گوید در سکانس های بعد مهری در دفتر صاحب کارش است و لوله بازکن برای باز کردن لوله ی توالت مبلغ دویست هزار تومان را درخواست می کند ، این تاکید به چه درد فیلم می خورد یا رفتن مهری به آن خانه که سند قلابی بخرد که پایان آن سکانس مشاجره مرد جاعل با نامزدش را می بینیم! سکانسی شلخته و درهم که فیلمساز فقط قصد داشته همچین سکانسی در فیلمش وجود داشته باشد اما این سکانس به قدری ابتدایی و غیراستاندارد است که به هیچ وجه نمی شود آن را قبول کرد چرا که در سکانس بعد می بینیم که مبلغی که به آن جاعل داده را پس گرفته، چگونه؟ فیلمساز می توانست فصل پس گرفتن پول را نشان بدهد، این گونه مهری به شخصیت می رسید اما در شرایط کنونی قفط سکانس هایی را می بینیم که بی منطق رها شدند مثل نوشتن چک مهری برای آن دختر! به همین دلیل فیلمنامه ضعیف احساس می شود چرا که هیچ منطقی در درام دیده نمی شود و اساسا چیدمان درام برای چنین شرایطی اشتباه است زیرا هیچ جذابیتی در درام وجود ندارد که مخاطب بتواند با فیلم ارتباط برقرار کند. فیلمساز برای پایان دادن به فیلمش و رسیدن به گره گشایی (که البته گره افکنی استانداردی هم در فیلم احساس نمی شود) ساده ترین راه را انتخاب می کند ، جلال برمی گردد اقرار می کند که ایرج بی گناه است او از زدوخورد دارودسته ی غفوری با ایرج فیلم گرفته و علت زمین گیرشدن ایرج هم مشخص می شود به همین سادگی و راحتی! مگر می شود فیلمنامه ی یک فیلم سینمایی اینقدر ساده انگارانه باشد؟

بهمن کامیار انگار قبل از در وجه حامل یک فیلم نیمه بلند و دو فیلم سینمایی هم ساخته اما نگارنده در جریان دلیل اکران نشدن آن فیلم ها نیست اما از سر و شکل این فیلم به نظر می رسد بهمن کامیار در نوشتن فیلمنامه مشکل دارد چرا که در وجه حامل از فیلمنامه آسیب دیده است این آسیب هم از ایده با فیلمنامه همراه است اگر ایده با سروشکل منسجم تری به فیلمنامه تبدیل می شد و اگر فیلمنامه چندبار بازنویسی می شد در وجه حامل می توانست یک فیلم معمولی سینمایی باشد، در شرایط کنونی این فیلم برای مخاطب به هیچ وجه جذابیت نداشته و فیلمی ست که به سرعت فراموش می شود، البته که فیلمبرداری علی قاضی، موسیقی علی ثابت و تدوین سپیده عبدالوهاب از نکات مهم در وجه حامل محسوب می شوند و البته بازی همیشه خوبِ ژاله صامتی را هم به این موارد اضافه کنید.

ثبت نظر درباره «نقد فیلم در وجه حامل»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید