حجاب اجباری یا اختیاری از منظر دین

حجاب اجباری یا اختیاری از منظر دین

hijab1در مورد اختیاری بودن و اجباری بودن حجاب برای بسیاری از افراد سوالات و ابهاماتی وجود دارد. به همین دلیل در این مقاله از آسمونی مطالب بسیار مفید و خواندنی در مورد حجاب و همچنین اختیاری بودن و یا اجباری بودن حجاب عنوان می کنیم که از شما عزیزان دعوت می کنیم تا آخر این مقاله ما را همراهی کنید. پیشاپیش از همراهیتان سپساگزاریم.

چرا حجاب در صدر اسلام اجباری نبود اما امروز باید اجباری باشد؟

برخي با ضرورت بحث حجاب مخالفند، زيرا، آن را مسئله‌اي فردي مي‌دانند نه جمعي. از جمله ادله ايشان، آن است که حجاب در صدر اسلام اجباري نبوده، بلکه موکول به تصميم و خواست خود افراد بوده است. آنان مي‌گويند در ابتداي انقلاب اسلامي ايران نيز مسئله اجباري کردن حجاب محل اختلاف ميان علما گرديد. از جمله مرحوم آيت الله محمود طالقاني، پس از اعلام اجباري شدن پوشش سر براي زنان در ادارات دولتي توسط امام خميني، به موضع‌گيري عليه آن پرداخت. سخنان وي آن‌چنان که در روزنامه اطلاعات، مورخ 20 اسفند 1357 آمده است بدين قرار است: «حتي براي زن‌هاي مسلمان هم در حجاب اجباري نيست چه برسد به اقليت‌هاي مذهبي... ما نمي‌گوييم زن‌ها به ادارات نروند و هيچ کس هم نمي‌گويد... زنان عضو فعال اجتماع ما هستند... اسلام و قرآن و مراجع دين مي‌خواهند شخصيت زن حفظ شود. هيچ اجباري هم در کار نيست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگي مي‌کردند؟ مگر چادر مي‌پوشيدند؟... کي در اين راهپيمايي‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب يا بي‌حجاب بيايند؟ اين‌ها خودشان احساس مسئوليت کردند، اما، حالا اين که روسري سر کنند يا نکنند باز هم هيچ‌کس در آن اجباري نکرده است».

نهايتاً طبق دستور امام خميني، اجباري شدن حجاب در ادارات دولتي اجرا شد و در سال 1363 مجلس شوراي اسلامي با تصويب قانون مجازات اسلامي، براي عدم رعايت حجاب در معابر عمومي، 72 ضربه شلاق تعيين نمود (ماده 638 قانون مدني، براي زنان بي‌حجاب، حبس از ده روز تا دو ماه، يا جريمه نقدي تعيين کرده است).

در مورد اختلافات ابتداي انقلاب بايد گفت آن‌چه بايد ملاک ما براي تشخيص قول صحيح از اقوال خطا باشد، ادله‌اي است که طرفين بر ادعاي خود مطرح مي‌کنند؛ حجاب، يک عنوان شرعي است، ولي اجباري کردن حجاب در جامعه، يک عنوان شرعي نيست، بلکه عنواني مربوط به زندگي روزمره است که بايد از طريق انطباق قواعد عام شرعي حکمش را در هر زمان به دست آورد. توضيح آنکه، عنواني هم‌چون «نماز يوميه» يا «سرقت» عناويني شرعي هستند که حکم اولي وجوب و حکم دومي حرمت است، اما، «خوردن» يا «نگاه کردن»، عنواني شرعي نيستند که به همين عنوان، مستلزم حکمي از سوي شارع باشند، بلکه بايد ديد تحت کداميک از عمومات مندرج مي‌شوند. مثلاً، خوردن گوشت خوک حرام است، اما، خوردن آن‌چه لازمه حفظ حيات است واجب است. اگر امروزه، در جامعه اسلامي، گذراندن دوره سربازي، اجباري است، نمي‌توان بر آن خدشه کرد که در صدر اسلام، پيامبر اکرم و ائمه طاهرين، کسي را مجبور به دو سال خدمت نظامي نمي‌کردند!hijab2دليلش آن است که اين عنوان، عنواني شرعي نيست که حکمي مشخص داشته باشد، بلکه حکمش در هر زمان بسته به مقتضيات زمان و مکان از عمومات شرعي استنباط مي‌گردد.

اگر حجاب در زمان پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله اجباري نبوده است، احياناً به دليل تازه پا بودن اسلام و عدم ثبات اجتماعي، درگيري زياد در جنگ‌ها، لزوم تدريجي بودن ابلاغ احکام و اموري از اين دست باشد نه به دليل عدم مشروعيت آن.

رعایت حجاب اختياري است يا اجباري؟

عنوان شهروندي و پذيرش آن مقتضياتي دارد كه از جمله آنها عمل به قانون اجتماعي است. به عنوان مثال اگر در جامعه، قانوني مانند قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي وضع شده است، هيچ يك از شهروندان و عابران پياده كه از خيابان مي گذرند، نمي توانند اين قانون را ناديده گرفته و بگويند كه قانون براي رانندگان است و عابران پياده مي توانند تخطي كنند.

حجاب در حقيقت يك قانون اجتماعي است و همانند قانون و مقررات راهنمايي و رانندگي الزامي و تخطي از آن افزون بر گناه، مجازات هايي را در پي دارد.

در هر جامعه اي اگر قانون زير پا گذاشته شود، امنيت اجتماعي و اخلاقي جامعه از بین رفته و در حقيقت تجاوز به حقوق ديگران است.

عدم رعایت حجاب همانند تجاوز از خط عابر پياده و عدم رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی است كه مجازات خاص خود را دارد؛ زيرا در هر دو مورد، اطمينان و اعتماد عابران افراد جامعه سلب شده و هراس و وحشت جامعه را فرا خواهد گرفت.

قطعا در جامعه اي كه افراد آن قانون را زیر پا بگذارند، شهروندان احساس ناامني خواهند کرد.

بر اساس این مثال حتي اگر شهروندان، اعتقادي به حجاب نداشته باشند، مي بايست به قوانين مصوب احترام گذاشته و آن را اجرا كنند، از اين رو حجاب حتي بر شهروندان مسيحي در كشور اسلامي واجب است؛ زيرا قانون فراگير است و همگان بايد آن را رعایت نمایند.

با توجه به دو ويژگي اسلاميت جامعه و ضمانت قانوني، ضرورت رعایت حجاب در جامعه مشخص می شود.

لازم به ذکر است، چون حجاب مفهومي مشکک و داراي سلسله مراتب است كه با نبود يك مرتبه از آن ساقط خواهد شد، بد حجابي لفظ صحيحي نيست و مي بايست بي حجابي ذكر گردد

ثبت نظر درباره «حجاب اجباری یا اختیاری از منظر دین»

پرسش ها و دیدگاهتان را درمورد این مطلب بنویسید