بيان مقام و منزلت قرآن از ديدگاه حضرت على عليه السلام

1 – «ظاهر قرآن زيباست، باطن آن ژرف ناپيداست. عجايب آن سپرى نگردد، غرايب آن به پايان نرسد، و تاريكى هاجز بدان زدوده نشود.»

2 – «كتاب پروردگار در دسترس شماست، حلال و حرام آن پيداست واجب و مستحب آن هويداست، ناسخ و منسوخش روشن، رخصت و عزيمت آن معين، خاص و عامش معلوم، پند و مثلهايش مفهوم، مطلق و مقيدش پديدار، محكم و متشابهش آشكار، مجمل آن تفسير شده، و نامفهومش تعبير شده، از حكمى كه بدانند و انجام دادنى است، و آنچه ندانند و واگذردنى است، حكمى است وجوب آن در قرآن معين، و نسخ آن در سنت مبرهن‏»

3 – «قرآن را بياموزيد كه نيكوترين گفتار است، و آن را نيك بفهميد كه دلها را بهترين بهار است، و به روشنائى آن بهبودى خواهيد، كه شفاى سينه‏هاى بيمار است، و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين بيان و تذكار است‏»

4 – «كتاب خدا در دسترس شماست، زبان آن كند نيست، گوياست ، خانه‏اى است كه پايه‏هايش ويران نشود، و صاحب عزتى است تا يارانش را هزعيت نبود»

5 – پس از من بر شما روزگارى آيد كه چيزى از حق پنهان‏تر نباشد، و از باطل آشكارتر. و از دروغ بستن بر خدا و رسول او بيشتر. و نزد مردم آن زمان كالائى زيانمندتر از قرآن نيست اگر آن چنانكه بايد بخوانند و نه پر سودتر از قرآن، اگر معنى كلماتش را برگردانند و در شهرها چيزى از معروف ناشناخته‏تر نباشد، و شناخته‏تر از منكر. حاملان كتاب خدا آن را واگذارند و حافظانش آن را به فراموشى بسپارند. پس در آن روزگار قرآن و قرآنيان از جمع مردم دورند.

6 – «بر شما باد به كتاب خدا كه ريسمان استوار است و نور آشكار است و درمانى است‏سود دهنده، و تشنگى را فرونشاننده، چنگ در زننده را نگهدارند، و در آويزنده را نجات بخشنده. نه كج‏شود، تا راستش گردانند، و نه به باطل گرايد تا آن را برگردانند. كهنه نگردد به روزگار، نه از خواندن و نه از شنيدن سيار. راست گفت كه سخن گفت از روى قرآن، و آن كه بدان رفتار كرد پيش افتاد

7 – «قرآن علم آينده است و حديث گذشته. درد شما را درمان است و راه سامان دادن كارتان در آن است‏»

8 – قرآن فرمان دهنده است و باز دارنده خاموشى است و گوينده حجت‏خداست‏بر آفريدگانش كه بدان پيمان گرفته است از ايشان، و همگان را نهاده است در گرو آن، نور (هدايت) خود را با قرآن تمام گرداند و دين خود را بدان به كمال رساند، و جان پيامبر خويش را هنگامى ستاند كه از رساندن احكامى كه موجب رستگارى آفريدگان است، فارغ ماند»

9 – پس فرو فرستاد بر او قرآن را، نورى كه چراغ‏هاى آن فرو نميرد، و چراغى كه افروختگى‏اش كاهش نپذيرد، و دريايى كه ژرفاى آن کس نداند، و راهى كه پيمودنش رهرو را به گمراهى نكشاند. و پرتوى كه فروغ تيرگى نگيرد، و فرقانى كه نور برهانش خاموش نشود، و تبيانى كه اركانش ويرانى نپذيرد، و بهبوديى كه در آن بيم بيمارى نباشد، و ارجمنديى كه يارانش را شكست و ناپايدارى نباشد، و حقى كه ياورانش را زيان و خوارى نباشد. پس قرآن معدن ايمان است و ميانجاى آن، و چشمه ساردانش است و درياهاى آن، و باغستان دادست و آبگيرهاى آن، و بنياد اسلام است و بنلاد استوار آن. واديهاى حقيقت است و سبزه‏زارهاى آن، و دريايى است كه بردارندگان آب آن را خشك نگردانند، و چشمه سارهاست كه آب كشندگان، آب آن را به ته نرسانند، و آبشخورهاست كه در آيندگان آب آن را كم نكنند، و منزلگاههاست كه مسافران راهش را گم نكنند، و نشانه‏هاست كه روندگان از نظرش دور ندارند، و پشته‏هاست كه روى آورندگان از آن نگذرنند و آن را نگذارند. خدايش مايه سيرابى دانشمندان كرده است، و بهار دلهاى فقيهان و مقصد راههاى پارسايان، و دارويى كه از پس آن بيمارى نيست و نورى كه با آن تارى نيست، و ريسمانى كه گرفتنگاه آن استوار است و پناهگاهى كه قله آن پناهنده را نگاهدارست، و ارجمندى هر كه با او دوستى ورزد و امان آن كس كه بدان در شود، و راهنماى هر كه بدان اقتدا كند، و عذرخواه آن كه آن را هر كه در مخاصمت پشتيبان خويش شمارد، و پيروزى آن كس كه بدان حجت آرد، و راهبر آن كه آن را به كار دارد و برنده آن كه آن را كار فرمايد، و نشان آن كس كه در آن بنگرد چنانكه بايد، و نگاهدار كسى كه خود را بدان از آسيب پايد، و دانش كسى كه آن را نيك به خاطر سپارد، و حديث كسى كه از آن روايت كند، و حكم آن كس كه خواهد حكم دهد.

– منبع : امام علی نت

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید