شق القمر

روز 14 ذی الحجه برابر است با روز معجزه شق القمر

آسمونی : در بین آن همه ظلمت و تاریكی و شرک و بت‌ پرستی تنها پیامبر اسلام صلوات الله علیه ، محور توحید و یكتاپرستی بود كه از خدا خانه پرتو گرفت و چون ماه به خانه‌اش روشنایی می‌بخشید.

روز به روز بر تعداد پیروانش افزوده می شد و منطق قوی و كلام دلرباش همگان را شیفته خود كرده بود. بعد از گذشت چندین سال و بعد از ارائه بسیاری از نشانه‌های رسالت، یكی از بزرگترین این نشانه‌ها جلوه‌گر شد.

یكی از روزها كه رسول اکرم صلوات الله علیه با پیروان خود به طرف مسجدالحرام در حركت بود. دشمنان او كه وجودش را مانع سیطره بی‌چون و چرای خود بر طبقه مستضعف جامعه می‌دانستند، تقاضایی كردند.

درخواست آنان چیزی بود كه امیدوار بودند، پیغمبر اکرم صلوات الله علیه نتواند اجابت كند ودر بین همه رسوا شود ولی به خواست خداوند نتیجه كار برعكس انتظار آن‌ها شد و با اینكه با وجود معجزه بزرگ و جاودان پیامبر اکرم صلوات الله علیه یعنی قرآن مجید، حجت بر همگان تمام شده بود، اما باز هم رسالت جهانی او نیازمند تقویت بود. لذا معجزه‌ای دیگر نمایان شد.

آنان گفتند: «اگر راست می‌گویی و پیغمبر خدا هستی ماه را به دو نیم تقسیم كن. نیمی را در راستای کوه صفا و نیمی را در راستای کوه مروه قرار بده».

همه حاضران در فكر فرو رفتند و منتظر ماندند تا پایان كار را ببینند.پیامبر اکرم صلوات الله علیه به همراه پیروان خود طواف خانه معشوق را به جای آورد و به درگاه او، به نماز و استغاثه ایستاد.

سپس مثل همیشه رو به حضرت امیر علیه السلام نمود و فرمود: علی جان! برخیز و كنار كوه صفا بایست و هروله كنان به طرف كوه مروه برو و با صدای بلند این اذكار را بگو:« بارخدایا! صاحب کعبه و مکه و زمزم و مقام و ای فرستنده پیامبر مكی! به ماه اجازه بده كه به دو نیم تقسیم شود، نیمی بر سر كوه صفا و نیمی بر سر كوه مروه قرار گیرد، كه ندای نهان و آشكار ما را شنیدی و به همه چیز عالم و آگاهی».

سران شرك، طبق عادت همیشگی مشغول مسخره كردن شدند. ولی هنوز دعای حضرت علی علیه السلام تمام نشده بود، كه آسمان و زمین به حدی به تكاپو افتاد كه گویا نزدیك بود آسمان بر زمین بیافتد.

ترس تمام وجود مردم را فرا گرفته بود و با نگرانی ناظر و شاهد این واقعه بزرگ بودند.

ناگهان با اشاره انگشت پیامبر اکرم صلوات الله علیه، ماه به دو نیم شده نیمی سر كوه صفا و نیمی بر سر كوه مروه قرار گرفت و تمامی شهر مکه را منور ساخت. مؤمنان فریاد زدند و تكبیرگویان، ایمان خود را به خدا و پیغمبرش اظهار داشتند. اما سران كفر باز هم با تمسك به حربۀ اتهام سحر و جادو، عناد و لجاجت غیرمنطقی خود را برملا ساختند.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید