11 شوال ، وفات شیخ بهایی در اصفهان (1030 ه ق)

آسمونی : فقیه ربانى و عارف صمدانى، شیخ بهاء الدین محمد عاملى، یكى از بزرگان و مفاخر و نوابغ اواخر قرن دهم و اوایل قرن یازدهم هجرى مى‏باشد كه در جامعیت و تنوع علوم و دانش، كمتر نظیرى مى‏توان بر او پیدا نمود. او یكى از جامع ‏ترین افراد روزگار خویش در وسعت معلومات و تنوع اطلاعات بوده است، از این نظر برجستگى‏ مشخصى در میان فقهاء و دانشمندان كسب كرده است، و اگر او را نادره‏اى از نوادر و نابغه‏اى از نوابغ نامیده باشیم، راه مبالغه نپیموده‏ ایم.

و خود با تواضع و فروتنى خاصى، به این حقیقت اعتراف دارد، آنجا كه مى‏گوید: «من در مباحثه و جدل، بر هر ذوفنونى‏ چیره شدم، ولى هرگز نتوانستم با كسى كه در یك فن استاد بود، حریف شوم.» (با این ‏جمله به حقیقتى اشاره دارد كه استعداد طبیعى و ذاتى انسان، توان و قابلیت فراگیرى یك سنخ مطلب خاصى را دارد، هر انسانى نمى‏تواند در تمام فنون موفقیت و پیشرفت داشته باشد، بسیار بجاست ‏كه مربیان و پیش كسوتان ذوق فرد را دریابند و او را به مسیر مورد علاقه‏اش هدایت ‏كنند.)
شیخ بهایى در زمینه ‏هاى مختلف اطلاعات و آگاهى دارد و همین آگاهى و وسعت معلومات، نوعى جاذبیت ‏به آثار او بخشیده است كه از میان انبوه آثار گذشتگان، كتاب‌ها و تالیفات او را به صورت كتاب روز و مورد علاقه درآورده است.

شیخ بهایى در زمینه ‏هاى مختلف اطلاعات و آگاهى دارد و همین آگاهى و وسعت معلومات، نوعى جاذبیت ‏به آثار او بخشیده است كه از میان انبوه آثار گذشتگان، كتاب‌ها و تالیفات او را به صورت كتاب روز و مورد علاقه درآورده است. فی المثل در كتاب ‏«اربعین‏» كه یك كتاب حدیثى و فقهى است، از مسائل ریاضى و هیات نیز استفاده كرده است، و مسائل آنها را به صورت روشن و ملموس در اختیار خواننده قرار داده است.

در مورد تاریخ وفات شیخ بهایى اقوال گوناگونی وجود دارد، صاحب‏ «تاریخ ‏عالم آراى عباسى‏» كه از مآخذ مورد اعتماد است، مى‏گوید كه در شب چهارم شوال سال‏1030 ه.ق بیمار شد و هفت روز رنجور بود، تا این كه در شب 11 شوال درگذشت، و چون وى رحلت كرد، شاه عباس در ییلاق بود و اعیان شهر جنازه او را برداشتند و ازدحام مردم به اندازه‏اى بود كه در میدان نقش جهان جا نبود كه جنازه او را حركت‏ دهند.

در مسجد جامع عتیق به آب چاه غسل دادند و علماء بر او نماز گزاردند و در بقعه‏اى منسوب به امام زین العابدین(علیه السلام) كه مدفن دو امامزاده است، گذاشتند و از آنجا به مشهد بردند و به وصیت‏ خود او در پائین پا، در جایى كه هنگام توقف در مشهد در آنجا درس مى‏گفت، به خاكش سپردند.
صاحب روضات الجنات مى‏گوید كه چون شیخ درگذشت، پنجاه هزار نفر بر جنازه وى نماز گزاردند و در تاریخ فوت وى گفته‏اند: «بى ‏سر و پا گشت و شرع و افسر فضل اوفتاد.» مقصود از «بى‏سر و پا گشت‏ شرع‏» این است كه شین و عین از آغاز و آخر شرع مى‏افتد، و «راء» مى‏ماند كه 200 باشد، و «افسر فضل اوفتاد»، یعنى ‏«فاء» از آغاز آن ساقط مى‏شود و «ضاء» كه 800 و «لام‏» كه 30 باشد مى‏ماند و روى هم رفته،1030مى‏شود.

صاحب كتاب تنبیهات مى‏گوید كه سال یك هزار و سى هجرى، مریخ در عقرب ‏راجع شد، و شیخ پس از یك هفته مریضى به رحمت ایزدى پیوست.

اعتماد الدوله میرزا ابو طالب در تاریخ رحلت وى گفته است:

رفت چون شیخ از این دار فناى گشت ایوان جنانش ماواى دوستى جست ز من تاریخش گفتمش ‏«شیخ بهاء الدین واى‏» كه از جمله آخر بدون همزه‏ «بهاء»، عدد 1030 به دست مى‏آید.
صاحب مطلع الشمس مى‏گوید كه در چهارم شوال سال 1030 هجرى شمسى‏ مریض گشت و در سه‏شنبه دوازدهم رحلت نمود و جسد شریفش به مشهد نقل شد.
صاحب امل الآمل در مورد تاریخ وفات شیخ گوید كه از مشایخ خود شنیدم كه ‏در سال 1030 هجرى قمرى درگذشت.

ولى صاحب قصص العلماء تاریخ درگذشت وى را سال 1031 هجرى قمرى ‏ذكر كرده است.
صاحب سلافة العصر، تاریخ وفات شیخ را دوازده روز مانده از شوال سال ‏1031 هجرى قمرى نوشته است، و در كتاب دیگر خویش موسوم به حدائق الندیه فی‏ شرح الفوائد الصمدیه در دوازدهم شوال سال 1030 هجرى قمرى ذكر كرده است و ممكن است در چاپ كتاب اول تحریفى شده باشد.

به طور كلى آنچه از این اقوال برمى‏آید، وفات شیخ در دوازدهم شوال سال‏1030 یا 1031 هجرى قمرى اتفاق افتاده است و چون صاحب تاریخ عالم آراى عباسى‏ كه نظرش معتبرتر از دیگران است، و همچنین كتاب تنبیهات كه تالیف خود را چند ماه بعد از آن واقعه نوشته است، سال 1030 را ذكر كرده‏اند، از این رو گفته كسانى كه وفات‏ شیخ را در این سال نوشته‏اند، صحیح‏تر به نظر مى‏رسد.
در این صورت وفات شیخ در دوازدهم ماه شوال سال 1030 ه.ق در شهر اصفهان روى داده است.

0/5 ( 0 نظر )


نظر خودتان را ارسال کنید