شوم ترین فینال تاریخ

 

تیم ملی برزیل و اروگوئه

تیم ملی برزیل و اروگوئه

اختصاصی آسمونی

نوشته از مهدی زارعی

در سال 1963 مواسیر باربوسا دروازه بان سیاهپوست و اسبق تیم ملی برزیل، دوستان خود را به خانه اش دعوت کرد تا آنها را به خوردن کباب باربیکیو مهمان کند. اما آتش باربیکیو چندان عادی نبود و شعله هایش از حالت نرمال، بیشتر زبانه می کشید. دلیلش پیچیده نبود. باربوسا چوبهای تیر دروازه های استادیوم ماراکانا- معبد فوتبال برزیل- را به خانه خودش آورده بود و آنها را می سوزاند. باربوسا می خواست از دروازه ای انتقام بگیرد که زندگی اش را نابود کرد. او در آن مهمانی گفت: « این کبابها که می خورید برای من، حکم پاهای آلسیدس گیگیا مهاجم اروگوئه را دارد

باربوسا حق داشت. به خاطر یک گل، هواداران زندگی اش را مثل رنگ پوستش، سیاه کردند. او هیچ وقت خاطره تلخ حضورش در یک مغازه برزیلی در سال 1970 را فراموش نکرد. آنجا زنی وقتی او را دید و شناخت، در صورتش تف کرد و گفت: « تو کسی بودی که اشک یک ملت را درآوردی.»

بعدها همین برخوردها با باربوسا ادامه پیدا کرد. وقتی می خواست در سال 1993 از اردوی تیم ملی برزیل دیدن کند، او را به اردو راه ندادند و گفتن تو با خودت بدشانسی می آوری.»

به همین خاطر بود که قبل از مرگ در سال 2000 گفت: « در برزیل، حتی جنایتکارها هم بیشتر از 30 سال در زندان نمی مانند. اما هواداران 50 سال است که من را زندانی کردند.»

شوم ترین فینال تاریخ

شوم ترین فینال تاریخ

همه چیز از گل دوم اروگوئه به برزیل شروع شد. برزیلی که طبق قوانین با یک مساوی هم قهرمان جام جهانی می شد در حضور نزدیک به 200 هزار تماشاگر (2-1) از میهمان خود باخت و جام را از دست داد. این گل چنان تاثیری داشت که گفته شد زندگی مردم برزیل به دو قسمت تقسیم شد، قبل از این گل و بعد از این گل. در اروگوئه، شادی این گل باعث شد که سه نفر از هیجان سکته کنند و جان خودشان را از دست بدهند و در برزیل، یک نفر از ناراحتی سکته کرد.

هرچند بازی هنوز تموم نشده بود اما بقول چیکو بوارکیو( ترانه سُرا)، زمانی که بازیکنان بیشتر از هر زمانی به ماراکانا نیاز داشتند، ماراکانا ساکت ساکت بود.

معبد فوتبال به سوت و کوری یک قبرستان شد تا گیگیا جمله معروفش را درباره گل پیروزی اش بگوید:« فقط سه نفر توانستند ماراکانا را ساکت کنند. پاپ ژان پل دوم، فرانک سیناترا و من»

پائولو بریگادو هم در کتاب « آناتومی یک شکست» گفت: این گل، مهم ترین گل تاریخ برزیل بود. چون هیچ گلی به این اندازه در زندگی یک ملت تاثیرگذار نبود.

جالب بود که روزنامه نگاران، باربوسا را به عنوان بهترین دروازه بان جام جهانی 1950 انتخاب کرده بودند، اما بعد از پایان بازی نهایی با اروگوئه، مردم برزیل به یاد رنگ پوست و خاطرات قدیمی شان از برده داری افتادند و متوجه شدند دروازه بان و دو مدافع مقصر روی گل، یعنی باربوسا، بیگوده و ژونال، هر سه تا سیاهپوست هستند.

بازی برزیل و اروگوئه

بازی برزیل و اروگوئه

ژوزه لینس دو رگو در نشریه« ژورنال دوس اسپورتس» نوشت: مردمی را دیدم که سرافکنده و گریان، ماراکانا را ترک می کنند. انگار از مراسم تشییع جنازه یکی از عزیزانشان برمی گشتند. من یک ملت شکست خورده را دیدم. مردمی که دیگر امیدی ندارند. دیدن این صحنه ها قلبم را شکست؛ ناامیدی بزرگ تری به سراغم آمد و حس کردم ما ملتی بدشانس هستیم که لذت پیروزی و خوشی را از ما گرفته اند.»

کارلوس هیتور نویسنده برزیلی هم از آن لحظه نوشت:« روی پله سیمانی، به تابش خورشید نگاه می کردم و به سکوت مردم گوش می دادم. حتی یک آه، این سکوت را نمی شکست. بازمانده های این غروب بیرحم فکر می کردند دیگر هیچ وقت خوشحال نمی شوند. باید به مناسبت آن روز، آرامگاهی در کشورمان می ساختند؛ مثل قبرهای سربازان گمنام.»

برزیل بعد از آن، شش بار فینالیست جام جهانی شد و 5 بار فینال را برد و قهرمانی جهان را از آن خود کرد.

اما هرگز فینال شوم 16 جولای 1950 در ماراکانا فراموش نشد. سال 2000 وقتی گیگیا به برزیل رفته بود، دختری جوان در فرودگاه با دیدن پاسپورت او گفت: « ما در برزیل، هر روز با آن حادثه زندگی می کنیم.»

همه اینها تبعات ناامیدی بود؛ ناامیدی هوادارانی که با امید به ورزشگاه آمدند یا کنار رادیوهایشان نشستند، خواب قهرمانی جهان را دیدند و هرگز به آن نرسیدند. این غم هیچ وقت از حافظه ملت برزیل پاک نشد. 

 

شوم ترین فینال تاریخ

شوم ترین فینال تاریخ

0/5 ( 0 نظر )


منبع : آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید