نقد روانشناختی فیلم سینمایی دوباره زندگی

#نقد روانشناختی فیلم سینمایی  دوباره زندگی#

فیلم سینمایی دوباره زندگی

فیلم سینمایی دوباره زندگی

نوشته ی مرجان دلپسند
اختصاصی آسمونی

دوره کهنسالی ، برای همه یکسان سپری نمی شود. برای یک سری از کهنسالان  با موفقیت طی می شود‌. به عبارتی سالمندانی که خوب پیر می شوند؛ بیشتر فعال می مانند و درمقابل محدود شدن دنیای اجتماعی خود مقاومت می کنند و به انجام فعالیت هایی که در دوره جوانی و میانسالی خود می پرداختند، با روند کندتری ادامه می دهند. اما به طور کامل دست از زندگی و پیشبرد اهداف خود برنمی دارند. به عبارتی چگونگی گذر از این مرحله از زندگی در سالمندان به سبک زندگی آنها در گذشته،موقعیت اجتماعی ،اقتصادی و سلامت روانی آنها باز می گردد. در حالی که اگر این دوره از زندگی در یک فرد سالمند دیگر ممکن است با کاهش فعالیت های اجتماعی ونقش پذیری هایش ، کاهش انرژی روانی و جسمی اش ، بی علاقگی وی به دنیا و زیبایی هایش، دوری گزیدن از جامعه و اطرافیانش، ترس از مبتلا شدن به بیماری های لاعلاج و اینکه فریادرسی نداشته باشند تا به او و درخواست هایش رسیدگی نمایند و جدایی و مرگ و … همراه باشد.

فیلم سینمایی دوباره زندگی به کارگردانی “رضا فهیمی” که در سال ۱۳۹۶ ساخته شده است به موضوعاتی از قبیل دوره کهنسالی، از دست دادن فرزند به واسطه حوادثی از قبیل سقوط هواپیماو نحوه گرفتن تابعیت فرزندان به جا مانده از یک تبعه ایرانی و خارجی و نگرش های موجود به نگهداری کهنسالان در خانه سالمندان اشاره می کند.

فیلمی که توانسته است برنده جایزه هیات ویژه داوران درجشنواره تیرانا، خرس طلایی و صد گل از کشور چین را از آن خود نماید. فیلمی که بازیگر مطرحی همچون “گلاب آدینه” و “شمس لنگرودی”، شاعر پیشکسوت ،در آن به ایفای نقش پرداخته اند. فیلمی که در آن دو شخصیت کهنسال فیلم هر کدام نگاه متفاوتی به زندگی دارند. از یک سو “ارسلان “است که دوره کهنسالی را دوره رکود و فرسایش می داند.به مثابه این تفکر نیز دست به اقداماتی می زند که نشاندهنده یاس و ناامیدی در زندگی او می باشد. انجام اقداماتی از قبیل خریدن پارچه ای سفید به عنوان کفن، خریدن قبر دوطبقه در بهشت زهرا ، گرفتن اتاقی برای خودش و همسرش درخانه سالمندان که به امور مربوط به زندگی او وهمسرش رسیدگی خواهد شد و …همگی نشان از یاس و ناامیدی او به آینده اش را  نشان می دهد.اما شخصیت زن داستان ،”ریحانه “، با بازی گلاب ادینه با اکثر تصمیمات او  مخالفت  می کند. در سکانس های پایانی این فیلم می بینیم که این تصمیمات عملی نمی شود. اما اتفاقات دیگری رخ می دهد که زندگی این زوج را ابتدا با غم و اندوه همراه می کند . ارسلان پیرمردی که مرگ را برای خود متصور می شد؛ حال با مرگ فرزندش روبرو می شود.اما با توجه به نام این فیلم می توان پایان خوشی را برای این فیلم متصور شد .مانند پارچه سفیدی که به عنوان کفن تهیه شده بود؛ پول نقدی که برای هزینه کفن و دفن در کشوی دلاور قرار گرفته بود ؛ همگی صرف هزینه نگهداری از نوزادی گردید که با آمدنش توانست امیدی دوباره برای زندگی به این زوج کهنسال بدهد .این فیلم را می توانید در فیلیمو تماشا نمایید.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید