نگاهی به مینی سریال بلندترین صدا

داستان شروع یک امپراطوری رسانه ای

نقد از نرگس خرقانی
پست اختصاصی آسمونی

مینی سریال” بلندترین صدا “در سال ۲۰۱۹ و در هفت اپیزود تولید شده است و توسط شبکه شوتایم نیز به نمایش درآمده. نخستین اپیزود این سریال در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۹ و هفتمین و در واقع آخرین اپیزود نیز در یازدهم آگوست ۲۰۱۹ از شبکه شو تایم به نمایش درآمده است.
همچنین فیلمنامه این مینی سریال بر اساس کتاب بلندترین صدا در اتاق نوشته “گابریل شرمن “نوشته شده است و به زندگی “راجر ایلز “مدیر پرقدرت و پر نفوذ شبکه فاکس نیوز در دو دهه آخر عمرش می پردازد.

راجر ایلز یکی از چهره های مهم جمهوری خواهان در انتخابات مختلف آمریکا بوده است. او در واقع مشاور رسانه ای چند رئیس جمهور پیشین آمریکا از جمله ریچارد نیکسون، رونالد ریگان و جرج دبلیو بوش بوده و به عنوان تهیه کننده تلویزیونی نیز قبل از تاسیس شبکه فاکس نیوز در شبکه سی بی اس کار کرده و از همین روی چهره ای بسیار پرنفوذ و مهم در رسانه های آمریکا به شمار می رفت.
اما به نظر می رسد مهمترین دلیل سرمایه گذاران و تهیه کنندگان این سریال برای ساختن مینی سریال بلندترین صدا پایان کار “راجر ایلز “و رسوایی اخلاقی بزرگی است که برای او پیش آمد باشد. رسوایی که باعث شد او مجبور به استعفا از مدیریت شبکه شود و خیلی سریع همه آنچه را که بیست سال برایش تلاش کرده بود به راحتی از دست بدهد.

راجر ایلز که به نظر می رسید مرد بسیار پر قدرتی در دنیای رسانه ها باشد با رسوایی اخلاقی که در سال 2016 برایش پیش آمد و شکایت یکی از مجری های زن شبکه فاکس نیوز بسیار سریع قدرتش از هم پاشید زیرا که در پی آن 23 زن دیگر بابت مشکلات اخلاقی “ایلز “به شبکه فاکس نیوز شکایت کردند و عملا به حیات کاری او پایان داده شد.

کسی که با توجه به چاقی مفرط و بیماری هموفیلی که داشت ظهور و قدرتش در عرصه رسانه خودش یک سوال بود. زیرا او نه خبرنگار بود و نه از خانواده ای سرشناس و ثروتمند و در کل کودکی خوبی نداشته. اما هیچ کدام از اینها مانع از بزرگ شدنش در دنیای رسانه در آمریکا نشد. “راجر ایلز “به شدت خود را یک آمریکایی متعهد به اصول سرمایه داری می دانست. عقاید نژادپرستانه اش را پنهان نمی کرد و از کمونیست ها متنفر بود. در کل می توان او را شخصیت عجیبی در تاریخ رسانه های آمریکا دانست.

نکته جالب توجه در این مینی سریال حضور راسل کرو بازیگر پرآوازه نیوزلندی در نقش “راجر ایلز “است. شاید تا چند سال پیش به سختی می شد بازیگر نقش گلادیاتور را در این نقش تصور کرد. اما با اضافه وزن قابل توجه “راسل کرو “در سال های اخیر که اتفاقا باعث افت کارش و کم کاری اش در سینما نیز شده است، حضورش در این نقش بهترین فرصت بود تا دوباره خود را به عنوان بازیگری قدرتمند و قابل اعتماد اثبات کند.

در ابتدای سریال توصیفی که از “راجر ایلز “می شود این است که او آدمی چاق، متوهم و به شدت راستگرا بوده است. در طول فیلم نیز ما شاهد همین خصوصیات از راجر ایلز هستیم. او که کارش با شبکه سی بی اس به عنوان تهیه کننده به پایان رسیده است، در سال 1996 و در سن 55 سالگی در تلاش برای شروع کاری جدید است. او مذاکراتی با “هوپرت مرداک “میلیاردر یهودی که در عرصه رسانه بسیار پر قدرت و ثروتمند است انجام می دهد. “ایلز “با “مرداک “به این نتیجه می رسد که شبکه فاکس نیوز را به عنوان شبکه ای راست گرا و نزدیک به جمهوری خواهان در آمریکا ایجاد کنند. شبکه ای که در آینده به پر بیننده ترین شبکه خبری آمریکا تبدیل می شود.

در دو قسمت اول بیشتر به تلاش های راجر ایلز برای شروع این شبکه و مشکلاتش برای راه اندازی و ادامه راه پرداخته شده است و از قسمت سوم او به امپراطوری خود نزدیک تر می شود و کم کم بسیار پرقدرت و پر نفوذ می شود به طوری که هر چه دوست دارد انجام می دهد. حتی گاهی در مقابل “هوپرت مرداک “سرمایه گذار اصلی شبکه فاکس نیوز نیز می ایستد و نظریات خود را بر او تحمیل می کند. “مرداک “که در مقایسه ”
شخصیت میانه رو تری دارد ترجیح می دهد که فاکس نیوز از جناج یا گروهی مستقیما حمایت نکند چیزی که مد نظر ایلز نیست.

ایلز به شدت همه چیز را تحت کنترل خودش دارد و هر جا که به ذهنش می رسد از فضای شرکت و یا خانه اش دوربین نصب می کند. حتی هنگام نصب دوربین اصرار دارد که توالت های شبکه هم باید دوربین داشته باشند و تحت نظر باشند!
نوع گفتار و دیالوگ های راجر ایلز به شدت جنسیت زده و بی ادبانه است و به مرور رفتار او با زنان نیز در سریال نشان داده می شود. به نظر می رسد با قدرتمندتر شدن او، توهمی عجيب برایش ایجاد می شود که با زنان هر طور که دوست دارد می تواند رفتار کند. راجر ایلز اعتقاد دارد که مردی چند وجهی است و فساد اخلاقی او ربطی به خانواده اش ندارد.

زیرا که او در ظاهر خود را به همسر و پسرش وفادار نشان می دهد و خانواده را بسیار مهم می داند! بازی درخشان راسل کرو با گریم بسیار عجیب و سنگینش که گفته می شود هر بار در حدود شش ساعت نیاز به زمان داشته، به خوبی او را در شخصیت “راجر ایلز “قابل باور کرده است. به طوری که اگر در ابتدا ندانید که بازیگر اصلی سریال چه کسی است، حدسش تا پایان سریال بسیار سخت خواهد بود.
نکته جالب توجه این است که این بازیگر به عنوان یکی از تهیه کنندگان این سریال نیز در آن مشارکت داشته و همین از اهمیت این نقش برای راسل کرو حکایت داشته که البته برایش بی نتیجه هم نبود و توانست جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش اول مرد در مینی سریال های سال ۲۰۱۹ را برایش به ارمغان داشته باشد. جایزه ای که نشان داد هنوز هم این بازیگر پا به سن گذارده می تواند موفق باشد و دوره اش به سر نیامده!
دیگر بازیگر شناخته شده سریال بلندترین صدا “نائومی واتز “بازیگر استرالیایی تبار هالیوود در نقش “گرچن کارلسون “مجری مطرح فاکس نیوز است که از ایلز شکایت می کند. “نائومی واتز “نیز به خوبی از پس نقش خود برآمده است و به خوبی چالش هایش را با رئیس فاسد و ضد زنش نشان می دهد. او که مرتبا از سوی ایلز به دلیل روشنفکری هایش تحقیر می شود، با مشکلات روحی شدیدی دست و پنجه نرم می کند و عملا پشتیبانی ندارد حتی در ابتدا شوهرش نیز با  او همراه نیست و شکایت کردن از “ایلز “را کار درستی نمی داند.

تقابل “راسل کرو “به عنوان شخصیت منفی در مقابل “نائومی واتز “که تبدیل به نمادی از حق خواهی زنان می شود در این سریال جالب توجه است. دو بازیگری که در پشت صحنه برخلاف کارکترهایشان در این سریال دوستانی قدیمی هستند!
یکی دیگر از نکات درخشان این سریال گریم های دقیق بازیگران است. داستان که در طی بیست سال اتفاق می افتد به مرور با هنر گریم بازیگران را مسن تر جلوه می دهند. به طور مثال “سیه نا میلر “که در نقش همسر سوم “راجر ایلز “در سریال حضور دارد به مرور زمان و با گریمی حساب شده تبدیل به زنی میانسال می شود. کسی که با وجود تمام مشکلات “ایلز “از او حمایت کرد وحتی تا به امروز هم منکر مشکلات اخلاقی همسر مرحومش است!
به هر روی سریال بلندترین صدا به غیر نکات تکنیکی که در آن وجود دارد می تواند به عنوان فیلمی از پشت پرده رسانه های آمریکا به آن نگاه کرد. رسانه هایی که داعیه آزادی زنان و حقوق بشر دارند اما مدیران شان چندان به این اصول پایبند نیستند و گاهی فسادهای اخلاقی وحشتناکی در میان آنان اتفاق می افتد.

این را هم نمی توان تنها به یک جناح خاص نسبت داد به طور مثال رسوایی های اخلاقی هاروی واینستن تهیه کننده مشهور هالیوودی که از حامیان اوباما و کلینتون بوده است نشان می دهد که این رویه در هر دو جناح سیاسی آمریکا مرسوم است و هر چند وقت یکبار بخش هایی از آن برای مردم آشکار می شود.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید