نقد سریال خانه پیش از تاریکی

خانه پیش از تاریکی-home before dark

خانه پیش از تاریکی-home before dark

نقد از نجیبه نعمتی
اختصاصی آسمونی

کودکان و نوجوانان به دلیل شیوع ویروس کرونا و تعطیلی مدارس ماه‌هاست که مجبور به قرنطینه در خانه شده‌اند؛ اما برای سرگرمی آنها فیلم و یا سریال مناسب سراغ دارید؟ فیلم و یا سریال‌های کمی برای آنها وجود دارد تا بتوانند این ایام را سر کنند. فیلم هایی که مورد علاقه آنها باشد بسیار اندک است. معرفی این گونه فیلم و یا سریال‌ها می‌تواند برای آنها مفید باشد یکی از این سریالها که تماشای آن برای رده سنی نوجوان(13+) مناسب دیده شده، سریال ده قسمتی «خانه پیش از تاریکی »است. این سریال وام گرفته از یک ماجرای واقعی می باشد.

دختری ۹ساله به نام هیلدی لیسیاک( لیسکو) که در حال حاضر کم سن و سال ترین و جوان ترین عضو انجمن روزنامه نگاران حرفه ای است ( او هم اکنون سیزده سال دارد) در۹ سالگی ماجرای یک قتل و کودک ربایی را حل می کند  و سبب آزادی  فردی بیگناه از زندان و پیدا کردن مسبب آن می‌شود. او به خاطر کشف ماجرا به اتفاق خواهرش جایزه نوجوان برای آزادی مطبوعات را در سال 2019 اخذ کرده است.
سریال در خصوص دختری است که جامعه از او می‌خواهد تنها یک دختر معمولی باشد او بر خلاف آنها سعی در دنبال کردن آرزو و رویایش دارد؛آرزو ی مبدل شدن به یک خبرنگار.

ماجرا از جایی آغاز می‌شود که «هیلدی »دانش آموز کلاس چهارم، به اتفاق دو خواهر، پدر و مادر خود مجبور می‌شوند از «بروکلین » در «نیویورک »به شهر کوچکی به نام «اری هاربور »نقل مکان کنند. پدر او که خبرنگار است به دلیل آنکه نمی‌تواند ماجرای گم شدن کودکی که از کار اخراج شده  را فراموش کندو  همچنین به دلیل بالا بودن هزینه‌های اجاره مسکن به اتفاق خانواده به شهر زادگاهش برمی‌گردد.

پدربزرگ «هیلدی» که سابق بر این پلیس بوده حال در خانه سالمندان نگه داری می‌شود. در همان بدو ورود به شهر یکی از افراد شهر کشته می‌شود. پلیس آن را یک اتفاق قلمداد می‌کند و ماجرا را مسکوت می‌گذارد؛ اما «هیلدی »پی به موارد مشکوک برده و در نهایت متوجه می‌شود که قتلی صورت گرفته و با سماجت قاتل را پیدا می‌کند؛ اما این همه ماجرا نیست. او در پی کشف راز پدر، مردم و پلیس شهر است. اتفاقی که در سال 1988 افتاده است. ماجرایی که بر روی مردم شهر و به خصوص پدر هیلدی تاثیر گذاشته و با گذشت این همه سال کسی به راز آن پی نبرده است. ماجرا در خصوص دزدیده شدن دوست صمیمی پدر یعنی « ریچی فایف» است.

شبی که سه پسربچه برای دوچرخه سواری می‌روند؛ اما ریچی ( پسر شهردار) توسط یک آدم ربا دزدیده می‌شود و با گذشت سالهای سال کسی از سرگذشت او مطلع نیست. درآن سال یعنی 1988 با وجود مدارک که توسط بچه‌ها ( پدر هیلدی، مرد پرنده‌ای و..) ارائه می‌شود پلیس به آنها توجه نمی‌کند و در نهایت بدون داشتن مدارک مستدل فردی بومی را دستگیر و وی را زندانی می‌کنند. «هیلدی »در حالی که همه شهر با او مخالف هستند هر بار در روزنامه الکترونیکی و وبلاگ خود ماجرا را دنبال می‌کند. او به عنوان یک کودک نه ساله از همه طرف تحت فشار است.

پدر، خواهر بزرگتر، تمامی دانش آموزان مدرسه، پلیس و…اما او کوتاه نمی‌آید. زمانی که از او می‌خواهند مانند دختران به خاله بازی با عروسک‌هایش مشغول باشد؛ به ملاقات زندانی می‌رود، رد پاها را دنبال می‌کند، با سنگ اندازی‌ها  مبارزه می‌کند. تبعیض نژادی را به عینه می‌بیند و در نهایت به راز قتل پی می‌برد. زندانی بی‌گناه آزاد و مقصر را راهی زندان می‌کند. او به اتفاق پلیس زن سیاهپوست که به دلیل رفتارهای نژادپرستانه دیده نمی‌شود و کسی به او اهمیت نمی‌دهد بر علیه کلانتر نژاد پرست مبارزه کرده و موفق می‌شوند پلیس زن سیاه پوست را کلانتر شهر کنند. «هیلدی» به عنوان یک قهرمان شناخته می‌شود.

اما زمانی که ماشین کودک ربایی را از اعماق دریاچه بیرون می‌کشند، جسد ریچی پیدا نمی‌شود این بدان معنی است که هنوز معمای پسربچه حل نشده باقی مانده که به نظر می‌رسد در فصل دوم ماجراهای دیگر رقم می‌خورد.

سریال فوق که توسط کمپانی اپل تی وی پلاس در سال 2020 ساخته شده و بازیگرانی همچون: بروکلین پرنس(هیلدی)، جیم استورژس( پدر)، ابی میلر( مادر) و…در این سریال ایفای نقش داشته‌اند.

4/5 ( 1 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید