سينما، پست مدرنيزم و تارانتينو

سينما، پست مدرنيزم و تارانتينو-cinema, postmodernism and tarantino

سينما، پست مدرنيزم و تارانتينو-cinema, postmodernism and tarantino

اختصاصی آسمونی
نقد از لاله عالم

پالپ فيكشن دومين فيلم كويين تارانتينو، كارگردان معروف است، فيلمی كه به زعم بسياری از منتقدان بهترين فيلم وی نيز بوده و او تاكنون نتوانسته، اين موفقيت را تكرار كند، حتی با آخرين فيلمش “روزی روزگاری در هاليوود“.

از اين فيلم در ليست انتخاب بسياری از منتقدان، به عنوان يكی از تاثيرگذارترين و ماندگارترين فيلم های تاريخ سينما نام برده شده است. شايد يكی از دلايل اهميت اين فيلم، به دليل پست مدرن بودن آن است.

فيلم در زمان خودش شيوه جديدی به وجود آورد كه توانست توجه منتقدان را به خود جلب كند، اگرچه با استفاده از ترفندهايی مخاطب عام را نيز با خود همراه كرده بود. از ظاهر و فرم روايت فيلم كه بگذريم؛ شيوه غير خطی و دايره وار ؛ روشی كه بعد ها راه را برای خيلی ها در قصه گويی هموار كرد و بسياری از فيلم ها متاثر از آن ساخته شدند، در محتوا نيز حرف هايی برای گفتن داشت.

نگاه تلخ و انتقادی فيلمساز به جامعه اطرافش كاملا مشهود است، سياهی و تباهی آنچنان در فيلم موج می زند كه از تراژدی به كمدی می رسد. شخصيت ها آنچنان سياه هستند كه انگار كاريكاتور هستند، درست مثل قهرمانان داستان های مصور كه به اسم فيلم نيز دلالت دارد.

در دنيای “پالپ فيكشن” آدم ها عجيب وغريب هستند. دو گانگستر مثل آب خوردن جنايت می كنند و يكی از آنها در حين كار، حرف های زيبا می زند، آن ديگری در شغلش ناشی است و بسيار جدی، ناشيانه عمل می كند. رئيس آنها كه اسمش هم كافيست موج ترس و وحشت در دل تمام كسانی كه او را می شناسند، بياندازد، خود بسيار تصادفی در دام آدم های منحرف می افتد. ديگر كاراكتر های فيلم دو دزد حرفه ای هستند كه درست در مكان و زمانی كه فكر می كنند، برنده هستند گير گانگستر ها می افتند.

گانگستر حرفه ای خود خيلی الكی به دست بوكسور كشته می شود و بسياری موقعيت های شبيه آن. در واقع كمدی سياه فيلم كه بيشتر هجو است و همين هجو يكی از مهمترين المان های سينمای پست مدرنيستی است. نگرشی كه در اعتراض به غلبه مدرنيزم به وجود آمد. سينمای پست مدرنيستی برخلاف سينمای مدرن داستانگوست اگرچه داستان آن سراسر هجو باشد.

نقش گانگسترها را “جان تراولتا “و “ساموئل ال جكسون “بازى مى كنند. هر دو بازی بسيار خوبی در فيلم از خود ارائه داده اند، گفته می شود، نقش “جولز وينفليد” از همان ابتدا برای “ساموئل ال جكسون” نوشته شده، همان گانگستری كه خوب صحبت می كند و نهايتا نيز متحول می شود.” ال جكسون “در اين فيلم يكی از بهترين و نامتعارف ترين بازی هايش را ثبت می كند. همچنين “جان تراولتا “در نقش “وينسنت وگا” يا گانگستر حرفه ای كه نا شيانه عمل می كند، دوباره مطرح می شود و شخصيت جديدی را به كاراكترهای سينمايی اضافه می كند. همچنين “پالپ فيكشن “باعث می شود، “بورس ويليس “، در نقش بوكسور از بازيگری در فيلم های تجاری نجات يابد.

يكی ديگر از ويژگی های سينمای پست مدرنيستی استفاده از المان های سينمای كلاسيک است. در حقيقت پست مدرنيزم در هر جامعه ای نگاهی به دستاورد های گذشته دارد و سعی می كند آن را با شيوه های جديد يا مدرن بيان كند. علی رغم آنكه هر كارگردانی سبک خود را دارد، إرجاعات به سينمای كلاسيک و بينامتنى يكی از راه های تشخيص سينمای پست مدرنيستی است. به عنوان مثال در “پالپ فيكشن”، در صحنه ای كه “جان تراولتا “و اما تورمن به رستوران می روند، گارسون هايی در آنجا پذيرايی می كنند كه در گريم و لباس برخی از شخصيت ها و فيلم های معروف سينمای كلاسيک هستند، يا راننده زن تاكسی بوكسور كه شبيه يكی از شخصيت های فيلم سرگيجه هيچكاک است.

يكی ديگر از المان های سينمای پست مدرنيستی، شكاف در واقعيت است، جوری كه تماشاگر احساس كند كه مشغول فيلم ديدن است، مثل صحنه ای از فيلم جايی كه “وينست وگا” بدون هيچ گونه سر رشته از علم پزشكي به قلب همسر رئيس آدرنالين می زند و وى حالش خوب می شود. يكی ديگر از ويژگی های فيلم های پست مدرنيستی استفاده از قوميت ها و نژادهای مختلف در فيلم است، در “پالپ فيكشن “هم می بينيم كه نژاد های مختلف حضور دارند، “تارانتينو “در اين فيلم به وضوح به وضعيت تبعيض نژادى اشاره می كند، در جايی حتی در صحبت های “جولز وينفليد “می شنويم يا شايد می خواهد بگويد پيدايش هيولا هايي چون “مارسلوس والاس “حاصل چنين تبعيض هايي است.

همچنين چون يكي از دلايل بوجود آمدن هنر پست مدرنيستی اعتراض به علم گرايی و عقل گرايی محض بود، در اكثر فيلم هايی از اين دست ما با نگاه ماورايی هنرمند روبرو هستيم، مثل صحنه ای كه تير ها به “وينفليد “و “وينست وگا” اصابت نمی كند و به اين ترتيب وينفليد متحول می شود و دست از شغلش بر می دارد و نهايتا هم، اوست كه نجات می يابد و سعی می كند با خريدن روح دزد های جوان آنها را نجات دهد. پست مدرنيست ها، در عين حال كه به نقش وسايل ارتباطی مثل سينما، تلويزيون و….

معترض هستند و آنها را به عنوان تكنولوژی های مدرنی می دانند كه بشر را مسخ كرده و در خدمت سرمايه دارهاست اما خود شيفته فيلم و سينما هستند و در آن غرق شده اند، بنابراين فيلم های آنها نيز، كلاژی است از فيلم ها، كتاب ها كه قبلا ديده اند، مثال آن هم در فيلم پالب فيكشن می توان به صحنه ای اشاره كرد بازيگر شبيه مرلين مونرو در فيلمی ديگر عمل می كند، همچنين صحنه رقص اما تورمن و جان تراولتا كه شبيه صحنه ای مشابه در فيلم هشت و نيم فلينی است. پايان خوش يكی ديگر از مشخصه هاي فيلم های پست مدرنيستی است، مثل صحنه آخر فيلم پالپ فيكشن.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید