جنگ صربها با کرواتها و همه اروپا!

فوتبال و هواداران

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

اماکن ورزشی و استادیوم ها، ماکت های کوچکی از تمام اتفاقات یک مملکت هستند. وقتی قوم گرایی در یک سرزمین، جای ملی گرایی را بگیرد، شاید بتوان درخبرها و تحلیل های سیاسی، این واقعیت را کتمان کرد اما نمی توان تمام شعارهای روی سکوها را سانسور کرد و به این ترتیب احساسی که هواداران تیمها نسبت به همدیگه دارند، می تواند حتی آینده یک کشور را به خوبی مشخص کند.

زمانی که سومین بحران منطقه بالکان، منجر به آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 شد، کسی نمی توانست تصور کند که بعد از جنگ و با فروپاشی اپراتوری اتریش- هنگری، کشور واحدی به نام یوگسلاوی در بالکان شکل بگیرد که صربها، کرواتها، بوسنیایی ها و اسلاوها را زیر یک پرچم گرد آورد. هرچند در دوران مارشال تیتو، این اتفاق با زور انجام گرفت، اما این زور فقط در بیرون از استادیوم ها بود و با ورود به ورزشگاهها شرایط تغییر می کرد.

یان کولوویچ در سال 1996 در کتاب« هولیگان های فوتبال در جنگ» از سالهای قبل از جنگ گفت و نفرتی که روی سکوها بیشتر و بیشتر می شد. در ابتدای دهه 90، گفته شده بود:« مردم زیادی اتفاقات داخل یوگسلاوی را قبول نمی کنند. ولی ورزش یوگسلاوی- به خصوص فوتبال آن- نشان دهنده اختلافات و تنش هاست. خشونت در زمین های فوتبال مرتبا افزایش پیدا می کند و مقدمه ای بر دیوانگی منطقه بالکان هست. یک دیوانگی آشنا که به زودی می بینیم.»

در استادیوم دینامو زاگرب، این گروه BBB یا پسرهای بد آبی بودند که به عنوان هواداران افراطی دینامو زاگرب، نفرت از تیم ستاره سرخ بلگراد و در اصل قوم صرب را انتشار می داد. وقتی جنگ داخلی آغاز شد، بیشتر، هوادارای دینامو زاگرب و بعد از اونها طرفداران هایدوک اشپیلت بودن که داوطلب حضور در جنگ شدن و اسلحه به دست گرفتن تا صربها رو از پا دربیارن.

در طرف دیگه، شرایط برعکس بود:

آرکان یکی از هواداران افراطی باشگاه ستاره سرخ بلگراد موسوم به « DELEJO (شجاعان) »، در ورزشگاه این تیم، فرد مشهوری بود. اون خیلی پیش تر از دیگران از جنگ داخلی طرفداری کرده بود و سرانجام وقتی در میدان جنگ، رهبر یکی از جوخه های نظامی به اسم « ببرها» شد، این فرصت را پیدا کرد که کرواتها و بوسنیایی ها را به قتل برساند.

نتیجه حمله صربها به کرواسی، کشته شدن 25 هزار کروات بود و اشغال نزدیک به یک سوم خاک کرواسی توسط صربهایی که رویای تشکیل« صربستان بزرگ» را داشتند.

جرقه قوم گرایی و نفرت از سایر اقوام، از استادیوم ها زده شد و سرانجام یوگسلاوی را به کشورهایی چون صربستان، کرواسی، مونته نگرو، مقدونیه، بوسنی، کوزوو و اسلوونی تقسیم کرد. اما با جدا شدن کروات ها و صربها از یکدیگر، خشونت روی سکوها به پایان نرسید.

این بار در کرواسی در مسابقه دیناموزاگرب و هایدوک اشپیلت صدها نفر به خاطر رفتار خشن، توسط پلیس بازداشت شدند. در سویی دیگه هم افراطی های صرب، حتی این توان را داشتند که بازیهای ملی را به جنجال بکشن. در اکتبر 2010 بازی ایتالیا و صربستان در انتخابی یورو 2012 نمونه ای از این دیدارها بود که با جنجال صربها همراه شد، با وجود دخالت پلیس، بازیکنهای دو تیم قبل از شروع مسابقه زمین را ترک کردند و حتی یکی از بازیکنان مورد اصابت مواد محترقه قرار گرفت تا افراطی های صرب نشان بدهند که برای جنجال، نیازی به نبرد با کرواتها ندارند!

حالا فقط کافی است که در طرف مسابقه ای صربها باشند و تنش های آنان با کشور آلبانی به یادشان آورده شود تا بازی نیمه تمام بماند. فرق نمی کند این بازی بین تیمهای ملی صربستان و آلبانی باشد و با هلی کوپتر یک پرچم وارد استادیوم شود.

یا این که یک دیدار دوستانه بین برشیا ایتالیا و وویوودینا باشگاه صرب و در آن مسابقه، هوادارانی در استادیوم، پرچم آلبانی را به استادیوم بیاورند. حتی چنین حرکتی در بازی دوستانه هم خشم افراطی های صرب را به اوج می رساند و آنان با بالا رفتن از فنس ها کاری می کنند که چنین دیداری هم نیمه تمام بماند.

خشونت میراثی بوده که از یوگسلاوی سابق به جمهوریهای وارث آن رسیده و نمی توان انتظار داشت که طی یکی دو دهه، اثرات آن برای همیشه از بین برود.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید