نگاهی به فیلم انگل ساخته بونگ جونگ هو و برنده جایزه اسکار ۲۰۲۰

نقد از نرگس خرقانی
پست اختصاصی آسمونی

فیلم “انگل“یا “پارازیت “ساخت کشور کره جنوبی را می‌توان موفق‌ترین فیلم تاریخ این کشور دانست. فیلمی که نه تنها اسکار بهترین فیلم خارجی را برای کارگردانش “بونگ جونگ هو” به همراه داشت بلکه تنها فیلم خارجی درجایزه اسکار است که چهار اسکار را به خود اختصاص داد که این اتفاقی بی سابقه در تاریخ اين مراسم است.
دوستی به شوخی می‌گفت کشورهایی که در آنها مشکلات زیاد است معمولا فیلمسازان خوبی دارند! چون فیلمسازان درباره مشکلات فیلم می‌سازند و معمولا جشنواره‌ها و منتقدان علاقه دارند فیلم‌هایی درباره مشکلات ببینند!
فیلم “انگل “هم به مشکل اختلاف طبقاتی عمیقی که در جامعه کره جنوبی وجود دارد می‌پردازد. آن هم کشوری که در پنجاه سال گذشته رشد اقتصادی‌اش تقریبا یکی از بالاترین‌ها در دنیا بوده است، به طوری که از یک کشور فقیر و جنگ زده تبدیل شده است به یک کشور صنعتی و بسیار پیشرفته در دنیا که محصولات الکترونیکی و اتومبیل‌هایش همه کشورهای جهان را فرا گرفته است و حتی گوی سبقت را از کشورهای پیشرفته اروپایی، ژاپن و آمریکا در برخی موارد ربوده است.
اما به نظر می‌رسد این همه رشد اقتصادی در کشور کوچک کره‌جنوبی باعث نشده است که فقر در این جامعه از بین برود و همین فقر و اختلاف طبقاتی باعث مشکلات فراوانی در جامعه این کشور شده است.
فیلم “انگل “نیز به این مشکلات می‌پردازد و با فیلمنامه‌ای جذاب و چند لایه به این اختلاف طبقاتی آزار دهنده در جامعه این کشور اشاره مى كند.
فیلم در ظاهر داستان تلاقی یک خانواده فقیر پایین شهری را با یک خانواده ثروتمند بالاشهری نشان می‌دهد، اما در پس این فیلمنامه نمادهای زیادی علیه جامعه سرمایه‌داری کره‌جنوبی و مشکلات دو کره را بیان می‌کند و البته رابطه کره جنوبی با آمریکا نیز دستمایه این استعاره ها و ارجاعات در فیلم قرار گرفته است.

فیلم “انگل” نشان می‌دهد که باید به قشر  ضعيف جامعه ببیشتر توجه شود .
در واقع فیلم انگل یک هشدار است و چیزی شبیه به پایان فیلم “انگل “که بیشتر شبیه به یک تراژدی مي باشد،اتفاق غم انگیزی که در عالم واقعیت نیز دور از ذهن نیست.
فیلم با داستان خانواده‌ای شروع می‌شود که در منطقه‌ای پایین شهر و در یک زیر زمین زندگی می‌کنند. منظره تکراری مقابل مهمترین پنجره این خانه مردان مستی هستند که جلوی پنجره دستشویی می‌کنند. روى میز غذاخوری‌ خانه سوسک ها راه می‌روند و دختر و پسر جوان خانه برای استفاده از اینترنت به دنبال وای‌فای مجانی از همسایه‌ها هستند و برای این منظور دستشویی خانه بهترین مکان برای یافتن وای فای است.

در مقابل این خانه محقر ما شاهد خانه بسیار بزرگ و با شکوه خانواده‌ای ثروتمند در منطقه مرفه شهر هستیم که در خانه کلفت و راننده دارند. حضور پسر این خانواده فقیر به عنوان معلم زبان شروع داستان این دو خانواده است و اتفاقاتی که در پی آن پیش می‌آید.
یکی از نکات جالب فیلم “انگل “چند ژانر بودن فیلم است. فیلم در ابتدا لحنی سرخوشانه دارد و بیشتر فیلمی طنز است اما در پایان تبدیل به تراژدی می شود و پایان بسیار غم انگیزی دارد. برخی منتقدان این را یک ایراد برای کارگردان دانسته اند اما این سبک کاری “بونگ جونگ هو “است و در دیگر فیلم هایش نیز از این حربه استفاده کرده است. این سبک از فیلمسازی را می توان دوست داشت یا نداشت و این کاملا سلیقه ای است اما در فیلم “انگل “بی منطق و اشتباه استفاده نشده است و بر کلیت فیلم نشسته است.

یکی از نکات فیلم توجه به جزئیات است و از پس همین جزئیات می توان به بسیاری از حقایق تلخ پی برد مثلا تاکید بر تفاوت بوی بالاشهر و پایین شهر و مردم این دو منطقه واقعا جالب توجه است. مرد ثروتمند فیلم روی این موضوع چند بار تاکید می کند و در پایان همین باعث مرگش می شود و یا بارش باران که برای خانواده ثروتمند تفریح است اما در پایین شهر همه خانه ها را زیر آب می برد. به طور مثال وقتی خانواده فقیر در شب بارانی از خانواده ثروتمندان می گریزند، پدر می گوید خدا رو شکر به سلامت فرار کردیم و بعد می گوید: می رویم خانه و دوش می گیریم. اما خانه شان در آب غرق شده است و توالت خانه مرتبا بالا می زند! انگار برای فقرا هیچ آرامشی نیست حتی خانه ای امن!

1/5 ( 1 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید