نقدی بر سریال هم گناه از شبکه نمایش خانگی

نقدی بر سریال هم گناه از شبکه نمایش خانگی-the accomplice series review

نقدی بر سریال هم گناه از شبکه نمایش خانگی-the accomplice series review

نقد از مرجان دلپسند
اختصاصی آسمونی

سریال “هم گناه ” مجموعه ای است بیست و چهار قسمتی به کارگردانی “مصطفی کیایی” که بلافاصله بعد از سریال “مانکن” به نمایش گذاشته شد. این سریال روایتگر داستان زندگی چند خانواده در دو طبقه اجتماعی فقیر و غنی می باشد ‌که در قسمت های بعد می بینیم که سرنوشتشان به همدیگر ربط دارد.

موضوع این سریال جدایی پدر و پسری است که بعد از سه دهه با یکدیگر روبرو می شوند. اما شروع سریال بسیار متفاوت تر از موضوع اصلی آن است. شروع این سریال با تصادف یک کارگرخدماتی شهرداری و سرنوشت نامعلوم او بعد از حادثه ای است که برایش رخ می دهد. اما بعد از آن “فریبرز “شخصیت اصلی داستان با بازی “پرويز پرستويی“ در سکانسی کوتاه و نسبتا جنجالی از درگيری نیروی انتظامی و عوامل پرونده جعل سند و گذرنامه وارد داستان اصلی فیلم می شود.

این دو سكانس  سریال علامت سوال های فراوانی برای مخاطبانش ايجاد مى كند، اما  به نظر می رسد مخاطب تا پایان باید صبر کند تا به پاسخ سوال خود  برسد. اما نکته قابل توجه در این فیلم توجه به یکی از موسسات مردم نهادی به نام “بهزیستی” است که در سریال ها و فیلم های سینمایی دیگر کمتر به آن توجه شده است. خانواده ای که بیشترین حوادث و رخداد ها در آن رخ می دهد ؛ خانواده صبوری و خصوصا فریبرز با بازی درخشان ” پرویز پرستویی می باشد. شخصیتی که بیش از آنکه در امور زندگی و عاشقانه اش موفق باشد؛ بیشتر توانسته در  نقش یک افسر آگاهی موفق در پرونده های جعل سند گذرنامه و شناسایی عوامل جعل سند  گذرنامه موفق عمل كند . حضور “بهروز پرستویی” فرزند این بازیگر نام آشنا در نقش جوانیش برای نخستین بار است که در یک سریال در شبکه نمایش خانگی توسط کارگردانی همچون “مصطفی کیایی” انجام شده است.

پرویز پرستویی بازیگری است که هیچگاه در نقش هایش کلیشه نمی شود. هم در فیلم های کمدی و هم در فیلم هایی با نقش های جدی می توان هنرنمایی این بازیگر مشهور و نام آوازه را دید. برای مثال هنرنمایی او در فیلم” مارمولک “در نقش “رضا مثقالی” که یک کمدی کامل و بی نقص بود تا هنرنمای اش  در این سریال که نقش پدر و همسری نگران خانواده گمشده اش را بازی می کند. اما با تماشای چهار قسمت از این سریال می توان متوجه شد که فیلم نامه نسبتا ضعیف و دیالوگ های محدود برای نقش او در این سریال براحتی توانسته بازی وی را تحت تاثیر قرار بدهد.

همانطور که در بیشتر سکانس های مربوط به این بازیگر می بینیم که او دائما ساکت و خیره به نقطه ای نامعلوم است. حضور برخی از بازیگرانی دیگری در این سریال که به نظر می رسد؛ به نحوی بعد از تنظیم و تهیه نسخه نهایی فیلمنامه جز عوامل این سریال شده اند!

مثلا حضور همسر کنونی فریبرز با بازی “افسانه چهره آزاد” با دیالوگ های و سکانس های محدود حضور او لااقل در چند قسمت اول سریال به نظر جذاب نمی آید. با نگاهی به کارنامه هنری این بازیگر می توان گفت بهتر بود کارگردان، حضور پر رنگ تری برای این بازیگر هنرمند در این سریال در نظر می گرفت . اما در خصوص شخصیت “فرهاد” برادر دیگر فریبرز با بازی “مهدی پاکدل” که در نقش منجی و دایه مهربان تر از مادر و به مثابه شخصیت” زورو ” و … وارد داستان سریال می شود.

هدف او در این سریال شاید مقدس و زیبا جلوه نماید ؛ اما ناممکن به نظر می رسد. برای مثال تلاش او برای نجات “هدیه” دختر نوجوان و برادرش که به خاطر فقر  در بهزيستی بسر مي برند از دست عمویش که قیم وی می باشد و قصد دارد اورا به عقد مردی مسن تر از پدرش در بیاورد. راه حلی که برای نجات این دختر نوجوان و برادرش بیان می کند، نیز خود جای سوال دارد.

در پایان نیز قضاوتی در مورد این سریال نمی کنیم. اما با وجود تمام این موارد به نظر می رسد این سریال نیز به مثابه سریال “مانکن” توانسته مخاطب خاص خود را داشته باشد و خواهد داشت. پیشنهاد می کنم که حتما این سریال را تا پایان ببینید و از دیدن آن لذت ببرید. شاید وجود سریال ها و فیلم های به نمایش درآمده در شبکه نمایش خانگی و صدا و سیما بتوانیم بیشتر در خانه بمانیم و از شیوع این میهمان ناخوانده به دیگر هموطنانمان خودداری نماییم.

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید