نقد روانشناختی فیلم بلند سینمایی جوکر

نقد از مرجان دلپسند
اختصاصی آسمونی

جوکر ” شخصیتی است که بارها به شكل (کارتونی ، انیمیشن و برخی از بازی ها…) و به عنوان شخصیت اصلی دیده می شود ؛ یک نقش منفی است. اما این بار در یک فیلم سینمایی با یک کمدی قوی و خوب اما سیاه ديده می شو د، فیلمی که به بخشی از زندگی نکبت بار و پر از فراز و نشیب يک بيمار روانی به نام ” آرتور فلک ” با باز “واکین فینیکس ” می پردازد، او براى اين فيلم-برنده جایزه اسکار در سال ۲۰۲۰ به عنوان نقش اول مرد شد.

جوكر اين فيلم مبتلا به اختلال چند شخصیتی است. به مثابه دیگر آثار هنری این کارگردان در فیلم بلند سینمایی “جوکر” نیز با یک بیمار روانی با جنون آنی روبرو می شویم . شخصیتی که  علائم و واکنش های بیمارگونه دارد، همچنين گذشته مجهول و دوران كودكي  اي كه پر  از مخاطره و مملو از آزارها و آسیب های فیزیکی و روحی بوده است، بنابراين او متحمل آسيب های فراوان شده است و برای فرار از آن نیز اقدام به نشان دادن شخصیت هایی فرعی از خود می نماید که به صورت آگاهانه بتواند حوادث و رویدادهای زجر آورکودکی اش را فراموش کند .

تنهایی و جای خالی یک دوست و حتی عشق در سن چهل سالگی و حتی در عنفوان جوانی اش نيز مزيد بر علت شده است و تلخنده های ناخوشایندش که در تمامی ساعات زندگی و حتی در زمانی که در کسوت یک دلقک، در معرض دید عموم قرار نمی گیرد ؛ ادامه دارد .

تلخندهایش تنها حس او هستندکه او می تواند بروز می دهد ؛ تلخندهایش که نهایتا به گریه ختم می شوند و نشان دادن کارتی که روی آن نوشته شده است:  ” علت خنده های من بیماری روانی است ؛ لطفا خودتان را اذیت نکنید و مرا ببخشید . ” ، برای آگاهی مردم از وضعیت روانی این شخصیت در فیلم است. در حالی که تحت نظارت روانشناس قرار گرفتن از سوی مرکز خدمات اجتماعی و تجویز داروهای ضد افسردگی و بعضا قرص های روانگردانی که برایش تجویزشده است ؛ نیز دردهای او را درمان نمی کند. از سوی دیگر، زندگی با مادری که خودش نیز دچار اختلال خودبزرگ بینی و توهم است؛

در سکانس هایی از این فیلم می بینیم که مادر آرتور نیز به” توماس وین ” یک سرمایه دار بزرگ و ثرتمند که کاندیدای دوره بعدی شهرداری شهر گاتهام نیز می باشد ؛ نامه می نویسد و پست می کند. اما جوابی برای نامه هایش نمی آید.

بخش اعظم این توهمات را از همان دوران کودکی به” آرتور فلک” فرزند خوانده اش منتقل نموده است .” آرتور فلک” شخصیتی که آرزوی دیده شدن دارد ؛ آن هم در کسوت یک کمدین ، دلقکی که حتی کمدی هم  بلد نیست. تنها ادای کمدین ها را در می آورد. حتی مادرش که او را در کمدی هم قبول ندارد و فقط محتاج او می باشد؛ آن هم برای اینکه از گرسنگی و تنهایی نمیرد.

مشاغلی که او تجربه می کند ؛ نیز نشان دهنده زور زدن های بیش از حد او برای دیده شدن است . مثلا اشتغال او در یک موسسه که دلقک ها را برای خنداندن مردم به مراسمات  و بیمارستان ها و … می فرستد ؛ نیز یکی از شغل های کاذبی است که او را به دنیای کمدین ها نزدیک می کند . از نشانه های جنون آنی این شخصیت می توان به قتل سه جوان مرفه در مترو  اشاره كرد.  همچنين خفه کردن مادرش در بیمارستان، آن هم زمانی که او در کماست و یا حتی قتل همكارش در موسسه که برای عرض تسلیت به دیدار او آمده است؛ بدون اندکی پشیمانی و اندوه، اشاره به جنون اين شخصيت دارد. سرنوشت نهایی این شخصیت در فیلم، اين است كه او در یک بیمارستان روانی مجددا بستری می شود.

اما نمی توان به آن با عنوان چاره نهایی و یک راه حل اساسی نگریست. در ادامه نیز می توان گفت که این شخصیت و افراد مشابه او اگر مورد بی مهری قرار گیرند و اگر این روند نیز همچنان ادامه پیدا کند؛ می تواند جوکر های دیگری را در هر گوشه از این گستره جغرافیایی شکل دهد.

5/5 ( 1 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید