نگاهى به فيلم پسركشی، پسركشی يا پدركشی؟

اختصاصی آسمونی
نوشته لاله عالم

فیلم “پسر کشی “ششمین ساخته “محمدهادی کریمی” در مقام کارگردان شروع خوبی دارد، مخاطب را با خود همراه می کند و با داستانی شروع می شود که شاید خیلی از خانم ها بتوانند با آن همذات پنداری کنند.

داستان ‌پسرکشی درباره زنی است که چهار فرزند دختر به دنیا آورده و همسرش فرزند پسر می خواهد، گرچه تاریخ فیلم به سال ۱۳۴۰ بر می گردد اما شاید هنوز هم قصه خیلی ها باشد، به خصوص در روستاها و شهرستان ها و جوامع سنتی تر .

مخاطب می تواند با شخصیت زن که بازیگر آن “ژاله صامتی “است، همذات پنداری و همدردی کند و رنج او را  بفهمد. خصوصا که مرد به بهانه فرزند پسر با یک زن زیبا و جوان ازدواج می کند ‌و عملا زن اول باید تنها و بدون پشتوانه عاطفی زندگی كند.

فیلم دو بخش دارد، در قسمت های ابتدایی فیلم سرنوشت این زن (با بازی ژاله صادقی)  و شوهرش و همسر دوم زن  نشان داده می شود و در بخش بعدی که  ۳۰ سال بعد آن دوران است، زندگی کنونی زن به همراه ماجراهایی دیگر که در ارتباط با داستان گذشته اوست به نمایش گذاشته می شود.

قسمت هایی از فیلم که مربوط به گذشته می شود، هم جذاب تر از کار درآمده و هم قابل قبول تر است. بازی های بازیگران قسمت اول مثل “سهیل قاصدی “در نقش همسر زن ، “شهناز نصرتی “در نقش دایه ، “نسیم ادبی ” خواهر شوهر  و‌ “صحرا اسدالهی “همسر دوم گیراتر از بازی های ، بازیگران قسمت دوم که اکثرا نیز معروف هستند، از کار در آمده.

به نظر می رسد، فیلم دو پاره شده قسمت های گذشته چه به لحاظ بازی، گریم، طراحی صحنه و لباس قوی تر است. اما زمانی که فیلمساز می خواهد، موقعیت کنونی قهرمانان داستانش را روایت کند، فیلم ریتم کند به خود می گیرد و از حوصله تماشاگر خارج می شود.

البته بازی ژاله صامتی چه در قسمت اول و چه در قسمت دوم بسیار عالی است و در حقیقت  حضور وی دو بخش فيلم  را به هم مرتبط می سازد. اگر حضور وی تنها در بخش گذشته بود، می توانست هر قسمت ساز خودش را بزند، زيرا فيلم موضوع يا هدف واحدی را دنبال نمی كند، مخاطب نمی داند قصد كارگردان ترسيم يک واقعيت بوده يا نقد وضعيت زنان، می خواسته يک فيلم اجتماعی بسازد يا فيلمی معما گونه، يا حتی در ارتباط با ميراث فرهنگی و تاريخ خانه های قديمی، هر چند پيدا شدن استخوان های قديمی مدفون در خانه نيز و برداشت هايی از آن، مخاطب را ياد خانه پدری كيانوش عياری نيز می اندازد.

در هر صورت به نظر می رسد، کارگردان و عوامل فیلم حوصله، دقت  و زمان بیشتری برای قسمت اول فیلم صرف کرده اند. البته موضوع فیلم جالب است و تاکنون به آن کمتر پرداخت شده، خصوصا قضیه پسرکشی.

پسر كشی می توانست فيلم اجتماعی بسيار تاثير گذاری باشد، اگر رفت و آمدهای بی خودی نقش هايی كه “بهاره كيان افشار”  و “آرمان درويش “به عهده گرفته بودند، طولانی نمی شد و به جای طرح معما، به بعد اجتماعی سوژه می پرداخت.

به هر حال توقع مخاطب از فيلمی كه بازيگران مطرح مانند ژاله صامتی و ليلا زارع، نسيم ادبی و فرخ نعمتی در آن حضور دارند و يكی از نويسندگان آن مجيد برزگر است، بيش از اين هاست.

فيلم پسركشی، فيلم مناسبی برای حضور در جشنواره فجر نبود، به خصوص به عنوان جايگزين براي فيلم خورشيد، در صورت نرسيدن. آيا جايگزين های بهتری در ليست فيلم ها نبود؟!!

5/5 ( 1 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید