نقد روانشناسی فیلم سینمایی معکوس

نقد روانشناسی فیلم سینمایی معکوس  اثر پولاد کیمیایی

نقد از مرجان دلپسند
اختصاصی آسمونی

“معکوس” نخستین اثر “پولاد کیمیایی” در کسوت یک کارگردان است. فیلمی که مشخصه ها و مولفه هایی مانند خیانت، دوستی و رفاقت را در خود دارد.
مثلا سکانس مربوط به شرط بندی را در فیلم سینمایی جنگ خروس های” مسعود کیمیایی” پدر می توان دید. فیلم معکوس با نوعی بلا تکلیفی و بی مکانی در مناطق پایین شهر تهران شروع و در ادامه داستان به طبقات بالای اجتماع و قشر مرفه جامعه سوق داده می شود .

از یک سو شخصیت “سالار “پسری که در زمان تولد در خانواده ای بی توجه به مسایل عاطفی و روانی و در زندگی توام با فقر و نداری رها شده است . خانواده ای که شاید تنها دلیل زندگی را حل بحران اقتصادی برای گذران زندگی می داند . از سوی دیگر نیز شخصیت “ندا “دختری که  با وجود متعلق بودن به  قشر مرفه بی درد جامعه درد بزرگی به نام بی توجهی از سوی والدین خصوصا پدر را دارد . وجه مشترک این دو پدری با داشتن سبک فرزند پروری نادرست و رها شده در جامعه است . بی توجهی  و دلبستگی نا ایمن از زمان کودکی تا جوانی  وجه مشترک این دو شخصیت است . فرزندانی که به نوعی  بحران های حل نشده در دوران کودکی و نوجوانی خود را یدک می کشند .”سالار  “پسری است که در زندگی خانوادگی خودش دچار تزلزل در روابط عاطفی و زناشویی شده و متعاقب آن باعث مرگ همسر خود گردیده است و مدتی را در زندان به سر می برد .  فرزندی که در این بین قربانی این سردرگمی روابط مختل شده و از هم گسیخته  والدین  است.

“ندا “دختری که  با وجود آنكه  متعلق به قشر مرفه جامعه می باشد، دارای عقاید فمنیستی است . او به خاطر دیده نشدن به عنوان یک راننده رالی و اينكه  برخی او را تنها با وظایف خاص تعریف شده می شناسند ، دچار بحران شخصیت و تزلزل است. او برای جبران این بی توجهی دست به اعمالی مانند شرکت در یک مسابقه لاکچری اتومبیلرانی غیر قانونی و ثبت نشده می زند . مسابقه ای که موازین قانونی لازم را برای خود در تمام دنیا دارد . ولی در این فیلم بی قانونی و تخلف در برگزاری این مسابقه به وضوح دیده می شود.

در سکانسی از فیلم که “مسعود “یکی از طرفین شرط بندی در مسابقه به جنسیت “ندا “و اینکه این مسابقه برای او طراحی نشده است تاکید می کند . این همان نگاهی است که او را آزار می دهد؛ نقش های از پیش تعیین شده مانند تولید مثل و صرفا مادری .

همچنين اين فيلم از جنبه روانشناسی به نوعی به حل نشدن عقده الکترا در شخصیت “ندا” به خاطر نوع سبک فرزند پروری والدین وی اشاره دارد كه به دنبال وی  دست به مکانیسم روانی جبران و تصعید در حد آسیب رساندن به خود می زند . برای اینکه خود را به حدی برساند که مورد توجه عموم خصوصا مردان قرار بگیرد . مکانیسم دفاعی روانی که ندا بر اثر شکست در نتیجه عقده های زندگی گذشته و فعلی که در برهه ای از زمان برایش اتفاق افتاده و آگاهانه و ناآگاهانه از خود در برابر آن دفاع می کند .

مثلا شرکت در یک مسابقه لاکچری اتومبیل رانی به عنوان یک راننده حرفه ای یک نمونه استفاده از این مکانیسم روانی تصعید است . در این فیلم سکانس هایی که مسابقات لاکچری اتومبیل رانی برگزار می شود،  شباهت بسیاری  به تفريح های واقعی در طبقات بسيار مرفه جامعه و کارهای روزمره و روتین آنها دارد . اعمال و کارهای روتینی که برای طبقات پایین جامعه به نوعی فخر فروشی تلقی می شود . در این فیلم به طبقات متوسط جامعه اشاره ای نمی شود.

نقد از مرجان دلپسند

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید