جنجالی ترین چهره ال کلاسیکو

آلفردو دی استفانو کامل ترین فوتبالیست تاریخ…

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

برای شناخت بیشتر آلفردو دی استفانو و رقابت دو تیم رئال و بارسلونا بهترین کار ممکن این است که کتاب« ترس و نفرت در لالیگا» اثر« سید لو» را خواند. کتابی که در ایران نیز ترجمه شده و توسط انتشارات گلگشت به بازار آمده است. بخش هایی از این کتاب را با هم مرور می کنیم تا ببینیم چرا رئال با دی استفانو همه افتخارات دهه 50 را از آن خود کرد؟

**********

داستان معروفی است که می گوید پدر و پسری در یک پارک قدم می زدند که به مجسمه آلفردو دی استفانو رسیدند. پسر پرسید: پدر! اون یک بازیکن بوده؟

پدر سرش را تکان داد و گفت: نه! اون یک تیم بود!

بهتر از آنچه مردم می گویند

از آلفردو دی استفانو خاطرات زیاد نقل شده است. مردی که رکوردهای حیرت انگیزی با رئال مادرید برجای نهاد. هر کسی که بازی او را دیده، آلفردو را با تمام وجود تحسین می کند. خوآن سانتی استبان که بیست سال مربی تیم جوانان اسپانیا بود خاطرات زیادی از رئال مادرید دارد. خود او هفت سال بازیکن این باشگاه و 13 سال مربی رئال بوده است. او در گفتگویی با سیدلو نویسنده ورزشی مشهور گفت: هر چیزی که مردم راجع به دی استفانو گفته اند را نادیده بگیر!

این جمله موجب تعجب خبرنگار شد. چرا؟ پاسخ سانتی استبان گویاست: هیچ یک کافی نیست. هر چقدر که گفته اند خوب بوده کافی نیست. او بهتر بود.

برتر از پله افسانه ای

دارسی سیلویرادوس سانتوس برزیلی معروف به کاناریو که در سال 1959 به مادرید آمد می گوید: من با هر دوی شان همبازی بودم. دی استفانو و             پله. آن ها بهترین بودند.

ولی کدام بهتر بودند؟ کاناریو تریدید نمی کند: آلفردو کامل تر بود. او شماره یک بود.

سانتی استبان بیشتر توضیح می دهد: پله در 20 متری فوق العاده بود. اما آلفردو در 100 متری دروازه حکمرانی می کرد..دی استفانو در هر نقطه ای از زمین بازی می کرد. تمام نقاط! یک بار مقابل رئال سوسیه داد در محوطه جریمه خودشان یک گل را خرید و دفاع کرد. همان توپ را به حمله برد و گل کرد. او یک هیولا بود که کسی نمی توانست متوقفش کند

نویسنده کتاب زندگینامه آلفردو می گوید: اگر فرناندو ردوندو، رونالدوی برزیلی و زیدان را با هم یکی کنید به دی استفانو کمی نزدیک می شوید!

تهدید به بازنشستگی

هنوز هم طرفداران بارسلونا در حیرت اند که چطور می شد اگر همه چیز به سود آن ها پیشرفت می کرد. بالاخره، آن ها هم با دی استفانو قرارداد بسته بودند! استانیسلاو بوسارا که در آن روزها کاپیتان بارسا بود 50 سال بعد گفت: با دی استفانو، بین بارسلونا و بقیه باشگاهها تفاوت غیر قابل باور می شد. شاید آن پنج جام پشت سر هم را که مادرید در اروپا برد ما می بردیم.

آمدم، دیدم، فتح کردم

دی استفانو هم سر در نمی آورد که به چه کار بارسلونا می آید. او بعدها گفت:« بارسلونا تیم خیلی خوبی داشت و کوبالا یک ماشین گلزنی تمام عیار بود. استادیوم 45 هزار نفری هر هفته پر بود و از خودم می پرسیدم: اگر این ها قهرمان هستند مرا می خواهند چه کار؟ آن ها می گفتند کوبالا مشکل ریه دارد ولی این طور به نظر نمی رسید. همیشه احساس می کردم بعد از بازیهای دوستانه با من سرد شدند. »

به هر حال آلفردو با رئال ضرر هم نکرد. تنها دو روز بعد از آن که قرارداد نهایی بارسلونا و رئال بسته شد و آرژانتینی برای همیشه متعلق به رئال شد، رئال با 5 گل بارسلونا را شکست داد و دی استفانو هم 2 گل زد. این در حالی بود که او در ابتدای ورود به رئال با 78 کیلو، 5 کیلوگرم اضافه وزن داشت اما این هم مانع از درخشش « لا سانتا» نگشت. او در خاطراتش گفت:« ونی- ویدی- ویچی( Veni- Vidi- Vici)؛ جمله ای که پیش تر ژولیوس سزار در سنای روم گفته بود یعنی: من آمد؛ من دیدم و من فتح کردم» دی استفانو جمله ای دیگر نیز اضافه کرد:« خداوند مادری که مرا به دنیا آورد بیامرزد»

مردی که همیشه بیشتر می خواست

کاناریو می گوید:« او 90 دقیقه فریاد می زد و ناسزا می گفت. همیشه تلاش می کرد بقیه را مجبور کند بهترین بازی شان را انجام دهند.» سانتی استبان نیز این صحبت ها را کامل می کند:« در تمام بازی بالای سرتان بود. می گفت: حیف نون بدو! من می گفتم: دون آلفردواگر فقط می توانستم یک چهارم شما بدوم! نکته اساسی همین جاست. هیچ وقت نمی خواست برای او بدوید. می خواست که اندازه او بدوید. ولی این غیر ممکن بود. هیچ چیز برایش کافی نبود. همیشه بیشتر می خواست. در تمرین و بازی خواسته هایش از خود و هم تیمی هایش بسیار زیاد بود.»

یک ارکستر کامل

هلنیو هررا شاید بهترین مقایسه بین پله و آلفردو  را انجام داده است. او گفت:« اگر پله یک ویلونیست فوق العاده است، دی استفانو یک ارکستر کامل است. » بابی چارلتون هم که سابقه حذف با پیراهن یونایتد مقابل رئال را دارد درباره بازی رقیب اسطوره ای خود می گفت:« او کاملا بازی را کنترل می کرد. همه چیز فقط اطراف او اتفاق می افتاد. از خودم می پرسیدم چطور می توان او را متوقف کرد؟» دی استفانو خودش بهتر از هر کس دیگری می دانست که نمی توانند وی را متوقف سازند. یک بار در حین مسابقه به مامور یارگیری خود گفت: پسر! می خواهی همه جا با من بیایی؟

  • آره؛ مربی گفته باید این کار را بکنم!
  • باشه! می تونی دنبالم کنی. ممکنه یه چیزی یاد بگیری!

مساله ای که بهتر از هر چیز دیگر گویای هوش بالا و تخریب کننده و اعتماد به نفس آمیخته با بی اعتنایی آلفردو دی استفانو بود؛ مردی که تاریخ رئال را دگرگون ساخت..

 

0/5 ( 0 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید