ماجراهای تیم ملی فوتبال در 93 سال قبل (بخش پایانی)

ماجراهای تیم ملی فوتبال در 93 سال قبل (بخش پایانی)

ماجراهای تیم ملی فوتبال در 93 سال قبل (بخش پایانی)

فوتبالیست های زندانی

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

بخش اول ماجراهای تیم ملی در 93 سال قبل را با هم خواندیم. حتما مشاهده کردید که یک قرن قبل همه چیز با امروز متفاوت بود حتی ادبیات ورزشی در مطبوعات ایران. با هم بخش دوم این نوشته را مرور می کنیم. چگونه ممکن است نمایندگان یک کشور پس از بازگشت به کشور، زندانی شوند؟!

قسمت دوم بازی و گشودن قلعه ایران!

قسمت (نیمه دوم) بازی بعد از چند دقیقه استراحت شروع شد و تیم مقابل بر فعالیت خویش افزود و شروع به حملات متعدد نمود و اولین گل از طرف تیم بین المللی پس از 5 دقیقه به وسیله سانترفوروارد که کاپیتان تیم مزبور هم بود به قلعه (دروازه) تیم ایران زده شد. پس از آمدن توپ به میدان و تجدید بازی بعد از دو دقیقه گل دوم مجددا از طرف تیم مزبور به قلعه (دروازه) ایرانی ها نواخته شد. این دو گل که پش سر هم و بلافاصله نصیب تیم حریف گردید صدمه کاملی به قوه معنوی (روحیه) تیم ایران وارد کرد و تیم بین المللی از این وضعیت استفاده نموده، پس از 5 دقیقه دیگر، گل سوم را به دروازه تیم ایرانی زدند. این مغلوبیت متمادی در این جا موجب تهییج و تزئید فعالیت تیم ایرانی شده و کاملا حواس خود را متوجه حملات طرف نموده تا اینکه توپ به وسیله حسینعلی سردار از فاصله 18 قدمی با یک شوت قشنگی وارد دروازه تیم بین المللی گردید. بعد از گل سومی که نصیب تیم ایران شد و بازی آن روز بحالت تساوی آمد آثار و علائم خستگی در تیم ایرانی ظاهر شد. بنابراین از حمله منصرف و به دفاع پرداختند. چند دقیقه به خاتمه بازی مانده بود که سانترفوروارد تیم بین المللی با یک مهارت توپ را به دروازه تیم ایران داخل کرد که بعد از دو دقیقه سوت خاتمه بازی را اعلام کرد.

تفاوت های فوتبال ایران و شوروی

در اینجا لازم می دانم مهارت قابل دقت و توجه دروازه بان معروف ایرانی ها آقای خان خانان سردار را به تصدیق بازیکنان روسها و تمجید جریده نگاران آنجا خاطرنشان نمایم. ناگزیر باید شمه ای در اینجا از تفاوت طرز بازی و انتظام حملات مابین این دو تیم را گوشزد نمود. یگانه فرقی که در میان وجود داشت این بود که تیم روسها مانند یک ماشین منظمی بازی را متحدا پیش برده، یعنی هیچکدام از افراد آنها در این صدد نبودند که توپ را به تنهایی داخل دروازه طرف نمایند. بلکه به شکل خیلی مرتب فرواردها توپ را به همدیگر رسانیده و بدون اینکه از این اصل خارج شوند خود را به موفقیت (دروازه حریف) نزدیک می کردند. زیرا آنها سالهاست که با هم بازی کرده و بازی یکدیگر را خوب می دانستند ولی تیم ایرانی هرکدام از افراد آن برای اینکه به عجله و بدون اینکه از بازی همدیگر اطلاع داشته باشند برای مسابقه ای عازم شدند لذا نمی توانستند به اطمینان کامل مانند طرف مقابل به رفقای خود توپ را رسانیدده و مانند آنها بازی را پیش ببرند.
فرق دوم تفاوت بنیه و قوت بدن بود. البته همه تصدیق خواهند فرمود که بنیه و قوت بدنی آقایان روسها خیلی از بنیه و قوت بدنی ما بیشتر بلکه طرف نسبت نمی باشد و حتی این فرق به قدری محسوس بود که بعد از خاتمه بازی تیم طرف و جریده نگاران محلی که حضور داشتند افراد ما را تبریک و از حرکات منظم و مودبانه ماها خوشوقت بودند.
سوم اینکه اسپورتمن ها و فوتبالیست های آنجا هراندازه که به فوتبال و سایر اقسام ورزش اهمیت داده می شود چندین برابر ورزش اهمیت داشته بنابراین هفته ای دو سه روز بایستی کلیه فوتبالیست ها ورزش نمایند. در واقع آنها ورزش را مانند سایر ملل حیه دنیا اصل و ریشه اسپور تلقی کرده و اساس موفقیات اسپوری خود را در اشتغال به ورزش می دانند.

دومین دیدار؛ تساوی(0-0)

از بادکوبه تلگرافاً اطلاع می دهند مسابقه دوم (تیم ایران) با قوی ترین دسته دارالفنون روز 7 آذر 1305 (انجام شد) و طرفین مساوی (شدند) و ایرانی ها با نهایت خستگی که داشته در مقابل افراد تازه نفس خوب از عهده برآمده و غالباً موفقیت با ایرانی ها بوده است. (بازی در دست تیم ایران بود.)

دیدار روز 8 آذر

تلگراف واصله از بادکوبه مشعر است که فوتبالیست های ایرانی با قوی ترین دسته کلوب های بادکوبه که گوی سبقت را از کلیه کلوبهای فوتبال کل روسیه برده اند در استادیوم «معدن نفت» با حضور قریب به 6000 نفر تماشاچی و محترمین شروع و نتیجه سه بر یک به نفع فوتبالیست های بادکوبه ختم شد. اعضای تیم فوتبال منخب تهران پس از انجام سه مسابقه در آذربایجان شوروی شب 9 آدر 1305 با کشتی وارد بندر پهلوی شدند. صبح روز بعد عازم تهران شده و در 10 آذر 1305 در میان استقبال مردم به تهران مراجعت کردند.

کتک کاری در نشریه ناهید!

یکی از جالب ترین اتفاقاتی که در تاریخ فوتبال ایران و شاید تاریخ ورزش ایران روی داد مربوط به جنجالی می شود که پس از گذشت تیم ایران از بادکوبه در تهران به وجود آمد. جریان به این شکل بود که بازیکنان تیم ایران وقتی از بادکوبه برگشتند توقع داشتند با توجه به بازی هایی که آنان برای نخستین بار در خارج از کشور انجام داده بودند مورد تقدیر قرار گیرند و از آنها قدردانی و تشکری شده و خلاصه مورد استقبال گرمی قرار گیرند. اما علاوه بر اینکه این طور نشد، چند روز بعد از مراجعت آنان روزنامه فکاهی «ناهید» در صفحه اول خود کاریکاتوری به چاپ رساند که یک فوتبالیست روسی با نوک کفش فوتبالش به نشیمنگاه فوتبالیست های ایران زده و هریک از آنها را به گوشه ای پرتاب کرده بود و در شرح کاریکاتور نوشته بود: نتیجه مسابقه فوتبال ایران و شوروی!
فوتبالیست های جوان ایران که به هیچ وجه توقع یک چنین توهینی را به خود نداشتند، تصمیم گرفتند که به محل روزنامه ناهید بروند و صاحب آنرا که چنین بی حرمتی به آنان کرده بود ادب نمایند. به همین دلیل عده ای از فوتبالیست ها پس از اآنکه هرکدام یک تکه چوب کلفت را در آستین ها یا زیر کت های خود پنهان کردند به دفتر روزنامه ناهید حمله کرده و در عرض چند دقیقه دفتر روزنامه و کلیه تاسیسات آن را تبدیل به ویرانه ای کردند و حتی قصد داشتند که آنجا را به آتش بکشند که با آمدن پلیس به محل و محاصره دفتر روزنامه موفق به این کار نشدند. به هر حال فوتبالیست ها توسط ماموران به شهربانی، که در میدان توپخانه واقع بود برده شدند و در آنجا به زندان فرستاده شدند. مدت یک شبانه روز، فوتبالیستها در زندان به سر بردند و سرانجام پس از آنکه ماموران فهمیدند که آنها فوتبالیست هستند، با وساطت بعضی از زعما و گرفتن التزام که دیگر دست به چنین حرکاتی نزنند از زندان آزاد شدند.

5/5 ( 1 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید