خشم و نفرت قومیتی ، از استادیوم های فوتبال تا جنگ بالکان

نقش فوتبال یوگسلاوی در ابراز خشونت از سوی صرب ها حیرت انگیز بود. یکی از صربهای سرشناس عصر جنگ، ارکان بود. او پیش از آنکه به عنوان فرمانده جوخه نظامی «تایگرز» به کشتار کروات ها و بوسنیایی ها بپردازد، پیشقراول طرفداران افراطی باشگاه ستاره سرخ بلگراد بود.

خشم و نفرت قومیتی ، از استادیوم های فوتبال تا جنگ بالکان

خشم و نفرت قومیتی ، از استادیوم های فوتبال تا جنگ بالکان

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

هواداران فوتبال، ماکتی از شرایط حاکم بر یک کشور هستند و به خوبی می توان احساسات اقوام یک کشور نسبت به یکدیگر و میزان رقابت یا حتی نفرت آنها نسبت به هم را در استادیوم های فوتبال مشاهده کرد؛ نفرتی که می تواند زمینه ساز یک جنگ داخلی شود. در سال 1379 بود که حمیدرضا صدر کتابی با عنوان« روزی روزگاری فوتبال» نوشت که توسط نشر آویژه به چاپ رسید. البته هنوز صدر چهره ای تلویزیونی نشده بود و همین سبب شد که کتابی 2500 تومانی نزدیک به یک دهه برای تجدید چاپ نیاز به زمان داشته باشد.
در بخش مربوط به یوگسلاوی این کتاب می توان به خوبی نفرت اقوامی را دید که این نفرت را به از استادیوم های فوتبال به میدان های جنگ منتقل کردند. این بخش را با هم مرور می کنیم.

از سکوها تا سنگرها

شجاعان ستاره سرخ، پرچم های شان را روی سکوها گذاشتند، تفنگ هایشان را برداشتند و به جبهه رفتند.
نشریه رداستار ریویو در اشاره به طرفداران صرب باشگاه ستاره سرخ بلگراد در 1992 از یوگسلاوی با جمله «روزی روزگاری سرزمین بود» یاد می کنند. چندپاره شدن یوگسلاوی حیرت انگیز بود. فروپاشی کمونیسم کشور را به بوسنی و هرزگوین، کرواسی، اسلوونی، مقدونیه، صربستان و سرانجام مونته نگرو تکه تکه کرد. اما نهیب جدایی پیش تر ها زده شده بود، وقتی که مارشال تیتو در مه 1980 مُرد. همان زمان که زخم های کهنه سر باز کردند. همان زخم هایی که یک دهه بعد با فروپاشی کمونیسم به کشتارهای خونین گراییدند.

فضای ناآرام استادیوم های یوگسلاوی و بی قراری طرفداران هشداردهنده بودند. تندتر شدن آهنگ سرودهای قوم گرایانه و دشنام ها هشداردهنده بودند. کینه توزی های بی حصر صرب ها علیه کروات ها و بوسنیایی ها هشداردهنده بودند. کینه ای که سال ها در میادین فوتبال یوگسلاوی جریان داشت ولی کسی آن را نگرفته بود. درگیری های طرفداران ستاره سرخ بلگراد (صرب ها) و دینامو زاگرب (کروات ها) با پوشیدن پیراهن متحدالشکل بالابردن پرچم ها و سردادن سرودها بازتابنده دشمنی های قومی بودند. پیراهن ها و شال گردن های همرنگ تماشاگران فوتبال جایشان را به جامه های نظامی دادند. تفنگ و تپانچه جای شیپورها را گرفتند و صدای رگبار گلوله ها جای شعارها را. در سال 1990 و پیش از آغاز رسمی جنگ بالکان، مطبوعات بسیاری به این دیگ جوشان اشاره کردند: «… امروز افراد بسیاری آنچه در یوگسلاوی می گذرد را کتمان میکنند، ولی ورزش یوگسلاوی و خصوصا فوتبال آن نمایانگر تنش جاری است. مقیاس خشونت در میادین فوتبال یوگسلاوی روز به روز بزرگ تر می شود و پیش درآمدی بر جنون آشنای کشورهای بالکان است که همین روزها از راه خواهد رسید.»

اعلان جنگ در میدان فوتبال

نقش فوتبال یوگسلاوی در ابراز خشونت از سوی صرب ها حیرت انگیز بود. یکی از صربهای سرشناس عصر جنگ، ارکان بود. او پیش از آنکه به عنوان فرمانده جوخه نظامی «تایگرز» به کشتار کروات ها و بوسنیایی ها بپردازد، پیشقراول طرفداران افراطی باشگاه ستاره سرخ بلگراد بود. او در استادیوم های فوتبال چهره آشنایی به شمار می رفت. او اولین کسی بود که از جنگ داخلی حرف زد و اسلحه اش را برداشت و به جبهه رفت. پیش از آنکه ارتش و ژنرال ها اعلان نبرد کنند، طرفداران ستاره سرخ بلگراد برابر دینامو زاگرب اعلان جنگ کرده بودند.

درگیری طرفداران ستاره سرخ که با عنوان «شجاعان» قدرت شان را به رخ می کشیدند و طرفداران دینامو زاگرب با عنوان «ب ب ب» سال ها روی سکوها جریان داشت و دوربین های تلویزیونی بارها آن را به صورت زنده پخش کرده بودند. نشریه رداستار ریویو در 1992 طی گزارش در مورد جنگ صرب ها و کروات ها نوشت: «… شجاعان ستاره سرخی پرچم های شان را روی سکوها گذاشته تفنگ هایشان را برداشتند و به جبهه رفتند.»
پیوند تشکیلاتی طرفداران ستاره سرخ آن قدرگسترده و جاافتاده بود تا با حفظ همان ساختار پابه عرصه نبرد بگذارند. تماشاگران افراطی که تا دیروز قهرمان شان را در میدان تشویق می کردند فرصتی یافته بودند خود را قهرمان ملی قلمداد سازند. کروات های طرفدار دینامو زاگرب نیز کنار طرف داران اسپلیت زاگرب، جوخه های مقاومتی شکل دادند تا در خیابان ها و میادین شهرهای کرواسی برابر حملات صرب ها مقاومت کنند. طرفداران دینامو زاگرب در زمره اولین کسانی بودند که خود را به مراکز نظامی معرفی کردند لباس ارتشی پوشیدند و اسلحه به کمر بستند.
درگیری های اولیه بین گروه هایی رخ داد که سال ها در میادین فوتبال به هم ناسزا می گفتند و یکدیگر را تهدید می کردند. اصطلاحات و مکالمات جاری در استادیوم ها بارها در میادین نبرد به گوش رسیدند، عجیب نبود اولین بناهای یادبود از دست رفتگان جنگ، در استادیوم های فوتبال کرواسی بنا شدند.
کشش های دیرپای ناسیونالیستی قوم های مختلف یوگسلاوی که تا دیروز فقط در میادین فوتبال ابراز می شد زبانه های جنگ را شعله ورتر ساخت و در ابتدای جنگ بسیار تعیین کننده بود. فوتبال پیش درآمد بر کینه ورزی ها بود. فوتبال فاصله ها را برداشت و همه گروه ها را در برگفت. فوتبال تضاد بین قوم های مختلف را عیان ساخت.
طرفداران روی سکوها چنان انضباط آهنینی داشتند که فرماندهان ارتش آرزویش را میان جوخه هایشان می کشیدند. صرب ها و کروات های اهل فوتبال با تکیه به آن نظم جوخه های نظامی شان را به سرعت برپا ساختند.
خشونت های ظاهرا کوچک دهه 1980 در میادین فوتبال و شعارهای تند روی سکوها مقدمه ای بر کشتارها بودند و یک دهه بعد کشتزارهای مرگ را برپا ساختند. طرفداران روی سکوها سربازان بی رحمتی شدند و توپ جایش را به تفنگ و مسلسل داد.

اختصاصی آسمونی / مهدی زارعی

0/5 ( 0 نظر )


منبع : ورزشی آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید