نقد فيلم شاه كش

صحنه نفس گير فيلم از آنجا شروع می شود كه مرد در ظاهر خبرنگار با بازی “هادی حجازی فر “با مرد ديگری در حين شستن دست هايشان در دستشويی درگير می شوند، چرا كه وقتی خبرنگار از وی درباره زن مرده می پرسد و مرد دوم با لحنی ناشايست از زن صحبت می كند، توسط ضد قهرمان تا سرحد مرگ أسيب می بيند و در ادامه كه شاهد گروگان گيری افراد ساكنان هتل توسط همان ضدقهرمان هستيم.

نقد فیلم شاه کش-kingslayer movie review

نقد فیلم شاه کش-kingslayer movie review

اختصاصی آسمونی
نقد از لاله عالم

شاه كش شروع خوبی دارد، فيلم با نماهای لانگ شات از طبيعت كوهستانی برفی آغاز می شود و فيلمبرداری خوب و زيبا و در عين حال سخت از اين منظرها، به مخاطب ديدن فيلمی زيبا و حساب شده را نويد می دهد.

چند نفری از يک تلسکی ميان ايستگاهی كوه پياده می شوند. زنی سر می خورد و به نظر می رسد پايش شكسته است . دوستانش در هتل همان ايستگاه، جايی شيک و خاص كه به نظر گران قیمت می باشد، قبلا اتاق رزو كرده اند.

مخاطب ابتدا فكر می كند، ممكن است حوادث فيلم به اين فرد پاشكسته مربوط شود اما اين تنها تمهيدی است برای جذب تماشاگر و همراه ساختن وی با فيلم. در ادامه متوجه می شویم موضوع از این فراتر است و جسد زنی که مي گويند قسمتی از بدنش توسط حیوانات (گرگ) خورده شده در همان حوالی یافته شده است .

با ورود مردی به هتل مشخص می شود ، فيلم به شخصيت پا شكسته ربطی ندارد(البته كاملا هم مشخص نمي شود!؟) و تازه قرار است داستان فيلم شروع شود و شخصيت اصلی يا ضد قهرمان همان فردی است كه وارد هتل می شود و ابتدا تماشاگر تصور می كند، خبرنگاری است كه برای تهيه عكس و فهميدن ماجرای مرگ زن به آنجا آمده است.

صحنه نفس گير فيلم از آنجا شروع می شود كه مرد در ظاهر خبرنگار با بازی “هادی حجازی فر “با مرد ديگری در حين شستن دست هايشان در دستشويی درگير می شوند، چرا كه وقتی خبرنگار از وی درباره زن مرده می پرسد و مرد دوم با لحنی ناشايست از زن صحبت می كند، توسط ضد قهرمان تا سرحد مرگ أسيب می بيند و در ادامه كه شاهد گروگان گيری افراد ساكنان هتل توسط همان ضدقهرمان هستيم.

كارگردان توانسته با شروعی خوب مخاطب را با خود همراه سازد و از بازی بازيگران شناخته شده نيز بهره ببرد و در طول فيلم هم متوجه می شويم كه با یک فيلم معمايی پليسی طرف هستيم كه به خودی خود برای تماشاگران جذابيت دارد همچنين گوشه چشمی هم به مسائل اجتماعی دارد با اين وجود در القای مفاهيم مورد نظرش ناموفق است.

بهرحال اگر فيلمنامه محكم و شخصيت پردازی های درستی داشت ، می توانست فيلم خوبی باشد. چرا كه در سينمای ايران به فيلم های پليسی و معمايی كمتر پرداخته می شود و جای فيلم های خوب در آن خالی است و مثل هر ژانر سينمايی ديگر جای كار دارد.

از طرفی طرح مسايل اجتماعی و پرداخت درست آنها درحالی می تواند، ارزشمند و مفيد باشد كه بتواند تاثيرگذار باشد و اين در فيلم “شاه كش” اتفاق نمی افتد. مخاطب در اين فيلم فقط می فهمد که مرد به ظاهر خبرنگار شوهر جسد زنی است که پیدا شده و بقیه قضایا تا آخر فیلم مجهول می ماند. اینکه چرا یک زن حامله بدون اطلاع همسرش با یک عده کوهنورد حرفه ای و اسكی باز در شرايط سخت جوی به کوه می رود ، سوالی است که تا انتها در فیلم برایش جوابی وجود ندارد و چرا مرد از وجود چنین دوستانی در زندگی زن خبر ندارد ، آن هم مشخص نیست ، سرو كله اين دوستان از كجا در زندگی اين زوج پيدا شده آن هم مشخص نيست .

فقط به صرف چند دیالوگ که از دهان مهناز افشار شنیده می شود که می گوید از دست تو خودکشی کرد یا جمله های دیگری شبیه آن ، چیزی مشخص نمی شود. همچنین بر روی پیغام گیر موبایل مرد نیز دیالوگی از زبان مادرزن مرد شنیده می شود که می گوید، کسی که بدبختش کردی، پیدا شده. معلوم نیست که چرا و چطور این زن بدبخت شده، از طرفی پيام ديگری از طرف زنش كه اكنون جنازه اش پيدا شده بر روی تلفن مرد است که می گوید :”دلتنگت هستم و تو قرار بود بری و بعد یک هفته مرخصی بگیری و بیایی.”
چرا مرد بعد از يك هفته نيامده اين هم باز در فيلم مشخص نيست. از طرف ديگر چرا وی يک عده را در هتل گروگان می گيرد آنهم مشخص نيست.

 

آيا در آن هتل و آن منطقه اتفاقاتی رخ می داده كه با مرگ زن در ارتباط است ؟ از صحبت های اول فيلم مرد با مسئول هتل به نظر می رسد كه قبلا وی به آن مكان می آمده. اما چرا او كه به اين مكان رفت و امد داشته، ديگر كوهنوردان را نمی شناسد؟اين هم مشخص نيست، در صورتيكه به نظر می رسد آنها همه همسر وی را می شناختند. در طول فيلم مشخص نمی شود كه آيا مسئول هتل واقعا تصور می كرده اين فرد خبرنگار است يا واقعا می دانسته كه همسر زن است ، و اشارات ديگری كه انگار كوهنوردان همراه زن به نوعی در مرگ وی نقش داشته اند. اما در نهايت “شاه كش” تمام می شود با يك سری سوالات بی جواب كه تنها تماشاگر را به ياد چند فيلم می اندازد كه البته در پرداخت و شخصيت پردازی و فيلمنامه نتوانسته مثل آنها قوی عمل كنند.

فيلم سازی در فضاهای بسته و گروگان گيري “بعداز ظهر سگي “و “آژانس شيشه اي “را برای مخاطب تداعی می كند.
پنهان كاری و نداشتن شناخت نزديكان از يكديگر و مسائل اجتماعی فيلم ، درباره الی را به ياد می آورد. نوش دارو بعد مرگ سهراب قصر شيرين رضا ميركريمی را ، كله گوزن ها بر ديوار هتل به مانند خط قرمز مسعود كيميايی و …..
ودر انتها می توان گفت شايد به غير از فيلمبرداری ، خوب “عليرضا قاضی” و طراحی صحنه جالب فيلم می توان به بازی و نقش متفاوت “مجيد صالحی اشاره كرد.

اختصاصی آسمونی
نقد از لاله عالم

0/5 ( 0 نظر )


منبع : فیلم و سینما آسمونی

نظر خودتان را ارسال کنید